۳۰ دقیقې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
موسیقی با شما از صدای زندگی می شنوید سلام شنوندگان عزیز رادیو صدای زندگی امیدوارستم که همه تان جور و سرحال باشین و عفته بیتر را در قبال داشته باشین خدا را شکر میکنم که باز هم از طریق برنامه در حضور شما دوستان گرامی قرار داریم خوب دوستان عزیز باز هم جاو جان هم به استادیو داریم جاو جان بسیار خوش آمدین تشکر شاید جان زنده باشه خوب تا رو که می فهمین همیشه ما از تلیفونای که می آیه ایمیلای که می آیه می خواهم در موردش گرام بزنیم و او برکات را که دوستان شنوندی ما از طریق رادیو گرفتن و تغییرات را که در زندگی از اونو آمدن و سوالای که در مورد برنامه ها دارن می خواهم که دوستان شنوندی ما هم در جیران قرار بگیرن خوب میشه که برما بگیرین که در جیرانی ای افته باسم دوستان شنوندی ما زنگ زدند ایمیلای کدند برما یا نیه؟ بله شاید جان حدا را شکر که دوستان از زیز ما بازم زنگ زدند و حدا را شکر که در ای افته ما بسیار تلفون گرفتیم در پلوش ایمیلای هم دوستان ما روان کدند که من حدافند شکر میکنم با تمام شما دوستان از زیز که تلفون کدید، سوال پرسیدید یا ای که بخاطر راژیو نظر تانه برما گفتید من یک جان از هر کدام تان تشکر میکنم و همطور ای دا دوستان از زیز ما که ایمیل روان کدند یک جان تشکر میکنم از ایمیلای مقبول تان و واقعا حدا را شکر میکنم که شما یک برکت هستید برما حدا را شکر خوب، میشه که برما بگوین تلفونی که زیاد برای شما تصیر گذار بوده و برکت در اون هفته بوده میشه که برما بگوین و برای دوستان شنانده ما شاید جان، واقعا هر دفعه که من امرای دوستان ما گفت میزنم واقعا یک برکت کلان برای خودم میباشد چرا که دوستان از زیز ما سوالایی که میپرسند او سوالای از که شاید بسیاری دوستان از زیز دیگه ما داشته باشند و جواب او دوست ما را بگویم و در این وقت خودم هم یاد میگیرم شاید جان در این هفته یکی از دوست های از زیز ما یک ایمیل روان کرده بودند و در ایمیل نوشته کرده بودند که ما زیاد میشناند حلالویا در برنامه های شما هم شنیدیم امیمانای حلالویا چی هست، حلالویا حدش چی هست درگه ما بر اون دوست عزیز جواب دادم و میخواهیم که او را در باره شاید کم گرم بزنم دوست عزیز حلالویا اصلش به زبان ابریز وقتی که حلالویا میگه یعنی جلال برنامه حدوند این مانای اصل ابریز هست که در کلیسه ها بسیاری ایماندار ها همیشه وقتی که دعا میکنند به حساب این کلمه را تکرار میکنند یا میگن و اصلش امو جلال برنامه حدوند هست بله، بسیار خوب دیگه ای که یک دوست عزیز ما سوال بسیار خوب جالب کرد در برای اینکه شما در برای فیض میگین فیض چی هست؟ عدفتان از فیض چی هست؟ دوست عزیز فیض یعنی بحشش رایگان حدوند بله ما وقتی که در برای فیض میگیم از امو بحشش رایگان حدوند صحبت میکنیم اگر شما کلام مقدسه در دسترس داشته باشین میتونین که انجیلی و هننا فصل اوله اگر باز کنین دعایی چارده اینجا نوشته شده که پس کلام جسم گشته به شکل انسان در میان ما جایی گرفت و پسان میگه که ما جلال او را دیدیم شکو او را دیدیم و اونجا نوشته هست که پر از فیض و راستی دعایی بعدیش ایتر میخانیم که آیه شانزده میگه از پری و همه ما برحردار شدیم فیض بالای فیض و آیه عبده میگه زیرا شریعت به وسیله موسا عطا شد اما فیض و راستی توسط ایسا آمد دیگه فیض دوسته ازیز امو بحشش رایگان حدوند هست یک دفعه یادم هست یکی از دوستهای بسیار خوبم ما اولی ایمانم بود همین سوال را پرسیدم شاید جان از دوستم و او فیض بسیار مقبول تشریح کرد بسیار خوب که برای همیشه یادم آمد او گفت مثلا میبینی آئیسکریم فروش میاید در سر یک بایسیکل یک بچگک میاید پشش دو روپیه را میخوای ایک آئیسکریم بخرا و آئیسکریم فروش در اون بیسکیت که هست فقط آئیسکریم میگیره برابر اون دو روپیه که اون یک قاشق هست میگیره در اون بیسکیت آئیسکریم برش میمونه و میته اینجا گفت ما شما میبینیم که به مقدر که پول داده بود بچگک آئیسکریم گرفت و پسان امی آئیسکریم فروش طرفی بچگک سایی میکنه بچگک حاشش میاید میگه بیا جانه کاکا میاید و یک قاشق آئیسکریم دگام میگیره سرم آئیسکریمش که داده برش در اون میمونه اضافه میمونه بدون ازی که اون برش پول داده باشه بدون ازی که لیاقتش داشته باشه یا هر چی که هست مفت و رایگان برش آم آئیسکریمه میته یعنی امی به سادتترین شکل که اگر فیض بخواییم که ما تشریح کنیم امی فیض هست مفت و رایگان وقتی که در کلام خدا ما میبینیم که میگه که شریعت توسط موسا داده شد ما شما میبینیم کلام خدا را که خداوند تمام احکام خدا به عزرت موسا داد تمام در احکام خدا نوشتشدگی برش داد مگر فیض و راستی و بخشش توسط ایسای مسیح آمد و خداوند میگه میگه که ای توفه نجات همه بر شما روان کدیم در ایسای مسیح و هال نوبت شماست که هایو ای توفه مرا میپذیرین یا نمیپذیرین اگر ما توفه خداوند که نجات هست و او مزه فیض یعنی مزه بخشش رایگان هست اگر مو بگیریم ما نجات عبدی را می داشت باشیم و اگر او توفه خداوند که ایسای مسیح هست ما او را رد می کنیم و میگیم نه ما نمیخواییم ایسای مسیح را دراصل امو توفه نجات هست که مفت و رایگان خداوند برامو میته ما او را رد می کنیم ایات جاودانی را رد می کنیم پس فیض بخشش رایگان خداوند هست بله امتوک شما پیشتر گفتید وقتی که ما به عمق فیض نگاه می کنیم واقعا توفه هست که از طرف خداوند داده میشه ای بخاطر از این نیست ای بخاطر از این نیست که ما اعمال خوب انجام میدهیم و ای بخاطر از این نیست که ما بر مردم محترم هستیم یا بر خداوند بسیار محترم هستیم بلکه نعمت هست که خداوند برما میته و امیدوار هستیم امی نعمت هستیم امی توفه را که خداوند میته با قلب باز با مخص روشن خود باید بپذیریم برزیه ای از طرف خداوند هست و میفهم که خداوند چیز خوبه برای ما میخواید نه چیزهای بده دقیقا بنابراین خداوند را شکر میکنیم به خاطر فیض بکرانش واقعا ما شاید جان میبینیم که اگر ما بخواییم که با کارهای خواد رضایت خداوند را به حساب کسپ کنیم نممکن هست چیز از که هرگز تا آخر امر به اون دسترسی پیدا نمی کنیم نمی تانیم اگر ما میخواییم که واقعا به حساب چیزی که خداوند میخوایی امور را ما در زندگی ما واقعا کنیم و طبق شریعت اگر پیش بریم ما شریعت را نمیتانیم کامل بسازیم و مشکل انسان امی است و شریعت را که خداوند داد امتحان کلام خدا میگه شریعت آینه