۲۹ دقیقې
۲۸ مارچ ۲۰۱۴
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ سلام شنمده های عزیز برنامه با شما چه حال دارین؟ خدا را شکر میکنیم که باز هم وقت نشر برنامه شما فرار رسیده و ما از طریق برنامه باز هم در خدمت شما شنمده های گرامی قرار داریم آرزو میکنیم که همه تان خوش و سرحال آماده شنیدن برنامه ای نوبت ما باشین خوب دوست های گرامی ما باز هم در سیدیو امرای خود جوا جان و فریبا جانه داریم خوب جوا جان و فریبا جان هر دوی شما باز هم در سیدیو خوش آمدین برنامه با شما تشکرم شاید جان خوش باشه شاید جان جوا جان میشه که برما و دوست های شنمده ما امیل از که برنامه را گوش میکنند بگوین که در یفته که سپری شد حتما دوست های شنمده ما سریق ایمیل سریق تیلفون و سکایپ امرای شما بتماش شدند بله شاید جان بله خدا را شکر مثل همیشه دوست های عزیز ما امرای ما شما بتماش شدند بله و سوال های زیاده داشتند بسیار خوب و یک چیز بسیار جالب هم میخوایم شاید جان بگویم که من در طول امی افته که گذشت بله بر شنونده های عزیز ما بر زیادشان تیلفون کردم و نوروزه برشان تبریغ گفتم سال نوه تبریغ گفتم و بر یک نفر وقتی که تیلفون کردم از قندس بود بله و این بیادر ما وقتی که گفتمش بیادر گال ما میخوایم که نوروزه برشان تبریغ بگویم اول تشکر گفت گفت تشکر مگر این مسئله شرعی نیست چرا برای من زنگ زدی که نوروزه تبریغ بگوییم آهان شاید جان من در طول مادت که خدمت کردیم و در طول عمرم امرای مردم شناسایی زیاد داشتیم خرد بودیم کلان شدیم بسیار مردم هم شناستیم این اولین نفر بود که برمایی گفت که چرا بیادر تو برمایی تبریغ میگی نوروزه درست هست که در دوران طالبان و یا مشکلات و زیاد چیزها بود ولی شخصا یک کس برمایی مشخصا نگفت بود که چرا برمایی تبریغ میگی و این برمایی بسیار جالب بود من گفتم بیادر فقط خواستم سال نوه بهار نوه تبریغ بگوییم گفتیم مسئله شرعی نیست و من ایران ماندم چی بگوییم شاید جان امرایش من براش گفتم بیادر زمستان بود دود بود و نمیفهم زنحال تازکرن تازکرن بود و چری و بخاری و دود و سیایی و سندلی و بوی و هر چیز بود بله بخواده که دروازه و ارچیا بسته هست دیگه بله شاید جان گفتم کلی چیز حلا شد و حالا یک تازگی آمد دیگه سندلی نداری امرایش مثلا دروازه آواز شده بوی و تفت و هیچ چیز در خانه نیست بخاری نیست تشویش زمستان دیگه نیست تشویش زمستان خلا شد تشویش چوب زخال نیست خیلی ببینی گفتم تو بیادر کلی چیزها حلا شد گفت گفتم هوای تازه را خوش داری که تنفس کنی گل و درخت و سبزه و ای چیزها را دوست داری گفتم بیادر تبریک باشه که زمستان تیر شد امی تازگی آمد بعد از او یک خنده کد گفت مسئله شریعت من گفتم بیادر خوشحال نیستی که یک کس برت میگه که ساله خوش روزه خوش برت میخوایم آرامش از خدا برت میخوایم من فقط دعا میکم خوشیاره برت از خدا میخوایم تو چه قسم آدم هستی که در ای خوش نیستی و من را به فکر یک مسئله انداح که در این کشور هم و شما در این چند وقت خصوصا در شهر قندوز مسئله مدرسه اشراف المدارس من مطمئن هستم که شما در باره شنیدین که در شهر قندوز یک مدرسه کلان جور شده اشراف