۶ دقیقې ۵۴ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
دومه کرنتیان فصل یازده هم امیدوارم از سخنان من که تا اندازی احمقانه است نراحت نشوید خواهش میکنم آن را تحمل کنید علاقه من نسبت به شما علاقه است خدایی زیرا من شما را به انوان یک دختر پاک دامن به عقد مسیح داراورده و به او تقدیم نمودم اما اکنون میترسم همانطور که هوا به وسیله جیرکی مار فریب خورد افکار شما نیست از ارادت و اخلاسی که به مسیح دارد منحرف شود زیرا اگر کسی پیش شما بیاید و ایسای دیگری جز آن ایسای را که ما به شما اعلام کردیم اعلام کند آیا با خوشحالی او را قبول نمیکنید؟ و آیا حاضر نیستید با خوشحالی روح غیر از آن که قبلا پذیرفته بودید بپذیرید و یا مجده غیر از آن که قبلا به شما داده شده بود قبول کنید؟ گمان نمیکنم من از آن رسولان عالی مقام شما کمتر باشم شاید ناطق خوب نباشم ولی میدانم در باره کی سخن میگویم ما این را در هر فرصت و هر مورد ثابت کرده ایم من این جیل را مفت مجانی به شما رسانیدم من خود را حقیر ساختم تا شما سرفراض شوید آیا با این کار من مرتکب گناخ شدم؟ من معاش خود را از کلیسههای دیگر گرفتم و یا به اسطلاح آنها را غارت کردم تا بتوانم مفت به شما خدمت کنم و وقتی با شما بودم با وجود این که به پول احتیاج داشتم بر هیچ چک از شما بار نشدم بلکه وقتی برادران از مقدونیه آمدند احتیاجات مرا رفع نمودند من هرگز بر شما بار نشدم و در آینده نیز نخواهم شد چنان که راستی مسیح در زندگی من است میگویم که هیچ چیز نمیتواند مانه فخر من در تمام سرزمین یونان باشد چرا کمک شما را قبول نکردم؟ چون شما را دوست ندارم؟ نه خدا میداند که شما را دوست دارم من به این کار ادامه خواهم داد تا ادعای کسانی را که با غرور میگویند رسالت آنها و رسالت ما یک قسم هست خونسا سازم زیرا این اشخاص رسولان دروغین و خادمین فریبکار هستند که خود را به شکل رسولان مسیح در میآورند این چیز عجیب نیست شیطان هم خود را به صورت فرشته نور در میآورند پس اگر خادمین او خود را خدمتگزاران ادالت و نیکویی جلودهند جای تحجاب نیست در آقابت متابقه اعمالشان جزا خوهانی آفت تکرار میکنم هیچ کس پرا احمق نداند ولی اگر در باره من این طور فکر میکنید پس اقلا مرا مثل یک احمق بپذیرید تا بتوانم کمی به خود افتخار کنم الان از روی غرور و مثل یک آدم احمق از خود تعریف میکنم و نمثل یک مسیحی چون بسیاری به امتیازات دنیاوی خیش فخر میکنند من هم میخواهم به امتیازات خود فخر کنم شما باید چقدر روشن فکر باشید که میتوانید این طور با افراد احمق مدارا کنید البته اگر کسی شما را به بردگی دراورد یا استثمار نماید یا از شما بهربرداری کند یا به چشم حقارت به شما نگاه کند و یا به صورت تان سلی زند حتما نراحت نخواهید شد با شرمساری باید بگویم که به علت ضعف خودمو بود که نتوانستیم این کارها را انجام دهیم اما اگر کسی جرعت کند که به چیزی فخر کند من کمتر از او نیستم گفتم که مثل یک نادان حرف میزنم آیا آنها ابرانی هستند؟ من هم هستم آیا اسرائیلی هستند؟ من هم هستم آیا فرزندان ابراهیم هستند؟ من هم هستم آیا آنها خادمین مسیح هستند؟ من بیش از آنها او را خدمت کردم باز مثل یک دیوانه حرف میزنم من بیش از آنها زحمت کشیدم و بیش از آنها در زندان بودم دفعات بیش شمار چوب خوردم و چندین بار با مرگ روبرو شدم یهودیان من را پنج بار و هر بار سی و نو دره زدن و سی بار از رومیان چوب خوردم و یک بار هم سنگ سار شدم سی بار شکست کشتی شدم و یک شب و یک روز دستخوش امواج دریا بودم در مسافرتهای خود با خطر سیل و رهزنان روبرو بودم و از دست یهودیان و غیریهودیان و برادران دروغین در شهر و بیابان و دریا با مرگ روبرو شدم من متحمل سختیها، زحمات، بیخابیها، گرستنگی و تشنگی فراوان شدم و غالبا بدون خورا کلباس کافی سرمایی سخت زمستان را تیر کردم از آن گذشته نگرانی برای تمام کلیساها باریست که شب و روز بردوش من است وقتی یکی ضعیف است، آیا من در زعف او شریک نیستم؟ و اگر کسی لخزش بخورد، آیا من آتش نمی گیرم؟ اگر مجبورم فخر کنم، به آن چیزهای خواهم بارید که زعف مرا نشان میدهند خدا، پدر ایسا خداوند، تا عبد سپاس به نام اوباد میداند که من دروغ نمی گویم وقتی در دمشک بودم، والی آنجا که از طرف حارس پادشا به این مقام منصوب شده بود فرمان داد که نگهبانان شهر مرا دستگیر کنند اما برادران به وسیله سبده از پنجرهی که در دیوار شهر بود، من را پایین پرستادند و از دست او فرار کردم