ولې زه خدمت او خدمت وکړم هغه خلکو ته چې زه یې تعقیب کړم؟

  ۳۰ دقیقې

  ۸ اپريل ۲۰۱۱

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

با شما از صدای زندگی می شنوید سلام شننده های عزیز برنامه با شما آرزو می بریم که تمام شما دوستا لباس آفیت بتند داشته باشین از خدا آرزو می کنیم که همه شما دوستا با فمیلیتان جور و سرحال و آماده شنیدن برنامه این حوبت ما باشین خوب دوستا عزیز ما باس هم جوا جان با استادیو امرای خود دارم جوا جان باس هم خوش آمدین با برنامه با شما تشکر شاید جان زنده باشین خوب جوا جان میشه برما بگین که دیفته که سپری شد دوست های شنونده ما هتمن از طریق تلیفون و ایمیل و چت امرای شما به ارتباط شدند و سوالای هم داشتند بله شاید جان بله بله خدا را شکر که دوست های ما تلیفون کردند و امتحانی که شما گفتین از طریقهای مختلف امرای ما و شما به ارتباط شدند بله و شکر که تانستیم امرای شما گب بزنیم بسیار خوب خوب هتمن سوالای زیاده بوده امو سوالا را برما بگوین که بر شما زیاد دلچسپ بوده و مایه برکت بوده با ما دمیان بگذارین تا ما و شنونده های گرامی ما یکجوی از او مستفید شویم چرا نه شاید جان دوست های زیز ما از هر کدام شما که برما تلفون کردین واقعا تشکر می کنم خدا را شکر به وجود تمام شما و دعا می کنم که هر کدام تان زیادتر و زیادتر بتانین برما تلفون کنین اگر سوال داشتا باشین و یا نظر داشتا باشین برما بگوین ما حشان می شم که امرای شما در ارتباط باشیم شاید جان یکی از دوست هایی که از ما سوال کرد سوالشی بود که کسایی که برما زجر می رسانند و کسایی که برما مشکل درست می کنند چطور ما می تانیم اونا را حدمت کنیم و یا چطور می تانیم برشون کلام و حدا را برسانیم و امرای ما دشمنی می کنند ما چی کنیم دوست های ازیز این سوال خوب است واقعا سوال بجای است من می خواهم که فقط تشفیق تان کنم دوست های ازیز که کسایی که برشون ما زجر می رسانند اونا حدشان تشنیح حدا هستند شاید نشان نمی تان برزد اراده حدا رفتار می کنند مگر در قلبشان یک جای است که اونا تشنیح حدا هستند من تشویق تان می کنم که ایچ وقت تسلیم نشید بیاین از کلام حداوان چند آیه را بخونیم شاید جان بسر خوب من می خواهم که از فلیپیان از نامه فلیپیان فصل دو از آیه پنج تا هشت را بخونیم بسر خوب در اینجا گفتر شده که شما باید امان طرز فکر را شما باید امان طرز فکر را در پیش گیرید که مسی داشت و با این که ماهیت خدایی داشت اما نخواست از احتیار و حق خدایی خود استفاده کند بلکه قدرت و جلال خود را کنار گذاشت و به شکل یک بنده در آمد و شبیه انسان ها شد آیه هشت میگه و اتا بیش از اینی خود را فروتند ساخت تا جایی که حاضر شد مانند یک طبع کار بر روی سلیب ایدام شود دوست های زیز وقتی که ما همیشه خودم دل سرد میشم و وقتی که بعضی وقتا فکر میکنم که آیا مردم قدر ما خدمت میکنیم آیا این سمره میداشت باشه آیا بدرد میخواده که ما بر مردم قدر زامت بکشیم و کلام برسانیم و خصوصا امطر که دوست ما پرسان کرد اتا زجر ببینیم آیا فایده داره؟ دوست های زیز وقتی که ما این چنایه را میخونم همیشه قوت میگیرم که خداوند از ما میخواهد که اتا اگر ما زجر ببینیم باید خدمت کنیم امطر که ایسای مسیر را ما میبینیم بایدی که قدرت داشت بایدی که توانایی داشت مگر او آمد امطر که کلام خدا میگه او بایدی که ماییت خدایی داشت اما نخواست که از احتیار و حق خدایی خود استفاده کند بلکه قدرت و جلال را کنار گذاشت و بشکل یک بنده دار آمد بشکل کسی دار آمد که خادم است و او آمد و خدمت کد او زجر دید مشکلات دید مگر هیچ وقت تسلیم نشد شاید جان یک قصه از یک برادر اندی که این مرد در مو شارع که زندگی میکرد در اونجا هیچ کلیسای نداشتند مگر یک وقت بعد از سال های سال این نفر بسیار آدم خوب بود خبر شد که در این قریه شان دو سه فامیل یک جای میشند و کلیسا دارند مسیح هستند گفتی چطور میتوند که این مردم پیروی ایسای مسیح باشند بنابراین بجای از این که برای جنگ و دعوا کنند گفت بیا که من میرم اول میبینم چی رقم مردم هستند با این که در تمام شهر فکر کن شاید جان که هیچ کلیسای نداشتند هیچ ایماندار مسیح نداشتند و این فقط دو سه نفر یا دو سه فامیل جمع میشند این نفر چی میکنند؟ میره خانهش میره خانه این مردم در خانهش میره امرایشان میشند و میبینند که چی میکنند در این وقت که پرستش میکنند، عبادت میکنند کلام حدا را نوی به دستان که رسیدند میخانند امین جاست که پولیس میاید و تمام چند فامیل امرای این مردم که در این خانه رفته بود تمامشان را میگیرند و میبرند زندان در زندان که میبرند شاید جان یارای قدر لط کوب میکنند که آیا شما مسیح استین یا نه؟ و این مرد فکر میکنند اگر ما بگویم که مسیح نیستم مرای قدر لط میکنند تایی که من اقرار کنم که من مسیح استم پس میدادند و اول میگن بله ما مسیح استم خلاصا این را لط کوب میکنند یک ذره او بندی میشه شش هفت ما بعد پس حیلائش میکنند چرا که جازه نمیدادند که کسی پیروی عیسای مسیح باشه در اون منطقه خلاصا پولیس پس حیلائش میکنند و این مرد وقتی که از زندان پس مبرایه میره و کتاب مقدس را پیدا میکنند و شروع میکنند به خاندن و وقتی که کلام خدا را میخونند واقعا معبت خدا را در کلام خدا میبینند و زندگی خدا به عیسای مسیح تسلیم میکنند و بعد از اون توسط این نفر تنهای یک قریه نه بلکه چندین قریه عیسای مسیح را میشناسند و صدها نفر ایمان میارند و ده ها کلیسای خانگی در منطقه شان جور میشند و در تمام شهر بعد از اون ده ها چیه که به صدها نفر ایمان میارند و تقریبا کلیسای خانگی روز بر روز رشت میکنند و بعد از اون باز پولیس میاید و این نفر را میگیرد و باز میبرند زندان زندان میبرند انداز به شما میکنند مدگه ها م Freiheit در سوال کنند برای همین ویدیو Singh دنیا دنیا که می Hollow اگر در اون منطقه از این کسباره بسیار کلیسای خانگی است که امی نفر امرای بچه هایها شروع کدند و تقریبا آزارها نفر از برکت امی نفر که خداون ای را استفاده کرد امروز در کلیسای خانگی هستند آزارها نفر و نه تنها که خداون ای را برکت داد که اون مسیر را شناخد خداون واقعا به حساب دنیاوی هم برکت دادش کار و زندگی و زمینش را برکت داد زمیندار بود و امروز بسیاری مردم هایی که در اون منطقه هستند