۳۰ دقیقې
۳ اګست ۲۰۱۷
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ با سلام با گرمی بهاران و همچونوای بلبلان که در چمنزاران به نغم سرایی میپردازند در خدمت شما دوستداران برنامه هزار گل برگ قرار میگیریم و شما را به برنامه این اوبدخش خوش آمدید میگیم امیدواریم که احترامات ما بدرقه راه تان باشد و لحظههای تان شاد و مسردبار باد به امی امیدواری بیاین دریچه برنامه هزار گل برگ را بخشاییم و داشتههای این اوبد از هر گل برگ را امچو گلهای رنگین به نوازش بگیریم شنوندگی با دیانت برنامه این اوبد از هر گل برگ را با این مطالب زیند بسته ایم قسمت چهارم داستان ستاره مطلب معلوماتی معرفی زبور داود و موسیقی همید تکان خارد و بیدار شد صدای لاری که با آهستگی بالا میشد او را بیدار ساخت در جستجوی مشگان شد دید که او کنار پایش نشسته است او مشگان را بغل کرد و به پشت خود بسته کرد و با احتیاط از سرک پایین شد در گولایی لاریها باید سرعت خود را کم میکردند چون بعد از آن باید در کو بالا میرفتند اگر اجلا میکرد فرصت داشت پشت یکی از آنها بالا شود اگر چانس میآورد مردان که در پشت لاری نشسته بودند به او اجازه میدادند که تا شهر همراهشان باشد همید هرگز شهر بزرگ را ندیده بود اما میدانست که لاریها با آن جا میروند او دیده بود که چطور لاریها با آرامی از میان ده میگذشتند و مرغهها و بزهها از پیششان فرار میکردند همید لاری را دید که میآید او خود را آماده دویدن کرد وقت لاری سرعتش را کم کرد همید از لای درختها دوید و زنجیر را که در پشت موتر لاری آویزان بود گرفت کوشش کرد بالا شود و به اولین زینه برسد اما پایش نرسید همید و محکم رای سرک افتاد و زانوهایش رای سنگهای تیز خراشیده شدند مشگان که نمی فهمید چی شده با صدای بلند گریه کرد همید لنگ لنگان به کنار سرک آمد و گفت آرام شو خوارجان گریان نکو نکو گریان یک دفع دیگه کوشش میکنم من بالا میشم تو من را خوب ماکن بگی در یک لاری کلان سوار میشیم خو خوارجان باز ما تو را یک توتانان میتوم که بخوری آرام شو لاری بعدی به گولایی نزدیک شد همید خودش را آماده کرد و این بار از نزدیک متوجه بود تا لاری از گولایی دور خورد همید دوید و این بار توانست روی زینه موتر بالا شد همید در پشت موتر لاری با مشگان یک جا نشست لاری از سرکهای خامه در کوها بالا و بالاتر میرفت همید میتوانست در بالای کو در رعی را که در آن بزرگ شده بود بیبیند وقت درد پاهای خستش آرام شد و آفتاب هوای سرد ساب را گرمتر ساخت همید از این که توانست در پشت لاری بالا شد احساس لذت میکرد او نگاه بسرک کرد و تعداد گولاییهای را که لاری از آنها تیر شده بود و بالا رفته بود حساب کرد همید گفت اوههی ما چقدر بالا شدیم کاش که میتوانستی بیبینی مشگان جان دره در زیر پای ماست قریه ما مثل یک تپ مرچه ملوم میشد ما هال در سر کو بالا میریم مادرم میگفت که او طرف کوا یک شعر بسیار کلان است کلان تر از هر چیز که تا بالا دیدی چیزای دیدنی بسیار زیاد در اونجاست همید همان طور که از بالای لاری با پایین میدید لپخند زد اگرچه کمه هم ترسیده بود با این حال بسیار حیجان انگیز بود کم کم مشگان از بعد که بسورتش میخارد خست شد و شروع و نقنق کرد همید کمه نان خاشک با او داد و او آرام شد و استکانهای لاری که در آن صبح طولانی از کوها بالا میرفت