29 minutes
18 July 2014
Transcribed by AI
PYM JBZ شنونده های بیش به های برنامه با شما سلام. چه حال دارین؟ خوشحال استیم که باز هم از طریق برنامه آزر در خدمت شما شنونده های گرامی قرار داریم. آرزو میکنیم که همه تان خوش و سرحال آماده شنیدن برنامه این حوبت ما باشین. خوب دوست های گرامی ما باز هم جاوه جان در استیدیو امرای خود داریم. جاوه جان خوش آمدین برنامه با شما. تشکر شاید جان. زنده باشین. خوش باشین. خوب جاوه جان. میشه که برما و دوست های گرامی ما که امیل از برنامه را میشنوند بگوین که در این یفته که سپری شد. اطمان دوست های شنونده ما همراه شما چیز طریق تلفون و طریق اسکاب یا ایمیل بتماش شدن. بله. و سوالات هم داشتن. بله شاید جان. خوب. میشه که برما بگوین که چی سوالات داشتن و شما چی پاسه خود بر از اونا دادین. شاید جان. حدا را شکر. مثل همیشه سوالا زیاد بود. دوست های عزیز در باره کلام حدا از ما و شما سوال کردن. بله. در باره انجیل مقدس سوال کردن. در باره زندگی ایسای مسیح سوال کردن. حدا را شکر که ما تانستیم امروی دوست های عزیز گره بزنیم و معلومات درسته بر اونا ارایه کنیم طبق کلام حدا. بسیار خوب. و دوست های دیگه هم خوب در باره روزه در باره دعا سوال کردن و ما تانستیم شاید جان که برشان در باره روزه و دعای مسیحی معلومات بدم که ما مسیح ها چطور روزه میگریم. ما مسیح ها چطور دعا میکنیم. بله. و تشویقشان کدم شاید جان که اگر امکاناتش هست اونا برن در ویب سایت ما و امی جوابا را از طریق برنامه های ما که در ویب سایت ماندیم در ویب سایت www.avradio.org گفتم برید از طریق ویب سایت ما برنامه ها را بشنویید. چرا که ما و شما، شاید جان سیاد برنامه هایی داریم که جواب سوال شنوونده ازیز ما است. برنامه آی باشوما را ما و شما در ویب سایت ما همیشه میمونیم. در پالو برنامه های دیگه که داریم برنامه باشوما را همیشه در ویب سایت ما میمونیم. شاید جان من تشویق کردم بعض شنوونده هایی که به انترنت دسترسی داشتند. آنها وعده کردند که حتما میرند و برنامه ها را میشنوند. و کسای هم که به انترنت دسترسی نداشتند. ما تا نیستیم از طریق تیلفون امروز شان گب بزنیم شاید جان. درگه یک سوال بسیار خوبه را که یک شنوونده ازیز ما پرسید شاید جان. ای بود که بسیاری دفع هاستای هدوون بالاتر از توان ما هست. آیا ای درست هست؟ و سوال بسیار خوبه از شاید جان. من واقعا در باری از ای فکر کردم و ای دوست ما گفت. گفت هاستای هدوون بالاتر از توان ما هست و یک مثال هم آورد. و مثال ای دوست ما از کتاب پیدایش فصل 22م هست. که هدوون به حضرت ابراهیم میگه اصحاق بگی و برو قربانیش کو. بچه تا برما قربانی کو. و ای مثال آورد های دوست عزیز ما شاید جان تمام قصر را نخونده بود. و من تانستم که تمام قصر را برش بخونم و در باری ازی که آیا حاست خدا بالاتر از توان ما هست. در ای باره گرب زدیم شاید جان. و من میخوایم این قصر را بر شنونده ازیز ما بخونم. چون که در کلام خدا این قصر نوشته شده و من مطمئن هستم که شنونده ازیز ما که امیال برنامه ما را میشنوان. اونو میخواین که این قصر را بخوامن که چطور خداوند از حضرت ابراهیم هست. که بچه خدا ببره و بره خدا قربانی کنه. و های قربانی کرد یا نکرد. بس این قصر را اینجا ما شما میخوانیم شاید جان. دوست های ازیز اگر شمام کتاب مقدس دارین لطفا کتاب پیدایش فصل 22م