۲۷ دقیقې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
مسیحیان در باره خدا چی عقیده دارند؟ مسیحیت چی است؟ کتاب است ارزشمن و خاندنی که تمام موضوعات مربوط به مسیحیت را برای خانندگان به صادقی شرح میدهند. با خاندنی این کتاب پاسخ تمام سوالات تن را در مورد مسیحیت خواهی تیافد. عباس یک عرب است و ای در عربستان سعودی کلان شده و این قصه میکنه من وقت که کلان شدم در جوانی کوشت میکنم که خدا را پیدا کنم. ولی خدا میگفت از من دور شده میره. فرچی که من میخواستم او را پیدا میکنم او گم میشد. من نمیتانستم خدا را پیدا کنم. و همچنان عباس میگفت من فکر میکدم که یک فرشته در شانه چپ ماست و یک فرشته در شانه راست ماست و یا من را رهنمایی میکنند کارهای بده که میکنم کارهای خوبه که میکنم و اگر کارهای خوبه من نسبت به کارهای بده من زیاد باشه شاید من در جنت برم اگر نباشه شاید در دوزخت برم. به این شکل من آهست آهست فکر کردم و من به این فکر افتادم که اگر خدا ما را گناهکار خلق کرده و ما باوجود از این که میفمیم هر روز گناه میکنیم پس خدا میخواه مارا در دوزخت پرده. اگر خدا میخواه مارا در دوزخت پرده پس او دیگه چرا مارا خلق کرده. و ای عباس به این نتیجه رسیده که پس هیچ خدای وجود نداره و او خواست که از زندگی لذت ببره و به هر گناه گناه دست زد به دروغ گویی و هر گناه دیگه. بلاخره عباس یک روز میره در ایک جایی که مسیحی ها بودن و در اونجا فلم ای برش خند مسیحی ها میپردازه و میگه که چطور امکان داره که ایسای مسیحی را چهرش کسی تمثیل کنه در فلم ها یا نقش بازی کنه و بلاخره میگه چطور امکان داره که خدا وقتی مسیحی ها ایمان دارن که ایسای مسیحی پسر خدا هست میگه پس چطور امکان داره که خدا در سلیب کشته شد. شاید ای سوال بسیار از افغانهای ما هم امی سوال داشته باشن که چطور امکان داره ایسای مسیحی که متابق قلام خدا پسر خدا هست چطور در سلیب کشته شده شاید جان قصهایی که مردم چطور به ایسای مسیحی ایمان آوردن زیاد هست که از او جمله یک خانم که نام از او گلشن هست و ای خانم از یک طرف بدن خود فلج هست. من ای قصه را بر دوستان میکنم. ای قصه واقعی هست خانم میگه از سالها رنگ میورده از ای فلج و تکلیف خود و یک شهوی دعا میکرده پشت خود دعا میکرده و دعا میکرده و به ایسای مسیح ایمان داشته و باور داشته باید که ایسای مسیح او را میتانه شفاه بده. و دفتران یک چی را میبینه که سیزده نفر حاضر میشه و در بین از او ایسای مسیح هم هست و ایسای مسیح برش میگه اما ای خانم که نامش گلشن هست میگه ما فلج هستم و من نمیتونم حرکت کنم و کسی هم نیست که من را پشت تو بیاره ولی ایسای مسیح در جوابش میگه ما راح و زندگی هستم و ما میتانم تو را صحت بتوم و ای زن ایمان میاره در موجه با ایسای مسیح و در وقت میباشه که بطرف ایسای مسیح حرکت میکنه و میره و ایسای مسیح خانم را کاملا شفاه میده و دوباره ای را برا رفتن میفته و دوباره صحتمند میشه بله دوستان ببینین دو چیز مختلف را که ما یاد کردیم دو قصه ایره یکی از ای که عباس که او با ای فکر بود که چطور ممکن داره ایسای مسیح که متابقه کلام خدا ما میگم سر خدا چطور در صلیب کشته شده و دوام هم ای که شاید بسیاری از دوستان ما گلشن که ایک خانم پاکستانی هست acho دادر نشان شد او شفا داد کلمه بله دوستان ایسای مسیح زنده gast برای تحدثر poo ripped اید اید تولدی اید جمعه پاک روز مرگ ویدیو اید اید در جانب کنیم شما در جیان صحبتی امیدوار داده کنید شاید هم اید جمعه پاک ویدیو روز مرگ ویدیو اید