اعمالو فصل 9: 1-25 - د ساؤل بدلون

  ۲۹ دقیقې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

موجده نجا برنامه از راژی صدای زندگی سلام شنونده‌های ازیز و گرامی مسلولیم که با برنامه دیگه زندگی سرشار در خدمت شما دوستا قرار داریم چطور هستین آرزوی ماست که همه شما دوستا جور و تیار در پیش رادیوی تان شیشتا باشین امیدواریم که همه تان زندگی خداپسندانهی را در پیش داشتا باشین خوب قسمه که در هفته گذاشته شونیدین برادارای ما جاوید و پیام جان از فصل هشتمه کتاب اعمال رسولان از آیت 25 تا به آیت 40 برما دقیم کردن در برنامه این حوبت دوستای ما از فصل نهمه کتاب اعمال رسولان برما توضیح میدن از خدا می‌خواییم که مطالب و داشته‌های این برنامه قرف و توجه و عراقم دیدان قرار بگیره خوب قسمه که در این فصل خاطر نشان شده پولس کسی بود که به شاگردهای ایسای مسیح و به پیروای او آزار می‌رسند و روز در راه روان بود و می‌خواست که بره و پیروای ایسای مسیح را پیدا بکنه و در جریان راه بود که خداوند بر اون خدا آشکار ساخت طمانای ما امی است که اما تر که خداوند خدا بره پولس رسول آشکار ساخت و او را بر خدمت خود برگوزید آرزوی ماست که روز خداوند شما را هم صدا بکنه که او را خدمت کنین بنابراین وقت که این برنامه را می‌شنبین کوشش کنین که قلب تانه نرم بسازین دروازای قلب تانه بره کلام او باز بسازین تا در ذهن و قلب تان جایگوزین شوه و از این طریق بتانین پیام مقدس او را پیام نجات او را بره مردم افغانستان برسانین تا باشه از طریق این پیام جاهالت و بدبختی از سرزمین ما شما دور شوه خوب پس به این آرزو مندی بین که با هم یک جای به برنامه این نوبت گوشت بدیم شنوندی عزیز سلام خوش هستیم که به صحبت در باره کلام خدا از اعمال رسولان انجیل مقدس باز در حضور شما قرار گرفتیم دوستای می‌رمان ما هم به شما سلام تقدیم می‌کنم از خداوند می‌خوایم که با خوشی و سلامتی بر شدیدن این صحبت آذر شده باشین ما توسط این صحبت‌ها کوشش می‌کنیم که کتاب اعمال رسولان انجیل مقدس‌ها آیه با آیه بخانیم و روی هر آیه گب بزنیم کلام خدا چراق راه ماست اگر ما در روشنی کلام خدا راه بریم راه گم نشده در تاریکی سرگردان نمیشیم ما مسیان افغان که در آغاز کلیسای خود قرار داریم ضرورت داریم که در باره کلیسای اولیه معلومات پیدا کنیم تا بتانیم از تجربه‌های اونا در کار و خدمت خود استفاده کنیم کلیسای اولیه با مخالفت رهبران مذهبی یهود از یک طرف و حکومت روم از طرف دیگر مواجه بودند پیروان مسید در او وقت که اکثرشان یهودی بودند از طرف خیش و قوم یهود خود آزار می‌دیدند کلیسای اولیه چیزهایی را تجربه میکد که در گذشته به او روبرو نشده بود کلیسا در بین آزار و رنج رشت کد و بر مشکلات خود غلبه پیدا کد مرجده نجات توسط فلیپوس از اونشلیم به سامره و از سامره توسط خزاندار دربار حبشه به حبشه رسید روح خداون در بین اونا کار کده اونا را رهنمائی میکد ما در صحبتهای گذشتر در مورد جوان یهودی دعاتشه که بنام شاول بود چیزهایی را گفتیم او خانه بخانه می‌گشت و ایماندارا را گرفتار کرده و مورد شکنجه قرار می‌داد شاول در وقت سنگسار شدن استیفان حضور داشت او به چشمای خود دید که استیفان تا پای جان به ایمان خود به ایسای مسیح استوار ماند استقامت و پایداری استیفان و ایمانداران دیگر در وقت شکنجه و درد او را متحجب ساخته بود و حتما از خود سوال میکد که منبی ای قوت چی است؟ خوب دوستهای مهربان امروز در باری شاول گفت می‌ذاریم جاوی جان شما آیت اول و دوم فصل نو همه بخوانید شاول از تعدید و کشتن پیروان خداوند به هیچ نوه دست نمی کشید او پیش کائن هزم رفت و تقاضای معرفی نامه برای کنیسه دمشک کرد تا چنانچه مرد و یا زنه را از اهل طریقت پیدا کند آنها را دزگیر کرده به اروشلیم آورد ما شاول را در صحبتهای گذشته دیدیم که در وقت سنگسار کدن استیفان کالای کسایی را که استیفان سنگسار می‌کدن نگاه میکد او در قتل استیفان هم نخش داشت شاول در وقت سنگسار کدر استیفان دید که او چطور با شجاحت به ایمان خود استوار باقی ماند و با چی قوت تمام درد و رنج شکنجره تحمل کرد پولس نه تنها در اروشلیم خانه به خانه می‌گشت و ایمانداران به ایسای مسیر را گرفتار میکد بلکه تصمیم گرفت در دیگه شهرها هم پیروان ایسا را نیست و نابود کند در وقت یهودیان یک کاهن اعظم داشتند که یهودیان ممالک دیگه و هم کنیسه‌های اونا زیر دست ای کاهن اعظم که در اروشلیم زندگی میکد بود کنیسه‌های دمشق هم زیر دست ای کاهن اعظم بود به ای خاطر شاول از کاهن اعظم اجازه نامه گرفت تا که مسیه هایی که در دمشق بودن اونا را گرفتار کده به اروشلیم بیاره دمشق دوست دو بیست چار کلومتر از اروشلیم فاصله داشت یعنی به اندازه کابل و پل خمری از هم دور بودن اگه پولوس ارقدر تیز هم می‌رفت باز هم کم از کم یک عفت کار بود که او به دمشق برسه ای یک عفت سفر، یک عفت تنهایی و وقت کافی بر چرزدن بر شاول بود شاول امراه یک دست مافیزین محبت به طرف دمشق سفر میکد این مافیزین محبت بخاطر امراه پولوس سفر می‌کدن که در وقت گرفتاری اشخاص به شاول کمک کنن اونا وظیفه پولوس امروزی در به حوضه داشتن این مافیزین مردم‌های معمولی بودن و شاول که فریسی دو آتشه بود به خود اجازه نمی داد که امراه اونا صحبت کنه به خاطر که او کاهن و بسیار زیاد پیرو شریعت بود و این مافیزین مردم عادی بودن حتما شاول به یک فاصله از اونا راه می‌رفت و این سفر یک سفر کاملا تنهایی بر شاول بود خوب جاوید جان آن آیت‌های سی و چهار را بخوانید شاول انوز به دمشق نرسیده بود که ناغان نزدیک شهر نوری از آسمان در اطراف او درخشید او به زمین افتاد و صدایی شونید که می‌گفت ای شاول شاول چرا بر من جفا می‌کنی می‌تانه این سوال مطرح شد که آیا شاول جسمن ایسای مسیر را دیده بود؟ اگرچه تعداد زیاد اولمای این را تایید نمی کنند که شاول ایسای مسیر را جسمن دیده باشه اما این از احتمال هم دور نیست که شاول ایسای مسیر را در وقت که بروی زمین بود و اون را در حال گشت و گذار ندیده باشه چون وقت که ایسای مسیر در اورشلیم مصروف خدمت بود شاول هم به حیث یک محسل جوان مصروف تعلیم الهیات در اورشلیم بود او نممکن است که دباری ایسای مسیر که تمام اورشلیم را به شور آورده بود خبر نشده باشه و اون را در حال گشت و گذار ندیده باشه شاول مثل ایوان درنده که تشنه شکار خود بود بسرات به طرف دمشق عرقت میکد او بیدن ای که استراحت کنه اتا در چاشت روز هم به سفر خود ادامه می‌داد همه در حال که به تنهایی و به فکر پلان ساختن به گرفتار کدن ایماندارا در دمشق راه می‌رفت رویای عجیبی را دید او نور درشان را دید و بعد از او به زمین افتاد او در این وقت یک صدای را شنید که برش می‌گفت ای شاول شاول چرا بر من جفا می‌کنی پیش از این شاول فکر میکد که او انسان‌ها را جذا میده و سرشان ظلم می‌کنه اما حال فامید که او با این کار خود سر خدا هم ظلم می‌کنه شاول پرسید خداونده تو کی استی؟ جواب آمد من ایسا هستم امان کسی که تو بر او جفا می‌کنی ولی برخیز و بشر برو و در هنجا به تو گفته خواهد شد که چی باید بکنی چی حیجان انگیز هست خداوند در نور درخشان و عظیم بر شاول ظاهر شد او خوب فامید که این صدا بغیر از خداوند از کسی دیگر نمیتانه باشه اما این را نمی فامید که این صدای ایسای مسیح که از مرک قیام کده هست از این خاطر او سوال کرد خداونده تو کی استی؟ اما فورا جواب شنید من ایسا هستم مطابق به آیات ده فصل 22 اعمال رسولان شاول از ایسای مسیح سوال می‌کنه خداونده چی کنم؟ شاول می‌خواه که از روش و رفتار گذشتهی خود سرف نظر کنه و براه براه که خداوند از او می‌خواه خداوند به او ادایت مشخص و روشند میده و مطابق به آیات ده فصل 22 اعمال برش میگه بشر دمشق برو ای یک زهور شخصی ایسای مسیح با شاول امروی یک پیام شخصی به او بود ایسای مسیح با شاول میگه ما ایسا هستم که تو برش جفا می‌رسانی مطابق به آیات چارده فصل 26 اعمال ایسای مسیح به شاول می‌فرماه برمیخواه لگت زدن کار آسان نیست دوستای مهربان وقتی که یک اسپ نو بگادی بستمی کنن او بسیار لگت می‌زنه اما با لگت زدن صرف پایای خود زخمی می‌سازه و به خود صدمه می‌رسانه ایسای مسیح هم به شاول میگه که با ای جفا را سندن تو به خود صدمه می‌رسانی شاول نارامی و به ایتمنانی را که در دل خود به نجات خود داشت با زور می‌خواست او را برطرف کنه او فکر میکد ارقدر که پیروان ایسای مسیح صدمه برسنه امو قدر خدا از او خوش میشه در آل که برعکس او بود ارقدر که او ایماندارا را آزار می‌داد او قدر خداونده آزار می‌داد اما وقتی که ایسای مسیح به او ظاهر شد او را کاملا دگرگون ساخت شاول که کمر به نابود کدن ایمانداران به ایسای مسیح بسته کده بود مثل یک تفر روی خود را به ایسای مسیح دورداده میگه ای خداوند تو بگو که من چی کنم خداوند ایسا به شاول هدایت مشخص میده که به دمشق بره و در دمشق برش نشان داده خواد شد که در آینده چی کنه جاوید جان آن آیات هفت تا نور را بخوانید در این انگام همسفران شاول خاموش ماندن زیرا اگرچی صدا را می‌شونیدن ولی کسی را نمی دیدن پس شاول از زمین برخواست و با این که چشمانش باز بود چیز نمی دید دستش را گرفتن و او را به دمشق ادایت کردن در آنجا سه روز نابی ناماند و چیز نخورد و ننوشید چی صحنه جالب بوده؟ همراهان شاول حیران ماندن که چی گفت است اونا نور درخشانه دیدن اونا صدا را شونیدن اونا به زمین افتادن و پیش جی که شاول از زمین بلند شده اونا از زمین بلند شدن اما منظور صدا را نفهمیدن در اعمال 22 آیت نو نوشته شده که اونا صدا را نشونیدن منظور ایست که اونا صدا را شونیدن اونا نفهمیدن که چی میگن این مشخص نیست که آیا کدام یک از همراهان شاول با دیدن روشنی و صدا آیا به عیسای مسیح ایمان آورد و یا نه؟ شنوندی عزیز ای طور معلوم بشه که روح خدا داخل دل اونا نشده انسان صرف به دیدن علایم و نشانه‌ها ایمان نمیاره انسان وقت ایمان می‌اره که فیض و روح خدا داخل زندگی یک شخص شده بعضی مردم مبشرین مسیحی را ملامت ساخته میگن که اونا مردمه مسیحی می‌سازن در حاله که این استوان انسان بالاست که کسی را پیروی عیسای مسیح بسازه این کار روح خداست که انسان تشویق باید و آدار با پیروی کدن از عیسای مسیح می‌سازه چی تغییر عجیب در شاول به وجود آمد او تصمیم داشت که بدمشک بره تا ایمانداران به عیسای مسیح را دزبسته به ورشلین بیاورد که رویا از زمین بلند میشه متوجه میشه که چیزی را دیدن نمیتونه او خودش محتاج به کسی دیگه میشه که دست او را بگیره و برش کمک کنه نقشه و پلان شاول با نقشه و پلان خدا فرق داشت خدا قدرت داشت که نقشه و پلان او را باطل بسازه و باید نقشه خدا عملی بسازه از خداوند می‌خواییم که نقشه و پلانهای ما با پلانهای خدا موافق باشن خوب آن آیات 10 و 11 را بخوانید شاول در حالت داخل شارع دمشق شد که نابینا و بچاره بود همراهانش او را به خانه یهودا بردن و او سی روز در خانه یهودا باقی مند تا سی روز شاول