The Life of the Prophet Solomon

  29 minutes

  8 August 2014

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

PYM JBZ شرمده های عزیز برنامه باشما سلام ، چی حال دارین؟ آرظو میکنم که همه تان خوش و سرحال آماده شنیدنه برنامه ای نوبت ما باشین از خدا آرظو میکنم که همه تان لباس آفیت بطن داشت باشین و خوش خوش حال آماده شنیدنه برنامه ای نوبت ما باشین خوب شنانده اگرامی ، ما باز هم جاوی جان در استاییو امرای خود داریم جاو جان خوش آمدین برنامه باشما تشکر شاید جان زنده باشین خوش باشین خوب جاو جان میشه که برما و دوست های شنونده ما که امی لحظه برادیو گوش دادن بگوین که دی افته که سپری شد حتما دوست های شنونده ما از طریق تلفون از طریق ایمیل و از طریق سکایب امرای شما بتماش شدن بله شاید جان سوالات هم داشتن بله میشه که برما و دوست های شنونده ما بگوین که اونا سوال از اونا چی بود و شما چی جواب بر از اونا دادین شاید جان خدا را شکر بازم ما همیشه ای را تکرار میکنم در برنامه و بازم میگم واقعا خدا را شکر که دوست های زیاده برما تلفون کردن و هر کدامشان در باره راژیو صدای زندگی گب زدن در باره برنامه های ما گب زدن در باره راژیو گب زدن در باره ما و جای راژیو صدای زندگی گب زدن بسیار خوب و خدا را شکر که دوست های ما برنامه های ما را میشنوند و اموطوری که شاید جان شما میفهمین ما و شما برای شنونده های عزیز ما هر روز آیه از کتاب مقدس به حساب پیامک روان میکنیم و دوست های ما و شما هم که پیام های ما و شما را میگیرند باز هم ارتباط میگیرند یا در باره معایه هم رای ما و شما گپ میزنند یا فقط تشکری میکنند بسیار خوب و زیاد آیه هایی را که دیگه وقتا شاید جان روان میکنیم از امثال عزیز سلیمان نبی است و یکی از شنونده های عزیز ما که برنامه های ما را میشنواند او گفت من برنامه ها را میشنواند و اما تا پیام های شما را میگیرم ولی کاش که در باره عزیز سلیمان نبی اکمه معلومات بدین بسیار دیگه من فکر کنم چقدر بجاست که ما واقعا در باره عزیز سلیمان نبی برای شنونده های عزیز ما بگوییم که امثال سلیمان را روان میکنیم حدا عزیز سلیمان کی بود؟ خب مردم ما و شما میفانند که نبی حدا بود میفانند که او کسی بود که حدا را از دل جان دوست داشت ولی میخواییم که در باره زندگی عزیز سلیمان یک کمه برای شنونده های عزیز ما شاید جان معلومات بدیم بسیار خوب دیگه من تمام آیای را که میخوانم از کلام حداوان میخوانم و دوست های عزیز ما اگر کتاب مقدس دارن میتوانند کتاب های حداواز کنند و آیا ها را تعقیب کنند چرا که شاید جان در باره عزیز سلیمان معلومات بسیار زیاد در دسترس مردم عزیز ما نیست بله فقط مردم عزیز ما میگن که ما با یکلک و بیستو چند آزار پیانبر ایمان داریم و هستند بله ولی خوب هست که در باره عزیز سلیمان نبی ببینیم که کلام حدا چی میگه چرا که معلومات زیاده و کلام حداوان بر ما و شما در باره عزیز سلیمان نبی میته شاید جان خدا را شکر بله دیگه اگر دوست ها عزیز کتاب مقدس دارین کتاب دوم سمیویل فصل دووازده آیه بیستو چاره اگر ببینین اینجا نوشته شده که سپس داوود یعنی عزیز داوود زن خواد بدشبه را