ویدیو در جانب کنیم هر ایسای ملک اید از که ما تازه ایمان آورده بودیم به ایسای مسیح فکر میکردیم میگفتیم چرا ایساوی های دگه همشان یا مسیح های دگه همشان میگن که ما گناهکار هستیم فکر میکردیم واقعا اینا حتما مثلا کس را کشتن یا قتل کردن دوزدی کردن یا چی کار کردن در حال که این واقعتا نمیفمیدیم که ما انسان ها همه ما با گناه تولد میشیم و در گناه زندگی میکنیم ولی این نظر به بخشایش و عفی خداوند هست و نظر به محبت خدا هست که ایسای مسیح را فرستاد تا همه ما شما از زیر همه بار بسیار سنگین گناه رایی پیدا کنیم و بتانیم در حضور خداوند بیاییم و او را عبادت کنیم ولی دوستا گناه شامل گپ بد یا یک کار بد یا عمل بد و همشان فکر بد هم شامل گناه میشه ما این را حساب کنیم روز و سال به هزار ها گناه میرسند و خداوند چون خودش پاک است از گناه نفرت دارد ما نمیتونیم با گناه مورد قبول خدا قرار بگیریم یا به خدا برسیم چون خداوند پاک و مقدس است از گناه نفرت دارد و خداوند هم در مورد گناه با ما معامله یا تجارت نمیکنند که اینطور بگوید که شما یک کار خوب کدید از گناه باز پاک میکنم شما یک کار خوب دیگه کنید ما یک گناه نه ما وقت کار خوب میکنیم ما وظیفه خود را اجرا میکنیم ولی وقت گناه را میکنیم ما باید از گناه خود توبه کنیم مثلا یک مثال بر شما میتونیم یک کسی میآیا یک زرر به فامیل میرسانه مثلا یک کسی را در فامیل تان میکشه یا زرر میرسانه او یک سال بعد میآیا میگه که اگر هزار روپا میتونم این زرر ما بخشیده شد و خداوند هم امتحان است خداوند با گناه تجارت نمیکنه بلکه چی میکنه بخاطر گناه ما باید توبه کنیم و دسته ازیز باید بگویم خداوند از دروغ نفرد داره و مناند ما انسان ها نیست که اگر بگویم خب من یک دروغ گفتم یا در مقابل خداوند یک کار کردیم و خداوند دوباره او را در مقابل یک کار خوب کردیم در مقابل کار خوب خلاص میشه وقتی که خداوند بر ما شما امر میکنه که دروغ نگویم و یک کار بد نکنیم به مقصد ازی ازی است که واقعا این امر خداوند است و میخوای اگر ما شما از گناه ما برا باشیم و دور باشیم وقتی که ما شما اگر اولادهای ما بر ما شما همیشه اگر راست میگن ما هر روز اونا را تشویق نمی کنیم اگر را شد هم تشویق کنیم ولی من نیست وزیفه شان میخواییم که و راست خدا به ما بگن ولی اگر یک روز دروغ میگن ما شما چی میکنیم همون بچه یا دختر خود را سرزنش میکنیم بله پس در ازی نتیجه میگیریم که ما خود ما بدن گناهکار خود نمیتانستیم به خدا برسیم پس خدا خودش چاره ما را دید بخاطر چی؟ درست داشت که ایسای مسی را روان کرد بخاطر امی محبت خدا بود که ایسای مسی در این دنیا آمد تا چیکنه باره گناه های ما را بگیره باره امی تمام خطاهای ما را بگیره باره افکار غلط ما را بگیره باره گبه های غلط ما را بگیره و اعمال غلط و نابجاو به جای ما را بگیره بر خود در صلیب و در روز صوم دوباره زنده شد در مورد مرگ و دوباره زنده شدن ایسای مسی صحبت می کنیم اول باید بگویم که در کلام خدا در رومیان فصل پنجم آیه ششم گفته شده زیرا در آن هنگام که ما هنوز درمانده بودیم مسیح در زمان که خدا ما عین کرده بود در راه اشخاص دور از خدا جان سپرد. کمتر میتون کسی را یافت که حاضر باشد حتی برای یک شخص عادل اگر چی ممکن است گاهی کسی بخاطر یک شخص خیرخواه جورت قبول مرگ را داشته باشد اما خدا محبت خود را نسبت به ما کاملا سابد کرده. زیرا در آن هنگام که ما هنوز گناهکار بودیم مسیح بخاطر ما مرد یعنی در اینجا ایسای مسیح آمد چه کرد گناه های ما را گرفت بخاطر