زبور 33

  ۳۰ دقیقې

  ۵ اګست ۲۰۱۲

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

هفته بیسته ششم فراخاندگان خدا از صدای زندگی می‌شنوید سلام دوستهای مهربان سلام دوستهای مهربان من سمیر هستم ما در خانه خود کلیس‌های خانگی داریم که هر هفته محفل عبادت خود را دایر می‌کنیم ما در محفل عبادت خود دعا می‌کنیم سرود می‌خوانیم و کتاب مقدس را مطالعه می‌کنیم از احوال یکی دیگه با خبر می‌شیم امروز هم محفل عبادت داریم که چند لحظه بعد شروع می‌شه مثل که صدای دروازه هست نصار جانم دروازه را خوب هست کن اینه من میرم سلام مجی جان آمده نصار جان سلام لیلا جان آمده نفر باشه بیاین بیاین بیاین سلام سمیر جان چطور هستیم چطور هستیم خوش آمده این سلام علیکم خوب هستیم خورای خوب هستیم خوب هستیم دیگه چطور خوب هستیم بیاین بیشیدین دشکر شکر که شما را دیدم بسیار پشتاندق شده بودم زنده باشیم ما همه درست می‌کنیم نصار جانم دروازه را خوب بسته کن اونه مثل که رونا جانشان هم آمد سلام داود جان داود جان رونا جان سلام بیئین بیئین سلام علیکم چطور هستیم چطور هستیم این چیزی که گفتین لیلا جان دقیقاً برای ما واقع شد. ما نتانستیم که برای خریدن یک تخت خواه خوب تصمیم بگیریم. آهانه ببین. خوب، بیاین که تشویشای خود را به حضور خدا بیاریم بخاطر که زیاد نوقت نشد محفل عبادت کلیسای خانگی خود را شروع کنیم. ما یقین دارم خداوان تمام این مشکلات را حل خواد کرد. سمی جان، چای بیارم؟ ببین، آله نه که نوقت میشه. چی فکر می‌کنین که امروز بعد از محفل عبادت کلیسای چای بخوریم؟ خوب است، پسان می‌خوریم. بله، همونتا درست است. بسیار فکر خوب است. خوب مجید جان، شما می‌تونین که بخش پرستش امروز رهنمایی کنین؟ بله، چرا نیه؟ خوب، بیاین که تمام تشویشای خود را به حضور خدا بیاریم و به او واگذار کنیم. رونا جان، داو جان، ما و لیلا جان هم مثل شما پریشانی داریم. می‌خواییم که پریشانی خود را به خدا واگذار کنیم. بله. ما دینه از پیش دکتر رفته بودیم. او برما گفت، این نموکن است که لیلا جان تفل به دنیا بیره. بله، آهان. از گبه او معلوم شد که ایمکان نداره که ما صاحب اولاد شویم. این گبه ما را واقعا نامید ساخت. اما در این زمان احساس کردیم که خدا می‌خوایی ما تشویشهای خود را به او واگذار کنیم. بله. بله، ما باید امروز اطمان تمام این کارها را انجام بدیم. بله. بین که سروت بخوانیم که مثلی او است. اک نون در نور ساله کم. خوب است می‌خوانیم. بسیار خوب است. این سروت را می‌خوانیم. بله. سفر زندگی را تیمی کنم با ایسا. هللویات از بهاش می‌خوانم. منجیم مفزم کند. فیروزمندم می‌کند. ودعی آسمانی داده هست. از این روبست شادم. از هر گنابی زارم. خوب است همه ستایم خدا را. چون با ایسا مردم. زیبا شده باطنم. در مسیر شادمانه. هللویات. گناهانم موشده. بندهایم نیز بسخته. فیروزم بر فوجای شیطانی. منجیم مفزم کند. فیروزمندم می‌کند. ودعی آسمانی داده هست. از این روبست شادم. از هر گنابی زارم. خوب است همه ستایم خدا را. خوزای آسمانی. هما به زندگانی. از مسیر خمیابم. هللویات. به خونش مرا شسته. تا جمرانی زارسته. راهی آسمانم کرده هست. منجیم