تسلی دات و با او امبستر شد بعد از مدت بدشبه پسر با دنیا آورد و او را سلیمان نامید خداوان او را دوست داشت به امین سبب ناتان نبی را فرستاد تا سلیمان را یدید یعنی محبوب خداوان لقب دد پس ما شما میبینیم که عزیز سلیمان نبی بچه عزیز داوود است و مادرش بدشبه است و بعد از او در کلام خداوان ما شما در اول پاتشان فصل یک از آیه 28 تا سیوی یک میخانیم که چطور سلیمان نبی پاتشا میشه بجای پدرهاد اینجا نوشته شده که داوود پاتشا جواب دات بدشبه را به ازور من فرا بخانید داوود پاتشا اینجا پیر شده بود نیزی که مرگش بود پس او میگه که بدشبه را یعنی خانم ما زن ما به ازور ما فرا بخانید او آمد در مقابل شای استاد پاتشا قسم هرد و گفت به نام خداوند زنده که مرا از همه خطرها نجات داده است وعده میدم و چنانچی قبلن هم به نام امان خداوند خدای اسرائیل برایت وعده کرده بودم و گفتم که سلیمان پسرت باید بعد از من پاتشایی کند و بر تحت سلطنت بینشیند اینک امروز باز همان عرف خود را تکرار می کند آنگا بدشبه سر تعظیم بر زمین نهاده احترام بجاورد و گفت همیشه زنده باد داوود پاتشا پس اینجا میبینیم که باید که داوود فرزند های زیاد داشت ولی میخوای که سلیمان نبی بعد از او پاتشایی را بگیده و پسان امی ازرت داوود نبی بر بچه خود بعض وسایه داره که ما شما در اول پاتشان فصل دو از آیه یک تا چار میخوانیم برش نسید میکنه و اینجا گفته شد اول پاتشان فصل دو از آیه یک تا چار میگه چون داوود به مردن نزدیک شد به سلیمان وسید کرده گفت من الا به جای میروم که سرانجام همه مردم روی زمین میروند بنابران از تو توقع دارم که دلیر باشی و نشان بیدی که صاحب شخصیت استی از ارشادات خداون خدای خود پیروی کن در رای او قدم بردار فرایض احکام و اوامر او را تور که در تورات ذکر شده اند بجاور تا در زندگی از همه چیز برخوردار باشی و اگر قرار وسید من رفتار کنی خداون به عدای خود را که بمن داده است عملی میسازد که فرمود اگر اولادت برای راست برون و با صفای قلب و روح و ایمان کامل بندگی مرا کنن تاج و تحت تو برای همیشه در بین قوم اسرائیل برقرار میموند پس میبینیم که شاید جان داود نبی وسید میکنه بچه هی خدا و برش میگه که طبق کلام خدا رفتار کن و بعد از او برش میگه خداون وعده داده برمه که تاج و تحت من همیشه در بین قوم اسرائیل از طریق نسلم برقرار میموند پس تو طبق خاص و اراده خدا رفتار کن و بعد از او ما شما میخانیم در اول پاچان فصل 3 از آیه 5 تا 14 امروز آیه ها زیاده شاید جان من آیه ها را میخانم بحتر که دوست های ما بیبینند که تمامش در باره سلیمان نبی از کلام خدا میخانیم پس اول پاچان فصل 3 از آیه 5 تا 14 در منطقه جبون سلیمان خداون را در خواب دید خداون به او گفت بگو که برای چی بدم سلیمان جواب داد تو به پدرم داود بسیار مهربان بودی زیرا که او یک شخص صادق راستکار و امین بود و از همه احکام تو پیروی میکرد تو امروز احسان و مهربانی خود را با بخشیدن تحت و بمن زیادتر نشان دادی ای خداون خدای من آلا که این بندت را بجای پدرم داود پادشا ساختی و هرچند که من طفل زییفه هستم که دست راست و چپ خود را نمیشناسم و افتخار آن را دادی که در