موږ ولې خدای زموږ پلار ته بللیږو؟

  ۲۹ دقیقې

  ۱۴ مارچ ۲۰۱۴

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

با شما از صدای زندگی می شنوید شنمده های عزیز برنامه با شما سلام. چی حال دارین؟ خدا را شکر می کنیم که باز هم وقت نشته برنامه شما فرار رسیده و ما باز هم از طریق برنامه آزر در خدمت شما شنمده های گرامی قرار داریم آرزو می کنیم که همه شما عزیزا خوش و سرحال از گزند روزگار در امان و آماده شونیدن برنامه این عوض ما باشین خوب دوست های گرامی تبر که شما همه می دانین در برنامه با شما ما جاو جان را می خواهم در استادیو و امرایشان صحبت می کنیم البته سوال های ما در رابطه و تلیفونای شما دوست های گرامی که برنامه را می شنوید و بعدا برما زنگ می زنید و خدا را شکر می کنیم که ما باز هم جاو جان در استادیو امرای خود داریم جاو جان خوش آمدین برنامه با شما دست شکر شاید جان زنده باشین خوب جاو جان می شه که برما و دوست های شنویدی ما که امی لحظه صدای ما را می شنوان بگوین که در یفته ای که سپری شد دوست های شنویدی ما حتما بتماش شدن از طریق تلیفون از طریق ایمیل و سکایب بله بله شاید جان و سوالات هم داشتن بله بله شاید جان خدا را شکر که دوست های عزیز ما تلفون کردن و واقعا ما را خوشحال ساختن زیاد تلفون بود و امراه یکی از دوست های ما وقتی که گپ می زدم واقعا بسیار گپ های جالب زد بله یک ایماندار بسیار خوب است یک جوان است که واقعا ما همیشه خدا را بخاطر یه عزیز شکر می کنم امراهش وقتی که گپ می زدم شاید جان ما ازش سوال کردم آیا می خواهی که صدای تا از طریق رادیو پحش کنیم امو چیزهایی که گفتیم ویساب امور را زنده سبت کنیم و پحش کنیم بله و دوست ما وعده کرد که با امید خدا یک روز دگه که آماده باشه بله گفت ما آماده می شوم و بعد از او می تانیم که مسایبه کنیم و صدای ما را از طریق رادیو می تانید که پحش کنید بله شاید جان ما و شما صدای ایچ شنونده ما را تا بال پحش نکردیم بله به امید خواهدر من می خواستم بگویم که ما از هیچ شنونده خدا وقتی که برما زنگ می زنند به هیچ وجه تا که اجازه خودشان نباشد بله تا که خودشان از ما خواهش نکنند بله ما صدای هیچ کسا بله نشد نمی کنیم بله بخاطر ازی که امنیت شما شنوده گرامی برما بسیار مهمتر است بله شاید جان و چون شما ازیز های ما استین ما شما را دوست داریم و شنونده های ازیز ما استین بخاطر تا وقتی که شما از ما خواهش نکنین و تا صدای تانا نشر کنیم در غیر از او ما ای جورت و ای صدایت بخود نمی دیم که ما صدای شما را نشر بکنیم بله شاید جان بله شاید جان ما امید گفتم به دوست ما گفتم ولی حدا را شکر اگر حدش میگه که صدای ما را پخش کنین بله باز هم بسیاری وقتا ما و شما شاید جان همیشه معتاد بودیم کاملا باز کسا بود اگر یاد تان باشد در سابق از ما و شما خواهستند که صدای شما را پخش کنیم ولی ما نکردیم بله چون خودشان متوجی نبود باز موضوع را برشان گفتیم بله موضوع امنیتی شانا سرزوان ما نشر نکردیم بله و به تلویزیون صدای مسیح و به تلویزیونهای