مفزم کند. فیروزمندم می‌کند. ودعی آسمانی داده هست. از این روبست شادم. از هر گنابی زارم. خوب است همه ستایم خدا را. هی کاش هر پرشان حال. پیدا کند این جلال. که با صدیب ای ساده ات خدا. تارهت از جهانم. از مرگ جاودانی. پیدا کند نجات آسمانی. منجیم مفزم کند. فیروزمندم می‌کند. ودعی آسمانی داده هست. از این روبست شادم. از هر گنابی زارم. خوب است همه ستایم خدا را. خوب است همه ستایم خدا را. از هر گنابی زارم. پیدا کند نجات آسمانی. منجیم مفزم کند. فیروزمندم می‌کند. از هر گنابی زارم. خوب است همه ستایم خدا را. خوب است همه ستایم خدا را. خوب است همه ستایم خدا را. از هر گنابی زارم. پیدا کند نجات آسمانی. منجیم مفزم کند. از هر گنابی زارم. خوب است همه ستایم خدا را. تنها ایسانگرد از گناماتو. تنها اون در افتیمان سرکار. بیلن را بشکو پا میلی از ایمش. آنگرانی آسمانی دارم. دامی ندارم. از هر گنابی زارم. خوب است همه ستایم خدا را. تنها ایسانگرد از گناماتو. تنها اون در افتیمان سرکار. بیلن را بشکو پا میلی از ایمش. از هر گنابی زارم. تنها ایسانگرد از گناماتو. تنها اون در افتیمان سرکار. بیلن را بشکو پا میلی از ایمش. تنها اون در افتیمان سرکار. فرفر مدد دستم را می‌گیرد. برد آنجا که دائم راحت است. این صادر این نبتی روزم کند. من را نزده خدا آسمان برد. در آنجا هم برد شادی خواهند کرد. راحت تو آرام در راه حوشه اون. کمی ندارم بیلن نکنم. خدا و نمیسان از دمانم. فرفر مدد دستم را می‌گیرد. برد آنجا که دائم راحت است. آمین. خوشا به حال قوم که خداوند خدایشان است. خوشا به حال مردم که خداوند اشان را برای خود برگذید است. خداوند از آسمان نگاه می‌کند و همه انسانها را می‌بیند. او از محل سکونت خود تمام ساکنان جهان را زیر نظر دارد. او که آفریننده دل هاست خوب می‌داند که در دل و اندیشه انسان چی می‌گذرد. پادشا به سبب قدرت لشکرش نیست که پیروز می‌شود. سرباز با زور بازویش نیست که نجات پیدا می‌کند. اسپ جنگی نمیتواند کسی را نجات دهد و می‌تبستن به آن کار بیهوده است. اما خداوند از کسانی که او را گرامی می‌دارند و انتظار رحمتش را می‌کشند مراقبت می‌کند و اشان را از مرگ می‌رهاند و در انگام قهطی آنها را زنده نگاه می‌دارد. امید ما به خداوند است. او مددکار و مدافع ماست. او مایه شادی دل ماست. ما به نام مقدس او توکل می‌کنیم. خداوند رحمت تو بر ما باد زیرا ما به تو امید بسته ایم. آمین. خدا را شکر. در این زبور سی و سی که ما و شما یک قسمت او را خاندیم هگه کدام قسمتش بر شما درس و تعلیم خاصی داشته باشه می‌تونین به ما بگوین. این زبور را که ما و شما خاندیم آیت دوازده او برمه بسیار یک مفهوم خاص داشت که میگن خوشا به حال قوم که خداوند خدای اشان است. خوشا به حال مردم که خداوند اشان را برای خود برگذید است. به مفهومی این قسمتش خوب متوجه شدن که میگن خوشا به حال مردم که خداوند اشان را برای خود برگذید است. کلام خدا به ما تعلیم می‌تونه که خدا خودش مردم را یا قوم را انتخاب می‌کنه. یعنی خودش ما و شما را انتخاب کده است. این قسمت واقعا بسیار جالب است که خدا با وجود گناه و شکستهای ما ما را بر