29 minutes
12 September 2014
Transcribed by AI
PYM JBZ شنانده های عزیز برنامه با شما سلام، چه حال دارین؟ خدا را شکر میکنیم که باز هم وقت نشت برنامه شما فرار رسیده و یک بار دیگه از تریق برنامه بازم در خدمت شما شنانده های گرامی قرار داریم آرزو میکنیم که همراه فامیل هایتان خوش و سرحال آماده شنیدن برنامه این حوبت ما باشین خوب دوست های گرامی، ما در استوديو باز هم جوا جان امراه خود داریم جوا جان خوش آمدین به برنامه با شما تشکر شاید جان، زنده باشین خوب جوا جان، میشه بر ما و دوست های شنانده ما بگین که دی افتیه که سپری شد دوست های شنانده ما حتما از تریق تیلفون، از تریق ایمیل بتماش شدن و سوالات را هم مطرق کردن میشه بر ما بگین که امو سوال که زیادتر بر شما ماهی برکت بوده بر ما و دوست های شنانده ما دمیان بگذارین شاید جان برکت داره شکر که بسیار زیاد بود برنامه ای تیلفونا بسیار زیاد بود دوست های عزیز ما زیاد گفت زدن بسیار خوب و یکی از دوست های عزیز ما و شما که برنامه های ما و شما را زیاد میشنون و تقریبا شاید جان 75 دفعه تا بال تیلفونی ما و دوست ما تیلفونی صحبت کردیم بسیار خوب دیگه ای دوست ما اول از قار و عذب شروع کرد دیگه چرا ما برنامه ها را داریم ولی پسان محتی که برنامه ها را شنید و همراه ما در ارتباط شد و سوالهای خود را پرسان کرد خدا را شکر که نم دفعه بعد از ای قدر زیاد گفت زدن شاید جان امروزم گفت و گفت که من میخوایم که عیسای مصیر را منعیس مونجیم قبول کنم منعیس نجات دیندهیم قبول کنم و من میخوایم که پیروی عیسای مصیر باشم خدا را شکر دیگه شاید جان واقعا من را بسیار خوشحال ساند چرا که ما همیشه میخواییم که دوست های عزیز ما واقعا محبت بیکران خدا را که در عیسای مصیر برا ما و شما نمایان شده بیبینند دیگه ای دوست ما واقعا شکر که امروز قلب خدا به خداوند سپرد و سوال که پرسید گفت چطور من میتونم که پیروی عیسای مصیر شام و خب گب زدیم و یک جای دعا کردیم و دعا میکنم که ای دوست ما واقعا عیسای مصیر را پیروی کنه تعالیم عیسای مصیر را در زندگی خود عملی بسازه شاید جان یکی گفتنی است که من میخوای مصیر باشم و دگه ای است که واقعا پیروی کنی مصیر را یا روح الله را دگه ای دوست ما را لطفا شما برشان در دعا باشین ما هم امروش در ارتباط میباشم و دعا میکنم ما واقعا میخوایم که واقعا ای برادر عزیز ما یک نور در خانواده هات و در جامعه باشه که مردم ای بیادر ما را بیبینن و خدا را جلال بتن خدا را شکر کنند دگه شاید جان ای خبر خوش بود واقعا که خبر بسار خوش بود امیدوار هستم که ماهی برکت به دیگه شنونده ایمون باشه بله شاید جان داست میکنیم اگر کلان حساب کنیم شاید جان هر روز چی در وطن ما شما و چی وطندارای ما که در خارج از افغانستان هستن خداوند هر روز در بینشان کار میکنند ما شما امرای تمام مردم در ارتباط نیستیم ولی امرای کسایی که هستیم هر افته ما شما میبینیم که خداوند زندگی بسیاری افغان ها را تبدیل میکند و یک دوست عزیز دگام شاید جان از مالیزیا زنگ زده بود و ای دوست ما برنامه های ما و شما را از