۳ دقیقې ۱ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
مرا خود حفظ کن پروردگارم که خوددانی توکل بر تو دارم چونین گفتم خدا را ای خداوند خداوندم توی بیچون و بیچند نرفتم غیر کوی تو با کوی که اندر غیر تو نبود نکوی مقدس در زمین است یا که فازل خوشی آید از آنها جانب دل کسی که غیر تو خواهد خدایه نیفتد بین درد و جدایی مرانها را هدایا گرچ خونی است نخواهم ریخت که در آنها زبونی است خداوند است نصیب و قسمت من همن در کاسه من نعمت من مرا خود خطه ها جای خوش افتاد خدا میراس روشند چون بمن داد مرا تنبه کند این دل شبانگاه مرا تنبه کند این دل شبانگاه خدا همراه من آید به هر راه دلم شاد است به وجد آید جلالم در اتمی نان بود چون جسم و حالم که جانم را در آن دنیای اموات نخواهد ترک کرد هیهاد هیهاد خوشیها در حضورش در کمال است خوشیها در حضورش در کمال است که لذتهای دستش بی زوال است درسته از درسته از دستش بی زوال است