المدارس که همه ای چیز نو نیست در طولی چند ماها شده که مسئله شروع شده وره خدا را شکر میکنم به جورنالیست که رفتند در مورد از این راپورت تیار کرده و واقعا سرزمی ها اگر در مورد از اون فکر بکنند شاید بیتر باشه تایی که در آینده به سرطان تبدیل شده دقیقا شاید جان و من را به مفکر اشراف المدارس اند همکه در شهر قندوز در ایک ساختمان هشتادساله دولتی تقریبا شش هزار دختر را اونجا عموزش دینی میتند و بسابه تحبیر مدرسه عموزهای دینی شان که از بسیار سخت گیرانه هست و کسایی که اونجا درس میخوانند وای جازه ندارند که راڈیو بشنوند تلویزیون ببینند اکس برداری کنند و امتحان مسئله بزرگ داشت از روز معلم از روز مادر از سال نو تولاد و ای کاران برای زن ها به حساب عرام هست تجلیل کردنش تجلیل کردن ای گفت ها عرام هست و اتا کار کردن زن در بیرون حانه یه هم برشان عرام هست و دوست ها و حیش ها و قوم های ها در وقتی که میبینند که مثلا یک کس فوت کرده و زن ها مثلا گریه میکنند ای دختر ها میرند دختر هایی که بنامه حیمه پوشا معروف هستند از اشرف مدارس میرند و اونا میگن که شما حق ندارین گریه کنین شما حق ندارین که سال نو تجلیل کنین چون اگر گریه کنین میگه کافر میشین دقیقا شما حق ندارین ماتم بگیرین حق ندارین ماتم بگیرین و امروی دوست ما که گب زدم مرا به فکر امی اشرف مدارس هندو که باید امروز ما و گفتم باید در باری این مسئله گب بزنیم بسیار خوب هست واقعا هم خوب هست هم باعث میشه که مردم ما فکرشان باز شوه و روشن شوه و متوجه این مسئله شوه دقیقا و من به شاید جان گفتم امروز در باری اشرف مدارس گب میزنیم تا مردم ما یک ذره بیدار شود تاریکی هایی را که به سر ما و شما آوردن امروز مردم هایی ما را میبینیم که زیادش شاید جان انتحاری شدن مردم هایی ما و شما چقدرش ماجر شدن از حانه از مردم از قریه هایی بیقریه شدن و زیاده تفله هایی ما جوان هایی ما انتحاری جور شدن و امروز میخوایین که امروز میخوایین که ای حانومای بیچاری ما را دخترهای بیچاری ما را که واقعا معصوم هستن میخوایین که آله اونا را در می بلای که حد ای مردا گرفتار بودن گرفتار بسازن متاسفانه اونا خود زیادتر مردا و جوان های افغانستان از یک طرف زیر نام شریعت بسواد نگاهشون کردن بله شاید جان در تاریکی نگاهشون کردن آله با او بسنده نمی کنن او بچان کافی نیست آله شروع کردن که چطور میتونن خانوما را در مو حالت در تاریکی نگاه بکنن و چطور میتونن خانوما را از اجتماع دستشان کوتا بسازن زیر نام شریعت و کل از ای من فکر میکنم که کل از ای از قبل پلان شده است و اینا اصل محیط افغانستان بر نخواستن بلکه یک چیز صادر شده است خارج از مرسای افغانستان داخل افغانستان ای را ساختن بله باز دگه جایا سرمشق میگیرن دیدیم و شنیدیم که زنای فدائی بودن اما تو سیاپوش و فدائی میرفتن ای کارا را میکردن و متاسفانه افغانستان عوض از چیزای خوب مردم سرمشق بگیرن چیزای بده زودتر یاد میگیرن و او را عملی میکنن بله درست هایی درست هایی که اینا میدتن کاش که در مورد محبت کردن درست میدادن که چطور میتونستن مادر مهربان باشن و میتونن خوار مهربان باشن