طریق انترنیت میشنه و تقیب میکنه ای دوست ما گفت گفت ما ایقدر نامید بودم دنیا ماجرت هست مشکلات زیاد هست سحتی ها زیاد هست گفته اینجا ولی گفت برنامه های شما را که میشنه هم یک امید خدا برنامه میده و خدا را شکر به ای دوست های ما و میگم بسیاری دوست های ما هستند ما و شما در کنفرانسای مختلف رفتیم و دوست های عزیز را ملاقات کردیم خورا و برادر های ما را ملاقات کردیم ار روز ار روز خداوند در بین مردم ما کار میکنه و زیاد و زیاد امروزه به مسیح ایمان میرند مسیح که روح هلاست مسیح که میتوند زندگی ها را تبدیل کنه و امید ببخشه بر ما دیگه خدا را شکر شاید جان ای خبرهای خوش هست و خدا را شکر شاید جان بسیاری دوست های ما میتونند از طریق رادیو از موج کوتا و موج متوسط برنامه های ما را بشنواند و دیگه دوست های ما که به انترنت دست رسید دارند میتونند که در ویب سایت ما که www.afghanradio.org در اونجا میتونند برنامه های ما شما را بشنواند بسیار خوب پس خدا را شکر به ای خبرهای خوش ولی خوب اما تا را که ما شما میبینیم در طول ای روزا در طول ای افتا خبرهای بد هم هست در وطن عزیز ما شما اما روزا ما شما میبینیم که دوزدی تجاواز و عملات انتحاری که نرها روز بر روز بالا شده میره شاید جان جنگ در کنج و کنار وطن ای که ماشه کارماندهای دولت امکان داره قطع شده کلش اینها خبرهای بد هست شاید جان که میشنویم و ما واقعا قلبم شکست که ای خبره که چند وقت پیش شده این چند روزای پیش که دوزی و تجاواز در پغمان مردم هایی که از روسی بر میگشتند مردم هایی دیگه ای کسایی که واقعا دوز بگوییمشان هارتگر بگوییمشان تجاوازگر بگوییمشان نمیفم چی بگوییمشان واقعا قلبم بسیار درد که شنیدم واقعا عملی را که اینا انجام دادن اصلا نام دوز برزنا زیاد هست اگر حیوانو بگوییم بازم دوین به حیوان هست برزی که حیوان لاقل وفادار هست ولی اولین بار هست که ای تو یک آدسه دردناک و دردناک آدم میشنند که از یک سو اموالشان را دوزدی کرد و از طرف دیگه اونا بلاشان تجاواز کردند که ایچ کسی کار نمیکنه ایچ انسان دروی زمین کار نمیکنه و نمیفم چطور وجدان و خردشان برشان اجازه دادد تا ای کار را بکنند واقعا جای ننگ هست جای شرم هست اوی چیز هست که شای جان ده بار را پیدا کرد که چند نفره که واقعا ای طور فکرهای کسیفه دارند و مردم واقعا چقدر دردناک هست که ای طور قصر آدم میشنند ولی ای چیز هایی هست که فیلن ما شما شایدش هستیم میگینیم رسانه ها در بارش گب میزند و دیگه ای که مسئله نرخها که در بازار بلند میشه خوب شد که یک کم گب زدند و امیدوار هستم که قیمتا کم پایین بیاید و امیدوار هستم قیمت گاز مایی تقریبا یک سد و بیس روپیا هم کلو فروحته شد دیگه میبینیم که باز هم ای آلت ها و ای مشکلات واقعا ظلم تاجرها را سر مردم ببینیم یکی هست که مشکلات هست ولی تاجرهای عزیزم هم باید متوجه باشند که سر مردم ظلم نکنند روز بر روز نرخها بالا میشه و خصوصا هالکه زمستان میرسه همامش خبرهای بد هست شایدجان متاسفانه جنگ در کنج و کنار که میبینید جنگ هست و انتحاری هست و عملات هست و دیگه ای که