کالي - هندوستان

  ۹ دقیقې ۵۹ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

در یکی از خانواده های مشهور برحمن در بنگال هندوستان در سال 1839 طفل به دنیا آمد. نام او را کالیچرن ماندند. اجداد اونا از اولاده پنگ برحمن مشهور بنگال بودند که در قرن نوهم ملادی در بنگال متوطن شده بودند. یکی از خاله‌های کالیچرن که سال‌ها پیش بیوه شده بود در خاله‌ای آنها زندگی می‌کرد. او زن خدا ترست بود و تربیه و پروارش کالیچرن را به دوش گرفت. کالیچرن به خاله‌ای خود محبت زیاد داشت. خاله‌ش به او تعلیمات دینی اهل حنود بخوبی تعلیم داد. کالیچرن تعلیم محابارت و قصه‌های رماین را از بر یاد کرد. کالیچرن در تمام طول زندگی خود از خاله‌ای خود همیشه به خوبی یاد می‌کرد. کالیچرن پنج ساله بود که به مکتب ده خود شامل شد. در این مکتب او خواندن و نمشتن یاد گرفت. او هشت ساله بود که برای آموختن زبان انگلیسی او را به مکتب دیگری شامل کردند. این مکتب تقریبا سی کلومتر از خانه‌ای آنها دور بود. سرمعلم و معلیمین این مکتب مسیحی بودند و تعداد زیاد شاگردان از طریق آنها به مسیح ایمان آورده بودند. مدت زیاد نکذشته بود که کالیچرن شروع به مقایس کردن ایسای مسیح با دیوتاها و یا خدایان خود کرد. انجیله هم منظم مطالعه می کرد. در نتیجه کلام مسیح در دل او اثر کرد و کوشش کرد که او را در زندگی خود عملی کنه. او در امتحانات او سال در مضمون کتاب مقدس نمره احلا گرفت و یک کتاب مقدس مقبول از طرف اداره مکتب جایزه به دست آورد. کالیچرن و سی رفیق دیگری او ای کتاب مقدس شریکی می خواندن و دعا می کردن که خداوند حقیقت خود را به اونا ظاهر بسازه. در که بعض قسمت های انجیل برشان بسیار مشکل بود. مثل مسیح کاملا بی گناه بود ولی خدا به خاطر ما او را گناه ساخت تا ما در پیوستگی با او عدالت خدا شویم. و یا ای آیت که مسیح شخصا بار گناهان ما را بردوش خود گرفته آنها را برسلیب برد تا ما هم نسبت به گناه بیمیریم و برای عدالت زید کنیم زیرا به سبب زخمهای اوست که ما شفای آفته ایم. و یا ای آیت که می فرماید به سر انسان نیز نیامد تا خدمت شود بلکه تا خدمت کند و جان خود را در راه بسیار فدا سازد. در باری این مطالعه و جستجوه گروهی چندین سال بعد کالیچرند نوشته می کند که در شروع خاندن بعض آیات باعث لغزش اونا می شود. اگرچه محبت ایسای مسیح در دل اونا وجود داشت اما تا او وقت او را به حیث یک رحنما و یا یک معلم قبول می کردند. اما با مطالعه رومیان فصل پنجم آیت هشت تمام شکای اونا رفشد. ای آیت می فرماید اما خدا محبت خود را نسبت به ما کاملان ثابت کرده است. زیرا دران هنگام که ما هنوز گنهکار بودیم مسیح به خاطر ما مرد. با خاندن ای آیت اونا فورا اقرار کردن که ایسای مسیح خداوند و نجات دهنده ی آنهاست. اونا تصمیم قطعی گرفتن که به ایمان خود به مسیح علنا اقرار کنند. اما ای کار آسان نبود. به زودی کوه مشکلات پیش روی اونا قرار می گرفت. در ای وقت بود که یکی از شاگردا که نسبت به اونا چند سال بزرگتر بود تحمید گرفت. بعد از تحمید گرفتن او به مشکلات زیاد روبرو شد. فامیلش او را از خانه کشیدن. دوستا و عزیزا همرایش قطع علاقه کردن. از هر طرف دشنام تن و لن سرش می بارید. تا ای که او مغلوب مشکلات شده از مسیح انکار کرد و دوباره به خانواده خود برگشت. کالیچرن وقتی که وضع او را دید دلش شکست که او هم خداوند خود را انکار خواهد کرد. در ای حالت کالیچرن به یک وسوسی دیگهی که اکثرا به او روبرومشان مواجه شد. یعنی که به طور مخفی به حیث شاگرد و پیروی ایسای مسیح باقی بماند. اما در ظاهر و در پیش روی دنیا به او اقرار