اواز کنین که از آیه اول به بعد یک جای بخانیم. شاید جان در اینجا نوشته شده که مدت بعد خدا ابراهیم را امتعان کرد و به او فرمود ابراهیم. ابراهیم جواب داد بله خداوندا. خداوند فرمود پسر ازیزت ازحاق را که خیلی دوست میداری بردار و به سرزمین موریا برو. آنجا او را بر سر کوهی که بتون نشان میدم برای من قربانی کن. شاید جان اینجا میبینیم که خداوند مستقیم به حضرت ابراهیم میگه که بچه تا ببر در کوهی موریا و جایشا میگه برش که برو بچه تا برما قربانی کن. در ادامهش میخونیم که روز بعد ابراهیم صبح وقت برخاست مقدار ایزام برای قربانی تاین امود و آن را بر سر خر بار کرد. ازحاق و دو نفر از نوکران خود را برداشت و به طرف جایی که خدا با او فرموده بود برا افتاد. روز سیوام ابراهیم آن محل را از فاصله دور دید. به نوکران خود گفت شما اینجا پیش هر بمانید من و پسرم با آنجا می رویم تا عبادت کنیم بعدا پیش شما بر می گردیم. ابراهیم ایزام ها را بر دوش ازحاق گذاشت و خودش کارد و آتش برای روشند کردن ایزام برداشت و برای قربانی سنحتنی با هم برا افتادند. ازحاق گفت پدر، ابراهیم جواب داد بله پسرم، ازحاق پرسید می بینم که تو آتش و ایزام داری پس برای قربانی کجا است؟ ابراهیم جواب داد خدا خودش آن را آماده می کند، هر دوی آنها با هم رفتند. وقتی آنها به جای رسیدن که خدا فرموده بود، ابراهیم یک قربانگا درست کرد و ایزام ها را روی آن گذاشت، به سر خدرا بست و او را به قربانگا روی ایزام ها قرار داد. سپس کارد را به دست گرفت تا او را قربانی کند، اما فرشته خداوند از آسمان او را صدا کرد و گفت ابراهیم، ابراهیم، او جواب داد بله خداوندا، فرشته گفت به پسر خود صدمه نرسن و هیچ کار با او نکن. من الان فهمیدم که تو از خدا اطاعت میکنی و با او احترام میگذاری، زیرا تو پسر عزیز خود را از او دریع نکردی. ابراهیم به طرف صدا نگاه کرد، قوچه را دید که شاههایش به درخت گیر کرده است، رفت و آن را گرفت و به عنوان قربانی سمحتنی به جای پسر خود قربانی کرد. آمین. شاه جان این قصه بسیار جالب است و بسیاری دوست های ما و بسیاری شنونده های عزیز ما شاید این قصه را شنیده باشند و بازم میریم سر اصل سوال، من نمیخوایم که سر این قصه از زیاد گب بزنیم. میخوایم که سر اصل سوال بریم که آیا حاست خدا بالاتر از طوان ما است یا نیست؟ شاه جان محتی که ما اینجا زندگی ابراهیم را میبینیم و خدا ازش میهاید اون آیه دوام اینجا برش میگه پسر عزیزت اساق را که حیل دوست میداری بردار و به سرزمین موریا بره و آنجا او را به سر کوهی که به تو نشان میدن برای من قربانی کن، اینجا اکسالعمل ابراهیم چی بود؟ اکسالعمل ابراهیم اطاعت بود، چیزی که خداان گفت امو را اطاعت کرد. دقیقا شاه جان، من فکر می کنم اگر امروز خداوند اموطوری که با ابراهیم روی در روی گفت می زد، اگر امروز با ما و شما هم گفت بزنه، اگر ما و شما هم صدای خدا را بشنویم شاه جان، اطاعت کردن از امر خدا هیچ چیز ناممکن نیست، اموطور است شاه جان یا نیست؟ اینجا ما می بینیم که خداوند امروی ابراهیم گفت می زنه و خداوند ازش می خواهد که بچه خدا برش قربانی کنه و ابراهیم بدون ازی که سوال کنه، بدون ازی که فکر کنه، اموطوری که شما فرمودین چی کرد؟ اطاعت کرد. امروز وقتی که ما دباری خدا می خانیم، بسیاری مردم ها یا دباری خدا گب می زنیم، ای طور فکر می کنیم که خواست خدا بر زندگی های ما ناممکن است، در حال که نی، اگر واقعا ارتباط ما با خدا نزدیک باشه، اگر واقعا ما کلام خدا را بشنویم شاه جان، اگر واقعا خدا را از دل و جان بشناسیم و از دل و جان او را دوست داشته باشیم، ایچیزی که خدا بر ما می خواهد در زندگی ما ناممکن نیست، اما اطرافی که به حضرت ابراهیم بود، چی ایمان داشت حضرت ابراهیم که بچه خدا ورداشت و گفت من بر خدایی که از دل و جان دوستش دارم، خدایی که وفادار است، خدایی که قادر مطلق است، من تمام زندگی من میتوم، بر ابراهیم بچهش واقعا بسیار عرضش داشت، بچه خدا بسیار دوست داشت، امروز هم ما اولاده ما را هر کدام دوست داریم، در پای بچه ما یک هار بره قلب ما و شما درد می کند، ولی ابراهیم آماده بود که بچه خدا ببره و به حضور خدا بحایق قربانی کند، خب ما و شما قصه را پسان می بینیم که خداون خودش قربانی را محایا کرد و چون بچه ابراهیم ایمان حضرت ابراهیم دیده بود، بچهش هم اتا وقته که دستایشا بستکت میخواستش قربانی کند، بچهش اینجا ما نمی بینیم که بگوید چرا پدر من را قربانی می کنی؟ من نمیخوایم کاشتاش هم، اتا بچهش هم چون ایمان پدرها دیده بود، اونجا آرام تسلیم اراده خدا شد، ولی خداون نمیخواست که اصلا بچهش قربانی شد، اونجا ما و شما میبینیم خداون خودش قربانی را محایا می کند، ولی مهم نیست شاید جان بازم میگم که حضرت ابراهیم صدای شیرین خدا را میشنید، کلام شیرین خدا را میشنید و به اون خاطر آماده بود، خدا را میشناهد و امروز هم دائمه ای است که ما و شنونده های عزیز ما واقعا کلام خدا را بخونیم، امروز چطور ما میتونیم کلام خدا را بخونیم، چطور میتونیم صدای خدا را بشنویم؟ امروز ما بسیار موجزای نمیبینیم که در سابق می شد، اداقل خب در دور پیش ما نمیبینیم مثلا موجزایی که در سابق شد امروز شبه، ولی یک چیزی که برما بسیار مهم هست که خدا امروز هم امروز شما گب میزنه، اتورا که امرای ابراهیم مستقیم روی دروی گب میزد شاید امروز امروز هم گب نمیزنه ولی از طریق کلام خواد شاید جان، امروز هم خدا امروز شما گب میزنه، امروز هم خاصت و اراده خدا امروز برماو شما از طریق کلام خواد میگه، خدا از ما چی میخوای؟ شاید جان من کتاب میکای نبی فصل شش آیه آشت ها اواز کدم و خاندم، در اینجا نوشته شده چیزی که از ما میخواهد، چیزی که خدا از ما میخواهد این هست که انصاف، رحم و محبت داشته باشیم و با فروتنی در ازور خداون خدای خود زندگی کنیم آیا این آمومکن است؟ نه شاید جان این آمومکن نیست، خدا چیزی که از ما میخواهد کلام خدا امروز برما میگه که با انصاف، رحم و محبت زندگی کنیم، با فروتنی در ازور خدای خود زندگی کنیم، این آمومکن نیست اگر واقعاً ما و شما شاید جان خدا را از دل و جان دوست داشته باشیم، ما واقعاً انصاف هم میداشته باشیم، رحم هم میداشته باشیم، محبت هم میداشته باشیم اگر کلام خدا را دوست داریم، اگر خدا را دوست داریم، امر خدا یک چیز نامومکن نیست ولی اگر کسی به انصافی میکنه، چی در ترازو باشه، چی در عدالت باشه، چی در ارجایی که باشه، وقتی یک کسی به انصافی میکنه، چی میکنه؟ واقعاً به خواست خدا زندگی نمیکنه و بسیاری ها شاید جان بانه میارن، نه، من غریب هستم، مجبور هستم که در زیر ترازوی خود مثلاً آین روبا بانم و کارایی میکنم که من مجبور هستم، همین گفتم میگن شاید جان بله، صرف برخود ایک بانه جور میکنند، چون خواستهای خود را میخواید که اول خواستهای خود را به جای بیارن به خاطر یک بانه میکنند دوکاندار در دوکان خود عادل نیست، کارمند دولت در کار برسو پرده میشه در کار خود عادل نیست و چون همیشه نفس خود را ترجیح میدیم، وقتی گفت از کلام خدا میاد، از عدالت خدا میاد، خود قاسر فکر میکنیم این چیز است که استوان ما بلند است، در حال که استوان ما بلند نیست، بلکه ما نمیخواییم، نفس ما ایقدر سر ما حاکم شده که چیز آدی را ناممکن فکر میکنیم راست میگن شاید جان، بله، حتی در ماکمه رشوت میتن و کسی که گناکار نیست او را گناکار ثابت میکنند، این بینصافی است ما شما ده بار بارا حاندیم که کسایی بودند که مثلا در حانمایی که در ماکمه گفتشان رسیده، قاضی از اونا چیزای حاسته که اصلا نباید بخواید، ولی از انصاف هم داد میزنند پس ما شما فکر میکنیم که ناممکن است حاست خدا بخواتر امو چیز که شما گفتین بخواتر که نفس ما سر ما زور است بجای از این که حاست خدا را بخواییم پس میاییم یک قضی را میاریم میگم آه حاست خدا ناممکن است چیز که خدا از ما میخوای او را عمل کردن ناممکن است در حال که نیست میگه رحم داشته باشین وقتی که یک طفل را دیدین یک معصوم را دیدین یک زن را دیدین هر کسی را که دیدین یک پیر را دیدین یک ری صفید را دیدین رحم کنین بر اونا بر عیوانات رحم کنین نه تنها بر انساناتا خدا میخوایی که ما سر عیوانات هم رحم داشته باشیم یک سگ را میبینند در کوچه های ما و شما اشتکار ببینید که سنگ در دستش سگ را میدونند آیا امو عیوان هم از کرده خدا هست یا نیست؟ هست بله پس این مهم است که ما رحم داشته باشیم سلی رحم خدا میخوایی که ما داشته باشیم هم بر انسانات هم بر اطاع عیوانات مثال زنده دیگیش که بسیار تازه است و همه مردم از این بسیار تحجب کردند چون دیگه وقت موضوع انتخابات است و همه مصروف از او استند پارلمان افغانستان با استفاده از اون حالت به نفع خود قانون را تصویب کردند که ارگاه که دفع آینده انتخاب نمیشند یا دوره خدمت شان پورا میشند مردم برشان رای نمیتند و در پارلمان را پیدا نمیکنند اینا قانون را تصویب کردند که از اون ماش که فیلن میگیرند تقریبا دوست هزار افغانی بست پنج فیصد را زیر مادام الامر تا وقت که زنده هستند باید برشان داده شده و بر خودشان پاسپورت سیاسی داده شده و بر فاملشان پاسپورت خدمت در حال که وظیفه نماینده پارلمان چی است؟ وظیفه شان این است که از اون منطقه که اینا انتخاب شدند همون مردم که سرشان اعتماد کرده برشان رای داده یه افراد باید خاص از اونا را مطرح بکنه بر پارلمان نمایندگی همون مردم را کنند بله از اونا باید نمایندگی بکند به اون هدف که را راون کردند باید به اون هدف کار بکنه اما متاسفانه همه چیزا زیر پای گذاشتند و صرف در مورد منفعت شخصی خود اینا فکر کردند و خود اول قرار دادند بله شاید جان پس کجاست انصاف؟ کجاست رحم؟ و پسان ما میگیم که رحم یا مثلا انصاف نمومکن است نه نمومکن نیست ولی خود ما باید واقعا خدا را آزر و حضور ببینیم و محبت داشته باشیم محبت از کجا شروع میشه اول به خدا ماهاد محبت کنیم و بعد از او به همسائی خواد به خواد به فامیل خواد به اولاد خواد به زن خواد به دختر خواد به خانواده خواد میگم ما باید محبت داشتاه باشیم اگر خدا را با تمام виژودت دوست میده داشته باشی خدا را با تمام قلبت دوست repliesد داشته باشی خود را محبت می کنیم دیگر را نمی کنیم پس کلام خداش شاید