والی صاحب بلخ حتی محمد نور چیزهایی را که گفتند سر مسئله انتخابات دیگه به یک حساب آمادگی جنگ را نشان میدادند محتی که گپ میزدند امیدوار هستم که چیزهایی که اونا گفتند واقعا در عمل پیاده نکنند امیدوار هستم که نرشند مردم و جامعه افغانستان دیگه پذیرای ای آلات ها نیست که دهه افتاد و هشتادی در داشتند راست میگین شایدجان خودشان هم خسته شدند از جنگیدن و مردم کاملا خسته شدند مردم واقعا راستی هم خسته شدند شاید دل ما و شما تمامش واقعا به مردم عزیز ما میسودند و بیکاری روز بروز چقدر گریبانگیر مردم شده شایدجان همراه ار کسی که تیلفونی گرد میزنیم از ان نقطه که هستند از این بیکاری می نالند از فقر و بچارگی می نالند نمی فهمیم که سبا چی میشه خب شایدجان تمامی این چیزها را که می بینیم واقعا بازم بر می گرده به مسئله انتخابات امیدوار هستم که این مسئله تمامش علش شده شایدجان کلام خدا را وقته که من میخوندم شایدجان امروز متا 24 آیه 45 تا 51 اینجا یک قصه بسیار جالب رئیس های مسیح میگه میگه کیست آن علام امین و دانا که عربابش او را به سرپرستی حادمین خانه هایی خود گمارده باشد تا در وقت مناسب جیره ای آنها را بدهد حشا به حال آن علام اگر وقت عربابش بر می گردد او را در حال انجام وزیفه ببیند بداند که عربابش اداره تمام مای ملک خود را به عده او خواهد گذاشد اما اگر آن علام شریر باشد و بگوید که آمدن عرباب من طول خواهد کشید و به عزیزیت و آزار علامان دیگر به پردازد و با میگو ساران به خوردن و نوشیدن مجموع شود در روزی که او انتظار ندارد و در وقت که نمیداند عربابش خواهد آمد و او را از میان دو پاره کرده به سرنوشت منافقان گرفتار خواهد ساحد جایی که گریه و دندان بر دندان ساییدن است شاید جان ای قسمت از کلام حدا را که میخواندم و ای امی مشکلات را که در باریشون گرب زدیم کلش امی دیدم فکر می کدم که آیا رعبارای وطن ما چی قسم در چی حالت استن اگر امی قصه را فیلن بشنوان چی فکر می کنن آیا علامه امین یا حادمین امین ای ملکه استن یا حادمین شدید استن و بعضی وقتا واقعا شش ماه تقریبا شد بر اصابه انتخابات و تمام چیز و مردم فکر کن که ای مشکلات را که در باریش گرب زدیم تمام ای مشکلات را مردم چشیدن تجاواز سر خانواده شان شد تجاواز سر نموز شان شد مردم از بیکاری رنج می برند جنگ در طرف است قیمتا بالا رفت و بانک می بینیم که چی حال است چقدر پول سرمایه از این کشورد بیرون رفت و تمام چیزه که می بینیم فکر می کنم آیا رهبرای ما آیا رهبرای استن که واقعا دلسوز استن یا نیستن متاسفانه دلسوزی را کم دیدیم در آنی همه کدر وقت دول چند ماه شاهده جان ولی کلام خدا میگه برما میگه کیست اون هلام امین و دانا که اربابش رو وقته که میںت كارش ها سرپرست می سازش او را در آل انجام وزیفه ببینه میگه، اگر در آل انجام وزیفه باشه، اربابش چقدر خوشحالمشه ولی اگر او سر مردم وزلم کنه و بگوه بارو در قصه ای ارباب چی باشم وقته که اربابش بیایی میگه او را چی می کنه دپاره می کنه و به سرنوش منافقا گرفتارش می کنه امروز چوکی ریاست جمهوری ما و شما که هست یا