اعمال 11 څپرکی - برنباس انټیوچ ته ولیږل شو

  ۳۰ دقیقې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

موجده نجاح برنامه از راژیو صدای زندگی سلام شنونده های عزیز مصروفیم که با برنامه دیگه زندگی سرشار در خدمت شما عزیزان قرار داریم خدا کنه که همه تان جور و سرحال باشین چطور استین دوست های عزیز؟ آرزو میبرم که روزهای پرباره را در پیش داشته باشین خوب دوستانی گرامی در هفته گذاشته ما آیات 34 تا 48 فصل دهامه کتاب احمال رسولان خدمت تان تقدیم کردیم در برنامه این حوبت دوستای ما آقای پیان و عجابی جان از فصل 11 کتاب احمال رسولان برما درست میدن دوستای ما کوشش میکنند که این فصله مثل درسای قبلی آیوار برما بخوانند و سرش گب بزنند آرزوی ما از شما شنوندهای عزیز امی است که برنامه را بشنوین اگه سوال بردان پیدا میشه لطفا سوالتان را با ما مطرق کنین خوب پس بیاین که به برنامه این حوبت با هم یک جای گوش بدیم دوستای مهربان سلام بشنیدن کرام خدا خوش آمدین ما هم سلام های سنگمانه خدا با شما اعزا تقدیم میکنم امیدوار استم که خوش و سلامت باشین ما در این سرسله صحبت ها روی کتاب اعمال رسولان که کتاب پنجم در انجیل مقدس است بسورت آیوار گپ میزنیم در صحبت گذشته ما روی این گپ زنیم که پتروس نظر به ادایت خدا و دعوت کرنیلوس صاحب منصب رومی به خانه او رفت پتروس به اونا بشارت دات و در باره کلام خدا معوضه کد در حاله که پتروس مصروف معوضه کلام خدا بود روح قدس بر کرنیلوس و خانوادهش نزول کرد بعد از او پتروس اونا را تحمید داد با ایمان آوردن کرنیلوس و خانواده او به ایسای مسی نجات دهنده دامنه کلیسا از یهودیان با تمام مردم دنیا و اسد پیدا کرد ایسای مسی نجات دهنده همه بشریت است او صرف نجات دهنده یهودیان نیست شکر است که ایسای مسی نجات دهنده ما افغان ها هم است در صحبت امروز از یک فصل دگه اعمال رسولان شروع می کنیم ای فصل یازدوام است امروز ما تمام ای فصل می خانیم و روی هر یکی ای آیات گفت می زنیم خوب جاوید جان شما سی آیت اوله بخانید برسولان و برادران مقیم یهودیان خبر رسید که غیر یهودیان نیست پیام خدا را پذیر افتهان انگام که پترست به وروچلین بازگشت ایمانداران سنت شده با او اعتراض کرده گفتند چرا به خانه سنت ناشدگان داخل شدی و حتی با آنها غذا خوردی دوستهای محرمان خداوند با فرستادن پترست به خانه کرنیلیوس غیریهودی و ایمان آوردن او به ایسای مسی کار بزرگی را انجام داد ایمان مسیحی از حلقه محدود نسل یهود خارج شده شامل همه انسان ها گردید ای چقدر تغییر و پیشرفت بزرگی بود که همه ایمانداران باید از او خوش نود می شودند اما پترست با اقسل عمل مخالف مواجه شد انجیل مسیح در دسترسی همه مردم جهان قرار گرفته بود که هم یهودی و هم غیریهودی را در بر می گرفت لازم بود که ایمانداران به مسیح از ای پیشرفت و کار عظیم خدا خدا را سپاس می گفتند ایمانداران سنت شده که منظور ایمانداران یهودی نجاد است که هنوز در قید و بند یهودیت بودند از ای پیشرفت خوش نشدند و سر پترست اعتراض کردند ای ایمانداران یهودی نجاد هنوز رسوم یهودی را ترک نگفته بودند و پترست رسول هم به خاطر ای که در مقابل رسوم یهودی بی اعتنائی کده بود مورد سوال قرار دادند پترست ای اصول انسانی را که می گفت نباید یهودیان امرای غیر یهودیان سر یک