می‌راس خود انتخاب کده است. خدای قادر مطلق خودش می‌فرماید که خودش ما را بر می‌راس خود انتخاب کده است. واقعا امتحان است. این افتخار بسیار بزرگ بر ما و شما است. بله. این گفت خودت بروین جان اون آیات کلام خدا را به یاد ما آورد که می‌فرماید اون ما را پیش از خلقت دنیا بر خود انتخاب کده تا به صورت اون پاک و مقدس باشیم. یعنی که خدا ما را بر می‌راس خود انتخاب کده است. بله. و بر علاوه روح القدس اون در ما کار می‌کنه تا ما را پاک و مقدس بسازه. بله دقیقا. بله. باید این رو بگویم که ما لعقت این انتخاب را نداشتیم که خدا ما را بر می‌راس خود انتخاب کنه. والی ما می‌خوایم پیش روی شما دعا کده از خدا تشکری کنم بخاطر که این امکان را با مرگ ایسای مسیح بر ما مایسر ساخت. بله. لطفا دعا کنین شما. خب ایسای مسیح خداوند ما تمام جلال و افتخار را برای تو می‌خواییم. بله خداوند. چون تو ما را با وجود خطایای ما انتخاب کردی. بله. بله ای خداوند. ما تمام سپاسگزاری و تشکرات خدا به تو تقدیم می‌کنیم. بله. آمیده. چون تو با مرگ خود و با خون گرانبای خود ما را از گناه نجات دادی و الیاقت با ما بخشیدی. محبت تو ما را شفته و محبت تو ساخته. ای خداوند. ما اطراف می‌کنیم که تو را دوست داریم و می‌پرستیم. آمیده. آمیده. آمیده. سمیر جان اجازه است که ما میک چیز در این بارا بگویم؟ برونا جان بگو. در آیت 16 و 17 میگه. پادشا بسبب قدرت لشکرش نیست که پیروز می‌شود. سرباز بازور بازویش نیست که نجات پیدا می‌کند. اصفه جنگی نمیتواند کسی را نجات دهد. امید بستند با آن کار بیوده ای است. بله، بله، همونطور است واقعا. وقتی که ما این آیات را می‌خاندیم، او چیزی که به ما و داود جان رخ داد و یادم آمد. ما چطور چقدر پریشان بودم؟ پریشانی ما داود جان هم زیاد پریشان کرد. هر دفعه ما فکر می‌کدم که ما اصلا زیاد کوشش نمیکنیم که چیزهای ضروری خانه را بخدم. ما به تشویش بودم بخاطر که فکر می‌کدم که ما خانی خود را تیار کنند نمیتوانیم. ما وقتی که این آیات را خواندم، متوجه شدم که ما همیشه به تلاش و کوشش و اشیاری خود تکیه می‌کدیم. ما فراموش کرده بودم که به خدا تکیه کنم و این مشکلات را به او واگزار کنم. ببخش داود جان که ما ترا زیاد به تشویش ساخته بودم. اگر ما از خدا تقاظا می‌کدیم که آقای انتخاب در وسایل خانه ما داشته باشه ما مجبور به ایقدر کوشش و زایی کردن وقت نمیشدیم. اتقای ما به خودم را زیاد خست ساخته بود. نه فقط ماندگی بلکه باعث شد که مشکلات امرای نامزادم داود جان هم شود. رونا جان، اولتر ازم من باید از خودت مذرت بخوایم و چیزی که خودت گفتی من امرایت کاملا معافق هستم. گفتی که پادشا به زیادتی لشکر خلاص نخواهد شد. و ما تا که تانستیم به توانایی خود اتقا کده کوشش کدیم اما معافق نشدیم. اما از امروز و بعد بیاین که تعاود کنیم که این کار را می‌کنیم که تمام تشویشا و بارای خود را به خدا تقدیم کنیم. بله، داود جان یک بسیار درست خوب برای ما اتو بود. بله، به این ارتباط یک آیت در کتاب مقدس باید یادم آمد که امیال پشوریم واضع است می‌خواهم برتون بخوانم. باره تمام تشویش خود را به دوش او بگذارید. زیرا او همیشه