نچیزی خورد و نچیزی نوشید خانه که شاول از بره اول او را گرفته سرش دست بانه که بینایی خدا دوباره به دست بیاره خداوند این نشانی را هم با هنانیا گفت که شاول به دعا مصروف است و در آلت جذبه مرد را دیده است به نام هنانیا که می‌اید و برهو دست می‌گذارد و بینایی او را باز می‌گرداند هنانیا حرس کرد خداوندا در باره ای شخص و هن همه آذار که او به قوم تو در اروشلیم رسانده است و چیزهای شنیده هم و هنها از طرف کائن اعظم اختیار یافته و به این جا آمده است تا همه کسان را که به تو روی می‌آورند دزگیر کنند خداوند به هنانیا فرمود که شاول هم روی‌های را دیده و نباید از او ترس داشته باشی اما با وجود او هم هنانیا ترسید بخاطر که هنانیا از کارروائی‌ها و هدف که شاول بر آمدن به دمشق داشت با خبر بود تشویش هنانیا بجایی بود اما فرموده خداوند او را قاری ساخت که به دیدن شاول بره خوب آن آیات 15 و 16 را بخوانید اما خداوند با او گفت تو باید بروی زیرا این شخص وسیله است که من انتخاب کردم تا نام من را به ملدت‌ها و پاتشان آنان و قوم اسرائیل اعلام نماید خود من با او نشان خواهم داد که چی رنجهای بسیاره بخاطر نام من خواهد کشید خداوند به هنانیا فرمود بسیار دلیل نگو چیز را که برات می‌گویم بکو برو بس او برش فرمود این شخص وسیله است که من انتخاب کردم تا نام من را به ملدت‌ها و پاتشان آنان و قوم اسرائیل اعلام نماید اینجا است که خداوند اراده خود را بر انتخاب شاول به حیث رسول خود به او بیان می‌کنند تا این وقت انجلی ایسای مسیح صرف در بین یهودیان و سامریان بشارت داده شده بود خداوند به هنانیا میگه که بعد از این انجل به تمام مردم دنیا معوضه خواهد شد پسانا در خدمت شاول و یا پولوس رسول می‌بینیم که او مجده نجات را به پاتشان یهود و مردم غیریهود معوضه کرد او به هر جایی که رفت اول پیش یهودیان یعنی به کنیسه رفت و بعد از او به دیگر مردم معوضه کرد شاول یا پولوس صرف به این معذف نشده بود که در باره یسای مسیح بشارت بده بلکه او به این هم معذف شده بود که بخاطر مسیح درد و رنج و مسیبت‌ها را متعامل شده او مسیحان زیاده شکنجه کرد و به مسیبت و درد و رنج مبتلا ساخته بود الان لازم بود که او خودش هم این درد‌ها و رنج‌ها را بکشه جاوید جان آن آیات 17, 18 و 19 را بخوانید خداوند در رویا به هنانیا گفته بود که شاول پیش تمام مردم چی یهودی و چی غیریهودی میره و پیام مجده نجات توسط مسیر با اونا معوضه می‌کنه با وجود که شاول این پیامه وقتی که خداوند برو ظاهر شد از زبان او شنیده بود اما وقتی که دفعه دو هم از هنانیا شنید یقین او کامل شد که این پیام از طرف خداست و او معذف شده که مجده نجات را به تمام مردم دنیا برسانه هی هنانیا نبود که شاوله برای یک وظیفه و خدمت بسیار کلان منصوب میکد بلکه ای خداوند بود که او را برای ای کار که او خودش برش در نظر گرفته بود منصوب کد با وجود که کلام خدا ای را ذکر نمیکنه اما معلوم میشه که هنانیا شاوله به نام ایسای مسیه خداوند تحمید میده ایمان آوردن شاول هم بسیار حیرت انگیز است چطور امکان داره که یک دشمن سرسخت ایسای مسیه ویا دشمن سرسخت مسیان به دوست مسیان و پیروی ایسای مسیه تبدیل میشه؟ شاول به رسول مسیه تبدیل میشه او باید به عیس سفیر مسیه پیش پادشاها و اولیاء امور و مردم هادی بره و دباره ایسای مسیه بشارت بده پولست کدام آدم ساده نبود او تحصیل کرده بود و دباره شریعت یهود خوب معلومات داشت ای که چطور شاول از سرسختی و دشمنی خود دست کشید دیگه هیچ دلیل نمیتانیم بری او بیان کنیم بغیر از ظاهر شدن مسیه زنده در راه دمشق به او او خداوند زنده را به چشمای خود دید و ای ظاهر شدن زندگی او را در ظرف سی روز دگرگون کد از ای معلوم میشه که ایسای مسیه امروز هم زنده است امروز هم می‌تانه زندگی انسان‌ها را تغییر بده و به اونا زندگی نو پر از محبت به خدا و انسان برشان نصیب کنه آیا ایتر کسی در دنیا وجود داره که بر پیروی کدن از ایسای مسیه کدام مانه پشرویش موجود باشه؟ تغییر زندگی شاول ای را بر ما ثابت می‌سازه که هرکس ولو که هرقدر امروز خدا دشمنی هم کده باشه ایسای مسیه می‌تانه او را نجات داده بر زندگی نو نصیب کنه شاول مدت با ایمانداران در دمشق به سر برد و طول نکشید که در کنیسه‌های دمشق به صورت آشکار اعلام می‌کرد که ایسا بسر خدا هست هرکس سخنان او را می‌شنید در حیرت می‌فتاد و می‌گفت مگر این امان کسی نیست که در اوروشلیم کسانه که نام ایسا را بر زبان می‌اوردن نابود می‌کرد؟ و آیا منظور او از آمدن به اینجا فقط این نیست که آنها را بگیرد و به دست کائن عظم بسپارد؟ اما قدرت کلام شاول روز بروز پیشتر میشد و یهودیان دمشق را با دالائل انکار نپذیر قانعه می‌سخت که ایسا مسیح وحده شده هست هنانیا سر شاول دست موند و برش دعا کد و او بینایی خود بازیافد به احتمال قوی هنانیا او را تحمید هم داد بعد از ای در انجیل هیچ ذکر از هنانیا نیامده اما او مبشر مشهور شاول و یا پولس را از او را دستگذاری کده و تحمید داده مردم وقتی که ای تغییر بزرگ را در زندگی شاول می‌دیدن تحجب می‌کدن خصوصا وقتی که شاول بروی عهد قدیم کتاب مقدس به یهودیان ثابت میکد که ایسا امو مسیح موود هست اونا حیران می‌ماندن شاول از کتاب که یهودیان به او ایمان داشتن دلائل بر مسیح بودن ایسا به اونا بیان میکد که او خودش ایسا امو مسیح قیام کده را که به او آذار زیاد رسانده به چشمای خود دیده پس از مدت یهودیان دست سه ساختن تا او را به قتل برسانند اما شاول از نیت آنان با خبر شد یهودیان اتا دروازه‌های شهر را شب روز تحت نظر داشتن تا او را بکشن ولی شاگرده او شبانه او را در داخل سبت گذاشتن و از دیوار شهر بپاین فرستادن امو طور که یهودیان اورشلیم از استیفان با شاگرده دیگه ایسای مسیح قار شده بودن در دمشق هم یهودیان از شاول بسیار قار شدن اونا فورا تصمیم گرفتن که چطور بتانن او را از بین ببرن ای یک چیز کاملا تبیعی بود بخاطر که به نظر اونا شاول با اونا خیانت کده بود بعد از ای ار جایی که شاول می‌رفت یهودیان امراه او دشمنی می‌کدن دشمن‌های یهودی شاول در دمشق تصمیم گرفتن که به هر شکلی که باشه او را به قتل برسانن اونا در تمام دروازه‌های شهر پیردار مقرر کدن که شاول از شهر فرار کدن نتونه اما دوست‌های شاول او را در یک ثبت انداخته از دیوار پاین کدن و به ای ترتیب او از شهر دمشق فرار کده با اورشلیم رفت شنونده‌های مهربان این بود برنامه این نوبت ما که تقدیمتان شد تا برنامه آینده که باز در خدمت شما عزیزان قرار مگیریم همه ایتان را به خداونده مهربان می‌سپاریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسيقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیqی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی music موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی option موسیقی ایک ایک ایک اتRock اترو اترو اترو اترو اترو اترو اترو اترو اترو اترو اترو اترو اترو اترو اترو نشرات صدای زندگی را ساحت هشت شب به وقت افغانستان در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روی موج متوسط ۱۲۰۰ کلو هیتز بشنوید حاشمندیم تا نظریات پیشنادها و سوالهای تان را با ادرس زیل برای ما گسیل دارید صدای زندگی صندوق پوستی ۲۰۰ جی پی او لاهور پاکستان