دسترخان ششته نان بخورن نخفت کده بود ما افغان ها هم بازی اوقات در مقابل حفظ رسوم خود ولو که نادرست و منفی هم باشن مثل یهودیان او وقت سرسخت هستیم ما به این نظر هستیم که یه رسوم چون از خود ماست ولو که منفی هم باشه خوب هست ما حتی به رسوم و عادات خراب خود که خوب می فهمیم خراب هستن باز هم فخر می کنیم مثلا ما به این افتخار می کنیم که ما در دشمنی کدن بسیار سرسخت هستیم ما به انتقام گرفتن خود که حتما انتقام می گیریم و هیچ وقت عفا نمی کنیم بسیار افتخار می کنیم ما به غیرت های بی مورد و نادرست خود افتخار می کنیم و آن را باعث عزت خود می دانیم ما نمی خواهیم که رسوم نادرست خوده از خود و جامعه خود ری شکن کنیم ما در مقابل تعلیمی که باعث کم شدن ویا از بین رفتن ای عادات به رسوم نادرست می شه سرسختی می کنیم بیاین ازیزا بایی فکر کنیم که چطور امکان داره که بین خود در صلح و صفا زندگی کنیم چطور امکان داره که در مشارکت های ما رفاقت و دوستی واقعی حکم فرما باشه ای در صورت امکان داره که ما آدات و رسوم خوده در ترازوی کلام خدا وزن کنیم و در آینه ایو سره را از ناسره جدا کده خوب او را حفظ کنیم و خراب او را دور پردیم وقتی که یک تدات نو با مشارکت بما علاوه می شه ما بشک به طرف اونا می بینیم وقتی که یکی از برادران و یا خوهران ما در تعلیم کلام خدا و یا رهبری مشارکت و خدمت دیگر پیشرفت می کنه ما در مقابل او اصادت می کنیم ما ایتو فکر می کنیم که نشه ما از نظر بفتم و او جای ما را بگیره بیتر از با دیدی وسیع و آغوش باز پیشرفت کار خدا را استقبال کنیم و پیشرفت برادر و یا خوهر خدا پیشرفت خود بدانیم پترس شروع کرد و تمام جریان را از اول تا با آخر برای ایشان شرع داد و گفت در یافا به دعا مشغول بودم که حالت جذبه به من دست داد و در رویا چیزی دیدم مانند یک دسترخان کلان که از چار گوش عویزان شده بود و از آسمان به پایین آمد تا به من رسید وقتی با دقت بهان نگاه کردم دیدم دران چار پایان و حیوانات وحشی و خزندگان و پرندگان جمع شده اند و صدای به گوشم رسید که می گفت ای پترس برخیز زبه کن و بخور گفتم نخید ای خدامن من ارگست به چیزهای ناپاک و حراب لط نزده هم بار دوم صدای از آسمان رسید که می گفت آنچه دا که خدا علال کرده هست تو نباید عرام خیال کنی این موضوع سه بار تکرار شد و بالاخره همه چیز با آسمان بالا رفت در امان لحظه سه نفر به خانه که جایی بود و باش من بود آمدن ایشان را از قیسریه به دنبال من فرستاده بودن روح خدا به من فرمود که بیدون دو دیلی با ایشان بروم این شش برادر هم به امروه من آمدن و به خانه آن شخص داخل شدیم او برای ما گفت که چطور در خانه خود فرشتهی را دید که استاده و به او گفته هست کسی را به یافا بفرست و شما اون ملقب به پترس را بیاور و او آن پیامی را که باعث نجات تو و تمامی حل خانهت خواهد شد به تو خواهد رسانید پترس تمام واقعات گزشتره که او چرا از یافا به قیسریه رفت و کرنیلوس چرا نفرهای خدا برای آوردن پترس روان کد به ایمانداران یهودی نجات در اورشلیم بیان کد ما در این باره در صحبت گذشته گفتیم خوب جاوید جان آن آیت پانزه را بخونین پترس میگه وقتی که به اونا مصروف مویزه بودم که روح القدس بر اونا نازل شد و من نتانستم که به مویزه خود ادامه بدم پترس نتانست که مویزه خود را