۲۹ دقیقې
۲۲ جولاى ۲۰۱۲
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
هفته بست چهارم فراخاندگان خدا از صدای زندگی می شنوید سلام دوستای می روان سلام دوستای می روان ما سمیر استم ما در خانه خود هر هفته قلیصای خانگی داریم ما امروز بر علاوه دعا و سرود در باره دعود نبی از کتاب مقدس می خوانیم شما هم در این محفل عبادت که چند لحظه بعد شروع می شه میمان ما هستین زنده باشه سمیر جان مجید جان دگه بگیرین بسیار تشکر سیر کم بعد بسیار وقتها نان مزدار خوردم نوشه جان نوشه جان نوشه جان مجید جان نوشه جانتان بسیار تشکر راستی که بسیار نان مزدار بود دعود جان خودت هیچ چیز نخوردی رونا جان بانش قرب نزن بان که نان خود بخوره پرین جان اتو بار کنم هیچ چیز نگفتیمش در کجا میتونه اتو نان مزدار خوردم نمه بسیار خوردم تشکر فکر می کنم که همه سیر شدن هموتون نیست؟ بله خوب بیاین که زرف ها را جمع کنیم اینه سمیر جان من زرف ها را جمع میکنم رونا جان میتونی که اتمه کمک کنی؟ آه چرا نه اینه من خیلیستم نه رونا جان بیشی خودت هرا هم بای نامزادت من جمع میکنم بیشی بشکالله حیلال جان از حیلال صد خواهش میکنم نزار جان اگه خودت چای تیار کنی بسیار خوب است بچه شم اینه من تیار میکنم خوب بیاین برین در خواره نشیمن در خواره نشیمن اوژه بیشینیم و چای بخوریم سیار خوب پروین پروین بله اینه آمدم اینه خلاص میشم بیاین که محفل عبادت خود شروع میکنیم ببخشین که من پروین جان در آشپس خانه درگب گرفتم این نزار بسیار خوب بود راستی که امروز ما روزه گرفتیم و دعا کردیم که خداوند بما کمک کنه که تا با مردم وطن خود در باری ایسای مصیب بشارت بدیم چقدر نزار خوب بله ما هم از روزه گرفتن امروز بسیار احساس خوشی کردم من تقریبا تمام روز دعا کردم و احساس کردم که خداوند در وطن ما کارهای عظیم ها انجام خواهد داد بله بله ما هم آین این چیز ها احساس کردم من پیش خدا تعاد کردم که وظیفه خود را در گبزدن در باری ایسای مصیب مردم و وطن خود انجام بدم ما هم امروز این کار را شروع کردم که امراه دوست های خود در باری ایسای مصیب گب بزنم و چیزه که من کردیم او را در آخر محفل عبادت به شما میگم بسیار خوب خوب دوست ها بیاین که محفل عبادت کلیس های خانگی خود را شروع کردیم داود جان محفل عبادت امروز ما را رنمایی خواد کرد بسیار خوب بیاین که برای خداوند خود سرود بخانیم این سرود را میخوانیم که متلهش هست ای مسیحا شاهم توی مجی جان میتونی که در ارمونیه کمک کنی باشین که من این ارمونیه را خیلی سر کنم خوب است این سرود را ما و شما میخوانیم بله بله ای مسیحا شاهم توی شبانه رقاهم توی راستی توی راهم توی ای نور هر روی زیتو شادی و آزادی زیتو دل غرق سودای تو باد پیوه سماوای تو باد دل غرق سودای تو باد پیوه سماوای تو باد در گشت خوبای تو باد ای نور هر روی زیتو شادی و آزادی زیتو ای مسیحا شاهم توی شبانه رقاهم توی راستی توی راهم توی ای نور هر روی زیتو شادی و آزادی زیتو های حادیه راه صفا و های دولت بمنطها های حادیه راه صفا و های دولت بمنطها مورا تو هستی ملتا جا ای نور هر روی زیتو شادی و آزادی زیتو ای مسیحا شاهم توی شبانه رقاهم توی راستی توی راهم توی ای نور هر روی زیتو شادی و آزادی زیتو تو رو نفر موند قلم مدوم شواد رسم ستم تو رو نفر موند قلم مدوم شواد رسم ستم همه تو گوین بم بدم ای نور هر روی زیتو شادی و آزادی زیتو ای مسیحا شاهم توی شبانه رقاهم توی راستی