لذت برد نزدیک چاشد لاری در یک شعر کوچک و بیروبار استاده کرد دریور و کلینر برای نان خوردن به سماوار کوچکی رفتند همید با احتیاط مشگان را بغل کرد و از سمت دیگر پایین آمد با اجلا به نانوایی آن طرف کوچه رفت و یک دانه نان خرید که بخورند بعدن از کوزه آب که در کنار سرک بود به مشگان کمه آب داد و با اجلا بلاری پس رفت نمی خواست جایی را که داشت از دست بلهد با دقیقت نگاه کرد که کسی او را نبیند و سپس باز از روی بارها بالا رفت مشگان را در سراخ کوچک پنهان کرد آرام دراز بکشت بسیار آرام باش بسیار آرام مردها بعد از این که بشقاب هایشان را با نان پاک کردند و چای را خوردند با صاحب سماوار خداحافظی کردند و به طرف لاری آمدند بعد از چند سلف موتر روشن شد و لاری به آرامی از محل بازار خارج شد پس از خارج شدن از شهر سرعتشان را بیشتر کردند حمید خوابش گرفت و بزودی او هم پهلوی خواهر کوچکش به خواب رفت در تنگهها بخانیم خداونده و دوست را از هر دق میرهاند از غام و غسهها آزاد میسازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان نباشه دونه در من چون پنه هم مسیحه شادی و بچه نمویم چون روح هشته سنیه خاننده جد یک دگان آری از هر گنار آری از رنج و درتار به نور و آبار دگان پوریه روح و شادی از ربطنم نمویم دمنیس جان و روان نمویدم خدایم آزاد میسازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان نباشه دونه در من چون پنه هم مسیحه شادی و بچه نمویم چون روح هشته سنیه موسیقی آزاد میسازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان نباشه دونه در من چون پنه هم مسیحه شادی و بچه نمویم چون روح هشته سنیه آزاد میسازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان نباشه دونه در من چون پنه هم مسیحه شادی و بچه نمویم چون روح هشته سنیه آزاد میسازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان نباشه دونه در من چون پنه هم مسیحه شادی و بچه نمویم چون روح هشته سنیه آزاد میسازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان آزاد میسازد مرا گر بوده من در چنگ شیطان آباره با سرگردان آزاد میسازد مرا گر بوده من در چنگ شیطان آباره با سرگردان بهی سرشار از ویتامینای ای و بی و دارای املای آهاکی میباشه برای اشخاص که زاییات ریاوی یا شش دارن بسیار مفید است بهی را توتا توتا کده در او با جوشانین از او یک جوشانده قوی به دست میآید در این حال که قابض است در مورد که عمل حضم نیز به زحمت صورت میگیرد مصرف میشد به مقدار وزن او بیهی برا اضافه کنین و باز با جوشانین تا به قوان برسد خوردن و درفت ورم شدید اما فوق قلاده مهم است میدونین به نیم گلاس او بهی دانای و طرمigs بهی ہے است reversed به نیم دنیای لطف mij شیری drag است اگر 30 گرام شکوفی تازه یا خشک بهی را در یک لیتر آو تعم داده و به کسایی که صرفه میکنند داده شده مالجه میشند اگر باید دمکده شکوفی بهی عرق شکوفی نارنج مخلوط شده و به کسایی که خو ندارند داده شده به خو عمیق فروخت رفتند برای رفت چین خوردگی پست صورت بهی را کمی در عرق شکوفی نارنج تر کده و امرای او صورت تانه بامالند میگند چند دانه بهی را توتا توتا کده در بین کم آو جوش داده بعد به اندازه وزن او بره اضافه شده و دوباره جوش داده شده تا به خوان برسد مربای که به دست میآید