تمام کنه در جوریان مویزه او وقتی که روح القدس بر شرمنده های او نازل شد او دیگر نتانست که به مویزه خود ادامه بده و تصمیم گرفت که کرنیلوس و خانواده او را تحمید بده آله آیتشان ذره بخونین وقتی که پترس دید که روح القدس بر غیر یهودیان نازل شد هم واقعی روز پنتیکاست و هم او وعده ایسای مصیبه یادش آمد که فرموده بود بعد از چند روز تحمید شما با روح القدس خواهد بود پترس متوجه شد که ای وعده در روز پنتیکاست جامعی عمل پوشید و اکنون هم عملی شد و در آینده هم عملی میشه خوب جاوید جان آله آیت عبده را بخونین پترس دیگه سوال خوبی را پیش روی ایمانداران یهودی نجات که اعتراف میکدن چرا با غیر یهودیان ما اشرت کرده است من پترس برشان گفت اموطوری که خدا روح القدس را بر ما نازل کد ما حس کدم و به چشمای خودم دیدم که روح القدس بر اونا یعنی غیر یهودیان هم نازل شد پس من چی کاره بودم که مانه کار خدا میشدم پترس نمیتونست که بر حفظ رسوم یهودی در مقابل کار خدا در مخالفت استاده شد خوب جاوید جان آله آیت عجده را بخونین پس در این صورت خدا با غیر یهودیان نیز این فرصت را بخشیده است تا آنها هم از گناهان خود توبه کنن و زندگی یابن وقتی که ایمانداران یهودی نجات توضیحات و دلائر پترس را شنیدن از اعتراض و انتقاد دست کشیدن اونا ایقدر اطلاع یافته بودن که پترس به خانه غیر یهودیان داخل شده دیگر محرومات نداشتن که او چرا و به چی خاطر به خانه اونا رفته است وقتی که یعنیت او را فهمیدن از انتقاد و اعتراض سرف نظر کدن وقتی که ایمانداران یهودی نجات از اعتراض و انتقاد خود دست کشیدن فوراً به تزویح و جلال دادن خدا شروع کدن ما و شما دوستهای عزیز هم مثل ای ایمانداران یهودی نجات پیش از دیدن او موزه می کشیم پیش از ای که دواره موضوع معلومات درست پیدا کنیم فوراً اعتراض و انتقاد می کنیم ای قسم برخورد ما به موضوعات باعث به وجود آمدن رنجش ها میشه خوب است پیش از انتقاد و اعتراض دلائل و توضیحات برادرها و یا خوهرهای خود را بشنویم اگر باز هم لازم با اعتراض بود اعتراض کنیم اما اکثراً دیده شده که ما بدون در حیافت حقائق اعتراض و انتقاد کدیم حالا به یک بحث کاملا نو شروع می کنیم ای بحث نو در باره کلیسای انتاکی هست جاوید جان آیت نور را بخوانید در حصر شکنجا و آزار که به دنبال مرگ استفان آغاز شد اده ای زیاده پراغنده شدن و تا فنیقیا و قبرس و شهر انتاکیا ماجرت کردن اما آنان پیام خود را به هیچ کس جز یهودیان اعلام نکردن ما در صحبت های گذشته گفتیم وقتی که استفان به شهادت رسید ایمانداران از ارشریم در تمام فلسطین پراغنده شدن یک تیداد ایمانداران دورتر رفته به نواهی مثل فنیقیا و قبرس رفتن فنیقیا لبنان کنونیست و قبرس هم که تا هار به نام قبرس یاد میشه و یک جزیره در بحیرهی ملیترانه است اما یک تیداد ایمانداران به شهر کلان انتاکیا که در شمال سوریا واقعی بود رفتن انتاکیا در او دوران سی اومین و کلانترین شهر امپراطوری روم بود اولین و کلانترین شهر روم و دومین اسکندریا که در مصر موقعیت داشت بود شهر سی اوم از لحاظ کلانی انتاکیا بود که در سوریای او وقت موقعیت داشت پیش از اینکه در باره موضوعات دیگر گفت بزنیم یک کم در باره انتاکیا گفت میزنیم ما گفتیم که انتاکیا سو اومین شهر امپراطوری روم و جهان شناخته شده ای او وقت