توی راهم توی ای نور هر روی زیتو شادی و آزادی زیتو خدا من داد دعاگاهی چه اندکار توی من چه ناسی بنده خدا خدا نیجان بخوه من بود به نده از بیرون تو عینی که شبانه من جونین گفتی که آگاهی به دانه دانه مونه من بود به نده از بیرون تو عینی که شبانه من جونین گفتی که آگاهی به دانه دانه مونه من گره پرسودگی و هر زمان شالی و هیزر بدرگاه چکا بانم که باز هستان بسوی من در این دنیا تو را دارم یادانم رابان من بود پخرام آماده تو تو هستی آمرون من در این دنیا تو را دارم یادانم رابان من بود پخرام آماده تو تو هستی آمرون من تو را دارم که را خواهن تو این بخصود و امروحن قدوم خود با تو دادن تو این محبود جان من تو را دارم که را خواهن تو این محبود و امروحن خوشان روزه که پی بندن با تو منجیم و یاد من تو را دارم که را خواهن تو این محبود و امروحن خوشان روزه که پی بندن با تو منجیم و یاد من خببته که این امکان نداره اما امروز ما صرف سر نکات مهم و عملی و گب می زنیم پیش از همه این سوال پیدا می شد که داود نبی کی بود ما فکر می کنم که ليلا جان بهترین کسی است که می تانه بسیار زود و خلاصه داود نبی را به ما معرفی کنه پیش از اینکه ده این باره به صحبت خود شروع بکنیم ما یک چیز را می خواهیم یاد آوری کنیم که امروز ما در متعالیه داود نبی از کتاب ترجمه قدیم استفاده می کنیم ليلا جان بفرماین شما به چشم سمیت جان اول خود تشکر تشکر لطف تان خب آله ما هم این را تیا کردیم می خوانم برتان داود نبی بچه یساب بود او از بیتالن بود و افت برادر داشت و داود نبی خرترین اونا بود از آیت دوازه فصل شانزه کتاب اول سمویل ما در باره بعض خصوصیات داود نبی ملومات آصل کدم می تانیم کتاب مقدس بما نوشته کده که او مویای خرمایی رنگ و چیری بسیار مقبول داشت یکی از اساکر شاول گفته که او موسیقی هم منواخت شخص قوی اندام بود و در گفتار فساحت داشت و خداون با او بود داود نبی چوبان بود و شخص شجایی بود و از گوزفندان خود به خوبی مراقبت می کرد حتی شیر و خرس که به گوزفنداش حمله کرد اونا را کشد برالوه ما می فهمیم که خداون داود نبی را به پاچایی انتخاب کرد وقتی که سمویل نبی از خداون خواست که شخص دیگی را به عوض شاول به پاچایی انتخاب کند خداون سمویل نبی را به طرف داود رنومایی کرد و او را به عوض شاول به پاچایی مسکرد تشکر لالا جان هیچ چیز در باره داود نبی از پیش شما نموند او را به صورت کامل معرفی کردین بسیار تشکر آره در باره درسایی که از داود نبی گرفتیم گفتیم شما همیشه از ما تخوازها می کنید که چیز بگویید ما ای قدر گفت می زنید که محفل عبادت خلاص می شود و نوبت به شما نمی رسه امدفعه سامیر جان از شما خواهیش می کنیم که درسایی را که شما از داود نبی یاد گرفتین به ما بگوین بله ما معافق هستیم بسیار خوب کار میشه دوستان ما می خواستم که از شما یاد بگیرم خوب تشکر از لطفتان اولین درسه ما می تانیم از جنگ داود نبی و جلیات یاد بگیریم پیش ازی که ما چیزی بگوییم اول از شما یک سوال می کنم می فهمین چرا تمام مردم بغیر از داود نبی از جلیات می ترسیدن؟ با وجود که داود به مخایصه جلیات خورتر بود و هم صلاح و تجزیزات درست هم نداشت من در بوری سوال سامی جان زیاد فکر کردم مگرم این جواب برش نیفتم بر جواب این سوال لازم است گفت هایی که جلیات به مردم می زنه او را بخوانیم رونا جان خودت از اول سموهل فصل 17 از آیت 8 تا 11 را بخوان اینه باش که پیداش کنم سامی جان اینه یافتمش جلیات استاده افواج اسرائیل را صدا زد و بهشان گفت چرا بیرون بر آمده صف آرایی نمودید؟ هیا من فلسطینی نیستم و شما بندگان شاول؟ برای خود شخصی برگذینید تا ناز من در آید اگر رو بتاند با من جنگ کرده مرا بکوشد ما بندگان شما خواهیم شد و اگر من برو غالب آمده او را بکوشم شما بندگان ما شده ما را بندگی خواهید نمود و فلسطینی گفت من امروز فوچ های اسرائیل را بننگ میاورم شخصی به من بدهه تا باهم جنگ نماییم و چون شاول و جمعی اسرائیلیان این سخنان فلسطینی را شنیدن حراسان شده بسیار ترسیدن تشکر رونا جان چیزی که جولیاد گفت متوجه شدین او چیزی گفت که مردم را ترساند مردم نتانا از خاطر که او کلان و قوی بود ترسیدن بلکه اونا زیادتر از خاطر گفت های او ترسیدن جولیاد چی گفت؟ او دروغ گفت و مردم به گفت های او باور کرد ترسیدن ای دلیل ترسی اونا بود چی دروغ بود؟ او از مردم خواست که کسی پیدا شد و که امروز جنگ کنه دیگه چی دروغ بود؟ مجید جان دروغی او ای طور بود که گفت آیا من فلسطینی نیستم و شما بندگان شاول؟ مردم غلامان شاول نبودند اونا خادمین خدای زنده بودند وقتی جولیاد گفت که اونا نوکران شاول هستند اونا طرف پادشای خود دیدند که او باید قوی و مقدر می بود که اونا هم قوت می گرفتند اما برقص او ترسیده بود به ای خاطر اونا هم ترسیدند داود می فمید که او خدمتگار خدای زنده هست او طرف پادشای خود دید که خداوند بود او دید پادشایش از هیچ کس نمی ترسه و نترسیده با دیدن پادشای مقدرش خداوند او قوت گرفت او احساس کرد که جولیاد بسیار زیف و خودش یعنی داود بسیار قوی هست به این دلیل داود به او گفت خداوند تو را امروز به دست من تسلیم خواهد کرد داود می خواست که این موضوع را به اسکرا توضیح کنه این موضوع در آیت 26 واضح است که گفت این فلسطینی نامختون کیست که لشکرهای خدای هی را بلنگ آورد بله چرا مردم به گفت او توجه نکدن؟ بازی وقت ما هم این کار را می کنیم منظور تا نفهمیدم سمیر جان بازی وقت رونا جان چیزی که شیطان میگه ما او را باور می کنیم وقتی که ما به گفت های شیطان باور می کنیم زندگی ما هیچ می شد و ما مثل او مردم می ترسیم می تونین به ایک مثال ایره برای ما روشن بسازین؟ خوب چند وقت پیش گفتی امید نداری که رفیقت یعنی منظور مصنجان است به عیسای مسیح ایمان بیاره؟ ایره هم گفتی که اگر او به عیسای مسیح ایمان بیاره شاید از طریق کسی که نسبت به تو در ایمان قویتار و خوشتابتر باشه شاید ایمان بره ای دروغ شیطان بود که برد گفته و خودت هم به او باور کدی از این خاطر خودت نتانستی که امرای رفیقت در باری عیسای مسیح گفت بسنی شیطان تو را به خودت و به قوت خودت متوجه ساخت خودت هم مثل مردمی که به طرف شاغل دیدن و ترسیدن خودت هم به این ترتیب ناکام شدی راست میگی سمه جان امتحان شد در این هفته من امرای او گفت زدم او بسیار با دلچسپی به گفتهای ما گوش کرد آه چقدر جالب است وقتی که شما به طرف عیسای مسیح میبینین او قدرت دروغ مشکلانه و از بین میبرن بعضی مردم میگن که بره اونا مشکل است که سگرت کشیدن را تر کنن اونا با دروغ گویی شیطان زندگی میکنن و بالاخره غلام سگرت میشه این مردم ضرورت دارن که به طرف عیسای مسیح ببینن عیسای مسیح میتونه به اونا قوت پته که این زنجیر ها را بشکرانن و از غلامی سگرت با شیطان آزاد شوند این درس اولی بود که از زندگی داود گرفتیم که میخواه که درس دوهم را به ما بگوید؟ به ما اجازه است که ما چیزو بگویم؟ بگوین پربین جان محبت یوناتون به داود من را عیران کرد کلام خدا در کتاب اول سمایل فصل 18 آیت یک میفرماید دل یوناتون بر دل داود چسبید و یوناتون او را مثل جان خیش دوست داشت دایت سه و چار میخوانیم که یوناتون با داود عهد برد چون که او را مثل جان خود دوست داشته بود و یوناتون ردای را که دربرش بود بیرون کرده آن را به داود داد و رخت خود و حتی شمشیر و کمان و کمربند خیش را نیست متوجه شدیم که یوناتون چقدر او را دوست داشت بله بله واقعا امتحان است وقتی که یوناتون مرد داود نبی گفت ای برادر من برای تو دلتنگ شده ام برای من بسیار نازنین بودی محبت تو با من عجیبتر از محبت زنان بود یوناتون میفهمید که او پاتشا نخواد شد بلکه داود پاتشا خواد شد او میفهمید که او همه چیزا از دست خواد داد او قصر زیبای پاتشایی، غلاما و کنیزا و مقام از دست خواد داد با وجود او هم ارگز او از داود نفرت نکد وقتی که من به محبت یوناتون فکر کدم به خود متوجه شدم کدوم یکی ما اتر محبت به یک دیگه داریم اگه من یک رفیق یا همکارم داشته باشم و بفهمم که او جای یا چوکی من را میگیره اکسل عمل من در مقابل او چطور خواد بود؟ آیا محبت من به او به این اندازه خواد بود که از مقام خود به او سرف نظر بکنم؟ منظورتانیست که اگه کسی بخوای مقام من را بگره من باید مثل یوناتون عمل کنم؟ یکدفع در حال که من لیاقت سرملمی را داشتم همکارم سیما جان سرملم شد من در وقت بسیار خفه شدم خواه خدا به من این را نشان داد که من باید او را به اندازه خود دوست داشته باشم وقتی که من به او محبت خود را نشان دادم او بخیه عیران مند من به او گفتم که من چقدر او را دوست دارم من دعا کردم که خداوند محبت خود را بین من و همکارای دیگیم بسیار زیاد بسازن بسیار خوب دیگه که میخوای اکی چیزی به من بگوید؟ اگه اجازه باشه من میخوایم اکی چیز بگویم من میخوایم از احترام که دعوت نبی در دل خود به شاول داشت نتیجه گیری کنم بسیار خوب است با وجود که شاول میخواست که دعوت نبی را بکشه و از یک او داشت بک او داشت دیگه در پشت او میگشت که پیدایش کنم اما وقتی که دعوت موقع یافت که شاول را بکشه او این کار را نکد او صرف دامن چپن او را برید دعوت به رفقای خود گفت کاری بده کردم وای برمن اگر کوچکترین آسیب از طرف من به پاچاه برست زیرا او برگذیده خدا هست اگه کسی دگه به جای دعوت میبود اطمن میگفت وای چی چانس خوب پاچاه را میکشم و پاچای او را میگیدم خدا آله او را به دست من داده ایچ کس من را ملامت نخواد کد اما دعوت در دل خود به او احترام و ترز داشت او میفامید که اگر شاولا بکشه در برابر خدا مرتکب گناه میشه وقت که دل ما از خدا ترسی پر باشه کارهای بزرگ انجام داده میتونیم بله وقت شاول در جنگ کشته شد یک کسی آمد و بر دعوت نبی گفت که شاولا کشته او فکر میکد با رساندان ای خبر به دعوت نبی او خوش خواد شد او فکر میکد که یک بخشش کلانه از طرف دعوت نبی نصیب خواد شد برعکس دعوت نبی بسیار غمگین شده گفت تو چطور نترسیده که دست تا بالای مسکده خدا بلند کده بعد از او دعوت نبی به ازکرای خدا عمر کده که او را بکشند دعوت نبی نتانا مثال کسی است که خدا ترس بود بلکه او مثال ای هم است که میتونست خود را کنترول کنند شاول پادشا تصمیم کشتن دعوت نبی را داشت در خواهد در گیری دعوت نبی آمد اگر شاول را میکشد هیچ کس خبر نمیشد که او را کی کشده اما دعوت نبی با هشیاری عمل کد وقتی که شاول فامید