که ازیا کده بسیار پولدار بودند نامدار بودند آلماین از این مسلحت می کنند از این اتا برای زمین هایها برای کارها قرض می گیرند میرند مثلا کار می کنند و خداون این نفر بسیار برکت داد گبه ایست که این نفر هیچون دلسرد نشد اتا اگر در زندان بود دلسرد نشد برعکس برامد کلامه هاند و بعد از او که ایمان آورد قویتر شد ایمانهاد و بازم ایمان برخود نگاه نکد نترسید که بازم زندان میرم باید که بار دگر چندین بار زندانی شد پس ایلایش کردن و ماها در زندان ترکد مگر امروز خدا را شکر که ازارها نفر از برکت این نفر ایمان آوردن و مسیر را شناحتند و زندگیشان تبدیل شد این قصه عینی است و چیز دیگه ای که ما میخوایم در باریش گب بزنام از انجیل مرقص فصل یک آیه چل هست انجیل مرقص دوسته ازیز اگر شما کلام هدا را در دسترس دارین لطفا واز کنین انجیل مرقص فصل یک آیه چل میخوایم که بخانیم اینجا نوشته شده که روز یک جزامی آمده نزدی ایسا زانو زد و التماس کنان گفت اگر بخواهید میتوانید مرا شفا دهید ایسا دلش برو سوخت دست خود را برو گذاشت و فرمود البته که میخوایم شفا بیاب و آیه چل دو میگه که بلا فاصله جزام او برطرف شد و شفا پیدا کرد اینجا یک چیز جالبه شاهجان چیزی که ما میبینیم چیزی است که ما همیشه وقتی کلام خدا را میخوانیم اینست که ایسای مسیه او جزامی را شفا داد مردم بسیار میفامند از موجزات ایسای مسیه و این چیزی که در باری هیچ قصه میفامند اینست که ایسای مسیه یک جزامی را شفا داد مگر اگر درست شاهجان ما دقیق کنیم اینجا چی میگه در موجز یک جزامی آمدن است ایسا زانو زد و التماس کنان گفت اگر بخواید میتوانید مرا شفا دید این نفر آمد پشه ایسای مسیه زانو زد و خواهش کرد و پسان دایه چلیق میبینیم که ایسا دلش براو سخت و دست خود را براو گذاشت و فرمود شاهجان چیزی که ما میبینیم ایست که ایسای مسیه اول او را شفا نداد که بعد از او دست بزنیش ایسای مسیه باید که او جزامی بود او به حساب به حساب مردم امو وقت او کسی بود که هیچ کس او را نمیتونست که لمس کنه هیچ کس نمیتونست او را دست بزنه جزامی نپاک بود مگر ایسای مسیه چی کرد اول دست خود را من سرشانش و بعد از او گفت بله میخوایم شفا پیدا کنی شاهجان به حساب طبقاتی وقته که ما میبینیم در وطن ما میبینیم که طبقات مختلف هست یکی را ما به نام روشنفکر میشناسیم یکی را به نام بنیادگرام میشناسیم یکی را به نام به حساب کسایی میشناسیم که پیسدار هستن و ما نمیتونیم که اتزیانیستک شویم یک کس را میشناسیم به نام ازی که یا تحصیل کرده هست ما که چون نمیتونیم و یک نفر دیگر را میگیم یک نفر دیگر را میگیم یا دیگر نفر دیگر را میگیم مگر ایسای مسیح چیزی که میهایه میگه که ما این مسئله را کنار بانیم هر کسی که پیش ایسای مسیح آمد اتا اون جزامی که ناپاک بود ایسای مسیح لمسش کرد و شفا دادش و امروز دوست های عزیز هر کسی که میاید پیش ما شما ما وزیفه ما چیست وزیفه ما این نیست که ما اون را داوری کنیم که این پیسدار است این عریب است این مریض است اون آدار است این است آن است این چیزا باعث میشه که ما از مردم خود را دور نگاه کنیم یکی را میگه مالک نمیفهم