نکند. اما او از این فکر آرامش حاصل کده نتانست. چون او فرموده ای مسیح در گوش او زمزمه می شد که می فرماید کسی که پیش روی انسان ها از من انکار کند در حضور فرشتگان خداوند نیز از او انکار خواهد شد. این کلام فتحمند مسیح کالی چرن هم فتح کرد. او با تمام رفقاش تصمیم گرفت که هرچی باد آباد آنها تحمید بگیرند. بعد از دعا و مشوره تصمیم گرفته شد که کالی چرن با دوستانش به کلکتر رفته در کالیج مسیحی اوجه شامل شوند. اونا با کلکتر رفتند و در وقت رخصتی های ایدی هنود پس به خانه آمدند. در خانه به صورت واضعی به پدر و مادر خود و خانواده خود گفتند که نمیتونند در رسومات مسیحی فامیل شرکت کنند چون تصمیم دارند که به مسیح ایمان آورده تحمید بگیرند. با شنیدن این خبر پدرش بسیار بغضب شد و خوشی ایدی اونا به ماتم تبدیل گردید. کالی چرن را بسیار تحدید کرده ترساندند اما او تصمیم خود را گرفته بود. تا این که در کلیسای آزاد شهر کلکتا به عیسای مسیح عرنن اقرار کرده به نام او تحمید گرفت. کالی چرن وقتی به ایمان خود به مسیح اقرار کرد که او هنوز بسیار جوان بود و گرم و سرد روزگار را ندیده بود. اما او بخاطر ایمان خود حاضر شد که آرامی و محبت خانواده و دوست و اقارب را گذاشته در شهر دور و تنها از همه زندگی کنه. اما محبت مسیح و محبت خادم که او را تحمید داده بود به او اتمنان و آرامش می بخشید. دو سال بعد او دوره مکتبه به نمرات عالی به پایان رساند. در نتیجه ای کامیابی به او جیبخرچ ماحانه تیین کردند. بعد از فراغت از مکتب او شامل کالج شد و لیاقت و ذکاوت خود را به اثبات رساند. در این وقت او مذمونه در مورد حقوق زنان نوشت که بخاطر ان مدال نقره حاصل کرد. با تمام کدن کالج او از طرف یکی از خادمی نامهی حاصل کرد که از او دعوت شده بود به جلندر رفته اداره یک مکتبه به دوش بگیره. در دوران کار او او مکتب ترقی زیاد کرد. بعدن کالی چرند تصمیم گرفت که تمام زندگی خود را وقف خدمت ایسای مسیح کنه. او به مطالعی الهیات شروع کرد و بعد از سپری کدر معفقانه ای امتحان به خدمت دستگوزاری شد. طوری معلوم می شود که خداوند او را برای خدمت در بشارت به مسیح انتخاب کرد. در نتیجه خدمت و بشارت او تعداد زیاد ایسای مسیح را به حیث خداوند به نجات دهنده خود قبول کردند و پنج کلیس های نو در منطقی که او خدمت میکد به وجود آمدند. تعداد مسیحان در وجه به سی هزار نفر رسید. او به کمک ایمانداران دیگر زمین خرید و شفاخانه مستورات اعمار کرد. برای مردم کتاب خانه باز کرد و یک دارالیتام ساخت و کارهای دیگی خیریه هم انجام داد. در نتیجه خدماتش از طرف حکومت وقت مدال قیصر هنده به او دادند. بر علاوه از طرف یکی از پهنتونهای امریکا دپلوم دکتورای آلم الهیات هم به او داده شد. در سال 1914 بعد از سالها خدمت با سمر به مسیح که به کهولت رسیده بود از تمام وظایف خود را سبکدور شد. خداوند نخواست که این خادم برجستر زیاده از این در این دنیا زحمت بکشد. بلاخره در سال 1916 به تاریخ سی و یکمی در آرامگاه عبدی خود خوابید. دکتر کالی چرن از این دنیا رفت. با رفتن او طور معلوم می شد که کلیسای پنجاب یک خادم برجسته خود را از دست داده است. برخورد مسیحی او طبیعت خالصانه و پر از محبت او دانش او هر کس را اوامی داشت که بخاطر مشوره پیش او زانو بزنه. کسایی که او را می دیدن می گفتن از جهره او نور می باره. قطب بلند، ریش سفید، جهره موزون و تدبر به او شخصیت جذابی بخشیده بود که نمی تواند در قالب کلمات آن را گنجاند. چشمان جذاب و دوربین او از امواج زندگی سرشار در مسیح لبریز بود. در آواز او دلگشی و جذابیت خاص نهفته بود.