بین قوم برگوزیدت یعنی این ملت بزرگ که بشمارن و اصاب شدن را میتوانند زندگی کنم بنابراین با بندت اقل و دانش اتا فرما تا بتوانم بر قوم برگوزیده تو با عدل و انصاف حکومت کنم و فرق حوب و بد را بدانم زیرا بدون کمک تو هیچ کسی نمیتواند این قوم بزرگ را اداره کند پس شاید جان دیدم که سلیمان نبی بچه از رد داود بود و چطور پدرش را برکت میتواند و میگه که سلیمان بچه ام بجای ما در تحت پاچایی باید بیشید و بعد از اون برش وسیعت میکنه میگش که در آی خدا میشه زندگی کن و اینجا میبینیم که خود خداوند و زور خود را سریق خواه بر از رد سلیمان نبی نشان میتواند و برش میگه که چی میخوایی که من برات بتم و از رد سلیمان چی خواه هست گفت برما اقل بده برما حررت بده که من این قوم رعبری کنم و در ایدامه شاید جان ما شما میخوانیم از آیه ده که خداوند از این خواهش سلیمان راضی شد و به سلیمان فرمود بخاطره که این خواهش را ازمن کردی و برای خود عمر دراست سروت و انتقام از دشمنانت را نخواستی و تقاظان امودی که به تو فهم و دانش اطاع کنم تا حوبی و راستی را اطاع کنید و تقاظان امودی که به تو ف را بدانی بنابران هرچی که خواستی برایت میدم به تو انقدر فهم و اکمت میبخشم که ایچ کسی مثل تو نبوده و ایچ شخصی هم بعدستو نباشد امچنان چیزایی را هم که ازمن نخواستی به تو میدم تو را سایب سروت و جلال و افتخار میسازم که ایچ کدام پاچای امزمانت با تو برابری کردن نتواند و اگر در راه من قدم بگذاری فرایز و احکام مرا مثل پدر داود بجاوری من هم به تو عمر دراز میبخشم پس شاید جان ما شما میبینیم که سلیمان نبی از حدوان حکمت خواست و بخاطر که حکمت خواست حدوان در کلام خود میگه بر ازرهت سلیمان که به تو اقدر فهم و دانش میدم که ایچ کس تابال مثل تو نبوده و بعدستو هم ایچ کس اقدر عکیم نمیباشد و برش گفت بخاطر از اینکه انتقام نخواستی بخاطر از اینکه پول و سروت و عمر و ایچیزا نخواستی و بر تو تمام ایچیزا رو میتوند پس حدوان واقعا حکمت خدا حکمت ای که از طرف خدا بود از طرف خود خداوان بود به ازرهت سلیمان میبخشد بر از اینکه عکیم ترین مرد دنیا که از ازرهت سلیمان هست و ما شما میبینیم در کلام خودا که چطور داوری میکنه داوری عادلانه میکنه ازرهت سلیمان بین دو زن که چطور سر یک طفل داوامیکنه من چند وقت پیش در تیلویزیون شای جان این قصر رو شنیدم ولی متاسفانه در تیلویزیون نگفتن که این قصر قصه ازرهت سلیمان هست گفتن یک کسی بود پس امو قصر رو ما میخوایم از کلام خوداوان بخونم که شنونده ازید ما بشنوان که چطور ازرهت سلیمان داوری میکنه بین دو نفر شای جان این قصر رو ما شما میتونیم در اول پاتشان فصل 3 از آی 16 تا آی 28 بخونیم بسیار خوب فقط میخواستم آدرستشان بگویم در اینجا نوشته شده که یک روز دو زن بدکاره پیش پاتشان آمدند و در حضور او استادند یکی از اون دو زن گفت آقای من این زن و من در یک خانه زندگی میکنیم چند پیش تفله به دنیا آوردم سی روز بعد استولاد تفلم این زن هم صاحب یک تفل شد ما دو نفر تنها بودیم و بجز از ما کس دیگر در خانه نبود اما یک شب وقت این زن هاب بود پسرش زیر پعلویش شد و مرد پس نیم شب برخواست و در حاله که من هاب