22 March 2026
ما افغانها نوروز، آغاز سال نو و جشنواره بهار را جشن میگیریم. در بسیاری از فرهنگها، به ویژه در میان مردم افغانستان و آسیای مرکزی، نوروز زمان شادی، ارتباط و امید است
در آستانهٔ سال نو، دعای صمیمانهٔ ما این است که سال پیشِ رو برای همهٔ ما سالی سرشار از برکت، شادی، صلح و آرامش باشد؛ سالی که در آن رد پای لطف و مهربانی خداوند را در لحظه لحظهٔ زندگی خویش ببینیم و تجربه کنیم
نوروز، این میراث کهن و گران بهای فرهنگ ما، هر سال بار دیگر به خانهها و دلهای ما بازمی گردد؛ آیینی که قرنهاست از نیاکانمان به ما رسیده و همچنان در جان فرهنگ ما زنده است.
برخی با نوش جان کردن هفت میوه، برخی با پوشیدن لباسهای نو، برخی با رفتن به دامن طبیعت، با دید و بازدیدها و با شرکت در جشن ها و میلهها میکوشیم غبار زمستان را از تن و جان خود بتکانیم و با امید و شادمانی به استقبال سالی تازه برویم
یکی از ویژگیهای دیگر استقبال از نوروز، اجرای اتن ملی است؛ رقصی سنتی که جوانان و کهنسالان در کنار یکدیگر آن را اجرا میکنند و با حرکات هماهنگ و موزون خود، شادی و همبستگی را به نمایش میگذارند
اتن یکی از زیبا ترین جلوههای فرهنگ و هنر مردمی در میان اقوام افغانستان است. این حرکات هماهنگ پا و دست، همراه با موسیقی محلی و ضرب دهل، شادی و همبستگی خود را به نمایش میگذارند. اتن تنها یک رقص نیست؛ بلکه نمادی از وحدت، شور زندگی و پیوند عمیق مردم با سنتها و هویت فرهنگی خویش است. در جشنها، به ویژه در نوروز، اجرای اتن فضای شادی و صمیمیت میآفریند و نسلها را در کنار یکدیگر گرد میآورد.
اما نوروز چیزی بیش از یک جشن فرهنگی است
نوروز تنها تغییر یک تقویم نیست؛
نوروز پیام یک آغاز است،
نوروز پیش از آن که در صفحهٔ سالنامه ورق بخورد، در جان انسان ورق میخورد.
بوی بهار، شکفتن جوانهها و خانه تکانیِ، خانهها، همه نشانهای از خانه تکانی دلهاست.
گویی طبیعت با ما سخن میگوید و در گوش جانمان زمزمه میکند
میتوان دوباره آغاز کرد،
میتوان از نو شروع کرد،
میتوان غبارهای کهنه را به روشنایی تازهای بدل ساخت.
پولس رسول در کتاب مقدس همین حقیقت را چنین بیان میکند:
این تنها یک اصلاح ظاهری یا تغییری سطحی نیست، بلکه ودگرگونیای عمیق و بنیادین در درون انسان است
همان گونه که در نوروز زمین جامهای تازه بر تن میکند، دل انسان نیز میتواند جامهٔ کهنه را از تن بیرون آورد. کینهها، شکستها، حسرتها و خطاهای گذشته دیگر فرمانروای مطلق زندگی ما نیستند. گذشته بخشی از داستان ماست، اما پایان آن نیست
نوروز به ما یادآوری میکند که زمستان هرقدر هم طولانی باشد، بهار در راه است
شاخههای خشکیده دوباره جان میگیرند. زمین خفته دوباره بیدار میشود
و روح انسان نیز میتواند از یخ بندان نومیدی رهایی یابد.
همانگونه که با نوروز طبیعت جامهای تازه میپوشد، ایمان به مسیح نیز آغاز فصلی تازه در جان انسان است
نوروز فرصتی است برای آشتی؛
آشتی با خدا،
آشتی با دیگران،
و آشتی با خویشتن
فرصتی برای بازنگری در مسیر زندگی؛
فرصتی برای بخشیدن و بخشیده شدن؛
و فرصتی برای کاشتن بذرهایی که شاید در سال گذشته مجال روییدن نیافتند
اگر در مسیح «خلقت نو» ممکن است، پس در زندگی ما نیز هر لحظه میتواند نوروزی تازه باشد؛ نه فقط در آغاز سال، بلکه در هر تصمیمی که ما را به سوی نور، امید و محبت رهنمون میشود.
نوروز به ما یادآوری میکند که نو شدن تنها یک رویداد در تقویم نیست؛
نو شدن، انتخابی آگاهانه است. انتخابی برای رها کردن آنچه کهنه، سنگین و بازدارنده است، و گشودن دل به حیاتی تازه و جاودان که خداوند با محبت پیش روی ما قرار میدهد. در این میان، چه دلانگیز است آنجا که ایمان و فرهنگ به هم میرسند؛
هر دو از بهار سخن میگویند
از عبور از تاریکی به روشنایی،
از گذر از سکون به شکوفایی،
از رهایی از مرگ به آغوش زندگی،
و از کهنگی به طراوتی نو
نوروز، تنها تغییر فصل نیست؛ پیامی است از امید، از امکان دوباره برخاستن،
از اینکه هیچ زمستانی ابدی نیست و هر سردی، سرانجام جای خود را به گرمایی زندهبخش خواهد داد
همانگونه که دانههای خفته در دل خاکِ زمستان، با نوازش آفتاب بهاری بیدار میشوند،
پوستههای سخت را میشکافند و به سوی نور قد میکشند، ایمان نیز در ژرفای جان انسان چنین میکند؛ بیدار میسازد، دگرگون میکند، و حیاتی تازه میرویاند.