خوردن و بره ترشی خون بسیار مفید است میگند راب بهی دانه بره نرم کدن سینه و علاج صرفه بسیار مشهور است بر علاوه میده را نرم میسازد صرفه خشک آسان میسازد و خارش گلون هم کم میکند حرارت میده و توه تسکین داده سوزش دان و زبان برترفت میکند همچنان جویدن بیی دانه کندی دندان رفع میکند یک خشک بیی دانه را در یک پیاله آو تر کده بسبای او را از صافه تیر کنین آو خلیزی که به دست میآید اگر بروی ترقیدگی دست پای سختگی پوست چند روز متعاطر مالش داده شده شده او را برترفت میکند بسیار خوب میگند چل الا پینجا گرام برگ تازی بیی را که تقریبا برابر با یک مشت میشد در یک لیتر آو جوش شده و بره بیس تا بیست پین دقیقه بانین که دم بکشم و بعد از او را صاف کنین و بعد او را همراه بره یا آسل مخلوط کنین تا شیرین شده اگر از محلول او دو خشک خورده شده بره بیخوی بره اسابانیت و صلفه بسیار مفیده شده بسیار زیاد تشکر آقای شاید از این متلب جالب و بسیار مفیده تان زنده باشین تشکر خوب شنومدههای عزیز شما برنامه از هر گل برگ را میشنوین اگر شما متلب یا شیر یا فقاهی و یا موضوع جالب دارین و میخواین که از طریق این برنامه نشه شده لطفا متالب تانه برما از طریق پوست ارسال کنین آدرس پوستی ما رادیو صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان بله و اگر به ایمیل دسترسی دارین متلب تانه میتانین از طریق ایمیل برما بفرستین توجه کنین به ایمیل آدرس ما و همچنان شما میتانین از طریق تیلیفون همراهی ما به تماس شوین و متلب تانه از طریق تیلیفون برما بگوین و ما او را در برنامه خود میگنجانیم توجه کنین به نمبر تیلیفون ما بله دستای میروان اما تر وقت برما زنگ میزنین بگوین که متلب دارین بر برنامه هزهر گل برگه خوب دوستهای گرامی امیال ما در استادیو خود مهمان بسیار عزیز داریم که دست خالی هم نامدن خوب داود جان به برنامه هزهر گل برگه خوش آمدین تشکرم کارای عزیز که من را دعوت کردیم تا چند لحظه دیگر همراه شما سپری کنم بسیار خوب خوب من قسمت میبینم در دستان کتاب هست میشه که در مورد ایزی برما چی بگوین که چی را امرایتان آوردین بسیار خوب کتاب را که آوردیم کتاب مزامیر میباشه که عبارت از مجموعه اشار هزرت داود هست ای کتاب جز امده کتاب مقدس هست کتاب زبور دارای 150 قطع شعر هست تعداد زیاد ای اشار هزرت داود و هزرت سلیمان نشت کردن مزامیر یکی از مهمترین کتابهای کتاب مقدس هست دقیقت از مزامیر از تمام کتاب دیگه که در انجیل زیاد نقل قول شده مزامیر پر از احساسات و در باری مسایل روزمره زندگی فرد ایماندار و خدا ترس گرد میزنه در مزامیر هزرت داود ما در باری مشکلات، سختیا، گناه و بخشش، غم و شادی میخوانیم ای اصلا مهم نیست که شما در چی آلت قرار داریم دالت خوشی یا غم، کامیابی یا ناکامی، سرحال یا مریض در مزامیر مطلب یا موضوعی برای شما وجود دارد ما پیروای یسای مسیح، مزامیر یا اشاره هزرت داود برای رشد روحانی خود استفاده میکنیم در کلیسهها، این مزامیر جز امده محفل عبادت پیروای یسای مسیح میباشند در مزامیر میبینیم که خداوند در روح باید عبادت کنیم و اگر در این حالت از خداوند چیز را درخواست کنیم، دعای ما شنیده خواد شد در مزامیر ما میتانیم از طریقه مختلف با خداوند گره بزنیم مثلا با دعا، نیایش، اعتراف به گناههای خود و حتی شکر گذارید از هزارا