امسر وفادار بر شوارای خود باشن چطور میتونن امو فامیل خودا سالم تربیه کنن ایواز از ای درست هایی میگیرن که واقعا باید بسیاری از مشکلات روانی میشن و بسیاری دخترها گوشنشین میشن بله در اونجا در این بار هم بله در این راپورت نوشته شده که کتابهایی را که این معلمینشان برشان درست میده کتابهای منظره مرگ از آب قبر و زیور بیشت این از امدت ترین منابع درسی در این مدرسه هست و در پولی از این کتابهایی که در خارج از افغانستان هست مثلا کتابهایی که در پاکستان تیاش شده در کشور های ممالک عربی تیاش شده از اونا هم اینا استفاده می کنید زیادتر منبعشان از اوجه هست دقیقا و جالب ایه است که خیمپوشا همون چادر را که اونا می پوشند به نام خیمپوشا در بین مردم معروف شدند و این چادر همون که هست کل از این از خارج میه و یک بازار ساختن اینا در اینجا که هر کس باید بره از اون دکان مخصوص دقیقا شاه جان و همچنان رفتن از باز مکاتب که مخصوص خودشان هست صرف از اون سیستم درسی از اونا استفاده می کنند نه از دیگر سیستم درسی نه تنها او شاه جان اتا اینا رفت آمد با کسایی که در دیگر مدارس هستند نمی کنند خود را از جامعه دور نگاه کدند بفکر من که تعمیل می شه سرشان و اما تو یاد می گیرند که رفت آمد با دیگر مدارس که دختران یا فامیلایشان که در دیگر جای درس می خوانند اق ندارند که با اونا گفت بزنند بخاطر که واقعا اگر گفت بزنند حقیقتا می فامند بعضشان مورد سوال قرار می گیرند دقیقا و با امو خاطر اینا را دور نگاه می کنند با یک حساب مثل شست و شوی مخزی می شند و مردم متاسفانه مردم اینجا رول هاد منعیس پدر منعیس شوور منعیس برادر بزرگ خوب ایفان نمی کنند اینجا مثلا همونطوری که شما گفتید مورد نمی مونند که در یه جای شرکت کنند خب مسئله احتیار خانوادی من ما که مرد هستم باید داشتا باشم مادر اولاداییم که زن هست باید داشتا باشند ما باید احتیارات خانی مورد داشتا باشیم و تصمیم بگیریم که دختر ما در اینجا بره یا نره البته پدر و مادر بره اولادها دلسوز می باشند ولی کسایی که دخترهای خود رو در اینجا روان می کنند مثل از ایست که در یک نظام عسکری روانشان می کنند اتا با مراتب بتر از نظام عسکری بله و اونجا سرشان تعمیل می شود بسیاری چیزا مثلا اونجا گفته می شود که امروی مردم دیگه ارتباط نداشتا باشند درست نخانند وارا تنبیه جسمانی می کنند تنبیه بدنی می شند خب سوال من ایست که چطور یک مرد بیگانه می آید دختر شما رو تنبیه بدنی می کند و شمام فکرتان آرام هست که دختر ما روان کردیم که درس دینی بخواند درس دینی و تنبیه بدنی مسئله دو چیز هم کاملا جداست ولی مردم من فکر می کنم در قنداز مردانگی خود رو آستاستا قدرت خود رو از دست می کنند برعکس وزیفی خود رو با معلم های پاکستانی و عربی می کند و آنها رو اجازه می کنند هر کاری که می خواهند به حساب تحمیل کنند سری دختران مسئله اتا درس دادنشان شای جان از قرار که خودشان میگن میگن مدرس از طریق سراخی که در مقابلش قرار دارد با دختران داخل کلاس یا سنف و پشت روی سراخی که معلم ازش گفت می زند میگه پرده کوچکی گذاشته شده که تا مانه دیده شدن چیره دختران