۴ دقیقې ۵۳ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
نام من ناصر است. من در شهر کابل به دنیا آمدیم. پیش ازی که به ایسای مسیح ایمان بیارم، کدام هدفی در زندگی خود نداشتم. همیشه سرگردان بودم که تا هدفی بر زندگی خود پیدا کنم. فکرم همیشه پر سوالهایی بود که بر اقصر اونا جواب نداشتم. مثلا، ما بر چی پیدا شدیم؟ اگر ما را خدا پیدا کده، پس خدا را که پیدا کده؟ مفهوم از زندگی چیست؟ چرا ما به ایقدر بدبختی دستگریبان استیم؟ چرا هر روز ایقدر مردم در اصر جنگ، قهتی و مرز میمرن؟ و مثل سطحا سوال دیگر. وقتی که تقریبا 21 ساله بودم، بر اولین دفعه با دیدن فلم در تلویزون احساس عجیبی برم دست داد. واقعا عجیبترین انسانی را که تا اون وقت هیچ وقت ندیده بودم، و حتی در باریش فکرم نکده بودم دیدم. گفتار عجیب، اعمال بالاتر از فکر انسانی و معجزاتش من را به حیرت آورد. نام این شخص ایسائی مسیح بود. اگرچه راجع به اون در وطن خود افغانستان هم چیزایی سنیده بودم، اما از شرح زندگی و شخصیت اون اطلاع نداشتم. ما بدونی که بدانم این قسمت دعاها به یک شخصی مسیحی زیبنده است و یعنی شروع کردم به دعا کردن به نام او. ما تمام خواستهای خود به نام ایسائی مسیح از خداون تقاضا میکدم. در اون وقت ما نه کلیس ها را میشناختم و نه به اون رفته بودم و نه هم کتاب مقدس دیده بودم و نه اون را خانده بودم. به کدام مسیحی هم تماس نداشتم، اما از ایسای مسیح خداون سپاسگزار استم که او من را هرگز ناومید نکد. وقتی که ما آل اون روزار را در ذهن خود مرور میکنم متوجه میشم که ایسای مسیح از لحظه اول بما محبت کد و نقشه برای زندگی ما ساخت و او را آهسته آهسته در زندگیم عملی کد. روزگار آورگی پای ما به اوروپا کشند. در اوروپا یک روز به صورت تصادف با یک نف جوان افغان آشنا شدم. بعد از یک مدت کوتا زود با هم بسیار سمیمی شدیم. یک روز او از ما سوال کد. میخوایی به کلیسا بری؟ ای سوال غیر منتظره من را به تحجب انداخت و مثل که کسی دیگی بلی را در زبان ما مانده باشه به او جواب مصبت دادم. شروع کدم به خاندن کتاب مقدس و به کلیسا میرفتم و در جلسات او اشتراک بیکدم. آهسته آهسته زندگیم کاملا تغییر کد و احساس کدم که در اعمال گفتار و اندیشه هایم هم تحولاتی به وجود آمده. ما خوده یک آدم نو احساس میکدم به ایسای مسیحی که بخاطر گناهان ما واقعا مسلوب شده بود ایمان آوردم. وقتی که در آینی ایسای مسیح خوده دیدم متوجه شدم که چقدر گناهکار بودم. همما خداوند چقدر مهربان است و محبت او چقدر به انتهاست که با داشتن همه صفات بدم مرا فرزند خودخاند و قلب و زندگی نو برم بخشید. خداوند به وسیله سلیوی مسیح تمام گناهای ما بخشید و زندگی عبدی رایگان برم داد. ما همیشه به خاطر این محبت خداوند از او سپاسگزاری می کنم. وقتی که ما این جمله را در کلام خدا انجیل خاندم خداوند محبت است. ما فهمیدم که مقصد زندگی چیست. محبت کردن به خداوند و محبت و همدردی کردن و احساس درد و غم دیگران. ایست هدف زندگی که سالها بری یافتنش و فهمیدنش سرگردان بودم. وقتی که ما هدف زندگی خود را فهمیدم. آلی این آرزوی درم هست که تمام مردم و خصوصا هموطنهایم هم این مطلب را درک کنند. آلی می خواهیم که همه ایسای مسیح خداوند همه قسم که حقیقتن است بشناسند. و می خواهیم که مجدی نجاتی که او بری همه آماده ساخته به دیگران بشنوانم. کلام خدا می فرماید. کسی که محبت ندارد خدا را نمیشناست. زیرا که خدا محبت است. خواهر و برادر عزیز. ایسای مسیح به شکل که به ما محبت کد و نجات داد هر لحظه حاضر است که شما را هم نجات بده و به شما زندگی جاویدان ببخشه. شما هم می تانین از این بخشش رایگان خدا استفاده کنین.