درخواد است و در امنیت است و پولیس است دوست های عزیز تمام این مردم هایی که هستند تمام مردم ما شما به ایسای مسیح و شفا ضرورد دارند پس بنان بیاین که ما مثل ایسای مسیح ببینیم مردم ها مثل از اون را افطار کنیم ما نباید که مردم ها از خود دور کنیم و برانیم ایسای مسیح اینجا چیزه که کد اول لمس کد و ما و شما وزیفه ماییست که به مردم خود نزدیک بسازیم اتا اگر دشمن ما و شما هستند ما و شما وارا باید برکت بتیم دوست های عزیز نمیتونیم بحتر از اینکه برما مشکل میرسانند و از مردم دوری کنیم بحتر از اینکه شاید ما زجر ببینیم از مردم خود دوری کنیم چیزه که ما و شما در کلام حدا میبینیم ایسای مسیح تمام قدرت و جلال و شان و شوکت و همه چیزها حدایلا کرد و آمد و همه طرح که ما و شما در فلیپیان دو هندیم و آمد و مثل یک بنده خدمت کرد ایسای مسیح شاید ما و شما در محکمه برده شویم و مثل بعضی از برادرانیم که در زندان ماها را تیر کردن شاید ما در زندان تیر کنیم و حتی شاید کشتر شویم بله این چیزه که ما میگم طبق کلام حدا از دوست های عزیز ما نمیتونیم وحتی که مسیح شویم خود را پت کنیم کلام حدا برما میگه میگه که وحتی که چرا روشن میکنین شما را در زیر در زیر صندلی یا در زیر چوکی یا در زیر یک میز یا در زیر یک لیاف پت نمی کنین چرا در یک جای بلند میمونین که تمام جای روشن کنه دوست های عزیز وحتی که چرا روشن میکنیم تمام جای روشنایی می آیا و کلام حدا میگه برما شما که ما نور هستیم در این دنیا باید ما بد و رخشیم تا مردمی که در تاریکی زندگی می کنند راهی خود را پیدا کنند و همه تر کلام حدا واضعی برما شما میگه که ما شما زحمت و سختی میبینیم کلام حدا واضعی هستیم سیسای مسیح حادش زحمت دید رنج دید من یکی از دوست ها بود شای جان اکس های خود رو برما روان کرد و متاسفانه در اون اکس ها چند جایش سوحته بود و گفت چندی نفر من رو گرفتند و بردند میخواستند بکشند مگر چند جای پای من رو سوحتند من فرار کردم از پشتشون و حالا پس من در خانه خود رسیدیم مگر من بسیار میترسم دوست عزیز درست هست که مشکلات و سختی ها می آید مگر ما شما نمیتونیم که از سختی ها و مشکلات فرار کنیم دعای من این بیادر عزیزم که خداوند یکی از خانه خود افزش کند دعای من این بیادر می استفاده کند مردم برکات خداوند در بیادر می بینند ما شما از مشکلات و سختی ها گریز نداریم مشکلات و سختی ها می آید مگر یک چیز رو از شما می خواهند تشفیق کنند تسلیم نمی شیم در سختی ها و مشکلات نباید نفرت کنیم و نباید از مردم نفرت کنیم بلکه وظیفه مویست که دعا کنیم ما و برادرمم که پایش سوحتانده بودند گفتم که تو دعا کن برا کسایی که برایت زجر رساندن و خداوند دعای ما و شما رو مستجاب می کند دوست های زیز و ما دعایم ایست که با امید خدا امو کسایی که زجر رساندن یک روز خودشان پیام محبت خدا را بچشن و زندگی هایشان و اما تا رو که زندگی پولست رسول تبدیل شد بله پولست رسول زحمت می رسان به پیروهای ایسای مصیح مگر وقتی که حضور خدا را دید زندگیش تبدیل شد و خودش رسول شد که از برکت از او کشورهای بسیار زیاد پیام مصیح را شنیدند و زندگی