اَعمال دَ رسُولانو ۱۹

  ۷ دقیقې ۵۰ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ویډیو ډاونلوډ آډیو ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

اعمال رسولان اعمال فصل 19 دران زمان که اپولوس در شهر قرونتوس بود، پولوس از رای خشکه مسافرهت میکرد تا به افسوس رسید و درانجا با تعداد شاگردان برخورد کرد. از آنان پرسید، آیا وقت ایمان آوردید روح القدس را یافتید؟ آنها در جواب گفتند، نه خیر، ما حتی خبرم نداشتیم که روح القدسی وجود دارد. پولوس به ایشان گفت، پس چی نوی تعمیدی گرفتید؟ گفتند، تعمید یهیا. پولوس فرمود، تعمیدی که یهیا می داد نشانه توبه بود و او به مردم می گفت که به آن شخصی که بعد از او می آید یعنی به ایسا ایمان بیاورند. وقتی آنها این را شنیدند، به نام ایسای خداوند تعمید گرفتند و هنگام که پولوس بر سر آنان دست نهاد، روح القدس بر آنان نازل شد و به زبانها صحبت کرده و پیشگوی می نمودند. این مردم جمعا تقریبا توازده نفر بودند. پولوس به کنیسه رفت و مدت سه ماه دران شهر با شجاعت تمام صحبت می کرد و با استدلال گفتگو می نمود و می کشید که شنوندگان را در مورد پادشای خدا متقاید سازد. اما اده از آنان سنگدل بودند و ایمان نمی آوردند و برعکس از طریقه خدا پیش مردم بدگویی می کردند. بنابراین پولوس از آنان کنارگیری کرد و شاگردان را به جای دیگر برد و همروزه در طالار سخنرانی تیرانوس مجلس بحث برپا میکرد. این پروگرام به مدت دو سال ادامه داشت و نتیجه آن این شد که جمعی ساکنان ایالت آسیا هم از یعودی و یونانی پیام خداوند را شنیدند. خدا به دست پولوس موجزات بزرگ نشان می داد. به طوره که مردم دستمالها و پیشبندهای را که با بدن پولوس تماسی افتا بود می بردند و بر بدن مریضان می گذاشتند و آنان از امراض خود خلاص می شدند و ارواه ناپاک از آنان خارج می گشت. اما در این زمان اده ای از جادوگران سیار یعودی خواستند که با ذکر نام ایسای خداوند ارواه ناپاک را اخراج نمایند. آنان چونین می گفتند و هفت نفر از پسران شخصی بنام اسکیوا که یکی از سران کاهنان بود این روش را بکار می بردند. اما روح ناپاک جواب داد. مردی که روح ناپاک داشت با چنان قدرتی با آنان حمله کرد که همه مغلوب شدند و برهنه و زخمی از آن خانه فرار کردند. این موضوع به گوش همه ساکنان افصوص همه از یهودی و یونانی رسید و همه را به ترس شدید انداخت و نام ایسای خداوند در میان ایشان بیشتر مورد احترام قرار گرفت. ایسای خداوند در میان ایشان بیشتر مورد احترام قرار گرفت. ادعی زیاده از کسانه که ایمان آورده بودند پیش آمدند و احتراف کردند که پیش از آن به جادوگری مشغول بودند و ادعی زیاده از ساهران کتب جادوگری خود را جمع کردند و پیش مردم سوزانی دند. کتابها را که قیمت گذاشتند معلوم شد که ارزش آنها برابر پینجه هزار سکه نقره بود. به این ترتیب کلام خداوند منتشر دارد و برابر پینجه هزار سکه نقره بود. به این ترتیب کلام خداوند منتشر دارد و برابر پینجه هزار سکه نقره بود. پس از این واقعه پولوس تصمیم گرفت که از مقدونیا و یونان دیدن نماید و از آنجا به ارشلیم برود. او گفت بعد از رفتن به آنجا شهر روم را هم باید ببینم. پس دو نفر از همکاران خود یعنی تیموتاوس و ارستوس را به مقدونیا فرستاد و خود اومدت بیشتر در ایالت آسیا اقامت نمود. در این ایام سروسدهای زیاد در باره این طریقه در افسوس بلند شد. درانجا شخص بود بنام دیمدریوس نقرساز که تصاویر نقرهی از بودکده ارتیمیس یعنی دیانا می صافد. و به این وسیله برای سندگران شغل خوب و مفید فرا هم صاخت بود. پس او انجمن مراکب از آنان همچنین صاحبان عرفه های مشابهه تشکیل داد و خطاب به اشان گفت. پس خطر تنها درین نیست که شغل ما از اعتبار بیفتد. بلکه این خطر هم است که محبت الهای بزرگ ما ارتیمیس به ارزش گردد و طولی نخواهد کشید که عزمت خود الها که مورد پرستش تمام مردم ایالات آسیا و سراسر جهان است از بینگ برود. وقتی آنها این رو شنیدند غذابناک گشتند و فریاد می زدند. بزرگ از ارتیمیس گفت زیاد. شهر به هم ریخت و مردم غوبوس و ارسترخوس را که از احالی مقدونیه و زمراهان پولوس بودند دستگیر کردند و کشان کشان به تماشا خانه شهر بردند. پولوس می خواست که با جمعیت روبرو شود اما ایمانداران نگذاشتند. حتی اده از بزرگان ایالت آسیا که با پولوس رفاقت داشتند پیش او فرستاده و اسرار کردند که در تماشا خانه شهر جان خود را به خطر نیاندازد. در این میان دسته یک چیز می گفتند و دسته چیز دیگر زیرا آن جماعت بسیار آشفته بود و اغلب آنان اصلا مقصد جمع شدن خود را نمی دانستند. اما اده گمان بردند اسکندر مسئول است چون یهودیان او را به پیش جمعیت فرستاده بودند و از او با اشاره دست از مردم خواست که خاموش باشند و کوشش او این بود که در پیش این جماعت دفان آماید اما وقتی مردم فهمیدن که اسکندر یهودی است همه با یک صدا به مدت دو ساعت پشت سر هم فریاد میکردند آخر چاروال مردم را خاموش کرد و گفت از آسمان به زمین آمده است و ازانجا که این حقائق غیر قابل انکار است صلاحتان بر این است که آرام باشید و ندانسته کار نکنید این مردانه که شما با انوان ملامت به اینجا آورده اید نه به معبد ما دست برد زدند و نه نسبت به الههی ما سخن کفرامیز گفتند پس اگر دیمی تریوس و همکارانش ادعای برزد کسی دارند در ماحاکم باز است و فرمانداران رومی حاضرند انها میتوانند در آنجا بزد یک دیگر شکایت نمائند اگر مسائل دیگر در پیش است باید در یک جلسه رسمی حل و فصل شود زیرا این خطر در پیش است که بخاطر کار امروز ملامت به اخلالگری شویم در حاله که هیچ دلیل برای آن وجود ندارد و هیچ جواب هم برای توجه این بلوا ندارد این را گفت و حاضران مجلس را رخصت کرد