به فکر شما هست. آمید. و یک آیت دیگه هم به این ارتباط می‌خوانم که در جای دیگه هم می‌فرماید نصیب خود را به خداون بزپار و تو را رست خواهد داد. او تا ابت نخواهد گذاشت. مرد عادل جنبش بخورد. بله. یک آیت دیگه هم از که می‌فرماید. اعمال خود را به خداون تفویز کن تا فکرهای تو استوار شود. خدا نتانا می‌خواهد که ما تشویشها و پریشانهای خود را به او تقدیم کنیم. بلکه ایران می‌خواهد که ما پلانهای خود را به او بزپاریم. بله. یعنی هر چیزی که ما می‌کنیم او را به خدا بزپاریم. در این صورت پلانهای ما هم موافقان عملی میشه. بله. اما دوست‌ها این آسان است که به زبان خود بگویم تمام پریشانی‌های خود را به خدا واگزار کنیم. بله. وقتی که این کار را می‌کنیم بدون اینکه انتظار بکشیم زود به حوثله می‌شیم و به قوت خود اتقام می‌کنیم و کوشش می‌کنیم که او را به زور خود حل کنیم. بله. بلاخره تمام این تلاش ما به اون نقطه می‌رسه که ما به خدایی که به فکر ما هست اعتماد نمیکنیم. ما ضرورت داریم که خود را بر اعتماد کنیم به خدا و سپردن بارهای تشویش به خود را تربیه کنیم. بله. سمیر جان گفتش ما یک قصه را به یادم آورد. بگوین قصه تانا. یک زن از یک دی می‌خواست بیای شارت. برای مخواهش قوم خود یک زرگ ایک توفه و یک چیزا تیار کرده بود. اموگک هم گرفت. یک حلته انداخت. در سر خود گرفته آمد. وقتی در سرویز در شارت بالا شد. انوز هم امو خلته در سرش بود. یک نفر بهش گفت. گفت امی بار را بند زمین حالا جان گرنگ است در سرت ماندی. گفت بچه امی بهتر است که من در سرم بانم. بست است که سرویز بار من را می‌بره. شما خنده می‌کنین؟ خنده نکنین؟ چرا نصار جان؟ ما شما بایی که می‌فمیم که ایسای مسیح تمام اما و مشکلات ما را به دوشش گرفته. باز هم ما شما بسیاری وقت هم مثل امی زن تمام بارهای خود را در سر ما می‌مونیم و با تمام مشکلات ما پیش می‌ریم. نصار جان بسیار درست گفتی. امیدوار استم که خداوند با ما کمک کنه که بتونیم بارهای خود را به دوشش اون بانیم. تا بتونیم آرامش حقیقی داشته باشیم. کسی دیگه هم می‌خواهی چیزی بگوید؟ اجازه است که من یک چیزی بگویم؟ بگو پروین جان. من می‌خواهم که در باره آیت آخری زبور را که ما شما پیشتر خاندیم یک چیزی بگویم. بگوین. دعایت بیستم ما شما خاندیم که امید ما با خداوند است. او مددگار و مدافع ما است. بله آهان این دعایت را خاندیم. پیش از این که در باره یایت تفسره کنم باید بگویم که مزمور نویست در اینجا میگه که ما با امید با انتظار خداوند استیم. انتظار کشیدن به خداوند واقعا یک چیز بسیار مهم است. تا وقتی که خدا مداخله می‌کنه ما همیشه در بیسبری اجلا و دویدن استیم. دلیل شیست که او چیز را که زبور نویست می‌بینه ما شما نمیبینیم. زبور نویست دیده که خدا خودش کمک کننده و سپر او بوده. بله. از این خاطر است که فوراً به تقییب ای آیت میگه که زیرا که دل ما در او شادی می‌کند. خدا همیشه پیش روی او بوده. بله. از این خاطر او میگه که دل ما در خداوند همیشه شادی می‌کند. بله. او یک کمک بغیر از کمک خدا را آرزو نمیکنه. از این خاطر است که ای کلمات بسیار پرمفهم استن. بله واقعا. بخاطر که خوشی او در