خود ایسای مصیح برای توان ما و شما ایک نمونه بسیار روشن است و از اینکه وقتی می رفت کسی به موضعش گوش نمی کرد و ایسای مصیح می گفت بیانبر را کسی در وطن خودش کسی قدر نمی توند ولی جای دیگه رفت که مردم بسیار بخوشی بسیار پذیرائی کردن و کلامش را شنیدن و همینطور به انجیل یوهانه ایسای مصیح می گوید شما مردم دنیا نیستین بخاطر است که مردم از ما نفرت دارند وقتی که ما منعیت پیروی ایسای مصیح از ایسای مصیح پیروی میکنیم مردم از ما نفرت دارند بخاطر است که وقتی که ما پیام خوش انجیل را می رسانیم اونا در روشنهایی قرار می گرند گناهشان آشکار واضح می شود اگر شما متوجه شده باشین در یک جایی که سنگ است سنگ بلند کنین بعض اشارات بسیار خورد است وقتی که سنگ بلند می کنیم هم تمام از آنها به طرف تاریکی فرار می کنند می پاند جایی که کجا تاریک است در وجه جمجون و مردم کسایی که ایسای مصیح را در قلب خود ندارند و از خداون دور است به این شکل است و ما شما باید با خوشی و با سبر و حوصله امودور که ایسای مصیح با سبر با حوصله پیام نجات بر مردم رسان ما شما باید این کار انجام بدیم دقیقا شاید جان و خداون استفاده می کند بسیاری وقتا ما فکر می کنیم که اگر ما یک سیلی هوردیم در حال که برعکس وقتی که ما سیلی می هاریم و ما محبت می کنیم اون افرا که با ما سیلی زده ایسای مصیح می گه اگر کسی در یک روی سیلی زد روی دیگه ایتا هم برش کنی اگر ما ایتا رو زندگی می کنیم مردم محبت حدا رو در زندگی ما می بینند و اگر اونا بر ما فش می دند دعو می زندند ما برشان دعای خیر می کنیم وا می بینند این مسئله را شاید پشت روی مردم چیزی نگویند مگر وقتی که خودشان تنامشند در این بار را فکر می کنند و خداون قادر مطلق هست که امی عرکت ما شما را استفاده کند و زندگی دیگرها را تبدیل کند درگه دوسته عزیز درگه دوسته عزیز ارگز دل سرد نشید و چیزی دومی که از این که شما کوشش کنید مردم را که با نجات ضرورت دارند از خود نرانید بلکه شما باید نیزدیکتر با اونا برین امتحانی که ایسای مسی آمد و مردم را لمس کرد شفا داد و زندگی هایشان را تبدیل کرد خداون شما را هر کدام تانا می تاند استفاده کند بله واقعا و کوشش کنیم هر پرابلم هر شرایط که سر ما آمد باید او را بپذیریم برای از این که عجر عظیمی ما شما در آینده داریم خداون شکر میکنم که ما را انتخاب کرد تا پیام خوش از او را برای کسایی که امروز قسمی که ما شما در گذشته دور بودیم نمی فامیدیم و پیام برای ما رسید و امروز این پیام از سریق راڈیو و بعض وسائل دیگه برای مردم می رسانیم و امیدوسای ما که امروز پیام را بشنوان خداون برکت بدی شانه که بتانن امیدوسای خود برای فامیل خود برسانن و منتظر از این نباشن که همجای اینا باید با خوش روی با پیشونی باز پذیرفته شون خوب دوست دوست دوست این بود برنامه این حوبت ما که خدمت شما عزیزا تقدیم شد تا برنامه اینده تمام شما دوست های گرامی را با خداونده متعال می سپاریم خانه پاکش مرا داد نجات ایسابا ریختن خونه پاکش مرا داد نجات چهران خانم سرود و نامش مرا داد نجات ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...