کله چې عیسی زیږیدلی و؟ کله یې مړ شو؟ که څوک څوک ګناه وکړي او د بخښنې غوښتنه وکړي خدای هغه بخښنه کوي؟

  ۳۰ دقیقې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

PYM JBZ سلام شنونده های عزیز رادیو صدای زندگی مصروف ایم ازی که با بررامه دیگه با شما در خدمت شما دوستان قرار داریم امیدوارم که همه شما دوستان با فامیل های تان در ایک فضای سمیمیت و خوشی زندگی تان پیش ببرین مصروف استیم که با بررامه دیگه با شما باز هم در خدمت شما استیم و تاور که میفمین ادف از نشری بررامه ای است که برکات را که ما در جریان هفته دریافت کردیم و دوستان شنونده های ما که بررامه رادیو صدای زندگی را میشنوان برما زنگ میزنند میخواییم که امی برکات و امی خوشی و شادی را با شما شنونده های عزیز گرامی شریک بسازیم خوب باز هم در استیدیو برادر ازی ما جوا جان داریم جوا جان باز هم خوش آمدین مندنه باشین خوب بفرماییم بگین که در جریان ای هفته دوستان ما که تیلفون کردن ویا ای میل فرست دادن میشه که چیزی بگین برما بله شاید جان یک جان تشکر ازی که مرا خواستین و باز هم تشکر که یک جای هستیم برما یک برکت کلان هست شاید جان که هر دفعه ما خودت یک جای میشینیم در باری تیلفون هایی که از دوستان ما گرفتیم در او بارا گرم میزنیم و همه طور که خودتان گفتین شاید جان ای یک برکت از برما و ما امیدوار هستم که امی برکت ها گفتید خود شما که امرای دوستان ما در میان بگذاریم شاید جان تقریبا 25 تیلفون بود که ما در یه هفته گرفتیم و امرای 25 نفره که ما تانستیم گرم بزنیم و بسیاری تیلفون های دگیه بود که متاسفانه اونا زنگ زده بودند نمره ها در مانده بودند و نتانستیم که امرایشان گرم بزنیم دیگه سوال های بسیار خوب داشتند و بسیاری دوستان ما واقعا باعث تشویق ماش شدند و ما خوشحال هستم که سوال هایی که داشتند بسیاری هایی شاید تانستیم که جواب بتیم در باریش گرم بزنیم و بزرگ چیزهایی بود که قبول کردند و بزرگ چیزهایی بود که قبول نکردند اگر بر سرعت من بسیار خوشحال هستم که دوست های عزیز ما میتوانند سوال کنند و بسیار من شکرگذار استم من میخوام در این هفته برکت بزرگی که من گرفتم ای بود که یک دوست بسیار جوان ما برمایی تیلفون کرده بود وقته که امرایش گبزدم صدایش بسیار جوان بود من گفتم شاید بعد از او مثلا پدرجانش یا کاکاش یا کسی گبزند مگر این دوست عزیز ما امروزه برنامه های ما را میشنند شاید جان و یک لست سوالات درست کرده بود من فکر کردم شاید یک سوال بگوید مگر اول تشکری کرد و بعد از این که تشکری کرد گفت جوان جان من یک لست سوالات دارم که میخوام از شما بپرسم من گفتم شاید چهار پنج سوال باشد مگر سوال های بسیار عالی داشت و شاید این سوال های باشد که بسیاری از دوست های دیگه ما هم این سوالات داشته باشند به اون خاطر من میخوام که در باری اون سوال هایی که دوست ما کد در اون باره گره بزنیم دیگه سوال های شان سوال اولش آنی بود که ایسای مسیح در کدام سال تولد شد و در چند سالگی فوت شد دوست عزیزم این سوال را کردند برمه این مهم است که دوست های ما هم اینطور را گفتم بفهمند ایسای مسیح دو ازار و نو سال پیش تقریبا تولد شد و در سن سی و سه سالگی بود که او محکوم به ایدام شد مسلوب شد مگر حدا را شکر که نه تنهایی که دفن شد بلکه سه روز بعد از یه که دفن شد دوباره از مردها قیام کرد ایسای مسیح و ایسای مسیح به خاطر مسلوب شد که مزد گناه های ما را بپردازند و من شکر میکنم که ایسای مسیح بعد از سه روز در قبر ماندن زنده شد و بعد از او در پشت روی چشم مردم طرف آسمان را بوده شد بنان ایسای مسیح دو ازار و نو سال پیش تولد شد و سه