رهبری کشور چی وزیر ماست چی وکیل ماست هر کسی که هستند در چوکی های رهبری هستند شاهد جان سوال اینجا از که خودشان چی فکر می کنند همیشه ها واقعا کسای دلسوز هستند بر مردم رهبرای دلسوز هستند یا رهبرای دلسوز نیستند تجربه نشان داده حوادثه که روخ میتد افغانستان ای قیمتی بیکاری کل از ای ناشی از ایست که کسایی که واقعا منعیس نمائندهی مردم در پارلمان رفتند یا کسایی که رفتند مسئولون وزارتخانه ها هستند یا شخص اول و دوام کشور هستند همشان به نام خدمت به مردم در اول آمدند اما وقتی که به حساب مزه چوکی را چشیدند مزه قدرت را چشیدند اصلا مردم یادشان رفت متاسف خانه وطندوستی یادشان رفت ویرانی افغانستان یادشان رفت رنج و زحمت مردم افغانستان که دقیقا سه ده هست که متقبل شدند ای یادشان رفت فقط در فکر ازی شدند که چطور زندگی خود را بسازند چطور آینده خود را آینده اولادهای خود را تزمین بکنند فقط در فکر از اینی شدند خلاص و متاسفه با مردم کاملا بگانه شدند بله راست میکنید و من امی قسمت کلام خدا را که میخوندم من فکر کردم که رهبرای کشور ما و تا را هستند ولی خب منعیس پدر منعیس برادر کلان ما شما در خانواده ما رهبر هستیم و دعای من یه هست که ما بتانیم واقعا خانواده ما را خوب خدمت کنیم بتانیم اخوار و بیادر و دوستهای ما را در جایی که هستیم بیتر خدمت کنیم چونو که اگر شما پدر هستیم و رهبر هستیم و چطور ما میتونیم واقعا خدمت کنیم اولادهای خود را و اما تا رهبرای کشور ما متاسفانه واقعا چیزهایی که میشنویم بسیار درداور هست یک قصه دیگه را شایدون که در انجیل متا فصل 25م نوشته شده از آیه 14 تا 30 اینجام دمی باره گپ میزنه میگه پاتشایی آسمان مانند مرده هست که میخوای سفر کند پس علامان خود را حاسته اموال خشت را بانها سپرد و به هر یک به نسبت توانایی از چیز داد به یکی پنج سکه اطلاع و به دیگر دو سکه و به سیومی یک سکه و پس از آن رفت مرده که پنج سکه اطلاع داشت زود رفت و بانها تجارت کرد و پنج سکه اطلاع سود برد امچنان آن مرده که دو سکه اطلاع داشت دو سکه دیگر سود آورد اما آن مرده که یک سکه اطلاع بهو داده شده بود رفت و زمین را کند و پول عربا به خود را پنهان کرد بعد از مدت زیاده عربا برگشت و بانها به تصفیه اصاب پرداخت کسی که پنج سکه اطلاع بهو داده بود آمد و پنج سکه را هم که سود برده بود به خود آورد و گفت تو این پنج سکه را به من سپرده بودی این پنج سکه دیگر هم سود آنست عرباب گفت آفرین ای علام خوب و امین تو در امر کوچک امانت و درستی خود را نشان دادی من آلا کارهای بزرگ را به تو خواهم سپرد بیا و در خوشی عرباب خود شریک باش آنگا مرده که دو سکه اطلاع داشت آمد و گفت تو دو سکه به من سپردی این دو سکه دیگر هم سود آنست عرباب گفت آفرین ای علام خوب و امین تو در کار کوچک امانت و درستی خود را نشان دادی و آلا کارهای بزرگ را به تو خواهم سپرد بیا و در خوشی عرباب خود شریک باش آنگا مرده که یک سکه باو داده شده بود آمد و گفت ای عرباب من می دانستم که تو مرده سخت گیره استی از جایی که نکاشته ای درو می کنی و از جایی که نپاشیده