جان اما طور که ما شما آیا ها را خوندیم خواست خدا چیز نیست که ناممکن باشه ما نتانیم او را عملی کنیم ما آیای زیاده را گرفتیم شاید جان میخوام یک چند آیای دگر را بخونم اما طور که هالا گفتیم در متاب 22 آیای 37 تا آیای 40 اینجا عیسای مسیح میگه میگه خداون خدای خود را با تمام دل و تمام جان و تمام عقل خود دوست بدار این اولین و بزرگترین اکم شریعت هست و دومین اکمه که به امان اندازه مهم هست شبیه اولی هست یعنی امسایه خود را مانند هشت دوست بدار در این دو اکم تمام طورات و نوشته های پیانبران خلاصه شده هست پس ما میخونیم خداییست که ما خدا را با تمام دل تمام جان تمام فکر با تمام قلب معبد کنیم اگر خدا را دوست نداشته باشیم شاید جان ما نمیتانیم که خاست و اراده او را عملی بسازیم در زندگی ما اگر ما واقعا او را با تمام قلب دوست نداشته باشیم عبادت کدن ما که ما بریم پنج دفنه پینجا دفن بریم و سر خدا یک دفنه ست دفن در زمین ها بزنیم که ما خدا را عبادت می کنیم بماناست ای اصلا مانا نداره ما شما می فهمیم هال مایی روزه هست و اگر ما یک مارنه دوازده ما را روزه بگیریم بفایدر هست اگر واقعا خدا را با تمام دل و جان معبد نکنیم ما امروئی بزرگ شنونده های ما وقتی گب زده شاید جان میگه در این مایی روزه ما باید پاک زندگی کنیم و من امروئیشون گب زده هستم خدا نمیخواهی که تنا در این ما ما پاک زندگی کنیم خدا میخواهی که در دوازده ما ما پاک زندگی کنیم در بیست و چار ساعت در روز ما پاک زندگی کنیم گفتار ما کردار ما رفتار ما همیشه پاک باشه فقط به خاطر ازی که این مایی رمضان هست و بیاییم که همه دایی ما مثلا کوشش می کنم که پاک زندگی کنم این یک بازی دادن خود انسان هست من کوشش می کنم که پاک زندگی کنم ولی میفهمیم که هم پاک زندگی کدن بدون قدرت روح خدا ممکن نیست باید واقعا روح خدا در زندگی و قلب ما باشه که ما را به طرف خدا ادایت کنه و ایسای مسیح روح الله هست آمین چون خود خداوند پاک قدوس هست بنان اون دوستای خدا میخواهی که اونا هم باید پاک باشند خداوند از ما میخواهی که همه سال تمام ما را باید پاک باشیم و بیترین عبادت ای است که ما از او اطاعت بکنیم اگر نماز میخانیم یا کنم کار دیگه را انجام میکنیم و او از ظاهر باشه او کلش بفایده است هر کار را که میکنیم باید در وجه اراده خدا را باید فکر بکنیم اگر هر کار را انجام بتیم و ارادی او رو انجام نتیم و متابقه ارادی از او زندگی نکنیم همش بیفایده است همش تظاهر است و همش خودفریبی است بله بله راست میکنه در کلام خدا میگه میگه اگر شما مردم را که در پاییتان میبینین محبت نمیتونین کنین خدای را که نمیبینین چطور میتونین محبت کنین بله پس بمی خاطر کلام خدا میگه برمایی یاد میده و عیسای مسیح واضع برمایی میگه میگه بس مهم است که ما بیبینیم بازم در اینجا که نممکن نیست حاست اراده خدا را عملی بسازیم حاست خدا چیز نیست که ما کرده نتانیم ما میتونیم که خدا را محبت کنیم ولی اگر سر نفس ما پای بانیم و خدا را اول قرار بتیم و مردم خدا را خوب آیا زیاد است شاید جان ما نمیتونیم در این برنامه کوتا تمام آیا را بخونیم ولی چند آیایی را که میتونیم وقت داریم میخونیم شاید جان در جای دیگر کلام خدا برما میگه میگه که عیسا در جواب گفت نوشته شده است زندگی انسان فقط بسته به نان نیست بلکه به هر کلمهی که خدا میفرماید این آیا چی مانا داره مانای