بود این شهر اوقدر قدامت تاریخی نداشت و اساس او تقریبا سی ست سال پیش از ایسای بسیع توسط یکی از جانشینان اسکندر مانده شده بود دوستدو پینجه هزار نفوس داشت انتاکیا یک شهر زیبا بود که یک جادهی به طول نو کلومتر از ما بین او تیر می شد تقریبا نصف ای جاده با سنگ مرمر سفید فرش شده بود از ما بین او گادی ها و عرادجات ابرو مرور می کند به دو طرف دکان ها و پیادرو ها موقعیت داشتند پیادرو ها با برندهی که توسط ستون های مقبول استاده شده بود به ای جاده زیبایی خاصی می بخشید ای برنده ها مردم ها از باران و آفتاب محافظت می کند و ای قسمت ترتیبات دو وقت ده هیچ شاره دگه وجود نداشت چون ای شهر به ساحل نزدیک بود جوریان هوای ساحلی اقلیم اورا بسیار گوارا ساخته بود بر علاوه انطاکیا یک شهر بین الملری هم بود در بازارهای انطاکیا هر چیز از چار گوشه دنیا پیدا می شد در ای شهر آدم رسم و رواج های مختلف هم می دید در شهر چار طبقه مردم زندگی می کند باشندگان اصلی که مردم سوریه بودند گروه دوم یونانی های بودند که ای شهر را تاسیز کده بودند گروه سوم رومی ها یعنی حکم روایان نو بودند و گروه چارم یهودیان بودند که از خود شوراه هم داشتند ای شهر در بد اخلاقی در او وقت نمونه بود ای شهر از لحاظ سپورت ها و مخصوصا مسابقه گادیدوانی بسیار مشهور بود اما شورت اصلی ای شهر موجودیت بود کدهی به نام الهه دفنی بود که در بیرون شهر در بین درختان انبوه موقعیت داشت در ای بود کده تعداد زیاد الهه ها یعنی زنها زندگی می کند که بد اخلاقی وظیفه دینی اونا بود یکی از خصوصیات مردم ای شهر تنزگوی و نام ماندن سر هر کس بود یکدفع وقتی که امپراتوری روم به نام جولیوس به ای شهر آمد بخاطر که ریش دراست مثل فیلسوفان قدیم داشت مردم سر او نام بزه ماندن وقتی که او خواست مثل گذشته قربانی حیوانات را واجب تا نام او را قصاب ماندن مردم انتاکیه با وجود که زنددل بودن اما یک خصوصیت خراب داشتن که به هیچ کس احترام و عزت قائل نبودن ما بخاطر دباری ای شهر جیاد مرومت دادیم که در صحبت های آینده خود به نام ای شهر جیاد برمیخوریم خوب آل جاوید جان آیت 20 تا 24 را بخوانید ولی در میان ایشان چند نفر از احالی قبرس و قیروان نیز بودن که بماز رسیدن به انتاکیه با یونانیان به گفتگو پرداختن و دباری ایسای خداوند بشارت دادن قدرت خداوند با ایشان بود و ایده زیاد ایمان آورده به خداوند روی آوردن ای خبر در اوروشلیم به کلیسا رسید و در نتیجه برنابا وظیفه یافت که به انتاکیه سفر نماید وقت او به آنجا رسید و برکات خدا را با چشم خود دید شاطمان شد و آنان را تشویق و نصیت میکرد که از دل و جان در وفاداری نسبت به خداوند استوار بمانند او مرد نیکوکار و پراز روح القدس و ایمان بود پس ایده زیادی به خداوند ایمان آوردن در بین ایمانداران که از اوروشلیم پراغنده شده و به شهر انتاکیه که پیشتر دباری او معلومات دادیم آمدن چند نفر از قبرس و قیروان بودن قیروان در او زمانه یک شهر نسبت قلان بود و در شمال افریقا که فیرن کشور لیبیاست موقعیت داشت ای ایمانداران وقتی که به انتاکیه رسیدن بدون ای که از کسی هدایت بگیرن شروع و بشارت دادن انجیل به غیر یهودیان یونانی کردن قدرت خدا به اونا قوت می بخشید و خدمتشان را مسمرتر می ساخت از ای خاطر تعداد زیادی مردم ایمان آوردن و