شد اینجا مسئله خوبه رو یاد می کند میگه خوب مسئله اینجا جداست ولی این رو ما باید ببینیم که در جای دگه گفته می شد که یکی از مدرسین یکی از معلمین امی مکتب امرای دختر جوان عروسی می کند مرد هم زن داره هم اولاد جالب است که این محترم که امرای شاگرد خود عروسی کرده که عیسیت پدر منوی شده داره بله استاد و معلم برای شاگردها مرد عیسیت پدر منوی رو داره و زن عیسیت مادر منوی رو داره بله پس این محترم استاد از کنام سراخ دیده که سرازو عاشق شده آفرین سوال ما هم امی است شای جان که اگر مردان نباید چهری زن ها رو ببینند و پرده می مونند امی سوال دقیقا از ما هم است که هایی از کجا پس این دختر رو دید که عاشقش شد و گرفتش چطور به حاد این معلم بزرگوار که دین رو درس می ده که شریعت رو درس می ده اجازه می ده که در پولوی از این که زن ها رو داره اولاد ها رو داره چشم بد طرف زن ها و دختر های مردم هم داشته باشه و بسیار جالب هست که این مسئله رو یاد می کنند من میخوام این رو بخونم شاید جان در این مسئله اینجا گفته اینجا یک کسه که از چهرهای جادی و بانفوز قومی در قندوزه هست اعتراض کرده سر این مسئله سر مسئله ازدواج و اون میگه من اعتراض کردم گفتم شما اشتباه کردید پدر که دخترش رو فرستاده اعتماد کرده معلم رو به عنوان پدر معنوی پنداشته چیگونه میتواند با اون اروسی کند آنها با امین جراعت برایم گفتند که معلم ارگز پدر شده نمیتواند دختر رضایت داشته و طرف این موافق بودند سن سال هم مهم نیست چیزی که دل خودشان میخواند هر چیزی متابق محل خود تحبیر می کند دقیقا امی رو میخواستم بگویم که قوانین ها حتی به نف خود اجرا می کنند و تعمیل می کنند و در طول تاریخ می بینیم که چقدر زنا و دخترها زیر امی نام مورد سویستفاده قرار گرفتند بله راست میگم و سوال ما یه است که اگر معلم شاگرده نمی بینه پس چطور مفتی سراجدین امرای شاگرد نوجوانها ها تزدواج کرد این سوال است که من میخوام امروز بپرسم که مردم ما فکر کنند مردم ما بیدار شوند مردم ما متوجه شوند که آیا پشتی پردهایی که اونا میخوایند درست کنند آیا واقعا دخترهای شما را نمی بینند یا دخترهای شما اونجا میرند و تنبی جسمی میشند تنبی بدنی میشند و هممطور اتا سویستفاده های امکانش هست که صورت میگیرند که صورت میگیرند خب شاید من فکر می کنم که این پردهای رکندختن یا سریق سراخ گفت میزنند کل از این چیز ظاهر هست اما در باطن در باطنشان چیز دیگه هست ما مثال زنده از اون را در وجود بنیادگذار امیم مکتب سراجودین میبینیم که اصل موضوع این هست که چطور میتوانند از این طریق متاسفاً هالا منبر و هر جایی مهم در دست اشخاص هفتیده که مصحب و دین را به حساب رقم تجارت جور کردند و امیدوار هستم که مردم متوجی از این موضوع شوند این موضوع ساده نیست گفت بسیار مهم هست و این چیز هست که امیان شروعش هست امیدوار هستم که مسئولین وزارت معرف مسئولین ولایت بخلان متوجی از این شوند و جلاب این مکتب بگیرند دقیقاً بیتر امیدوار هستم که این مکتب بیش از اینکه پرابلم انتشار کنند و سراسر افغانستان بگیرند دقیقا شاید و بلاخره امروش شاید بزرگ آرسی کرده باشه به این