ای جمع می نموی پس ترسیدم و رفتم و تلای تو را در زمین پنهان کردم بطرما پول تو اینجاست عرباب گفت ای علام بدسرشت و تنبل تو که می دانستی من از جایی که نکاشته هم درو می کنم و از جایی که نپاشیده هم جمع می کنم پس به این دلیل می باید پول مرا به سرافان می دودی تا وقت من از سفر بر می گردم آن را با سودش پس بگیرم سکه ای تلا را از او بگیرید و با آن کسی که ده سکه دارد بدید زیر آن کسی که دارد با او بیشتر خود داده شد تا به فراوانی داشته باشد و با آن کسی که ندارد اتا آنچی را هم که دارد از دست ها داد این علام بیفایده را به تاریکی بیندازید جایی که گریه و دندان بر دندان ساییدن وجود دارد شای جان یه قصه را وقتی که می خوانیم من بازم به فکر رهبرای وطن ما شدم که تمام امید مردم ما سر امید رهبرای ما بود سر امید دو نام زده بود که برشون رعی دادن مردم انگوشتایشان قطع شد مردم چی سهتی ها را دیدن اما طور که ما شما شنیدیم هر کس می گفت می گفت که خونم در قف دستم هست که میرم من رعی میتم ولی متاسفانه چی حالت سر مردم آمد و این دو نام زد متاسفانه دلسوزی اصلا نشان ندادن شای جان من مطمئن هستم که این دو نام زده هداوان توفایی داده ولی آیا از این توفایی که هدا برشان داده استفاده کردن که مردم و ملت محبت کنن دلسوزی کنن برشان مثل که می بینیم اصلا به نفع ملت و به نفع مردم ایچ دلسوزی و ایصاب دیدن نشد اما طور شای جان رقم که می بینیم کلام هداوان چیزی که می گفت اما طور که عیسای مسیح قصه می کند در انجیل مقدس در کلام هدا می گه کسی که خدمت کنه بر از او بیشتر داده می شه کسی که امین باشه در چیزهای خارد برش بیشتر داده می شه ولی کسی که در چیزهای خارد امین نباشه برش چیز داده نمی شه و شای جان من فکر می کنم که نه تنها بر رهبرای کشور تنها بر نامزدهای ریاست جمهوری درست نیست بر تمام مردم ما شما است که بر وزیر صحبه درست نیست بر تمام کسی دیگه که در پرلمان هستند و چی رئیس هیبایی که در دفاتر کار می کنند دوای منیست شای جان که ما بتانیم واقعا وفادار باشیم اگر یک چوکی را داریم از او استفاده خوب کنیم که مردم برکت بتیم نهی که فقط به فکر امو چوکی باشیم و فقط به فکر خود باشیم و فقط به فکر جیب خود باشیم و اصلا به فکر قادر مطلق که تمامی ای چیزا را خودش برما میته به فکر از او نباشیم فقط به جیب خود فکر کنیم و امو طوری که شما فکر کنیم فقط به فکر اولاد خود باشیم و به فکر جامعه و مردم نباشیم و خصوصا کسایی که مسئول کمیسون انتخابات هستند من فکر می کنم که ای بیتر شاید باشه که در انتخابات بعدی تمام اینا را باید رخصت بکنند بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله به بله بله بله به به به به موسیقی شنوندگان عزیز اگر شما مایل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنادهای تان را همراهی ما مطرح کنید لطفاً به شماره تلفون 001-541-550-7131 بتماس شوید ما به سوالات شما پاس خواهیم گفت
19 September 2014
29 August 2014
22 August 2014
15 August 2014
8 August 2014
1 August 2014
25 July 2014
18 July 2014