آیایی است که ما انسان ها همیشه به فکر خوراک استیم ولی ما از یاد میبریم ایزای روحانی هم باید بخوریم ایزای جسمانی هم همیشه تلاش میکنیم همیشه کوشش میکنیم شکم ما را پر کنیم اتا اگر روزه میگریم در آخر روز منتظر استیم که چی وقت افطاری میشه که زیودتر نان بخوریم اگر صبح مثلا در وقت سعری بیدار میشیم کوشش میکنیم تا که میتونیم شکم را پر کنیم که باید در طول روز گشنند نشیم ما انسان ها حواس مایی است ولی ایزای مسیح میگه زندگی انسان فقط بسته به نان نیست بلکه به هر کلمهی که خدا میفرماید پس ما با کلام خدا میتونیم روح خدا سیر بسازیم دوست های عزیز من امروی بسیاری مردم ها گرم میزنم امروی بسیار دوست ها تلفونی گرم میزنم دوست دوست dessasافیه را گرفت داری Пنج را میگرد زمانه میکرد دوست دوست دوست دوست دوست گرفت میدین این شیف es係 کلام خدا اگر کلام خدا را نخانیم ما نمیتانیم اون روح گشنه خدا اون روح تشنه خدا سیراب بسازیم سیر بسازیم جسم خدا همیشه کشوش میکنیم با حوراکا سیر بسازیم ولی روح ما همیشه به کلام خدا ضرورت داره و من تشویق تان میکنم دوستهای زیز که از طریق رادیو صدای زندگی کلام خدا را بشنوین از طریق ویب سایت برین و کلام خدا را بخانین کتاب مقدس کتاب انی است کتاب است که پر از حکمت است کلام است که ما و شما را حکمت میده که چطور خدا را محبت کنیم چطور مردم خدا را محبت کنیم و خدا را حشنود بسازیم پس کلام خدا خاصت و اراده خدا چیز نیست که ما او را عملی کردن نتانیم ما باید واقعا زندگی خدا به خدا بسپاریم که بتانیم عملی کنیم تشکر جاو جان که به استودیو آمدین امیدوارستم شنودهای گرامی که با شنیدین این برنامه به این پی ببریم که خداوند همیشه وقتی که از ما چیز را میخواهید بالاتر از طوان و قدرت ما چیز را از ما نمیخواهید بله شاید جان بلکه خالق ما است و از طوان و استیداد ما آگاه است خبر داره بله امیدواره که از ابراهیم خواست بله بله بلکه از او خواست که عزیزترین و خدا بله و امروزم خداوند از ما میخواهید که عزیزترین و خدا باید به خداوند تقدیم بکنیم بله ولی اگر آماده باشیم درست میگه خوب دوستای گرامی ای بود برنامه این نوبت ما که تقدیم شما عزیزا شد تا برنامه آینده که بازم در این ساعت در خدمت شما خواد بودیم تمام شما دوستای گرامی را به خداوند به نیاز میسپاریم بوان می هدید سه هدید روند تو اینی کن شما نیمان چونین دفتی که اگاهید سه دنا دنا موری من بوان می هدید سه هدید روند تو اینی کن شما نیمان چونین دفتی که اگاهید سه دنا دنا موری من گهی فرس و دگی و غم زمانی شادی و عزت اگاهید شکاب و نم که باز از دان بزوی من در این دنیا تو را دارم یکانه مهربانی من و فخرم همه در تو تو هستی و بروی من در این دنیا تو را دارم یکانه مهربانی من و فخرم همه در تو تو هستی و بروی من تو را دارم چی خوشبختم همیشه شاد خوشبختم خوشان روزی که پای بزدم به تو این مهربانی من تو را دارم که را خواهم تو را دارم تو این مقصد شنوندگان عزیز اگر شما مایل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنادهای تان را همراهی ما مطرح کنید لطفاً به شماره تلفون سفر سفر یک پینصد و چهل و یک پینصد و پینجا هفتاد و یک سی و یک بطمئن دارید سی و یک بطماس شوید ما به سوالات شما پاس خواهیم گفت
25 July 2014
27 June 2014
20 June 2014
13 June 2014
6 June 2014
30 May 2014
23 May 2014
16 May 2014