پیرم خدای حقیقی شدن از جمله کسایی که ایمان آوردن اکثرشان غیر یهودی بودن چون انتاکیه اصلا خودش یک شهر غیر یهودی بود دو وقت کلیسای اورشلیم حیثیت کلیسای مادر داشت و امور کلیساهای نوتاسیس را نظارت میکد وقتی که کلیسای اورشلیم اطلاع پیدا کده که تعداد زیادی غیر یهودیان به ایسای مسیح ایمان آوردن برنابا را بر معلوم کدن حقایق به او جا روان کدن برنابا اموطور که معنی نام او تشویق کننده بود او عملا هم شخص بسیار تشویق کننده بر ایمانداران بود او از ای حسادت نداشت که چرا غیر یهودیان به ایسای مسیح ایمان میرند او به ایمانداران نصیحت میکد و اونا را در ایمانشان تشویق و تقویه میکد که بخاطر ای خدمت او تعداد زیاد ایسای مسیح را به حیث نجات دهنده خود قبول کدند خوب جاوید جان آله آیات 25 و 26 را بخانید بعد از آن برنابا به شهر ترسوس رفت تا شاول را پیدا کند پس او را یافته به انتاکیه آورد و مدت یک سال تمام با ایمانداران جمع می شدند و ایده بسیار را تعلیم می دادند در انتاکیه بود که برای اولین بار پیروان ایسا را مسیحی نامیدند برنابا بر ای که بر خود همکار پیدا کند تا در تعلیم و خدمت به او کمک کند به فکر شاول شد او خبر داشت که شاول در ترسوس هست ترسوس بطن شاول ویا پولس بود برنابا شاول را در ترسوس پیدا کند و امروی خود به انتاکیه آورد اونا یک سال مشترکند در کلیسای انتاکیه خدمت کدند و در این دوران کلیسای انتاکیه رشد کرد انتاکیه برنابا جایز که اولین بار پیروان ایسا مسیحی را به نام مسیحی یاد کدند تاوره که پیشتر در وقت معلومات در باره شهر انتاکیه گفتیم که مردم این شهر شخطب بودند و سر هر کس نام می موندند شاید این نام هم از روی شخی مونده باشند مسیحی یعنی کسی که از مسیحی پیروی می کند ما که به ایسا مسیحی ایمان داریم اساسی ترین رابطه ما با خداوند ما ایسا مسیحی هست ما پیشتر ازی که افغان و ایرانی و یا امریکایی یاد شویم بیتر از که اول به نام مسیحی یعنی مسیحی یاد شویم از خداوند آرزو میکنم که کار و زندگی عملی هر یکی ما نوسیلی توحین این نام بلکه مثل آینه ای تمام نمای مسیح باعث جلال دادن خداوند ما ایسای مسیح باشه خوب جاوید جان آره آیات 27 تاسیره بخوانید در امین اول چند نفر نبی از عروشلیم به انتاکیا وارد شدند یکی از آنان که آقا بوس نام داشت برخواست و با احلام رو قطی سخت و دنیاگیر را پیشگویی کرد این قطی در زمان سلطنت کلودوس امپراتور واقع شد از این نظر شاگردان تصمیم گرفتن که هر کس به قدر توانایی خود آنه را برای یاران و برادران مقیم یعودیه بفرستن چونین کردن آنه را به دست برنابا و شاول سپردن تا به رحبران کلیس های عروشلیم تقدیم کنند قطی سختی که توسط آقا بوس نبود شد لقا نوسنده اعمال رسولان در بارش تذکر داد و میگه که این قطی در زمان کلودوس امپراتور واقع شد کلودوس بین سالهای 41 تا 54 ملادی امپراتور روم بود تاریخ نویس های دگه هم واقع شدن این قطی را در نوشته های خود صفت کردن از لحاظ موقعیت جگرافیوی که عروشلیم و مناطق اطراف او داشت در دوران قطی همیشه زیاد صدمه میدید از این خاطر ایماندارای جای دیگر به ایماندارای عروشلیم آهانت جمع کده روان میکدن یکی از افتخارات دیگه شهر انتاکیه ایست که اولین دفع در این شهر ایمانداران بر دستگیری ایمانداران ببذارت آهانت جمع کدن شاول و یا