و سه سال بعد از او مسلوب شد و بعد از سه روز دفن شدن دوباره زنده شد و زنده جاوید هست و زنده جاویدان هست و در مورد مرگ از او و در مورد آمدن از او به دنیا در کتاب های سابق در تورات در انجیل و در دیگر صحای فنبیا ذکر شده مثلا در کتاب آشیای نبی بیخی واضح گفته جایش ها گفته منطقه ها گفته و شکر که باید شکنجه بیونه حتی در فصل 53 در مورد گفت شده شده بله بله فصل 53 کتاب آشیای ها 700 سال پیش تقریبا تمامی چیزا پیشگویی شده بود بله بله دیگر سوال دوامی دوستمایی بود که در باره گناه آیا اگر کسی گناه کنه و باز توبه کنه باز گناه کنه بازم توبه کنه آیا حداوان اون نفر را میبخشه یا نی؟ این سوال بسیار جالب واقعا جالب هست و این خودش میرسانه که این کسی که گناه میکنه و چرا گناه میکنه در کجا موقعیت داره کسی که به عیسای مسیح مانداره به حساب ریشه دارده با عیسای مسیح او یک گناهکار بود ولی باید که عیسای مسیح را پذیر افت گناه از او پاک میشه برزی که صحب زندگی نو جدید میشه و اگر باز گناه میکنه اگر واقعا توبه میکنه برزی که ما انسان هستیم اشتباه میکنیم ولی اگر تکرار صورت میگیره فکر میکنم که مسیح بودر ما یا ای که ما میگیم که ما به خدا تعلق دارم یا از خداهان پیدایی میکنم شاید این ایمان ما را زیر سوال ببره نظر ما این چیزه من بر این دوست عزیزم گفتم گفتم اگر شما امراه آتش بازی کنین یک دفع آتشت در دست بگیرین دستتان میسوزه و گناه آتش هست یک دفع دستتان میسوزه بار دگر باز آتشمریم امریم دست میکنیم اینDE budه هم زیادی میسوزه و بار در قبل mی کنیم میحسم دست yogurtاتش در آتش هر باز می خونین و باز کنیم داست کنین آخر وقت دستتان باید برنss و غnar کرنه آخه اوز برسوش میکنه درست داره که خداون ما باید دست میکنه درست داره که خداون ما را محبت میکنه خداون ما را میبخشه مگر آیا برای مایی که ایسای مسیه را در زندگیم دارم یک مسیه هستم آیا ما خود چطور اجازه میتونم در این وقت که خداون را دوست دارم برعکس اراده از اون رفتار کنم بنان منعیس یک مسیه به خود اجازه نمیتونم که امرای گناه بازی کنم شوحی کنم و گناه را به حساب مذاق بگیرم خداون گناه را دوست نداره بنان من برخلاف اراده خداون رفتار نمی کنم و این مثل از این است که مثلا ما شما فکر کنیم که یک اتاق است و در بین اتاق صرف یک چوکی است و در اینجا دو نفر استاد است ما اون نفر را که واقعا زیاد دوست داریم در موردش معلومات داریم و برما نزدیک است ما از اون خواهش میکنیم مثلا بفرم در این چوکی بشی و اون کسی را که ما اصلا نمیشناسیم و پلان بده در مورد زندگی ما داره اگر اون را میخوایم که از اون دعوت کنیم که سر چوکی بشی به این مفهوم است که ما اون نفر را که به خیر ماست ما اون را احترام نمی کنیم اون را به حساب از خانه خود میرانیم و کسی را که همیشه در پیزی است که ما را از بین ببره زندگی ما را طباب سازه ما از اون امایت میکنیم دقیقا اگر خداوند در قلب ماست خداوند در زندگی ماست شاید زندگی خوب داشته باشیم شاید نمونه باشیم شاید نور نمک خداوند در بین مردم در جامعه در فامیل خود باشیم اما اگر عمال بد کردار خراب از ما همیشه سر میزنه بران به این مفهوم است که ما دیگه اصلا به خداوند تعلق نداریم ما جای دگیه قرار داریم ما به اشتباها میگن که ما مسیح استیم یا به خداوند احترام داریم بله اگر گناه در زندگی ماست پس خداوند اجازه نمیتیم در زندگی ما کار کنه بناین منعی سی اگ مسیح ما اجازه نداریم که امرای گناه بازی کنیم باید بفهمیم که ما مربوط به خداوند استیم خداوند دوست داریم و خداوند در تحت سلطنت زندگی ماست نگناه بنان ما بازی نمیکنیم سوال