د لُوقا انجیل ۱۶

  ۶ دقیقې ۳۳ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ویډیو ډاونلوډ آډیو ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

اینجیل لقا لقا فصل شانزده هم ایسا همچنین به شاگردان فرمود شخص سروتمند نازره داشت و شکایات به او رسید که آن نازر از دارایش سوی استفاده می کند پس او را خواسته گفت این چه حرف های است که در بارای تو می شنوم حسابهایت را پس بده چون دیگر نمی توانی در اینجا نازر باشی آن نازر پیش خود گفت حالا که عرباب من می خواهد کار نازری را از من بگیرد چه باید بکنم؟ من که نه قوه بیل زدن دارم و نه روی گدائی کردن آره می دانم چه کنم تا مطمئن شدم که وقت مرا از این کار برکنار کرد اشخاص باشند که در خانه های خود را بروی من باس کنند پس قرضداران عرباب خود را یک بی یک حاضر کرد به اولی گفت چقدر از عرباب من قرضدار هستی؟ جواب داد ست پیمانه روغن زیتون گفت بیا این صورت حساب تو است بنشین و به جای آن بنویز پینجا پیمانه زود شو بعد به دیگره گفت تو چقدر قرضدار هستی؟ گفت ست خروار گندام به اون گفت صورت حسابت را بگیر و به جای آن بنویز هشتات خروار آن عرباب ناظر نادرست را به خاطر این که چنان زیرکانه عمل کرده بود آفرین گفت زیرا مردم این دنیا در مناسبات با هم نوان خود از ایمانداران زیرکتر هستند پس به شما می گویم که مال دنیا را برای به دست آوردن دوستان مصرف کنید تا وقت پول تان به آخر می رسد شما را در خانه های جاودانی بپذیرند کسی که در عمور کوچک درست کار باشد در کارهای بزرگ هم درست کار خواهد بود و کسی که در عمور کوچک نادرست باشد در کارهای بزرگ هم نادرست خواهد بود پس اگر شما در خصوص مال دنیا امین نباشید چه کسی در مورد آن صروت حقیقی به شما اعتماد خواهد کرد و اگر شما در مورد آن چه به دیگر تعلق دارد امین نباشید کی آن چرا که مال خود شماست به شما خواهد داد هیچ نوکره نمی تواند غلام دو عرباب باشد چون یا از اولی بدش می آید و دومی را دوست دارد یا به اولی ارادت دارد و دومی را حقیر می شمارد شما نمی توانید هم بنده خدا باشید و هم در بند پول فریسیان این سخنان را شنیدند و او را مزخرا کردند زیرا پول دوست بودند ایسا با آنان فرمود شما کسانی هستید که نکویهای خود را بر رخ مردم می کشید اما خدا از باتنتان آگاه است چون آن چه در نظر آدمیان عرضش بسیار دارد پیش خدا ناپاک است تا زمان یه یا تورات و نوشته های پیامبران در کار بود از آن پس مجده برقراری پاتشاهی خدا اعلام شده است و همه مردم می خواهند با تلاش داخل آن شوند آسانتر است که آسمان و زمین از بین برود تا نقطه از تورات بیفتد هر مردی که زن خود را طلاق بدهد و زن دیگری بگیرد مرتقب زنا می شود و هر کسی زن طلاق داده شده را بگیرد، زنا می کند مرد سروعتمندی بود که همیشه لباس ارغوانی و اسکتان نازب می پوشید و با خوشگزارانی فراوان زندگی می کرد در پیش در خانه او گدای زخمالود بنامی الازر خوابیده بود که آرزو داشت با پسمانده های دسترخان آن سروعتمند شکم خود را پر کند حتی سکها می آمدند و زخمهای او را میلی سیدند یک روز آن فقیر مرد و فرشتگان او را به آغوش ابراهیم بردند آن سروعتمند هم مرد و به خاک سپرده شد او که در دنیا مردگان در عذاب بود ببالا دید و از دور ابراهیم را با الازر که در کنار او بود دید فریاد زد هی پدر من ابراهیم بمن رحم کن الازر را بفرست تا سر انگشت خود را به آب بزند و زبان من را تر کند چون من در این آتش عذاب می کشم اما ابراهیم گفت فرزندم بخاطر بیاور که وقت زنده بودی همه چیزهای خوب نصیب تو و همه بدیها نصیب الازر شد حالا او در اینجا آسوده است و تو در عذاب هستی اما کار به اینجا تمام نمی شود شگاف عمیقه میان ما و شما قرار دارد هر که از این طرف بخواهد به شما برست نمی تواند از آن بگذرت و کسی هم نمی تواند از آن طرف پیش ما بیاید او جواب داد پس ای پدر التماس می کنم الازر را به خانه پدر من که دران پنج برادر دارم بفرست تا آنان را باخبر کند ما بود و آنان هم به این محل عذاب بیایند اما ابراهیم گفت آنها موسا و پیغمبران را دارند به سخنان ایشان گوش بدهند آن مرد جواب داد نه ای پدر اگر کسی از مردگان پیش ایشان برود تو بخواهند کرد ابراهیم در جواب فرمود اگر به سخنان موسا و پیغمبران گوش ندهند حتی اگر کسی هم پس از مرد زنده شود باز باور نخواهند کرد