که دعوت نبی او را میتونست بکشه اما نکشده او دعوت نبی را برکت داد بعضی وقت در مقابل کسایی که ما را ازید کده ویا صدمه رسانده معامله بلمثل میکنیم و به اونا صدمه میرسانیم ما با این کار خود موضوع را حل نمیکنیم بلکه طولانی و مشکل تر میسازیم اما اگر ما خود را کنترول کده بتانیم و با هشیاری او را حل کنیم حتما میتونیم که اونا را دوست خود بسازیم اگر اجازتان باشن من میخوایم که یک چیز در باری زندگی دعوت نبی بگویم بگوین دعوت جان با وجود کارهای بزرگ و مهمه که دعوت نبی کد و زبورهای زیاد نشتکد اما وقتی که امرای بدشبه مرتکب زنا شد گناه بسیار بزرگ را انجام داد دعوت نبی وقتی که تمبلی را اختیار کد گناه هم وارد زندگی او شد او به وضعی که امرای اسکرای خود به جنگ بره در قصر خود ماند در این وقت بود که شیطان تخم شهوتا در دل او کاشت که باعث گناه او شد دعوت نبی به مرتبه بلند رشت کد و زبورهای بسیار مقبول نشتکد او به مقام رسید که فکر میکد شیطان نمیتونه او را شکست بده بنان او ترجیه داد که تمبل شده استراعت کنه در نتیجه او باعث به وجود آمدن یک لکی سیاه در تمام طول زندگی شد وقتی که ما بیکار باشیم شیطان وقت خود را برای عمله بر فکر ما استعمال میکنه و او را از چیزای خراب پر میسازه لازم است که ما یاد بگیریم که چطور فکر خود را امرای خدا مصروف نگاه کنیم من میخواهیم الاوه کنم وقتی که دعوت نبی خواست گناه خود را بپوشانه او مرتقب گناه دیگر شد او فکر کرد که با کشتن شوارع بطشبه زنه که با او زنا کده بود هر چیز پت میمانه و فکر ما هم آرام حاد شد اما وقتی که او این کار را کرد مشکلات او زیاد شد اما کار که دعوت نبی انجام داد خدا را بی ارمت ساخت وقتی که ما کوشش میکنیم که مشکلات خدا با فکر خود ما عل کنیم با مشکلات زیادتر روبرومشیم باید ای را یاد بگیریم وقتی که با مشکلات روبرومشیم بیترین کاری است که به ازور خدا بیاییم او بما حاد گفت که کدام کار آقلانه است که باید او را انجام بتیم نصار جان شما درست گفتید شیطان از وقتی بیکار دعوت نبی استفاده کرده او را مورد حمله قرار داد بیاییم دعوت نبی را همراه یوسف مخواهست کنیم میفهمین که یوسف بالای وسوسه شیطان چطور کامیاب شد؟ بله یوسف از وسوسه شیطان ترار کرد اما دعوت نبی به وسوسه شیطان اجازت داد که مغز و فکر و قلب برا بخورد ليلا جان شما بسیار خوب گفتید یوسف از کلام خدا پیروی کرد که میفرماید از شهوات جوانی بگرزید به این خاطر او تانست که خود را از زنجیر های شیطان نجات بده دعوت نبی شروع به سوال کردن در باره او زن کرد و فکر خراب در ذهنش به وجود آمد بله هوام مادر اولی ما اینی کار کرد او امراه مار گب زد تایی که جنگ باخد درست گفتید نصال جان مثال های اشخاص زیاد در کتاب مقدس وجود دارد که نتانستن از وسوسه شیطان فرار کنند نتیجه ای او هم ای شد که شکست بخورند ما باید شیطان زییف فکر نکنیم او این قدرت دارد که ما را فریب بده بیاین دعا کنیم و قلبای خود را در اختیار خداوند خود قرار بدیم از خداوند بخواییم که این درست ها را در دل ما جای بده بله بله واقعا خداوند ها از تو بخاطر درست های امروز تشکر میکنیم من دعا میکنم که برمیاد بده که بتانم دروغ های شیطان را تشخیص کرده بتانم و قدرت بده که همیشه به طرف تو نگاه کنم بنامی ایسای مصی زندگی دوارمی طلبم آمین خداوند با من تعلیم بده که بتانم بیادرها و خوارهای خود را مثل خود دوست داشته باشم اجازه بده که آماده قربانی