۳۰ دقیقې
۸ جنوري ۲۰۱۱
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ زیرا خدا به دنیا انقدر محبت داشت که پسر یگانه خود را داد تا هرکی به او ایمان بیاورد حلاک نگردد بلکه صاحب زندگی عبدی شود زیرا خدا پسر خود را به دنیا نفرستاد که از دنیا بازخواست کند بلکه تا آن را نجات بخشد سلام شنانده میرون در برنامه کذاشته شما داستان زندگی و تعالیم ایسای مسیر را تا اینجا شنیده بودند که نیقدیموس که یکی از سرای مذهبی یهود بود به دیدار ایسای مسیر رفت او که تشنیح حقیقت و عدالت بود میخواست خودش به گوش خود فرمایشات ایسای مسیر را بشنوا ایسا در این دیدار به نیقدیموس گفت که از رای انجام شریعت هرگز نمیتونه نجات پیدا کنه بر اینکه طبیعت هر انسان اوقدر گناکار است که خدا هرگز نمیتونه در ملکوت خود او را در پالوی خود قبول کنه مگر ای که همی آدم گناکار کاملا نو شوه به این مانا که وقت کسی توبه می کنه به ایسای مسیر ایمان میاره خدا وارد قلب او شده یک زندگی نو روحانی به او میته ای زندگی نو روحانی حقیقی و ابدی در ملکوت خداست شنونده می روان ملکوت خدا به مانای سلطنت خدا در آسمان و بروی زمین است وقت کسی به مسیر ایمان میاره دقیقت زندگیش را به خدا تسلیم می کنه مانای ای گپی است که او وارد ملکوت خدا شده میتونه دوستانه می روان البته منظور ما از سلطنت خدا سلطنت روحانی است از امی خاطر است که حتی وقت جسم ما می مره روح ما در ملکوت و زندگی خواد کد ای گپ به ای مانام است که کسی که از نو تولد شده باشه هرگز نمی مره دوست های عزیز در همون دیداره که نکودی موسکت ایسای مسی داشت ایسای مسی سخنای دیگه هم بره او گفت از جمله این موضوع بسیار مهمه بره او گفت که همونطوره که موسا در بیابان یک مار برینجی را در بالای تیر قرار داد پسر انسان که اشاره به خودش است هم باید بالا برده شوه تا هر کسی که به او ایمان بیاره صاحب زندگی جاویدانی شوه بر ای که خدا اوقدر به ای دنیا محبت کده که یکانه بچه خود داد تا هرکی به او ایمان بیاره حلاک نشه بلکه صاحب زندگی همیشگی شوه دوست های می روان ایسای مسیح در همین ملاقات یک چیز دگر هم بره نقدیموس گفت او هم ای بود که خدا ایسا را به ای دنیا روان نکده که مردم دنیا را محکوم کنه او به ای دنیا آمده تا تمام مردم دنیا را نجات بده مانای ای گفت ای است که هر کسی که به او ایمان بیاره محکوم نمی شه اما کسی که به او ایمان نیاره در محکومیت باقی می مانه شنونده عزیز از قرار معلوم ای فرمایشات ایسای مسیح تأثیر زیاد سر نقدیموس داشت چنان که پسانا او یکی از محدود کسایی بود که در کفن و دفن ایسای مسیح شرکت کرد بعد از این ملاقات ایسا کته شاگردهای خود سن رود اردن روان شد تا مردم ها تعلیم بده ایسا لب لب دریای اردن می رفت مردم را که دورش جمع می شدن تعلیم می داد ایسا در امونجا کسایی که جز پیرویش شده بودن غسل تمید داد کم دورتر در او طرف دریای اردن یهیای تمیدند هم مجغول معوضه کدن و غسل تمید دادن مردم بود یک روز یهیا و شاگرداش در یک بلندی شیشته بودن یهیا او روز معوضه نمی کد یکی از شاگردای یهیا و یک نفر یهودی که در چند قدمی یهیای تمیددهنده شیشته بودن کتی یک دگه سر مسائل مختلف از جمله طهارت گب می زدن در زمن گپا یکی از دگه سوال کدن تو ای مردم رو می بینی که جوقا جوقا از دریا تیر می شن کجا می رن؟ دگر جواب داد تو چطور تا بالا متوجه نشدی؟ ای مردم می رن او طرف دریا که معوضه ایسا ناسیری رو بشنون شاگرد یهیا در دلش بست نامد بلاخره پرسان کد ما هیچ نمی فهموم تا جای که ما شنیدیم ایسا سر امو چیزای معوضه می کند که استاد ما میگه در این لحظه او مرد یهودی گفت یادت نیست؟ او پیش استاد شما آمده بود یادت هست که استاد شما او را غسل تحمید داد؟ مردم ما فراموشکار هستند یهیا که تمام گپای اونا را با خلقتنگی می شنید تا این لحظه چب بود بلاخره با خشم صدایشا بلند کده و گفت شما از چی شکایت دارین؟ مردم فراموشکار نیستند ما شهادت که دباره او دادم یادتان رفته؟ انسان نمیتونه چیز را به دست بیاره غیر ازی که خدا برش داده باشه شما خودتان دیدین که ما گفتم مستی نیستم بلکه کسی هستم که پیشا پیش او روان شدیم آروس به داماد تعلق داره دوست داماد که در گوشه استاده شده از شنیدن صدای داماد خوشحال می شه خوشی ما هم امتر زیاد شده می ره او باید پیشرفت کنه در حاله که ما باید عقب بروم دوست های می روان در یکی از امی روزها بود که ناغان کار موازده کدن و تحمید دادن یه یا متوقف شد دلیل ای گپ هم ای بود که هیرودیس کسایی را بر دستگیری او روان کده بود دوست های ارجمند گپ از ای قرار بود مدتا بود که یه یا در بین مردم دباره توبه کدن از گناه و پاک زندگی کدن موزمی کد یک روز از روزگار یه یا شنید که هیرودیس با زن برادر خود ازدواج کده بیدونی که برادرش فوت کده باشه هیرودیس پادشایی بود که تحت حمایت رومیا بعد از بابیش حکمرانی میکد هیرودیس شاید مدتا بود که با زن برادرش هیرودیا ارتباط نجایز داشت شاید از او خوشش میامد یه یا که از قضیه ازدواج اونا خبر شد قار و غزبناک سر و صداکنان خودا به دربار پیش هیرودیس رسند در پیش روی تمام مردم او را ملامت کده برش گفت که تو حق نداری که کته ای زن ازدواج کنی هیرودیس از یک طرف نمیتانست که ای توبیخ یه یارا تحمل کند از طرف دیگه نمیتانست توبه کده از او زن جدا شوه یه یام وقت و نوقت با جرت بسیار دماوزهای خود بره مردم از این موضوع یاد میکد هیرودیا زیادتر از هیرودیس از گپای یه یا نارام شده بود دائم مثل مار زخمی در خود میپیچید مگرم کار از دستش پوره نبود او سر هیرودیس فشار میاورد که کار کنه مگرم هیرودیس از ترس مردم نمیتانست علیه یه یا اقدام کنه مردم یه یارا یک نبی مقدر خدا میدانستند او را زیاد احترام میکدن روزا و ماها امترد تشد تا بلاخره هیرودیس تصمیم گرفت که بخاطر چپ کدن یه یا او را دستگیر کده و به زندان بندازه از امی خاطر بود که او روز کسای را بره دستگیری او روان کده بود دوستای مربان او روز یه یا وقت اسکرای هیرودیس دید فامید که گفت از چی قرار است یه یا میفامید که بزودی دستگیرش میکنند او دواقعی آمدگی همه چیز داشت او روز بی ای که دست به سلا ببره تصمیم شد هیرودیس شخصا خوش داشت که موضوعای یه یارا بشنوا اما با وجود شنیدن هیچ وقت تازر نبود قلب خدا تصمیم پیام یه یا کنه او پیام خدا را از طریق یه یا میشنید اما او را دایم رد میکن او مثل بسیاری مردم خوب میشنید مگم خوب عمل نمیکن برال یه یارا ده یک چای نمناک چقر بندی کدن چککای او که از بالا هر لحظه در سر و صورت او میچکید رنج دردناک دایمی برو شده بود هیرودیس و زنش هیرودیا ازی که یه یا بندیس خوشحال بودن خیال میکدن که با زندانی کدن یه یا گویه از شروع خلاص شدن ولی مردم خارج از قصر دباره ای اقدام هیرودیس بد میگفتن مردم یه یارا نبی خدا میدانستن او را احترام میکدن با او همدردی میکدن از زندانی شدنش بسیار نارام بودن جاسوس ها دایم هیرودیس و هیرودیا را از گپایی که در بین مردم دباره یه یا بود با خبر میکدن روزا و ماها به این رقم پشت یک دیگه تیر شد تایی که جشن تولد هیرودیس رسید معمولا تدارکات جشن تولد هیرودیس ها هیرودیا به اوده میگرفت ای بار او مهمانی بسیار کلان و تشریفاتی را ترتیب داد میمانای عالی قدر را از گوشب و کنار مملکت دوت کد هیرودیا یک دختر جوان داشت که مثل مادرش دینت پاک نداشت و هم مثل مادرش گاو ناگا بشرمانه بر هیرودیس دل رو بایی میکد هیرودیس مرد حوسران بود نی از خدا میترسید نی پایی بند اخلاق زمان خود بود هیرودیا میخواست دایی