گناه های ما مرد مهم در این است که مرگ ایسای مسیح اگر ایسای مسیح بخاطر گناه های ما نمی مرد در اون صورت ما امکان نداشت که گناه های ما بخشیده شود چرا جزای گناه مرگ است مطابق کلام خدا و ایسای مسیح این امی جزا را برخود قبول دار شد. بیاین ببینیم دوستا که در مورد مرگ ایسای مسیح در کلام خدا چی گفته شده در مورد مرگ ایسای مسیح در انجیل لقا فصل سی و دو فصل بیست و سه آیه سی و دو ما میخوانیم دو جنایتکار هم برای مسلوب شدن با او بودند و وقتی به محل موسوم به کاسه سر رسیدند او را درانجا به سلیب میخکوب کردند سلیب میخکوب کردند سلیب اموزیاد با احساب فجیه ترین شکل کشتن بود که جزا میدادن کسایی را که محکوم به مرگ بود آن جنایتکاران را هم مسلوب نبودند یکی را در سمت راست و دیگری را در سمت چپی او ایسا گفت ای پدر اینها را ببخش زیرا نمیدانند چه میکنند بالای لباسهای او قرآن دخته میان خود تقسیم کردند حتی در وقتی که ایسای مسی میمرد در هنگام مرگ او هم او گفت پدر آسمانی گفت که اینها را ببخش بخاطره که نا میفامند چی میکنند شاید جان خوب است در روز که ایسای مسی به صلیب زده شد و در او جا از بین میرفت و میمرد در هنگام مرگ بود چی اتفاقات رخ داد واقعا چطور ثابت شد که ایسا فرستاده خدا بود ما این آیاتها را برا شما میخانم دسته عزیز در کلام خداوند میخانم که چونین نشته شد تقریبا زهر بود که تاریکی تمام آن سرزمین را فرا گرفت و تا ساعت سه بعد از زهر و پرده عبادتگاه دو تکه شد ایسا با فریاد بلند گفت ای پدر روح خود را به تو میسپارم این را گفت و جان داد وقت صاحب منصب که مسئول نگهبانی بود این جریان را دید خدا را حمد کرد و گفت در واقع این مرد بگنا بود جمعیتی که برای تماشاگرد آمده بودند وقت ماجرات را دیدند سین زنان به خانه های خود برگشتند آشنایان ایسا و زنان که از جلیل همراهی و آمده بودند همگی در فاصلهی دوری استاده بودند و جریان را میدیدند پس از این آیت ها یاد میگریم که دو واقعی مهم اتفاق افتاد یکی ای که امو روز افتاب گرفتگی برمدت سی سات دوام پیدا کده یعنی سراسر امو سرزمین کاملا تاریک شده بود امو وقت که ایسای مسیح جان میسپارد و دگه دیدیم که دوست هزیز میگه پرده عبادتگاه دوتکه شد در او زمان وقتی که مردم در عبادتگاه خداوند میرفتند یک پرده بود بین انسان ها و خداوند که اونا نمیتونستند مستقیم با خداوند صحبت کنند بلکه امو پرده در بین بود و از اینجا یاد میگریم دوست هزیز که چرا افتاب گرفتگی شد چرا یک بار دنیا تاریک شد و دیگه روشنی نمیشد بخاطر از ای بود که افتاب دیگه تعمل از این رو نداشت که ببینه که فرستاده خدا یکانه فرستاده خدا به اون حالت کشتن میشه و دیدیم که پرده عبادتگاه چرا پاره شد بخاطر از اینکه با مرگ ایسای مصیح دوست های خداوند دیگه یک پیمان جدیده با انسان ها بسته کرد که چی باشد دیگه ما از طریق رمز و راز و از طریق یک پرده با خداوند صحبت نکنیم با گرفتن نام ایسای مصیح با ایمان آوردن به ایسای مصیح بتانیم مستقیما در حضور خداوند بریم و خداونده پرستش کنیم بله دوست ها ایسای مصیح در سلیب بشکل نمایان در برابر دوست ها و دشمن های خود کشت شد در اونجاک دیدیم حتی شاگرد هایش هم در اونجا بودند و دشمن هایش هم یعنی ایسای مصیح به خاطر همه به خاطر دوست های خدا و به خاطر دشمن های خود به خاطر دوست های خود و دشمن های خود یعنی ای که ایسای مصیح همه را دوست دارد اگر شما چیز در شنیده باشین از طریق رحبرهای مذهبی کشور ما یا از طریق ملاحایتان که گویا ایسای مصیح از سلیب به آسمان