مسیح دیگر زنگ میزنند صدایشان پخش میشه اونا هیچ کدام ترس ندارند تلفون میکنند مستقیم گفت میزنند صدایشان پخش میشه و دوست های عزیز میخواییم ایرا برتون بگویم که وقت صدای شما پخش میشه اگر شما بخوایید که ما صدای شما را پخش کنیم باز هم یعنی نباید در ترس زندگی کنین بله باز وقتا اگر شما خواست باشین ما میتونیم یک ایکوی در صدایتان بیاریم که صدا کم فرق کنه ولی خب باز هم ما همیشه به فکر شما شنوندوی عزیز هستیم باز هم میخواییم خواست نشان کنیم که پالیسی رادیو صدای زندگی امی هست تا وقت که خود شنونده از کارمنده رادیو صدای زندگی تقاضا کنند که ما صدایشان را نشر کنیم نشر میکنیم در غیر از او ما این کار را نمی کنیم شما مطمئن باشین بله شاید جان و دیگه ای که مسئل تیلفونا ما شماره تیلفون یا نام شنونده ما را به هیچ کس دیگه نمی دیم بله ما همیشه خدا را شکر ما شما سالها شد که حدمت می کنیم و در طول اقدر سال ما شکر می کنیم که برای شنونده ما کدام مشکل پیش نشده و خدا را شکر دوست های ما می تانند همراه ما در ارتباط باشند تماس بگیرند زنگ بزنند سوال های خود را بپرسند اگر می خواهید دوست های عزیز کدام متن روان کنین یا کدام شعر روان کنین یا مثلا کدام متن را که خودتان نوشت کرده باشین برای ما روان کنین ما خوشحال می شیم که متن شماره به گنجانیم ما خوشحال می شیم که از شما خواهیش کنیم که برای ما هر چیزی که دارین روان کنین چی از طریق ایمیل یا چی از طریق تیلفون اگر برای ما می گین ما می تانیم او را نوشته کنیم و او را پحش کنیم ها شاید جان امی دوست ما را که در بارش گب زدم از ما خواهیش کد که از رومیان از نامی رومیان فصل 8 16 و 16 و آیه 17 را بگیرم و در بارش اکم گب بزنم چرا که دوست ما فکر می کنه که بسیاری مردم وقتی که ما می گیم پدر آسمانی مردم فکر می کنند که ما کفر می گیم چطور خدا را ما پدر می گیم گوه برای مردم ما بسیار سوال پیدا می شه و مردم فکر می کنند که ما کفر می گیم خدا را پدر می گیم خدا را ما چطور پدر می گیم و امرای دوستم که گپ می زدم یک قصه که چشم دیده خودم بود با یادم آمد و واقعا مرا متوجه ساخت که چطور راستی در کشور ما خدا را پدر گفتند یعنی در فکرشان یک قیامت هست یک کفر هست شای جان ما یک امسایه داشتیم یک امسایه داشتیم زن و شوبر بودند اولاد نداشتند و امی خانم بیدرزادی خدا فرزندی گرفت بچگک بسیار حرد بود و وقتی که ای را گرفتند بچه بسیار مقبول بچه بسیار خوب ولی وقتی که خانه خود آوردنش شای جان بجای از ای که با اون محبت نشان بدند شروع کردن ای را لطکوب زجر آزار یک رقمی تفلک هستند خصوصا شوبر ای خانم ای خانم میگفت که بیدرزادیم هست دلسوزی میکد ولی شوبرش می آمد و بسیاری وقتها فاش میداد دو میزد و یک روز بعد از سالاگ یک روز اوه جوش هستند به خاطر از ای که بیگفتی کدام چیزه ای مرد قزدن و جوش ها گرفت سرپایش ها انداخت که جذاب ده ای تفله ای بچه های که اما تر کلان شده میرفت و یک کم سنش از ما کدر خرد بود و ما دقیقی یادم هست شای جان که ای بچه ها فرار کد