دیگه دوست مایی بود که چی چیز عرام است و چی چیز علال بله و این سوال بسیار خوب است چی چیز علال است و چی چیز عرام من شاید جان در این باره از کتاب مقدس انجیل متا فصل پانزده بله میخوایم یک چند آیه را بخوانم بسیار خوب که بسیار واضح در اینجا در باره علال و عرام گفته من از آیه ده میخوانم بله اینجا نوشته شده که انجیل من نزده خود خواند و فرمود با سخنان من گوش دهید و سایی کنید درک نموهید ایچ کز با خوردن چیز نجست نمی شود چیزی که انسان را نجست می سازد سخنان و افکار اوست بله در این موقع شاگرداننش نزد ما آمدن و گفتند فریسی ها از گفتهای شما نراحت شده ایند ار نحالی که پدر آسمانی من نکاشتا باشد از ریشه کنده می شود پس بانان کار نداشتا باشید ایشان کرهای هستند که از ساکش کرهای دیگر شدند پس اردو در چاه ها اندفتاد آنگا پتراس که یکی از شاگردایی سیمسی بود از ایسا هاست تا توضیح داد که چیگونه ممکن است انسان چیز ناپاک بخورد و نجست نشود ایسا گفت آیا شما نیز درک نمی کنید؟ آیا متوجه نیستید کانچه انسان می خورد وارد میده شده و بعد از بدن دفع می گردد اما سخنان بد از دل، از دل بد بیرون می آید و گوینده را نجست می سازد زیرا از دل بد این قبل چیزها بیرون می آید فکرهای پلید، آدم کشی، زنا و روابط نامشرو، دوزدی، دروع و بدنام کردن دیگران بله، این چیزها هاستن که انسان را نجست می سازند و نه از آن خوردن با دست های آب نکشیده شای جان اینجا ما می بینیم که ایسای مسیح نمی گه که چی چیز علال است، چی چیز عرام است خداوهان با قلب ما کار داره درست است، چیزهایی است که ما نباید بخوریم، چیزهایی است که ما نمی تانیم بخوریم مگر مهمترین چیز برای خداوهان ای بود که قلب ما را، فکر ما را و تمام زندگی ما را می خواهید که تبدیل کنند بسیاری مردم با فکر یه است که چی بخورم، چی نخورم ولی برزد عزیز که عمسایی خود را برش درون بگوید و بسیار کارای کسیف دیگر در فکرش است به ناند دوست های عزیز، نسبت به ای که شما فکر کنین که چی بخورم، چی نخورم، چطور کنم برخود بحساب شریعت درست کنین و فکر می کنم بیتر ایست که کلام خداوهان را بخونین و چیزهایی که خداوهان ازش نفرت داره و او چیزهایی انسان را نجست می سازه امیست که فکرهای پلید است، آدم کشی است، زنا است و روابط نامشروست، دوزدی است، دروح و بدنام کردن دیگر است ای چیزهایی است که انسان را نجست می سازه، اصل عدف، عدف ارام و علال امیست که ما فکر می کنیم که چی چیز ما را نجست می سازه که او را بخوریم یا نخوریم مگر خداوهان بالاتر از او چیزها را فکر می کنند که ما متوجه او چیزها باید باشیم که چیزهای نجست از ما بیرون نشد که ما مردم دگر را زرار نرسانیم دیگر فکر می کنم امیدوار استم که جوابی سوال اندازه دوست های ما گرفته باشند و اگر بازم سوال داشته باشین دوسته ازیز لطفا بازم تیلفون کنین بپرسین و ما زیادتر می تانیم دیگر گره بزنیم و سوال آخر ای بود که آیا شراب هوردن گناه نیست؟ درباره شراب یک چیزی که کلام خدا درست می دهی است که می گه مست شراب ما شوید که دران فجور است بلکه از روح خدا ادایت شوید بلکه از روح خدا پر شوید ای درست کلام خدا است برما اگر شراب عرامی بود من موضوع را برتان می خواهم خواهیتو نشان کنم و اویهی که و اویهی که وقتی که ما شما مثلا سه وقت نان می خوریم یا چار وقت نان بخوریم بعد از ده دقیقا و پانزه دقیقا بعد از نان خوردن سر ما شما خواه می آیا علت ای خواه چی است؟ علت ای خواه ای است که غذای را که ما شما خوردیم در میده تخمر می کند یعنی امو حالت را که مثلا مواد در مشک مندازن و او تخمر می کند و بلاخره بعد از یک ماه دو ماه باز او به شراب تبدیل می شود خود وجود هم به می شکل است خود وجود هم امو را تولید می کند در وجود ما است و خوردن از او باعث تدایی بعض امراض میده امراض روده و بعض جای دیگه می باشه بله ولی ما به حساب مشمار هم می بینم و خودم هم ما می فهمیم که اگر یک چیز کنترول می کند انسانه امی که کلام خدا می گه مست شراب نشود که دران فجور است اگر کسی شراب می خوند و شراب کنترول می کند آدمها که باعث می شود که گناه کنیم مرگز نمی خورم مرگز نمی خورم مردم فکر می کنند مسیحا آزاد استند که شراب بخورند مگر ما آزاد استند که شراب نخوریم به نام ما شخصا به حساب یک مسیح آزاد استم که نخورم و نمی خورم برمایی تر است که نخورم و ما می خویم که از روح خداون دایچام تا از شراب ما می خویم که خداون کنترول زندگی مرا در دست خود داشته باشه تا شراب بنان ما نمی خویم بگویم که شما شراب بخورین عدف ما این نیست و این هم درست نیست که ما بگویم که نه اصلاً شراب از شراب بترسین شاید دوائه که می خوریم دوو بزرگ وقتا شما این چیزای چی را استفاده می کنند مواد هوا باور و بسیاری چیزای الکولی هست الکول هست که زحمار را می شویند و بسیار چیز هست مگر ما ما شخصاً بر خود اجازه نمی کنم شراب بخورم بخاطر که ما می خویم از روح خدا دایچام تا از شراب و بسیاری کسا صرف سر زاهر مسئله زیاد توجه و تکیت می کنند تا باطن مسئله بسیاری ها شراب نمی خورند فکر می کنند که ما آدم بسیار خوب هستیم ولی چشمش در محل همسایش هست قتل می کند با چشم خود زنا می کند کارای دیگه که خلاف کلام خداوند هست انجام می کند سرف این یک موضوع را قایم گرفته و دیگر را اعلام می کند که هرچی که شد این را خدا از ما نمی خواهد باید فکر ما، زین ما، قلب ما، چشم ما، زبان ما کلش باید در خدمت خداوند باشد از کلش ما باید ما پرهیز بکنیم این نیه که سرف امو چیز را که شنیدیم اتا نمی فهمیم هم و شنیدیم امو را قایم گرفتیم یک چیز را قایم گرفتیم و بعد دیگر کل چیز غلط هست و من فکر می کنم بیتری است که خود با کلام خداوند پر بسازیم خود آقا بسازیم، کلام خداوند بخوانیم که خداوند از ما چی می خواهد؟ چرا خداوند ما را خلق کرد؟ به کدام منظور ما را خلق کرد؟ درست میگه، کاملا دقیقه است دیگر، فکر می کنم این چیزها برای این هفته کافی است و یک جهان تشکر از این دوست عزیز ما از این جمان عزیز که تلفون کرد تا تانستیم در این بارها یک کم گرم بزنیم خوب دوست ها عزیز از تلفونایتان، از ایمیلایتان یک جهان تشکر و ما امید می بریم که همیشه کشوش کنیم به برنامه رادیو صدای زندگی به طور دامدار گوشت بدین برزی که هر برنامه ما در مسائل مختلف ما گپ می زنیم اگر شما ای را پیگیری کنین و تقیب بکنین فکر می کنم که جواب بسیاری سوالهایتان را دریافت خواد کدین خوب دوست های گرامی ای بود برنامه این حوبت ما که تقدیم تان شد تا برنامه اینده تمام شما دوست ها را به خداوند ما ایسای مسیم اصفاریم هم داشت کنیم سرودی تازه سراحی حاللویه هم داشت کنیم سرودی تازه سراحی هم داشت کنیم سرودی تازه سراحی حاللویه دوستانه گرامی در این بخش از برنامه خیش توجه شما عزیزان را به بخش اول فصل هفتهمه انجیل یهانه که بشکل شعیر توسط دکتر عباس آریانپور سروده شده و توسط همکار ما دکلمه شده جلب می نماییم سپس گشت ایسا کم در جلیل نشد بر یهودیت چند گسیل چوبسته یهودان به قتلش کمر که خونش نمایند یک سر هدر چون از بیک می گشت اید یهود که آن اید را خیمه ها نام بود بگفتند اخوان ایسا چونین که باید شوی دور از این سرزمین به سوی یهودیه آزم بشو پیه حفظ جانت از اینجا برو چوبینند شاگردها کار تو گرایند جمله بگفتار تو که هرکس که