است که ما صورت خود را در اون ببینیم ما اون کار را که خداوند از ما میخوایی ما نمیتانیم دقیقا اون را انجام بدیم و خداوند میخواست که شریعت را بده تا که ما پی ببریم که ما نمیتانیم شریعت را به جای بیاریم و ما به فیض خداوند ضرورت داریم و خداوند هم کوتایی نکد خداوند هم بهتفاوت نیست بناهن فیض خود را در ایسای مصید داد و اگر ما شما انجیل یوانه فصل سه آیه شانزده اومد بخونیم انجیل یوانه اینجا ایتو نوشته شده که اقی انتخاب داده که ما انتخاب کنیم و واقعا یام از محبت خداونده شاید جان این از زعف خداوند نیست دوسته عزیز اون میخواه که ما شما اقی انتخاب داشته باشیم و به ما حتی فیض خود را داده و من خواهش میکنم دوسته عزیز اگر شما تا به امروز این فیض خداونده دریافت نکدین و اگر نوزم شما از محبت خداوند محبت خداوند من شما خواهش میکنم که امروز امروز امی دقیقه این فیض خداونده این توفه نجات را قبول کنین دریافت کنین که زندگی عبدی را با خداوند داشته باشین شما این اقی انتخاب را گفتین موضوع پدر بودن خداونده چقدر دیگه آدم به شکل زندهش آدم میبینه ببینید وقتی که یک پسر کار میکنه یا مثلا کار خوب یا بد میکنه این پسر میکنه و نصیتش میکنه بچه ایم این کار بکنی اینی راست که تو بلاخره به سعدت میرسی اگر این کار را کنی بلاخره تو بچه ها مفتی تباه میشی و دیگه میبینیم که خداوند امی را چقدر بردرسته برما ساخته و میگه که راه چی است رای عیسای مسیح است اگر تو این را میپذیری تو صاحب زندگی عبدی میشی تو زندگی جاوید را پیدا میکنی اما اگر این را رد میکنی تو بلاخره به جهانم میری و قدرت خداوند را میبینیم و محبت از این را میبینیم میگه که من شما را دوست دارم من شما را خلق کردیم و من میخوایم که شما جایی برین که من میخوایم من نمیخوایم که شما جایی برین که من نمیخوایم و اون خاطر فیضه بیکران خود را داده و چقدر خوبه است که ما واقعا این از حق انتحاب درست استفاده کنیم و واقعا چیز را که بیترین را که خداوند برای ما میخوایی امورا بگیریم دریافت کنیم شکر کنیم و در خوشی ابدی با خداوند ارتباط داشته باشیم دوسته ازیز خدا را من شکر میکنم که میلیون ها میلیون نفر در این جهان واقعا ایمان میارن و من خدا را شکر میکنم که دوسته مردم هستند که فیض خداوند را دریافت میکنند و شاید جان اینجا یک کتاب است بنامه مشل داران رای مسیح این کتاب است که نو چاب شده دوسته ازیز در این کتاب قصه زندگی ایماندارای است که فیض خداوند را در ایسای مسیح چشیدند و اونا ایمان آوردند و حدا را شکر که در ایمان زیست میکنند شاید جان من این کتاب را خاندم این کتاب مشل داران رای مسیح و قصه بسیار جالب از زندگی مردم است و جالبی است که در این کتاب تقریبا 5-6 افغان است که مسیح شدند و قصه زندگی نوی در ایسای مسیح شروع کردند من به محتر یک قصه است از شادت خوار ازیز ماما جان که اون قصه را در اینجا نوشت کرده بسیار جالب است من کاش وقت میداشم اگر قصه زندگی شتار است که روسی میکند و جنگ ها در افغانستان شروع میشد و چطوری خانم بچاره امرای فامیلش از یک جای برگرد جای ماجر میشند مثل که تمام ما شما ماجرت و بدبختی را چشیدیم این خوار ازیز ماما محتر ماجر