جشن تولد به هدف خود برسه از امی خاطر میخواست اموراتا به دلخواه خود بچرخانه لحاظا دخترشا پیشش خواست دا گوشه بورده و برای دخترش گفت که ده شوه جشن تولد سایی میکنه که هیرودیسه مست شراب بسازه بعد از او را تحریک خواد کد که از تو بخواه برش رخص کنی وقت او از تو خواست که رخص کنی زود قبول نکو بان که او شلگی کنه وقت تمام میمانا متوجه شدن که او از تو چی میخواه برش بگو من بر تو میمانایت رخص خواد کدم مگرم با یک شرط هیرودیس پرسان میکنه که بگو شرط تو چیست تو شرطتا ده اول نگو بگو اگر جنابشان قول بتن که شرط ما هرچی باشه امی ام شاو براورده بسازن برشان امیاله رخص میکنم دوستای میربان نقشه که زن هیرودیس هیرودیا کشیده بود مو بمو تطبیق میشد هیرودیس که مست شراب دا حضور تمام میمانا روی تخت خود دراز کشیده بود از دختر هیرودیا مرتب خواهش میکد که رخص کنه دختر با ناز و کرشمه انکار میکد و هیرودیس به شرمانه اصرار تایی که دختر بالاخره گفت اگر آلی جناب به ما دا حضور تمام میمانا قول بتن که فقط یک خواهش مرا براورده بسازن حاضر استم که رخص کنم هیرودیس که مست شراب بود از دنیا به خبر دا حضور تمام میماناش قسم خود که هرچی او بخواهد امی امشاو براورده بسازه بعد از این وعده دختر سرشار از خوشحالی شروع برخص کد هیرودیس و میمانا همه گی مبهوت رخص شده بودند این رخص او قدر خوش هیرودیس آمده بود که بعد از ختم رخص فوراً بره او گفت بگو از من چی میخوایی تا امی دم برد بتم دختر بیاد گپ مادرش افتید ناغان از چشمای شولی شیطنت و خباست بیرون زد سن مادرش که در گوشه مجلس استاده بود دید چیزای بین نگاهای اونا رد و بدل شد دختر با ناز و کرشما یک قدم به هیرودیس نزدیک شد بعد از او کته صدای بلند توره که همگی بشنوان گفت آلی جناب سر یه یای تحمید دهنده را امیال ده یک پت نوز برما بتین هیرودیس وقت ای درخواست شنید ده همو آلم مستی یک قد از جای خود پرید از درخواست او عیرت کده بود او آزر به شنیدن هر درخواست بود بغیر از ای درخواست میخواست بگوید ای چی خواهش است که از من میکنی عیران مانده بود که چی بگوید اگر بگوید نه مردم و میمانا او را مزخرا خواد کدند که به قسم خود وفا نکد لحظات دا دودیلی ماند کت خود چرد زد دید چارا ندارد خود خوایی و غرور سرش غلب کد بلاخره تصمیم خود را گرفت به ازکرای خود امر کد که برند سر یهیارا بوریده در یک پتنوس مانده برهو بتند ازکرا هم امر پاتشا را اجرا کدند اینه به این رقم دوستای مهربان یهیا بزرگترین نبی خدا به قتل رسید وقت شاگردای یهیا از موضوع خبر شدند آمدند جسد بدون سر او را گرفته به خاک سپردند بعد از او ایسا را از این گب با خبر ساختند خوب دوستای مهربان بیاین که باقی این داستان عظیم در برنامه بعدی دنبال کنیم تا وقت تمام شما عزیزارا به خداوند ما ایسای مسیم اسپاریم برای تو برای من مصیبت صحیف جان بداد برای تو برای من قبول کردن به سخت را برای تو برای من برای تو برای من در یوی خونه سالی بریم من سیخ اتروف بدونمون در یوی خونه سالی بریم من سیخ اتروف بدونمون شفات پر پیش خدا شفات پر پیش خدا ایسا خود را بداد مصیبت صحیف جان بداد برای تو برای من قبول کردن به سخت را برای تو برای من موسیقی کشتاشون اوباران سالی بنداشون پادادان سالی کشتاشون اوباران سالی بنداشون پادادان سالی مارانه جوتا تورانه جوتا مارانه جوتا تورانه جوتا واکیله هامای موسیقی کشتاشون اوباران سالی برای تو برای من قبول کردن به سخت را برای تو برای من موسیقی زندگی برای من سخت سوالو دینم تا مدد زندگی برای من سخت سوالو دینم تا مدد زندگی برای من سخت سوالو دینم تا مدد زندگی برای من سخت سوالو دینم تا مدد زندگی برای من سخت زندگی برای من سخت سوالو دینم تا مدد زندگی برای من سخت سوالو دینم تا مدد زندگی برای من سخت زندگی برای من سخت تشکر شاید جان بلکه صاحب زندگی عبدی شود زیرا خدا پسر خود را به دنیا نفرستاد که از دنیا بازخاص کند بلکه آن را نجات بخشد خب میشه که شما در این مورد نظرتان را بگوین که هدف از این آیت کیسای مسیم بترک کرده و برای ما شما امروز در کتاب مقدس در اختیار خود داریم هدف از این آیت چی بوده؟ شاید جان من فکر میکنم که آیت بسیار جالب است که بسیاری ما کسایی که پیره و مسیح استیم این آیه را استفاده میکنیم بخاطر از اینکه ما محبت خدا را در این آیه میبینیم و به دیگران وقت که کلمه خدا را میرسانیم محبت خدا را سریق این آیه با دوستا و شنونده ازیز و هر کسی که هست ما میرسانیم چرا که در این آیه ما میبینیم که خدا جهان را انقدر محبت نمود اینجا یک قوم خاصه یک زبان خاصه یک رنگ خاصه از مردم ها را در بارش گفت نمیزنه این در باره جهان خدا را انقدر محبت نمود که او قربانی یا فیدیه را روان کرد تا کسی که به این فیدیه ایمان میره نجات عبدی را از گناه حاصل کنه و پسان ما میبینیم فکر میکنم آیه عبداوم در آیه عبداوم میبینیم که کلام خداوان میگه که خداوان پسر خدا یعنی عیسای مسیر را به دنیا روان نکد که از دنیا بازخاص کنه بلکه آن را نجات بخشه میبینیم آمدن عیسای مسیر یک نقشه بسیار زیبا بر نجات بشر بود یعنی خداوان انقدر مردم را دوست داشت که تنها نموندشان و بر داوری روان نکد بایی که ما مردم گناهکار استیم بایی که هرکس شخصان و هرکس خردان خودش میفهمه که گناه میکنه ولی خداوان وقتی که عیسای مسیر را بار اول به دنیا روان نکد بر از ای روان نکد که مردم را داوری کنه بلکه روان نکد که مردم را نجات بده و امی پیام خوش است که بر دوست خود ما میرسانیم امی پیام امید بخش است که بر دوست خود ما میگیم که خداوان ما را دوست داره خداوان ما را تنها نموند خداوان در رنج و غم ما را نموند بلکه آمد او پایین آمد پیش ما آمد که دست ما را بگیره بلند کنه و ما را نجات بده و شاید جان وقتی که در باری نجات از گناه گب میزنیم اینجا وقتی که یای را میخانیم همیشه فیض خدا را میبینم فیض رایگانه و نجات در ایسرای مسیح ما میتونیم که رایگانه نجات را به دست بیاریم ما این توفی خداوان ده امینجا که میگه که زیرا خدا پسر خود را به دنیا فرستاد که از دنیا بازخواست به حساب از دنیا بازخواست نکنه بلکه او را نجات بده ما اینجا میبینیم که خداوان نجات را بخاطر محبت خود که ایده شده هات مثل یک توفی قبول برما روان که در آمید را باید بیداشت که من کسی که به نجات ضرورت دارم من میتونم که نجات در ایسرای مسیح پیدا کنم و ایچ ضرورت به دگر کارا نداریم که نجات ما را بتن و این اینی فیض خداونده ما در ایسرای مسیح میبینیم خدا را شکر میکنم خداوان به حساب دستی و محبت خداوان به حساب دستی و محبت خدا از طریق ایسرای مسیح برای تمام ما شما و تمام بشریت آیان ساخت و بنان برای هر کدام ما شما است که به ایسرای مسیح ایمان بیاریم و اون را منعست ناجی و نجادهدنی خود باید بپذیریم خوب دوستان گرامی این بود برنامه این حوبت ما که تقریم شما عزیزا شد تا برنامه اینده خداواند یارو مددگار دان دوستان مهربان اگر شما محل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشناد هایتون را همراه ما مطرح کنید لطفاً به شماره تلفون صفر صفر یک پنج صد و چهل و یک پنج و پنج صفر هفت یک صد و سوییت یک صد و سوییت یک صد و سوییت یک صد و سوییت یک صد و سوییت یک صد و سوییت یک صد و سوییت یک صد و سوییت یک صد و سوییت یک صد و سوییت یک صد و سوییت هر حق در ایاد کن نفر مدت ریفت هرترت مدت ریفت زیبان زیبان زیبان
۱۵ جنوري ۲۰۱۱
۱ جنوري ۲۰۱۱
۱ جنوري ۲۰۱۱
۲۶ سيتمبر ۲۰۱۳
۱۹ سيتمبر ۲۰۱۳
۱۲ سيتمبر ۲۰۱۳
۵ سيتمبر ۲۰۱۳
۲۹ اګست ۲۰۱۳