خداوند است. بله. ما می‌خواییم که نه تنها به خدا چشم خود را بودوزیم که او مسائل و مشکلات ما را حل کنه بلکه در او خوشی هم باید بکنیم و یقین داشته باشیم که او سپر و کمکننده ما شما است. بله. آمین. پروین جان گفت شما یک آیت باید آورد که می‌فرمایه. ما او را جسد و جوه خواهیم کرد و او از هر جهد با ما آرامی خواهد داد. ای کاملا اقیقت است. وقتی که ما خدا را تلاش می‌کنیم فورا آرامش حاصل می‌کنیم. بله. کتاب ما قدس می‌فرمایه که ما با امید به خدا انتظار می‌کشیم. بسیاری وقتها ما ایتو فکر می‌کنم که انتظار کشیدن صرف زایی کدن وقت است. اما وقتی که آل روی موضوع گب زدیم یک آیت باید آورد که می‌فرمایه. من با سبر منتظر خداوند استم. او با من خواهد نگریست و فریادم را خواهد شنید. وقتی که ما با خداوند انتظار می‌کشیم در آخر او اطمن با ما گوش داده جواب میده. به ارتباط گفت خودت او جان یک موضوع یک وایز باید آمد که میگه منتظر ماندن به خداوند با مانای این نیست که ما وقت خود را تلاش می‌کنیم. او یک مثال از اشایی باب چل آیه سی و یک می‌آورد که میگه آنان که منتظر خداوند می‌بوشند قوت تازه خواهند یافت و مثل اوقا پرواز خواهند کرد. خواهند بید و خستا نخواهند شد. خواهند خرامید و در مانده نخواهند گردید. آمین. آمین. منظور از منتظر بودن به خداوند اینجا اعتماد کدن کامل و توکل کدن کامل به خداوند است که او می‌تونه ضروریات ما را براورده بسازه و به دعاهای ما جواب بده در وقت مناسبش. پیش ازی که به صحبت خود ادامه بدیم بیاین که دعا کنیم. خداونده تا را سپاس می‌گویم که امروز به ما یاد دادی که به تو توکل داشته باشیم. و ای را میاد دادی که انتظار کشیدن به تو زایی کدن وقت نیست. بله خداونده. بلکه ما بدون خستگی و بیاوسلگی به تو انتظار بکشیم خداونده. بله. آخ خداونده من به تو انتظار می‌کشم که در زندگی ما و مجید یک مجزی کنی. بله بله خداونده. چون تو کسی هستی که دعای ما را می‌شنوی و قبول می‌کنی. بله. مثل که در کتاب زبور گفته که محبت غیر قابل شکست تو به ما آرامش می‌بخشه. بله. بله خداونده ما منتظر وده‌های تو هستیم و به تو انتظار داریم و امیدوار هستیم خداونده. در نام ایسای مسیه ایدوارمی تلبم. آمین. آمین. آمین. ای خداوند. مثل که امروز لیلا جان به حضور تو دعا کد. تو می‌تونی در زندگی ما مجزه کنی. به ما اولاد ببخشی. بله آمین. باوجود که داکتر‌ها با ما گفتن که این نامکنست. هم ما به قوت تو اعتماد می‌کنیم. به تو تبکل می‌کنیم. بله. ما به این باور داریم که ایچیز بره تو نامکن نیست. خداونده ما به تو با سبر انتظار می‌کشیم. بله. آمین. آمین. بله. بله واقعا. بله. لیلا جان چی دیدین؟ بله برتون قصه می‌کنم. ببخشین باشم که آوازم یکدر ساف کنم. رویان دیدم که همه تا ما در یک سر توشک همه تا دراز کشیدیم و خواستم. که مجید همه تا از دور بسیار همه تا خوشی می‌اید و در پاییم استحاد میشه. برم میگه لیلا. لیلا مبارک باشه. من همه تا طرفش تحچاب سائل می‌کنم که این چی میگه. باز برم میگه لیلا مبارک باشه. ازش پرسان می‌کنم که چی؟ میگه که خداوند عیسای مسیح به ما بچه میده. باز از اون می‌بینم که یک نفر دیگه همه تا نورانی امرای کالا سفید در طرف راستم استاده است و طرفم سائل می‌کنه. اول فکر می‌کنم که شاید این داکتر باشه. وقتی که خوب نزدیک می‌اید. می‌بینم که امرایم گپ می‌زنه و به من میگه که من عیسای مسیحستم. می‌بینم که من عیسای مسیحستم. و گفت که دخترم مبارک باشه. بچه تو خادم من خود بود. و باعث خوشی بر مردم خود خواد شد. شکر خداوند. این رویای خوب دیدم. پیش خدا واقعا هیچ چیز نمومکن نیست. ای خداوند تو آسمان و زمین با قدرت عظیم خود خلق کدید. ای خداوند تو چی قدر عظیم و با قدرت هستی؟ بله خداوند تو واقعا خدای مواجزات هستی. خداوند تو قدر مطلق هستی. هیچ چیز برا تو غیر ممکن نیست خداوند. آمین. خوب دوستا کسی هیچ چیزی گفتنی داره که به ما بگوید؟ بله من می‌خوایم یک چیز برتون بگوید. بگوید نصار جان. من می‌فهم که خودت چی می‌خوایی بگوید نصار جان. حتما نتیجه امتیانهای تا گرفتی و کامیاب هم شدی. همین رو می‌خواستی بگویی؟ نه او گفت نیست. این خبر از وان کرده بسیار مهم ترست. خب بگو دقیقا ما را چرا در انتظام ماندی؟ یادتانه هست که شما بخاطر رفیق مصنجان در محفل پشتر دعا کردین؟ بله بله. اوروز او بعد ازی که درس حلا شد از ما یک سوال بسیار عجیب کرد. خوب. او به ما گفت تو از ما فرق داری. مثل ما دعو نمیزنی، گفت‌های بد نمیگی، جنگ نمی کنی، سگرت نمی کشی. تو چرا از ما فرق داری؟ چقدر جالبه هست. خودت بهش چی جواب دادی نصار جان؟ ما برش گفتم او چیزی که در نظر تو عجیب مالوم میشه در حصل او از ما نیست یا به قوت ما نیست. این نتیجه کار قدرت خداوند ما یسای مسیح است. بله. و هر کسی را که از او تقاضا کنه او را تبدیل می‌کنه. بعد از او ما در باری یسای مسیح و مرگ و بروی سلیب امروش گرد زدم. بسیار خوب، آفرین. در آخر او از ما تقاضا کنه که یک جلد انجیل مقدسه به زبان دری برش بدم. بسیار خوب، خدا را شکر کنه. او می‌خواهه که انجیله یک دفعه بخونه و بعد از او در باری یسای مسیح مالومات زیادتر پیدا کنه. خدا را شکر نصار جان، واقعا دعای ما را شنیده. واقعا من بسیار خوش هستم. ما می‌خواهیم که یک چیز بسیار مهمه با شما بگویم. او گفت را که داکر برای لیلا جان گفت. بگوی مجی جان تا ام زنده باشه، قصه کن که چی شد. ای خب واقعا یک خبر جالب خوب است دیگه و ای یک چیز واضح است که در دروغ‌های شیطان آدم جگرخون خب میشه و هر چی در فراموش می‌کنه، مگرم بگو قصه کن. مجی جان چی شده؟ دل ما می‌تفقه که از شما و لیلا جان ای خبر مهمه بشنویم. بله، راضی هستم. اگر یادتان باشه، ما در باری یک دوستم که شفی نام داره و امکارم همه است برای تان گفته بودم که امروی یک وعده ملاقات دارم. بله، آره. پیش از وقت ملاقات او برم تیلیفون کرده، مذارت خواست که ای ملاقات نخواد شد. او گفت که در چشمه بچه ام کدام تفلی دیگه در مکتب سنگ زده. چشمه او بسیار اوگار شده. آره، بچه ام. آره، بچه ام. آره، بچه ام. بچه ام. آره، بچه ام. آره، بچه ام. آره، بچه ام. فرده ایسای مسیح خداوند، محبت خدا و مشارکت روح القدس با همه شما باد. آمین. www.afghanradio.org شما همچنان می‌توانید بمایی ایمیل بفرستید. آدرس ایمیل ما، info at afghanradio.org می‌باشد.