تقریبا نو ساله اش ساله بود امی بود که امی ای بچگک که هال دیگه بچه ها میفهمید که فرزندی هست یا نمیفهمید میفهمید اما میگفتش اما میگفت به حساب مادر پس میفهمید میفهمید و پسان فراری شد رفت و پدر و مادر به حساب امسای ما آمدند و پدرحانده و مادرحانده آمدند و از پدر ما حایش کد که کمک کند دو سه نفر دگه امسای ها جم شدند و رفتند در شار و پالیدند حلاصت زیاد پالیدند و تقریبا سه چه روز بعد ای تفلک پیدا شد ای رو که پیدا کدند باز آوردندش خانه شای جان و آوردند و رقم ای تفله لطکوب کد باز پدرش هر قدر که و امسای های ما میگفت نزند ای تفله رقم زدند میکد بعد از او پشت روی امسای ها بخاطر که گفتند نزند و ظلم نکنید و اینان نزدش گفت صحیح است مردم که بر آمدند باز ای تفله لطکوب کد یادم است که شهو نوحت شهو بود و ما مجبور شدیم برویم دروازه شان ترقص بزنیم که دروازه رو واضع کنند و پدرم رفت و مشتویه و امسای ها رفت گفت چرا ای تفله نوحت شهو بود و گیریان و سر و صدا و فعانی و اشتکام ما باز هم میشنیدیم خلاصه ای تیر شد و چند وقت دگر تیر شد تقریبا یک دو سه ماه چار ماه تیر شد و ای تفل باز بخاطر لطکوب که میشد باز فرار کد و ام دفعه رفت تقریبا یک افت بعد باز پیدایش کدند و باز که آوردنش باز امو لطکوب بود و امو زدن بود امو گیریان بود امو فعان بود چیری تفله شاید جان تا و امروز هم با یادم هست ما یک کم کلانتر بودم از او کدام خلاصه تایی که دفعه آخر بچه کلان شده بود یک ذره بسیار نزدیک به جوانی بود و دمو وقتا میره لطکوب میکدن و ای بچه فرار کد و در پرورشگاه رفت و از اونجا خلاصه دیگه نتانستن پیدایش کنند سالهای بچه گم شد وقتا که من امی قسمت از کلام حدا را میشنام امیشه به فکر او تفل میشم که چطور در یک حانوانه آمد و او حانوانه او را فرزندی گرفتند فرزندی بمانای از ایست که مثل فرزند خود او را گرفتند که باید مثل پدر و مادر با او را سیدگی کنند که قیامت در روی دنیا برای او نشان دادند و ای تفل ای قدر لطو کوب کدند و قصه دیگه شاید جان که یادم می آیا یک حیشای ماست یکی از حیشاوندای ماست که امرای یکی از دخترهایی که از حیشاوندای ماست عروسی کرد و چار تفل به دنیا آوردند ای زن و شوور خوب زندگی می کردند ولی ای مرد بسیار مشکلات داشت امرای حانواده های و پسان وقتی که یک روز جنگ کدند بعد از سالها یک دفعه امو مادرش به حساب استار شد گفت تو را ما فرزندی گرفتیم تو پدر نداشتی تو مادر نداشتی ما تو را از پشت کوچه یافتیم و چی یافتیم ای مرد ای قدر نامی شده بود گفت ما آله فهمیدم که شما چرا سرمایی قدر ظلم می کردین آله ما فهمیدم که چرا شما مرای قدر رنج دادین و ای مرد طاقت نکد و ای قدر سرش فشار آمد که بم دستی را گرفت و حدای منفجر ساند کشت حدا بحتر چی؟ بحتر ازی که فهمید که ای فرزندی بود فهمید که چقدر ظلمه که در تمام عمر سرزی شده بود بحتر ازی بود که فرزندی بود مثل یک بنده یک علام در خانه بود فرزند خانه نبود و وقتی که ای قسمت از کلام حدا را رومیان فصل هشته می خانیم شاید جان آیه چارده و پانزده تا آیه ابده برما چی میگه؟ میگه کسانی که به وسیله روح حدا ادایت می شوند فرزندان حدا هستند کسانی که به وسیله روح حدا ادایت می شوند فرزندان حدا هستند زیرا آن روح که حدا به شما داده هست شما را برده نمی سازد و موجب ترس نمی شود بلکه آن روح شما را فرزندان حدا می گرداند و ما به کمک این روح در پیشگاه حدا فریاد می کنیم آبا ای پدر روح حدا با روح ما باهم شهادت می دن که ما فرزندان حدا هستیم و اگر فرزندانی ها هستیم در آن صورت وارس یعنی وارس حدا و هم وارس و هم عرص با مسیه نیز هستیم و اگر ما در رنج مسیه شریک هستیم در جلال اون نیز شریک می شویم شاید جان اینجا در باره فرزندی می گه ما مسیه ها حدا را پدر می گیم چرا؟ بخاطر از این که کلام حدا برا ما می گه که ما به وسیله روح حدا فرزند هدا می شیم به وسیله روح پاک حدا وقته که ما پدر آسمانی می گیم هدف یعنی در اینجا روحانی هست نجسمانی بله شاید جان و خدا را شکر که ما می تانیم خدا را پدر بگوییم بخاطر چی؟ بخاطر که روح حدا در ما هست ایسای مسیه می گه در واضع قلبتان استادیم در می زنم ارگا شما در قلبتان آواز کنین من با شما شام ها هم خورد من در شما زیست ها هم کرد من در داحل زندگی شما می آیم شاید جان خدا را شکر که هر کس می تانه فرزند خدا شوه در این خانوادی بسیار عزیز و خانوادی کلان خداوند داحل شوه و ما می تانیم پرزند خدا شوه متاسفان در کشور ما همیشه ما را چی میکنند؟ بنده کیستی؟ بنده خدا بنده کیستی؟ بنده خدا و اینجا مسئله ارتباط نزدیک و محبت خدا هستلا نیست بنده کیستی؟ بنده خدا و کلام خدا اینجا در ما میگه زیران روح که خدا به شما داده شما را برده نمی سازد چی می کند؟ موجب ترس نمی شود برده نمی سازد بلکه آن روح شما را فرزندان خدا می گرداند دوست های عزیز وقته که ما ایماندارا خدا را پدر می گیم این از برکت ایسای مسیح است از برکت روح خدا است که در زندگی های امامی های و زندگی های ما را تبدیل می کند دگه ما در ترس زندگی نمی کنیم مثل برده مثل او بچگره که فرزندی بود و مثل برده زندگی می کند اتر زندگی نمی کنیم چی قسم زندگی می کنیم؟ مثل فرزندای خدا ارتباط شخصی با خدا داریم خدا را شکر و جلال می گیم قدرتشا می بینیم عزمتشا می بینیم و او را پدرجان می گیم بحتر چی؟ روح خدا در ما زندگی می کند روح خدا در ما است و روح خدا ما را قدرت می ده خدا را پدر بگوییم شای جان یک بچه را در سنف پرسان کدند یک سنف بسیار کلان درسی بود و شاگرده مختلف در اونجا بودند و معلم درس می داد این البته یک قصه هست شای جان معلم درس می داد و بچه را گفت گفت در وطن ما و شما وزیر وزیر هست و به نام وزیر صاحب او را می شناسند و برش احترام می کنند و برش احترام از طرف امی بچه پاچا کد گفت تو پدر چی کار است تو پدر تا چی صدا می کنی بچه اگر گفت ما پدر می گومش بایی که تمام مردم در حضور از او هم می شدن او را پاچا می گفتند بچه اش چی می کد بچه اش او را فقط پدر می گفت و بچه پاچا می فامید که پدرش پاچا است می فامید که کل مردم کل کشور به او احترام دارد