خواهد شود آشکار بپنها نباید گراید بکار نماخش بر خلق دنیا ایان که کارد ببینند خلق جهان چون اخوان آن نور گیتی فروز نیاورده ایمان به ایسا هنوز سپس گفت ایسا به اخوان خیش مرا فرصت اکنون نیامد بپیش جهان نیست دشمن بکار شما ولی هست دشمن سراسر مرا چون کار جهان را بدانم خطا از آن را جهان هست دشمن مرا شما ها سوی اید را آورد از این اید هموارا بهرا برد ولی موقع من نگشت کنون که سازم به سات بدی واشگون از این را بماند اندک در جلیل که باشد کمی فارغ از پال و قیل ولی کنچو گشتند اخوان روان روان گشت ایسا بدنبالشان روان گشت ایسا از آن در قفا که میخواست پیشا کند اختفا یهودان همه در کمی نشدند که او را کنار بچنگ آورند همه گفتو گومی نمودند از او همه در پیش کرده بس جستو جوب یکی گافت ایسا نیکو آدمیست یکی گافت مرد بسیدمدمیست زی ترسی یهودان کسی دم نزد موادا که ورا گزندی رسد چو بگذاشت نیمه زی ایده یهود به هیکل خداوند هم رو نمود درانجا به تعلیم آورد رو به مخلوق بندمود بس گفتو گو زی حیرت یهودان پریشان شده که این استاد از کجا آمده چونه بود زی تعلیم او بهرورد چوبونه کتب را بداند زی برد بپاسخ چونین گفت ایسا سخن که تعلیم من نیست هرگز زی من فرستنده داده و من این کلام که بخشم رهائی بشر را مدام زی تعلیم گردد بشر رهنما که از خود سخن گفته یا از خدا اران کس که از خود بگوید سخن بود طالب عزت خیشتن ولی هرکی خواهد جلال خدای بود در جهان راستین رهنمای در رو نیست زشتی و ناراستی سیاهی و بدخواهی و کاستی بیاورده تورات موسا از آن که حادی شود بر شما در جهان ولی که نکردید آن را عمل شما چون که باشید دزد و دغل باید این راستید که باشید دزد و دغل با قتلم چگونه کمر بسته اید با خونم چرا به جهت تشنه اید بگفتند آن خلق دون و شریر که دیو هست در روح تو جای گیر هماندیو آهنگ قتل تو کرد تو با دیو واید نمائی نبرد بگفتا بدیشان ضروعی مثل نمودم برای شما یک عمل که جمله از آن غرق حیرت شدید همان گشت حیرت بدندان زدید که موسا بفرمود در عهد پشت که خطنا نمایید اولاد خش نمایید در ثبت خطنا شما مگر هست در ثبت خطنا روا چرا خرده گیرید برمن شما که در ثبت دادم مریض شفا بود داوری شما ظاهری ضروعی حقیقت صدد داوری بگفتند پس مردم ورشیلیم مگر نیست او راز مخلوق بیم به قتلش یهودان نموده کمین شود آشکارا چگونه چونین بگو یک سخن آشکارا بسه به آزار و ره نیارد کسه ولی که نباشد مسی این جوان چودانیم آغاز و انجام آن بیاید به دنیا چو شخص مسی نداند کسی من شیو و سری به هیکل چونین گفت ایسا سخن بدانید ای مردمان حال من بدانید ای مردمان حال من که من مرسل از پیش خود نیستم بدانید من در جهان کیستم شناسید از روی حق و یقین فرستنده را خالق راستین فرستندم را شناسانده اید وگر نه بدون بال من بگروید ولی من شناسم فرستنده را چکرده روانه به دنیا مرا من از او و او شد فرستنده ام من او را به دنیا نماینده ام نمودند آهنگ قتلش یهود ولی موقع مرگشو کنون نبود بیاورد ایمان گروه عظیم بگفتند با او جماعت زبیم مسیع ار به دنیا شود جلوگر ببینیم از او موجزات دگر فریسیان شنیدند چون این سخن نمودند با کاهنان انجمن که ایسا نمایند آنها اسیر با قتلش رسانند قوم شریر چونین کرد ایسا دراندم بیان که من اندکی هستم اندر جهان به نزد فرستنده گردم روان نهم روی بر تارک آسمان نمایت بهرم بسی جستو جو ولی من روانه شدم سوی وو بدان جا شما را دیگر راه نیست کسی زین کم و قیب آگاه نیست یهودان بگفتند با یک دیگر کجا کرد آیا خیال سفر به یونان مگر قصد دارد روید که آوارگان را رهایی دهد چی باشد از این گفته منظور و که و را نمایم بس جستو جو PYM JBZ