دادن به خاطر اونا باشم آمین آمین من میتونم پیش از ای که دعای خودم و شما خلاص کنیم یک موضوع امرای شما دمیان بانم بله بفرمایید پروین جان من حیران استم که خدا در باره داود نبی گفت که دل داود مثل دل ماست اما بازم اوی گناه بزرگ و شرماوه را مرتقب شد پسندتر من فهمیدم که هیچ کس نسبت به گناه قوی تر نیست به پترس ما و شما متوجه میشیم که وام خدا بسیار قوی و با غیرت فکر میکد اما چطور از ارتباط خود با ایسای مسیح انکار کد وقتی که دعا میکنیم ما و شما باید دلهای خدا خوب تفتیش کنیم خدا فروتن بسازیم در غیر از او ما و شما شکست خورده و همتون خواد افتیدیم دیگه بله پروین جان درست گفتی بیاین به دعای خود ادامه بدیم خداونده بما کمک کن که بتانیم همیشه با تو راه بریم بله لطفاً نور روی خدا بما بتابان ما را همیشه از روح قدس خود پرداشته باش ما را از غرور و گناه محافظت کن آمین آمین خوب ما و شما در محفل عبادت گذشته تصمیم گرفته بودیم که بریم و به مردم بشارت بتیم یعنی در بین مردم بریم و به مسیح بشارت بتیم که میتونه که در مورد بشارت دادن خود به ما قصه کنه؟ من میتونم که چیز بگویم بگوین در این هفته من کوشش کنم که همراه رفیق مسعین جان گرب بزنم بسیار خوب من در هفته گذاشته گفتم که من دباری او چندان امیدوار نیستم یادتانست نیست؟ بله شما گفتین بله آهان اما در هفته که تیر شد خدا ما را زیادتر به یکی دیگر نزدیک ساخت بسیار خوب بسیار خوب بسیار خوب بسیار خوب است آمین نصار خداوند بسیار عظیم و باقدرت است من به این ایمان دارم که خداوند کار عظیم انجام میده و یک چهر هفته بعد حسین ایسای مسیر را به حیث خداوند خود قبول خواد کرد بیاین که بره حسین جان دعا کنیم بسیار خوب داود جان چما میتونین که بره حسین جان دعا کنین؟ چرا نه؟ یعنی دعا میکنیم؟ خوب خداوند میربان ای پدر آسمانی ما ما به خاطر برادر خود حسین جان از تو شکرگذار استیم و میدانیم که تو او را دوست داری و میخوایی که او هم تو را بشناسه بله ای خداوند قلب ای برادر را تو واز کن که تو را قبول کنه و یسای مسیر را به حیث خداوند زندگی خود بپذیره آمین بره نصار جان هم دعا میکنیم که به او قدرت و حکمت بده تا بتانه به حسین صحبت کنه آمین آمین کسی دیگه هم چیزی بره گفتن داره؟ بره برادر که افته گذشته دوا کدیم و میخواستم امرایش گفت بزنم من که ازش گفت زدم صحبتم بسیار خوب بود امرایش نتیجه صحبت تانه نگفتین که چی نتیجه گرفتین؟ سمیر جان من صرف یک افت امرایش شیشتم و گفت زدم تصدیم دارم که افتهاینده باز امرایزو بیشتم و گفت بزنم مگر ما هم امرای امکار خود سیما جان گفت زدم بسیار خوب اینطور مالوم میشه چیزی که یاد گرفتیم او را ما و شما در اعمال تدبیق هم می کنیم من امرای رفیق خود عبدالله گفت زدم روزی که امرایش گفت زدم صبایش او باز آمد که زیادتر بین خود گفت بزنیم من بسیار خوش هستم که هر روز ما از خداوند تعلیم بگیریم و در ایمان و خدمت رشت بکنیم خداوند با ما کمک کنه که فرمان بردار او باشیم خوب دوستا خوب دوستا هفته ای آینده محفل عبادت کلیس های خانگی ما در خانه لیلا جان و مجید جان در این وقت خواد بود بسیار خوب بچه شمازار درخواد چرا نیم دوستان عزیز اگر به معلومات بیشتر ضرورت داشته باشید می توانید از طریق انترنت با ما ارتباط بگیرید آدرس ما در انترنت www.afghanradio.org شما همچنان می توانید با ما ایمیل بفرستید آدرس ایمیل ما info at afghanradio.org می باشد