و پش روی از او هم می شند و برش تعزیم می کنند قدر می تنش ولی بر بچه پاچا پاچا پدرش بود امروز ما هم شاید جان هدای قادر مطلق هدای تمامی کائنات است قادر مطلق است هدای از که قدرت کامل دارد ولی وقتی که ما کلام هدا را می بینیم وقتی که اجازه می دیم روح هدا در قلب ما بیاید در زندگی ما اموه هدای قادر مطلق پس ما بنده نیستیم به امی خاطر شاید جان که ما شما مسیح همیشه هدا را چی می گیم پدر آسمانی و بسیاری دوست های ما است وقتی که دعا می کنند پدر جان پدر عزیز خداوند قادر مطلق پدر آسمانی دوست های عزیز به خاطر هم ایست روح هدا را داریم مسئله جسمانی نیست که خدا پدر هم است مسئله روحانی است و ای روح ما را قدرت می دهد که در پیشگاه خدا فریاد کنیم بگیم ای پدر و آیه شانزده می گه روح خدا با روح ما با هم شادت می دن که ما فرزندان خدا هستیم فقط ای نیست که ما بگیم خدا را پدر می گیم ولی ایتمنان نداریم در ترس و لرز زندگی می کنیم نمی فهمیم فقط می گیم نی روح خدا با روح ما شادت می دهد و می گه که خدا پدر آسمانی شما است و ما خدا را مسئله که پدر ما را دوست داریم از آرها مرتبه بیشتر خداوند قادر مطلقه که پدر آسمانی ما است و دوست داریم روح ما و روح خداوند اگر ما خدا نایتهایتی می کنیم پس ما نمی تانیم بگیم اگر ما نمی تانیم بگیم یا نمی تانیم با خوشحالی به خدا آمدیم چیز چیزی که خدا می گید اراده خدایی باید ایسای مسیح با ایمان بیاریم و در پاکی زندگی کنیم و در اوج همه اتاقی باید فراموش بکنیم و زندگی نوی و در ایجاز که ما می تانیم که واقعا بگیم پدر اگر ای ارتباط وجود نداشته باشه پس ما نمی تانیم که پدر بگیم بر ازی که چیز در بین ما وجود نداره و در اینجا واقعا زندگی خدا پسندانر نشان می ده نتانا کفر نیست بلکه ایک زندگی پاک نشان می ده زندگی است که وقف خداست زندگی است که در او خدا جلال پیدا می کنه خدا از ما امیر می خواهد برای خدا باید باید باشه دقیقا شاید صرف سات های مشخص برای ما تقیید نکرده آره رفتی برو چهار بجی باست پیش ما بیا باز ما رخصت کنیم بریم چند دقیقا دعا بکنیم ولی نیم امتحان که شما قصره کردین پدر وقتی که می باشه فرزندش هر وقتی که فرزند خورد می باشه خصوصا هر لحظه دلش شد میره پیش پدر خود انتظر از ای نیست که باشه پدر خوش هست خفه هست, قار هست, مصروف هست هر لحظه که خواسته باشه میره پیش پدر چون نوازش پدر ضرور داره دقیقا شاید در زندگی روحانی در مسیحت به ای شکل هست وقتی که ما ضرورت پیدا می کنیم به روح خداوند میریم به پیش حضور خداوند و میگم ای پدر و چیز که پرابلم داریم به حساب دل خدا باز می کنیم پرابلم های خدا میگیم و اون ما را دست نوازش سر ما می کشه و رهنمایی ما می کنه به این شکل وقتی در حضور خدا میره خداوند ما شما را ادایت می کنه بله شاید رهنمایی ما می کنه محبت ما می کنه از طریق کلام امروئی ما صحبت می کنه از طریق کلام از طریق دگه برادر ها و بحوار های عزیز ما که در ایمان ریشه دارن خداوند ما نوازش کن ما را درست دارد ما را درست دارد تا زندگی خداپسندانه