پولس رسول چیزهای زیادی را در باری جمع کدن آهانت در انتاکیه یاد گرفت پس آنها او اصول جمع کدن آهانت را در کلیسه های دیگر هم رواج داد ایمانداران انتاکیه هر یک به اندازه توان خود آهانت جمع کده او را به دستی برنابا و شاول به اورشلیم روان کدن کلیسه های جهانی ایسای مسیح یک بدن است ایمانداران به مسیح در هر جایی که باشن عزای این بدن است به این خاطر دردرت و رنگ و خوشی و کامیابی بین خود شریک است کمک مالی به ایمانداران ضرورتمند و یا تشویق معنوی و دعا بر یک دیگر نموناهای عملی عزای یک بدن بودن است از خدا من آرزو میکنیم که ما ایمانداران افغان با این رویه با یک دیگر روابط داشته باشیم کلام خدا می فرماید که دادن نسبت بگرفتن افضل تر است ما و شما ایمانداران افغان هم خوب است یاد بگیریم که بخشنده باشیم مهم نیست که ما باید حتما سروتمند باشیم ما می تانیم به اندازه توان خود آهانه بتیم و یا به دیگرها کمک کنیم در حاله که ایسای مسیح می دید که مردم اعانه می تن و یک بیوزن فقیر صرف دو سکه اعانه داد با دیدن اونا ایسای مسیح فرمود به یقین پدانید که این بیوزن فقیر بیش از همه کسانه که در صندوق پول انداختن پول داده است چون آنها از آنچه که برای آن مسرفی نداشتن دادن اما او با وجود تنگدستی هرچی داشت یعنی تمام معاش خود را اعانه داد موسیقی شنونده های مهربان این بود بررامه این نوبت ما که تقدیم اتان شد تا بررامه اینده که باز در خدمت شما عزیزان قرار می گیریم همه ایتان را به خداونده مهربان می سپاریم ایسا تو این آنو هنچشمه حیات حادی به سوی حق و آتی نجات تو این فرزند جا بدانی خدا تنها شفیه آسیاننده سما تو این امید و زندگی هم ایسا تنها به فیز خود نگهداری مرا در من نباشد هیچ ثوابی جز خطا تو بخشی درد جسم و روحم را شفا آه محبوبم ایسا ایسا فرزند خدا ایسا تو اینو رو کلامه ی خدا بردار سفوج ملاعق و انبیان اینه قدرت آسمان در دست تو مرگو حیات ما فقط به خواست تو مرگو حیات ما فقط به خواست تو تو این امید و زندگی هم ایسا تنها به فیز خود نگهداری مرا در من نباشد هیچ ثوابی جز خطا تو بخشی درد جسم و روحم را شفا تو این امید و زندگی هم ایسا تنها به فیز خود نگهداری مرا در من نباشد هیچ ثوابی جز خطا هر روز ساعت هفت ساب با وقت افغانستان روی موج کوتاه سی و یک میتر بیند مطابق به نو هزار و هفت صدا بیست و پنج کلو هرژ و هر شب ساعت هفت و سی دقیقه روی موج کوتاه سی و یک میتر بیند مطابق به نو هزار و هشت صدا سی کلو هرژ میشنوید همچنان شما میتوانید نشارات صدا زندگی را ساعت هشت شب با وقت افغانستان در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روی موج متوسط یک هزار و دو صدا پینجا و یک کلو هرژ بشنوید خواهش مندیم تا نظریات پیشنادها و سوالهایتان را با آدرس زهل برای ما گسیل دارید صدای زندگی صندوق پوستی ۷۰۰ جی پی او لاهر پاکستان دوست مرگو حیات ما فقط به خواست دوست مرگو حیات ما فقط به خواست دوست توی امید و زندگی همه ای تو تنها به فیز خود نگه داری مرا در من نباشد هیچ ثبابی جز خطا تو بخشی درده جسم و روه ما شفا توی امید و زندگی همه ای تو تنها به فیز خود نگه داری مرا در من نباشد هیچ ثبابی جز خطا تو بخشی درده جسم و روه ما شفا محبوبم ایسا ایسا فرزنده خدا محبوبم ایسا ایسا فرزنده خدا محبوبم ایسا