میشد در چندین کشور میرد و بالاخره خداونده پیدا میکند و خداونده توسط یک خوار خدا برش نشان میده و او خداونده میشناسه یک قصه شاید جان جازید باشم بخونم در مآخر قصه ای خوارمون نوشت کرده که خواران و برادران من زنی بودم که بخاطر مشکلات زندگی و مریضی شوهرم به زیارت ها رفته و دعا میکردم تا مگر خداوند بما کمک کند اما ایجز زیارت تعویز و جادو نتوانست مرا کمک کند و یا مرا نجات دهد کسی که مرا کمک کرد و نجاتم داد ایسای مسیح است و مرا به کلی از تمام عمها ازاد ساخت و رنجهای مرا از من دور کرد شوهرم را شفا داد زندگیم را پر از برکت ساخت و به من تولد تازه بخشید از همه مهمتر از گناهانم آزاد شدم این از برکات که خداوند نصیب من و تمام خانوادم کلام خدا می فرماید بچشید و بیبینید که خداوند نیکوست و داخل از شما دوستان عزیزمم دعوت میکنم که خداوند را بچشید و بیبینید که حقیقتن نیکوست و میتواند به شما نیز نجات و آرامش نصیب کند خواهر تندرمسی ماجان این خواهر عزیزم این قصه شاید بخونین چقدر جالب است و دگر دوست هستند بسیار مردم هستند که از کشور های مختلف قصه های شان هستند و اونا ایمان آوردند و حالا خدا را شکر که خداوند زندگی شان را تبدیل کرده اگر دوست های عزیز میخوایید که یک کاپی از این کتاب را شما دریافت کنین لطفا برمو تیلفون کنین یا ایمیل روان کنین خوب دوست های گرامی تمام شما عزیزوارا خداوند ما ایسای مسیمی سپاریم شنوندگان عزیز در این قسمت از برنامه خیش توجه شما عزیزان را به فصل نهوم انجلی یوهننا که به شکل شعیر توسط دکتر عباس آریانپور سروده شده و توسط همکار ما تکلمه شده جلب می نماییم سوال شگفت شنید که آیا گناهکار این کور بود ویا والدینش گناه نمود زئیلیسا شنیدند این سن بیان گناهکار باشد نه این و نه آن از آن رو شده کور در روزگار که گردت جلال خدا آشکار چو روز است در خدمت کردگار شتابم که تا شب شود آشکار که شب نیست فرصت کسی را بکار نشاید به شب غیر خواب و قرار به دنیا چو هستم منم نور آن زمن روشنی یافته این جهان سپس بر زمین ریخت آب دهن گل ساخت آن دم مهیا از آن به چشمان آن کور مالید گل به دو گفت ای مرد بیمار دل به حوز سیلوها نماش است و شف که یا بی شفاز آن تو به گفت و گفت برفت و چنان کرد آن مرد کور دو چشمش منور شد از فیض نور چو دیدند مردم که بی ناست او به دیدار مردم مردم که بی ناست او گروه دو چار شدفتی شدند به دیدار و جملگی آمدند یکی گفت این مرد آن کور نیست یکی گفت شکلش از او دور نیست مگر این نه آن مرد کور گداست مگر این نه آن مرد کور گداست سالم و خوب و بی ناست چراست چونین گفت آن کور بی ناشده که این موجز از دست ایسا شده گله ساخت ایسا زی آب دهان به مالید و زانپست شدم من روان زی حوز سیلوها شدم چون بدر زی بی نایی خود شدم بهر ورد شدم بگفتند مردم که ایسا کجاست بگفتا چونین فرسش از من خطاست پس او را کشیدند قوم یهود بنزد فریسیان سخت و انود فریسیان نمودند از او سؤال بگفتند اظهار کن شرح آل بگفتا که ایسا بدادم شفا و بی نایی او شد مرا رهنما فریسیان بگفتند این مرد کی شفای تو کار خداوند نیست چو در روز سبت این شفا یافتی یقینند تو روی از خدا تافتی که ایسا نباشد