داشته باشیم آیه ابدام شاید جان میکنه اگر فرزندان و هستیم در اون صورت وارس یعنی وارس خدا و ام ارس با مصیح نیز هستیم در ایسای مصیح اجر هستیم اگر ما خدا را پدر میگیم پس ما زندگی ابدی را در ایسای مصیح می داشته باشیم زنده ابدی امطار ما هم زندگی ابدی را می دانیم داشتا باشیم و دا آخر میگه و اگر ما در رنج مصیح شدیک هستیم در جلال و نیز شدیک هاییم بود امروز شاید می و شما دوسته ازیز به خاطر از یک ما مربود به خدا هستیم به خاطر از یک خدا را پدر میگیم به خاطر از یک وره از دل جان دوست داریم بسیاری وحته رنج می بینیم و کلام حدا میگه که اتا در رنجام ما نباید تسلیم شویم دل سرد شویم چرا اگر در رنج مصیح شدیک هستیم پس چیست در جلال و نیز شدیک می باشیم پس دوسته ازیز شاید شما رنج ببینید به خاطر ایمانتان به خاطر ازی که خداوند قادر مطلق پدر میگین و ازی ارتباط شحسی لذت میبرین شاید دوستهایتان رفیقهایتان چون نمی فهمند شما رنج بدند ولی به یادتان داشته باشید که اگر شما رنج می بینید شما در جلال مصیح شدیک هستید آمین تشکر جاو جان که به سیدیو آمدید و امچنان تشکر می کنیم ازی شناندی ازیز ما که زنگ زدند و سوال مطرح کردند و پرسان کردند امیدوار هستیم دیگه شنانده ما که هین پرابلم داشتند امیدوار هستیم که اونا هم جواب سوال خود را دریافت کرده باشند زمان که ما خدا را پدر می گیم اینجا ما کدام شرک بر از او قائل نمی شیم یا به او به احترامی نمی کنیم بلکه ای اک مشارکت یا ارتباط بسیار نزدیک روحانی را نشان می دهد که ما زندگی خود را وقف خدا می کنیم به این خوادر است که ما خدا را پدر می گیم بله شاید جان دوست های گرامی ای بود برنامه ای نوبت ما که تقدیم شما عزیزا شد تا برنامه اینده که بازم درمی سال در خدمت شما خواد بودیم تمام شما دوست های گرامی را به خداهاند متعال می سپاریم به بیشراوید پیروزمندان ناترسید آیا فرزندان چون خداوان باموز استات شاوید آیا مومنان به بیشراوید پیروزمندان به بیشراوید پیروزمندان ناترسید آیا فرزندان چون خداوان باموز قفصت ها شکست خوران قلعه ها ویران شون قلعه ها ویران شون دولتی تو بیاید آی شاه من ایسان استات شاوید آی مومنان به بیشراوید پیروزمندان ناترسید آیا فرزندان چون خداوان باموز استات شاوید آی مومنان به بیشراوید پیروزمندان ناترسید آیا فرزندان چون خداوان باموز قفصت ها شکست خوران قلعه ها ویران شون دولتی تو بیاید آی شاه من ایسان استات شاوید آی مومنان به بیشراوید پیروزمندان ناترسید آیا فرزندان چون خداوان باموز استات شاوید آی مومنان به بیشراوید پیروزمندان ناترسید آیا فرزندان چون خداوان باموز قفصت ها شکست خوران قلعه ها ویران شون دولتی تو بیاید آی شاه من ایسان قفصت ها شکست خوران قلعه ها ویران شون دولتی تو بیاید آی شاه من اگر شما ميل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنادهای تان را همراه ما مطرح کنید لطفاً به شماره تلفون سفر سفر یک پینصد و چهل و یک پینصد و پینجا هفتاد و یک سی و یک بتماث شوید ما به سوالات شما همگفت