دیده به طرف دیگه دختر هم دیده میشه بله بسیاری وقت ها مجبور میشند یک کار سورت میکنند یه حرف میزنند یک گفت میزنند که دخترها را مجبور میکنند که باید ازدواج کنند و باید بسیار مردم هموی که واقعا در طول تاریخ بنامه مردم غیر نامیده شدند باید متوجی مسئولی باشند باید دفاع کنند باید استاد شوند باید این مسئولی جلوش بگیرند بسیار جالب است که وقت ما این مسئولی را میبینیم و مردم این مسئولی را میبینند آیا چی اکسل عمل نشان میدهیم یک سوال دیگه که واقعا در این راپور مطرح شده اینجا مسئولی مالی است کایا چطور مسارف پوره میکنند از کجا تمویل میشند و کی است که به اینا پول میپردازد و چیزی که اونا گفتند واقعا بسیار خندوار است که شما ببینید مثلا یک فامیله یک فامیله چار نفره یا شش نفره چقدر مسرفی کار داره خرچ خوراکشان لباسشان ترایخانه و برخ همه زیاد پیسه کار داره این هال شما فکر بکنید که شش هزار تنها جوانایش است تقریبا از اون جمله دو هزار شاگرد است که ایشتد از اون خورده هستند که جمع از این کلش میشه تقریبا چیزی کم نو هزار شاگرد مسرف از این از کجا میشه ماش معلم از کجا تامین میشه این تامیر که کرا گرفتند این از کجا میشه و پیسی دیگه هم اینا گرفتند و منطقه دیگر هم خریدند این پیسه ها از کجا میشه تا وقت دختر ها قدر تلاغ و این گفت ها ندارند که عروسی میکنند در عروسی برشان میخرند ولی ایا آمدند یک گفت به حساب خنددار زدند که امو دختر ها خودشان گشواره و انگشتر و علقای نامزدی هستند و اینجا فروحتند و پیسه مردم سرمیتند در حال که خود مفتی سراجودین که دختر مردم همونجا گرفت او در عربستان چکر میزند در کشور های عربی گشته میره و حیرات از وره جمع کده میره بنام از این که ما افغان ها را باز هم مزدور شما باز هم به حساب نوکر شما و مطابق محل شما در کاریکی نگاه میکنید و دختر هایشان هم هم از شما میصازیم مرد هایشان از یادشان ها تباه کدیم آل دختر ها را هم میاریم از شما میصازیم شاید جان اگر ما شما بخونیم در گوگل ببینیم و مطالعه کنیم در مو چند سال پیش که در افغانستان جنگ ها شدد گرفته بود ارزان ترین دختر و مقبول ترین دختر در کشور های عربی در بازار ها که فروحته میشد دختر های افغان بود درقیقا دختر ها در دیگه جایان چی میشدن میاوردن و اونجا تجارت میکردن سرشان ولی ارزان ترین و مقبول ترین دختر ها دختر های افغان بود که به ارزان ترین قیمت در بازار های عربستان حرید و فروش میشد و سرشان تجارت صورت میگرفت شاهد جان امروز هم امی مردم که دختر های ما و شما را بردن و در اونجا سرش تجارت کردن امروز هم آمدن میخواین که تجارت کنن سر دختر های ما و دلم میسوزه که این دختر های عزیزه این کسایی که واقعا باید مادر ها هواهر های عزیز برای ما باشه از اونا میخواین بازام انتهاریات درست کنن من فکر میکنم که این کار شیطان هست کار انسان نیست و دختر های ما را اینقدر سیاپوش میسازن و من بسیار حاشد راشتم شاهد جان یک حاندن را که واجیه جان حانده باید این مسئله یک حاندن هست که در تلویزیون ها مردم شنیدن ولی بیترین یک حاندن بود من میخوایم این حاندن را باید یکجایی بشنویم بعد از او