زنده خدا چو در سبت بخشیده بر تو شفا گروه بگفتند ایمسان جواب کجا از گناهکار آیت ثواب بعد این گونه شد بینشان گفت و گو نمودند با هم بس آیوه نمودند زن پس جماعت سؤال ذکر شفایافتا شرح آل بگفتا که او در حقیقت نبیست خداوند و هم رهبر آدمیست ولیکن یهودان پرخواست نکردند باور بیانات او نکردند باور بیانات کور زراح فیزونی و کبر و غرور نمودند احزار مام و پدر که پرسند پس شرح آل پسر بگفتند فرزندتان کور بود چگونه ورا چشم اینسان گشود بگفتند مام و پدر در جواب نماید بر پور ما این خطاب که فرزند ما بالغ و آقل است خود و مرد دانا و صاحب دل است بپرسید این ماجرارا از او چو او خود تواند کند گفتگو ولیکن بگفتند مام و پدر چونین پاسخ از بیم و غوغا و شر چو هرکس که میگفت صاف و سریح که ایسا بود در حقیقت مسیح شدی از کنیسه برون بی سیر شدی از کنیسه برون بی سآل به دست گروه دد و به کمال بخوندن باری دگر مرد کور بگفتند او را به تحدید و زور که بین ما خدا را ستایش کنون که گشته از رحمت تو را ره نمون ولیکن گناهکار ایسا شناس از او دور شد با اناد و حراس شفایافته داد ایمسان جواب ندانم گناه کرده او یا ثواب ولی از ره لطف و مهر و صفا دو چشم جهان بین بمن شد اتا ذکوری مسیحا نجاتم بداد دو چشمم بر اوی سعادت گشاد دوباره نمودند از او سآل که گوید دگر بارا او شرح آل بگفتا شفایافته در جواب ندارم دگر تایم بگفتا شفایافته در جواب ندارم دگر طاقت این عذاب مگر قصد شاگردیش کرده ای که توضیح این امر را طالبه بدشنام راندند او را برون بگفتند هستید و چار جنون تو شاگرد ایسا شدی آشکار ولی ما با موسا کنیم افتخار با موسا تکلم نموده خدا ندانیم ایسا بود از کجا شفایافته گفت بار دیگر که ای خلق گمراه بیدادگر شفایافته گفت بار دیگر که ای خلق گمراه بیدادگر ندانید ایسا بود از کجا و حال آن که بخشیده چشمم شفا دعای گناهکار دور از صفا نگردت اجابت به نزد خدا ولی کن پرستت کسیگر خدا اجابت شود به گمانش دعا زی آغاز دنیا ندیده کسی کتب را بخانید اگر چی بسه که کوره که آجز مادر بزار خدایش بدین گونه بینش دار نبود او فرستادگر از خدا نبود این گونه قدرت ورا بگفتند مردم بدان مرد راد چگونه توانی بمایاد داد تو خود آمدی در جهان با گناه بود روزگاری تو یک سرسیاه چگونه تو برما معلم شدید که خود در میان جهانم روید براندند او را ازانجا برون نبودند او را حقیر و زبون چو بشنید ایسا از او شرح آل زروی محبت نبود او سؤال ترا هست ایمان با نور خدا بگفتند مرا شو بدو رهنما که ایمان بیارم من از قلب پاک بپور خدا تا نیابم حلاک بدو گفت ایسا که انکس منم که جانت زپستی رهان میکنم بگفت ای خداوند روی زمینی به ایمان خود راست خمدان یقینی پسان مرد او را پرستش نبود زروی حقیقت ستایش نبود بدو گفت ایسا دوباره چونینی که از سوی حق آمدم بر زمینی که بینا شودکور از جاهلی شودکور بینا زروشندلی ولیکن فریسیان زراح غرور بگفتند مرا بخانی توکور بپاسخ چونین گفت ایسا کنون گناه شما هست از این حافظون گناه نمیشد شما اگر کور بودید اندر جهان ولیکن چوبی نا بدانید خیش گناه شما پیش حق هست بیش موسیقی موسیقی موسیقی
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