رفته ای کاملا اشتباه هست متابق کلام خدا نیست یعنی فقط ساخته های خود انسان ها است متابق کلام خدا که ما خاندیم ایسای مصیح در سلیب کشته شد در کلام خدا در انجیل به گذارش یوهنا فصل 19 آیه 32 میگه ببینین بسیار مهم دوست ها که ای کلام خدا هست در کلام خدا هیچگونه دروغ نیست و ناراستی نیست کلام خدا حقیقت و راستی هست اینجا میگه پس اصاکر پش آمدن و ساق پای اون دو نفر را که با ایسا مصطوب شده بودند شکستند اما وقت پیش ایسا آمدند دیدند که او مرده است و از این را ساخهای او را نشکستند اما یکی از اصاکر نیزهی به پحلو او زد و خون و آب از بدنش جاری شد کسی که خود شاهد این واقعه بود این را میگوید و شاهدت او راست است او حقیقت را میگوید تا شما نیست ایمان آورید ببینین دوست ها او اتا امروز که دو هزار سال بعد است هم وقت داکترات میخواین مرگ یک انسان را تسبیت کنند و حساب تب عدلی که میگن میخواین مرگ از اون را تسبیت کنند اونا با این باید نتیجه برسند که وقت یک انسان میمره اینجا چی گفته خونش خون و آب از بدنش خون و آب جدا میشه از بدنش و اینجا هم از ایسای مصی همون دو هزار سال پیش و این کسی منبعه که این ازکرق نیزررت خون و آب جدا شد كه ی sposóbیر chili ابهای حدس که خون و آب را دتون و اضفایت است یعنی ایسای مصی مرد یعنی مریده در زمان آівاف],, جروان به این حساب در دیگری میقنین در مرد و از بین رفت و حتی در قبر گذاشته شد که من این آیاتها را بر شما میخوانم دسته عزیز که چطور بدن از او دفن میشه در قبر گذاشته میشه در آیاتهایی که میخوانم اینجا کاملاً واضحی مطلب نوشت است درانجا مردی به نام یوسف حضور داشت که یکی از اعضای شورای یهود بود و مرد نک نام و درست کار بود یوسف به تصمیم شورا در پیش گرفته بودن رای مخالف داده بود او از احالی یک شهر یهودی به نام رامه بود و از آن کسانه بود که در انتظار پاتشای خدا به سر میبردن این مرد در این موقع پیش پلاتوس رفت و جنازه ایسا را خواست سپس آن را پایین آورد و در کتان نازوک پیچید و در مقبرای که از صنگ تراشیده شده بود و پیش از آن کسی را در آن نک زاشته بودن قرار داد آن روز روز تحیه بود و روز سبت از آن ساعت شروع می شد زنانی که از جلیل امرای ایسا آمده بودن بدنبال یوسف رفتن آنها مقبرا و جای دفن او را دیدن سپس به خانه رفتن و هنود و اطریات تحیه کردن و در روز سبت متابقه امر شریعت استراحت نمودن و در وقت که کشته می شد در اونجا هم گفت خدای اینا را ببخشین و همچنان بعد از او اسکر کتنعیزه در شکم ایسای مصی زد که خون و آب جدا شد بر آمد یعنی ایسای مصی مرد و متابقه کلام خدا ایسای مصی در قبر گذاشته شد یعنی ای که ایسای مصی مرد و همچنان ایسای مصی خودش انوز که زنده بود در انجیل به گزارش یعنی اینا فصل 11 آیه 25 ایسای مصی میگه میگه ایسا گفت من قیامت و زندگی هستم کسی که به من ایمان بیاورد حتی اگر بمیرد زندگی خواهد داشت ببینین دوستان میگه ایسای مصی گفت من زندگی و قیامت هستم قیامت و زندگی یعنی زندگی ایسای مصی و امشور قیامت دوباره برخواستند یعنی ایسای مصی تنها در قبر نموند بلکه دوباره بلکه ایسای مصی چی میگه کسی که به من ایمان بیاورد حتی اگر بمیرد زندگی خواهد داشت و ما هم مسیحی ها به ایمان داریم که چون ایسای مصی دوباره زنده شد ما هم حتی اگر بمیریم دوباره زنده میشیم و ما چند لحظه در مورد مرگ ایسای مصی یا جمعه پاک که یکی از ایده های ما مسیحی ها ما پیروان ایسای مصی ها صحبت کردیم و در ایده پاک یا جمعه پاک ما باید میاریم که ایسای مصی جان خود بخاطر