بازام گرد میزنیم نمائی رو مرا اریان ندارد سیاک چادر مرا پنهاد ندارد نمائی رو مرا اریان ندارد چه خوشی نمزه پشته پرده کابه سیایی ها نمگردد نکنه اقبال نمیداردم مرا در خعده پنده اگر آبت نباشد سستیناد اگر آبت نباشد سستیناد در صورت فدیق خیلابه سیدن گذشته بیگسم گلوبه های حرکت گناه هست و من دوزخت نشینم بجای روی من هر مسئله های ساس بروده ساپه گفتن چودرانون راس در صورت فدیق های مردم من زنم بنیاده هستیم و زمان نیستم من گرشت و خوست و هستهان در صورت فدیق مطا فصل 5 آیه 27 به بعد نوشته شده که ایسای مسیح میگه شنیده اید که گفته شده هست زنا نکن اما من به شما میگویم هرگاه مرده از روی شعوت به زن بیبینت در دل خود با او زنا کرده هست ایسای مسیح میگه اتا به چشم شعوت به طرف زن دختر کس نبینین اتا اگر از او پشت پردگک هم باشه اتا اگر مالوی سراجدین هم باشی و بعد از او میگه پس اگر چشم راست تو باعث گمرائیتو می شود ان را بکش و دور انداز ذرها் بهتر از که اضوئی از بدن خود را از دست بدی تا این که باتمام بدن به جنان مفگنه شدی و میگه اگر دست راست تو را گمرامی سازد ان را بوور و دور انداز ذرهات بیتر از که اضوئی از بدن خود را از دست بدی دعایم ایست که معلمین که آمدن معلمین نماهایی که آمدن و دخترهای عزیزمارا خورای عزیزمارا گمرامی هاین بسازن بیتر از که سریعی آیا که واقعا کلام خدا هست تفکر کنن تایی که سر نفس و شعوته که دارن او را نمیتونن کنترول سرش داشته باشن که میاین دخترهای مردما دختر جوانشان را امرای شروسی میکنن و از پشت اون صراحه هایی که میگن ما نمیبینیم از اونجا نظرشان سر دخترهای مردم عزیزمار تشکر جوا جان خوب داخل من یک سوال از خوارما فریبا جان دارم پیام شما منعیسی یک خانم افغان منعیسی یک مادر و منعیسی یک دختر بر امی شاگرد های اشرف مدارس چی هست پیام ایست شایی جان که تمام خوارا و خانمایی ایست شایی که در اونجا درست میخوانند چشمشان باز شد و بیبینند که خدا امید داده بما و به امید زندگی کنند نه به اصابه منظره مرگ و عذاب قبر چون ایسای مسی زندگی میبخشد پس ای زندگی را به ای خوارای مخان هستم و میخواهم که برشان بگویم نک ذارن که از اونا استفاده شد و چشمشان باز شد و ایر بیبینند تشکر فریبا جان شنانده های گرامی ایسای مسی میفرمایی و مثل بسیار خوبه گفته که در مورد از این مکتب بسیار سخت میکنه این مکتب مثل زرف است که بیرونش پاک است و داخلش کاملا کسیف است و امیدوار هستم که اولیای امور و والدین شاگرده متوجی از این امر شوند که فریب زائر پاک شانه نخورند متوجی کسافت که داخل مکتب است در ذهن معالمین است خوب دوسته گرامی برنامه این نوبت خوده با امید ازی که بتانم زندگی ما بر جلال خداوند باشه بر خشنودی خداوند باشه به پایان میبریم تا برنامه آینده که در این سال در خدمت شما خواد بودیم تمام شما شنانده های گرامی را به خداونده بی نیاز میسپاریم موسیقی شنوندگان عزیز اگر شما ميل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشناده های تان را همراه ما مطرح کنید لطفاً با شماره تلفون 001-541-550-7131 به تماس شوید ما به سوالات شما پاس خواهیم گفت