بودم پسر مرا از پعلویم گرفت و پسر مرده خود را در بعل من قرار داد وقت که صبح برخواستم که تفل را شیر بدم دیدم که تفل مرده است و پسر من نیست زن دومی گفت نی تفل زنده پسر من است تفل مرده پسر تو است زن اولی گفت نی تفل مرده از تو است و تفل زنده پسر من است به این ترتیب آن دو زن در حضور پادشا دعوا می کردند بلاهره پادشا گفت ار کدامتان دعوا دارد که تفل زنده از او است و تفل مرده به دیگر تعلق دارد پس گفت یک شمشیر برایم بیاورید وقت شمشیر را آوردن پادشا گفت آل تفل را دونیم کنید و به ار کدام نیمه تفل را بدید در این وقت مادر اصلی دلش برای پسرش سوحت و به پادشا گفت آقای من لطفا تفل را نکشید او را به این زن بدید زن دومی گفت نی این تفل نه از تو باشد و نه از من دونیمش کنید آن وقت پادشا گفت تفل را نکشید او را به زن اولی بدید او مادر واقعیش می باشد از این قضاوت اکیمانه پادشا تمام مردم اسرائیل خبر شدند و همه گیره ترس فرا گرفت چون دانستن که آن قضاوت نتیجه اکمت حداداد او بود پس شاید جان مو این قصر را که اگر مشنویم بعض وقتا کسی این قصر را میگه بیتر است که بگوین که این قصه از حضرت سلیمان است از اکمت پادشای سلیمان است که خداون چطور اکمت به او داده بود که داوری درست کنه پس ما شما دیدیم که چطور خداون حضرت سلیمان برکت داد و چطور خداون او را حرات داد و اگر قصهش بخونیم در کلام خداون واقعا برش ای قدر پول و دارائی و سروت داد که ایچ کس شاید جان در وقتش برابر از او قدر پول و سروت و دارائی نداشت و خدا را شکر که خداون این نبی خدا استفاده کرد و اگر ما نمیخواییم که زیاد بخونیم اگر در باری مرگ سلیمان نبیان بخونیم در اول پادشان فصل 11 نوشته شده از آیه 41 تا 43 و اونجا میگه که بقیه وقع دوران سلطنت سلیمان و کارای اکیمانی از او پادشان و آثار عدبی او در کتاب عمال سلیمان صفت شده و در این وقت هب ای پادشان چل سال پادشوی کرد سلیمان نبی چل سال پادشوی کرد و بعد از او به حق سپرده شد و بچهش رهبه هم به جای او پادشوی را گرفت شاید جان حب ما در باری سلیمان نبی برای شنوندهای ما این معلومات بخاطر دادیم که ما آیه های را از کتاب امثال سلیمان نبی که در کتاب مقدسه هست برای شنوندهای ما را این می کنیم پس دوست های عزیز شما آیه های را که می گیرین تمامش از کلام خداوند هست که خود خداوند اکمت بخشید پادشای خدا سلیمان نبی را و امروز ما و شما می تانیم از چیزایی که خداوند از اکمت که برای زود داد امروز ما و شما استفاده کنیم بسایه های را که می گیرین لطفا تمامش بخانید سرش تفکر کنید و شما می تانید که بسیار چیزا را از امثال سلیمان نبی یاد بگیرین و طبق احکام خداوند که از طریق سلیمان نبی برای ما و شما داده شده و شما می تانیم طبق احکام خدا زندگی کنید و واقعا خدا را خوشنود بسازید و خصوصا امثال سلیمان نبی پیام نیک برای زندگی روزمری ما دارد اگر ما واقعا ایر بخانید و متابق از او عمل کنید ما در زندگی روزانی خود محفظ می باشیم در زندگی می تانیم که واقعا اراده خداوند بجایی بیاریم دقیقا دقیقا دقیقا شاید جان دقیقا دقیقا شاید جان دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا دقیقا