ما داد و گرچه وقت بسیار خوش نیست چرا مرگ بر همه مرگ است اما ایسای مصی مرگش باعث ازی شد که ما زندگی پیدا کنیم همطور که یک پیانبر اشعیه نبی هشت سال قبل از ایسای مصی ایتر پیشگویی کرده بود گفته بود هشت سال قبل از ایسای مصی گفت او یعنی ایسای او غمهای ما را به جان خود گرفت و دردهای ما را به دوش خود حمل کرد ولی ما فکر می کردیم درد و رنج او جزاییست که جانب خدا بر او نازل شده است او در ایخت بخاطر گناه و خطای ما زده و زخمی شد او جزا دید تا ما سلامتی داشته باشیم ببینید دوستا ایسای مصی جزا دید و ای آیه بسیار مهم است بر کسایی که مشکلات دارند در اینجا گفته شده از زخمهای او شفای آفدیم از زخمهای ایسای مصی ما شفای آفدیم ما همه مثل گسفندان سرگردان گمراخ شده و برای خود روان بودیم اما خداوند گناه همه ایمارا به گردن او انداخت ولی دوستا ما از زخمهای ایسای مصی شفای آفدیم نه تنها از گناه بلکه در این دنیا از حسادت از بدبختی های که دوچار بخاطر افکار غلط ما بخاطر گناه های ما بود در این دنیا نجاتی افتیم دوستا عزیز امتوکه گفتیم که ایسای مصی در روز جمع در صلیب زده شد و کشته شد و بلاخره مرد و در قبر گذاشته شد روز یک شمبه دوباره ایسای مصی از میان مردگان برخواست و دوباره زنده شد در کلام خداوان درجاز که میگه زنهایی که بر تحیه آمده بودن که بدن ایسای مصی رو بر تطفین آمده بکنند و اطریات و چیزهای خوشبویه با خود آورده بودند رفتند که چون در وقت در مقابل قبر یک سنگ کلان رو میموندند که کس داخل شده نتانه در او جا رفتند دیدن که امو سنگ کلان پس شده از در قبر در او که پیش از اوی زن ها تشویش داشتند که چطور امو اطریات و چیزهای خوبه ببرند و تطفین کنند بدن ایسای مصی رو میبینند که سنگ پس شده از در قبر و اینا وشتت زده میشند و میترسند اما دی وقت فرشته های خداوان دو فرشته استاده و میگه ای زنان شما چرا در بین مرده ها زنده رو میپالین ایسا دوباره زنده شده وای زن ها بسیار ترسیدن و در آن الان بسیار خوش هستند واقعا یک خبر بسیار خوشهست که آدم بیشنا که یک کس دوباره زنده شده و باغقدرت خدوان ایسا ای مصی دوباره زنده شده و زن ها هم بسیار خوشحال میشند و هم ترسیدن و هم بسیار خوشحال هستند و دوباره میرند اینا میدون شاکرده دیگه ایسا مصی رو پیدا میکنند دو مرد بالباسهای نورانی در پحلوه شان استادند زنان سخت ترسیدن و در حال ایک سرهای خود را بذیر انداخته بودن استادند آن دو مرد گفتند چرا زنده را در میان مردگان میجوید او اینجا نیست بلکه زنده شده هست آنچرا در وقت تبودن در جلیل به شما گفت بیاد بیاورید که چطور پسر انسان میبایست به دست خطاکاران تسلیم گردد آن وقت زنان سختان او را به خاطر آوردند و وقتی از سر قبر برگشتند تمام موضوع را به 11 هواری و دیگران گزارش دادند آن زنان عبارت بودند از یمی مجدلیه یونا و مریم مادر یعقوب زنان دیگر هم که با آنها بودند جریان را به رسولان گفتند اما موضوع به نظر آنها پوچ و میمانا آمد و سختان آنها را باور نمی کردند اما پتروس برخواست و به سوی قبر دوید و خمشده نگاه کرد ولی چیز جسکفن ندید سپس در حاله که از این وقت در حیرت بود به خانه برگشت میبینین دوستا پتروس یکی از شاگردای ایسای مسی بود و حتی میخواست جان خود را بر ایسای مسی بتا و ایسای مسی او را کمک کرد نجات داد و اینجا پتروس رفت و به سوی قبر دوید و خمشده نگاه کرد خمشده و این مناکه ما هم وقتی ما پیش ایسای مسی میاییم ایسای مسی دوباره زنده شده و امروز شاه شاها و سرور سروراس ما باید با فروتنی و خم