"Blind Sitara" - Part 4

  30 minutes

  3 August 2017

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

PYM JBZ با سلام با گرمی بهاران و همچونوای بلبلان که در چمنزاران به نغم سرایی می پردازند در خدمت شما دوستداران برنامه هزار گل برگ قرار می گیریم و شما را به برنامه این اوبدخش خوش آمدید می گیم امیدواریم که احترامات ما بدرقه راه تان باشد و لحظه های تان شاد و مسردبار باد به امی امیدواری بیاین دریچه برنامه هزار گل برگ را بخشاییم و داشته های این اوبد از هر گل برگ را امچو گل های رنگین به نوازش بگیریم شنوندگی با دیانت برنامه این اوبد از هر گل برگ را با این مطالب زیند بسته ایم قسمت چهارم داستان ستاره مطلب معلوماتی معرفی زبور داود و موسیقی همید تکان خارد و بیدار شد صدای لاری که با آهستگی بالا می شد او را بیدار ساخت در جستجوی مشگان شد دید که او کنار پایش نشسته است او مشگان را بغل کرد و به پشت خود بسته کرد و با احتیاط از سرک پایین شد در گولایی لاری ها باید سرعت خود را کم می کردند چون بعد از آن باید در کو بالا می رفتند اگر اجلا می کرد فرصت داشت پشت یکی از آنها بالا شود اگر چانس می آورد مردان که در پشت لاری نشسته بودند به او اجازه می دادند که تا شهر همراهشان باشد همید هرگز شهر بزرگ را ندیده بود اما می دانست که لاری ها با آن جا می روند او دیده بود که چطور لاری ها با آرامی از میان ده می گذشتند و مرغه ها و بزه ها از پیششان فرار می کردند همید لاری را دید که می آید او خود را آماده دویدن کرد وقت لاری سرعتش را کم کرد همید از لای درخت ها دوید و زنجیر را که در پشت موتر لاری آویزان بود گرفت کوشش کرد بالا شود و به اولین زینه برسد اما پایش نرسید همید و محکم رای سرک افتاد و زانوهایش رای سنگهای تیز خراشیده شدند مشگان که نمی فهمید چی شده با صدای بلند گریه کرد همید لنگ لنگان به کنار سرک آمد و گفت آرام شو خوارجان گریان نکو نکو گریان یک دفع دیگه کوشش میکنم من بالا می شم تو من را خوب ماکن بگی در یک لاری کلان سوار می شیم خو خوارجان باز ما تو را یک توتانان می توم که بخوری آرام شو لاری بعدی به گولایی نزدیک شد همید خودش را آماده کرد و این بار از نزدیک متوجه بود تا لاری از گولایی دور خورد همید دوید و این بار توانست روی زینه موتر بالا شد همید در پشت موتر لاری با مشگان یک جا نشست لاری از سرک های خامه در کوها بالا و بالاتر می رفت همید می توانست در بالای کو در رعی را که در آن بزرگ شده بود بیبیند وقت درد پاهای خستش آرام شد و آفتاب هوای سرد ساب را گرمتر ساخت همید از این که توانست در پشت لاری بالا شد احساس لذت می کرد او نگاه بسرک کرد و تعداد گولایی های را که لاری از آنها تیر شده بود و بالا رفته بود حساب کرد همید گفت اوههی ما چقدر بالا شدیم کاش که می توانستی بیبینی مشگان جان دره در زیر پای ماست قریه ما مثل یک تپ مرچه ملوم می شد ما هال در سر کو بالا می ریم مادرم می گفت که او طرف کوا یک شعر بسیار کلان است کلان تر از هر چیز که تا بالا دیدی چیزای دیدنی بسیار زیاد در اونجاست همید همان طور که از بالای لاری با پایین می دید لپخند زد اگرچه کمه هم ترسیده بود با این حال بسیار حیجان انگیز بود کم کم مشگان از بعد که بسورتش می خارد خست شد و شروع و نقنق کرد همید کمه نان خاشک با او داد و او آرام شد و استکانهای لاری که در آن صبح طولانی از کوها بالا می رفت لذت برد نزدیک چاشد لاری در یک شعر کوچک و بیروبار استاده کرد دریور و کلینر برای نان خوردن به سماوار کوچکی رفتند همید با احتیاط مشگان را بغل کرد و از سمت دیگر پایین آمد با اجلا به نانوایی