سال مزامیر حضرت داود باعث خوشنودی و دلگرمی پیروای یسای مسیح بودند و ما امیدواریم که دعاینده شما شنوندهای گرامی نیز از این احشاعها را آله بهرمند شده و لذت ببرین میفهمین دوستا، طویلترین و گوتاترین فصل کتاب مقدس در مزامیر است مزمور 119 طویلترین فصل کتاب مقدس و مزمور 117 گوتاترین فصل کتاب مقدس میباشند مزامیر در قسمت وسط کتاب مقدس قرار داره آیه هشتوم مزمور 118 کاملا در وسط کتاب مقدس قرار داره در قلب کتاب مقدس چی فکر میکنین چطور است که آیه را یک جای با هم بخوانیم؟ بسیار خوب است، چرا نمیخوانیم ایشا؟ به خداوند پنا بردن بهتر است از توکل نمودن به انسانها یکی از مشهورترین مزمور مزامیر مزمور 23م میباشه که دباره خداوند به حیث چوبان نیکو حرف میکنه یکی از مهمترین مزامیر مزمور 51م میباشه که به نام طلب آمرزش یاد میشه در این مزمور حضرت داود متوجه گناه خود میشه و او را اعتراف کرده از خداوند خواهان آمرزش گناه خود میشه انوان مزمور 42م دعای شخص پریشان نام داره در آیه 11 و 12 این مزمور ایتر ذکر شده ای جان من چرا افسرده شده ای و چرا در من پریشان گشته ای بر خدا امید داشته باش زیرا که او را دوباره ستایش خواهم کرد که نجات روح من و خدای من است آمین خب دستهی عزیز بیاین که یک جای امرای شنواندهای خود به یک مزمور قشنگ گوش بدهیم میسیا خوب میشنید مزمور 51م طلب آمرزش مزمور از داود او این مزمور را وقت نوشت که ناطان نبی نزد او آمد و او را به سبب زنا با بدشبه زن اوریا و کشتن خود اوریا سرزنش کرد ای خدا متابق رحمت خود به من رحم فرما و متابق شفقت به پایانت گناهان امرا محساس من را از شرارتم کاملا شست شده و از گناه هم من را پاکن من به نفرمانی خود اعتراف میکنم و گناه هم همیشه در نظر من است به تو و به تو تنها گناه ورزیده و در نظر تو این بدی را کردم و از کلام تو در مورد من راست و داوری تو علیه من آدلانه است من گناهکار به دنیا آمدم و از همان لحظه که نطفهم در رحم مادرم بسته شد گناه همراه من بوده است تو خواهان صداقت باطنی هستی پس حکمت را در قلب من بمن بیاموز من را بابطهی زوفا پاک کن تا طاهر شوم من را شست شو کن تا از برف سفیه تر گردم خوشی و خورمی را بمن بشنوان تا وجود شکستم دوباره به وجد آید روی خود را از گناه هم بپوشان و همهی خطاهایم را ماه کن ای خدا دل پاک در من بیافرین و روح راستی را در باطنم تازه گردان من را از حضور خود مران و روح قدوس خود را از من مگیر خوشی نجات را بمن بازده و روح ماهل و متی را در من ایجاد کن انگاه طریق ترا به خطاکاران میاموزن و گناهکاران به سوی تو بر میگردن من را از جرم خون نجات دهی ای خدایی که خدای نجات من هستی تا زبانم سرود عدالت ترا بسر آید خداونده لبهایم را باز کن تا زبانم ستایش ترا بیان کند زیرا تو قربانی را دوست نداشتی ورنه تقدیم میکردن قربانی سختنی را پسند نکردی قربانی مورد پسند خدا روح شکسته است خدایا تو دل شکسته و فروتن را خوار نخواهی شما بر ازامندی خود بر صحیون احسان فرما و دیوارهای اورشلیم را آباد کن آنگاه از قربانیهای عدالت و قربانیهای سختنی رازی خواهی شد و بر قربانگاه تو گاوها را تقدیم خواهند کرد شنوندههای عزیز برنامه این عوض از هر گل برگره به پایان میرسانیم و همه شما دوستها را به خداوند ما ایسای مسیمی سپاریم خدا نگهدارتان دوستهای میروان