شویم و توبه کنیم از گناه های خود و پیش روی ایسای مسی استاده شویم شاید جان باید علاوه کنیم به گفت ادامه صوبت های شما که ایسای مسی تنها خود را وقتی دوباره زنده شد ایسای مسی تنها خود را وقتی دوباره زنده شد تنها بر شاگرده خود نشان نداد بلکه بر چند نفر دیگه هم آدم های دیگه هم او را دیدن و ایسای مسی تا حال زنده است و بر انسان های زیاده اتا بر انسان های مثل ما خود را نشان داده و ظاهر شده و ما را نجات داده بخاطر از این که ما را نمیخواست در گناه باشیم و ما این آیت ها را بر شما میخانم ایسا در بین ایشان استاده و با انها گفت سلح و سلامتی بر شما باد انها با ترس و وحشت گمان کردن که شفه میبینند و فرمود چرا این طور آشرفت حال استید چرا شک و شفه و دلهای شما رخ نمی کند دست ها و پاهای مرا ببینید خودم هستم به من دست بزنید و ببینید شفه مانند من گشت و استخان ندارد این را گفت و دست ها و پاهای خود را به ایشان نشان داد دست ها تحجب نتونستند این چیزها را باور کند آنگاه ایسا از انها پرسید آیا در اینجا خوراک که دارید یک تکم ماهی بیریان پیش او آوردند آن را برداشت و پیش چشم انها خورد و به ایشان فرمود وقتی هنوز با شما بوده اما می گفتم که هرچی در تورات موسا و نوشته های انبیاء و ذبور در باره من نوشته شده باید به انجام برستد مقصد هم این چیزها بود بعد ذهن ایشان را باس کرد تا کلام خدا را بفهمند و فرمود این است آنچه نوشته شده که مسیح باید عذاب مرگ را بیبیند و در روز سعوم دوباره زنده شود و بنامه او توبه و عمرزش گناهان به همه ملت ها اعلام گردد و شروع آن از اروش علیم باشد شما برامه اینها شاید استید خود من بخشش و ودع شده در درست آینده یا در برنامه آینده در این مورد صحبت میکنیم و مهم دریگه است که اید رستاخیز چی وظیفه را برما مسیحی ها میتن اول وظیفه ای است که ما ضرورت نداریم وقت ما از دوباره زنده شدن ایسای مسیح خبر میشیم ویا ایمان میاریم با دوباره زنده شدنش مرگش و دوباره زنده شدنش دیگه ما وظیفه نداریم که ما به گناه خود دوام بدیم ما میتنیم از گناه خود توبه کنیم و از راه هایی که سابق میرفتیم دوباره برگردیم و برای راستی برای قطع و برای ایسای مسیح بریم این با چی معنی است؟ به این معنی است که اگر سابق دروغ میگفتیم دیگه دروغ نگویم راست کاری کنیم اگر سابق بدبینی داشتیم یا دشمنی داشتیم اگر دشمنی نکنیم اگر جنگ و دوا میکنیم دیگه جنگ و دوا نکنیم اگر به خانم خود مهربان ندابیدیم یا به اولادهای خود به آنها مهربان باشیم و آنها را دوست داشته باشیم اگر حسادت داشتیم آله به قناعت بپردازیم و اگر قهر بودیم خشمگین میشیم آله حوصله داشته باشیم یعنی ایسای مسیح میخوای مارا چی کنه؟ مارا تغییر بده مهمترین قدرت مهمترین قدرت راست آخید یا دوباره زنده شدن ایسای مسیح است که در ما چی را بیاره؟ تغییر باوجود بیاره دوستای عزیز ما بر اخیر وقت زیاد نمانده گرست میفهم شما هم یک چیز مطالب مانده ولی چون وقت نمانده دیگه به اون خاطر نمیتانیم با شما بیشتر از این صحبت کنیم شما چیزه؟ دوستای عزیز در کلام خداهایی نوشته شده کسی که در مسیح است خلقت نو است هران چه که که نبود درگزشت و اینک همه چیز نو شده است پس اگر شما امروز به ایسای مسیح ایمان میارید هران چی در زندگی شما اتفاق افتاده ولی ارقدر گناه سنگین و بزرگی هم باشد ولی اگر شما به ایسای مسیح ایمان میارید و توبه میکنین از گناههایتان میخواین شما رو ببخشه پس همه چیز که کنه میگه درگزشته و هران چی که بود درگزشت کنه و همه چیز از نو آغاز میشه