ایمان به مسیح، نه فقط باوری در ذهن،
بلکه رویشی در دل است؛
روییدنِ محبتی که میبخشد،
نوری که تاریکی را پس میزند،
و حیاتی که هر روز نو میشود.
پولس رسول در رساله به غلاطیان دربارهٔ ثمرات این زندگی تازه چنین مینویسد:
اینها نشانههای بهاری هستند که درون انسان شکوفا میشود؛
بهاری که نه وابسته به فصلها،بلکه ریشهدار در حضور خداوند است
پس نوروز، دعوتی است، دعوتی برای نو شدن درون، برای کاشتن بذرهای امید، ایمان و محبت در دل، برای آنکه بگذاریم خداوند،بهار جاودان خود را در زندگی ما به شکوفایی برساند.
پولس رسول در جای دیگری میگوید:
واژهٔ «پیوسته» بسیار مهم است
زندگی نو یک رویداد لحظهای نیست؛ فرایندی مداوم است
انسان ایماندار پیوسته رشد میکند، و خصوصیات الهی در او آشکارتر میشود یعنی زمستان کهنهٔ زندگی را پشت سر میگذارد و به بهاری تازه قدم میگذارد
مسیح نیز فرمود
من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان است… در من بمانید و من در شما
شاخه تا زمانی که به تاک متصل است، شیرهٔ حیات را دریافت میکند و ثمر میآورد
اما اگر جدا شود، خشک میشود»
این کلام، ما را به تأملی عمیق دعوت میکند:
تاک و شاخهها از یکدیگر جدا نیستند؛ حیات شاخه، کاملاً وابسته به تاک است. اگر شاخه از تاک جدا شود، خشک میشود و ثمری نخواهد داشت
عیسی با این تمثیل نشان میدهد که حیات روحانی ما نیز تنها در اتصال به او معنا پیدا میکند. «در من بمانید» یعنی در رابطهای زنده، پیوسته و صمیمی با او زندگی کنیم نه فقط در ظاهر، بلکه در عمق دل و در تمام ابعاد زندگی.
و چه تسلیبخش است ادامهٔ این وعده: «و من در شما»
این فقط یک دعوت نیست، بلکه وعدهٔ حضوری متقابل است؛ حضوری که قوت میبخشد، رشد میدهد و ما را قادر میسازد تا ثمر بیاوریم
ثمرهٔ این ماندن، همان دگرگونی درونی است، محبت بیشتر، آرامش عمیقتر، صبر در سختیها و زندگیای که بازتاب نور خداوند است.
در پیوند با پیام نوروز، این کلام یادآور میشود که نو شدن واقعی، نه فقط در تغییر فصلها، بلکه در «ماندن» در منبع حیات است. همانگونه که شاخه در تاک میماند و زنده میشود، انسان نیز در پیوند با مسیح، بهاری همیشگی را تجربه میکند
هر انسان به چنین نوروزی در زندگی خود نیاز دارد
نوروزی که برگهای کهنه را فرو ریزد
و جوانههای تازه برویاند
شاید این آغاز برای برخی آسان نباشد؛ به ویژه برای ما افغانها که گاه زندگی ما همچون نهالی در میان خارها و سنگلاخهاست. اما وعدهٔ کلام خدا چنین است
«اگرچه وجود ظاهری ما از بین میرود، وجود باطنی ما روز به روز نو میشود… آنچه دیدنی است موقتی است، اما نادیدنیها ابدیاند»
(۲ قرنتیان ۴)
چه امید دلگرم کنندهای
وجود درونی ما میتواند هر روز نو شود، حتی در میان سختیها
پس نوروز حقیقی تنها به تقویم وابسته نیست؛
نوروز حقیقی به دگرگونی دل وابسته است و بهاری است که هرگز پایان ندارد
دعای ما این است که این نوروز برای هر یک از شما نوروزی پربرکت و شگفتانگیز باشد؛ نه تنها در ظاهر زندگی، بلکه در عمق جان
شاعری چه زیبا میفرماید:
نوروز بمانید که ایام شمایید
آغاز شمایید و سرانجام شمایید
آن صبح نخستین بهاری که به شادی
میآورد از چلچله پیغام شمایید
یا
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زدهام فالی و فریادرسی میآید
آرزوی ما این است که در پرتو فیض مسیح ، بهار شوق انگیز بر قامت سبز وجودتان شکوفه ی باران ببارد . سال تان گلگون و ممیون باد و نوروزتان خجسته
و باشد که نوروزی جاودانه در جانهای شما آغاز گردد