آن طرف کوچه رفت و یک دانه نان خرید که بخورند بعدن از کوزه آب که در کنار سرک بود به مشگان کمه آب داد و با اجلا بلاری پس رفت نمی خواست جایی را که داشت از دست بلهد با دقیقت نگاه کرد که کسی او را نبیند و سپس باز از روی بارها بالا رفت مشگان را در سراخ کوچک پنهان کرد آرام دراز بکشت بسیار آرام باش بسیار آرام مرد ها بعد از این که بشقاب هایشان را با نان پاک کردند و چای را خوردند با صاحب سماوار خداحافظی کردند و به طرف لاری آمدند بعد از چند سلف موتر روشن شد و لاری به آرامی از محل بازار خارج شد پس از خارج شدن از شهر سرعتشان را بیشتر کردند حمید خوابش گرفت و بزودی او هم پهلوی خواهر کوچکش به خواب رفت در تنگه ها بخانیم خداونده و دوست را از هر دق می رهاند از غام و غسه ها آزاد می سازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان نباشه دونه در من چون پنه هم مسیحه شادی و بچه نمویم چون روح هشته سنیه خاننده جد یک دگان آری از هر گنار آری از رنج و درتار به نور و آبار دگان پوریه روح و شادی از ربطنم نمویم دمنیس جان و روان نمویدم خدایم آزاد می سازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان نباشه دونه در من چون پنه هم مسیحه شادی و بچه نمویم چون روح هشته سنیه موسیقی آزاد می سازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان نباشه دونه در من چون پنه هم مسیحه شادی و بچه نمویم چون روح هشته سنیه آزاد می سازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان نباشه دونه در من چون پنه هم مسیحه شادی و بچه نمویم چون روح هشته سنیه آزاد می سازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان نباشه دونه در من چون پنه هم مسیحه شادی و بچه نمویم چون روح هشته سنیه آزاد می سازد مرا گر بوده من در گنار بسته در چنگ شیطان آباره با سرگردان آزاد می سازد مرا گر بوده من در چنگ شیطان آباره با سرگردان آزاد می سازد مرا گر بوده من در چنگ شیطان آباره با سرگردان بهی سرشار از ویتامینای ای و بی و دارای املای آهاکی می باشه برای اشخاص که زاییات ریاوی یا شش دارن بسیار مفید است بهی را توتا توتا کده در او با جوشانین از او یک جوشانده قوی به دست می آید در این حال که قابض است در مورد که عمل حضم نیز به زحمت صورت می گیرد مصرف می شد به مقدار وزن او بیهی برا اضافه کنین و باز با جوشانین تا به قوان برسد خوردن و درفت ورم شدید اما فوق قلاده مهم است می دونین به نیم گلاس او بهی دانای و طرمigs بهی ہے است reversed به نیم دنیای لطف mij شیری drag است اگر 30 گرام شکوفی تازه یا خشک بهی را در یک لیتر آو تعم داده و به کسایی که صرفه می کنند داده شده مالجه می شند اگر باید دمکده شکوفی بهی عرق شکوفی نارنج مخلوط شده و به کسایی که خو ندارند داده شده به خو عمیق فروخت رفتند برای رفت چین خوردگی پست صورت بهی را کمی در عرق شکوفی نارنج تر کده و امرای او صورت تانه بامالند می گند چند دانه بهی را توتا توتا کده در بین کم آو جوش داده بعد به اندازه وزن او بره اضافه شده و دوباره جوش داده شده تا به خوان برسد مربای که به دست می آید خوردن و بره ترشی خون بسیار مفید است می گند راب بهی دانه بره نرم کدن سینه و علاج صرفه بسیار مشهور است بر علاوه میده را نرم می سازد صرفه خشک آسان می سازد و خارش گلون هم کم می کند حرارت میده و توه تسکین داده سوزش دان و زبان برترفت می کند همچنان جویدن بیی دانه کندی دندان رفع می کند یک خشک بیی دانه را در یک پیاله آو تر کده بسبای او را از صافه تیر کنین آو خلیزی که به دست می آید اگر بروی ترقیدگی دست پای سختگی پوست چند روز متعاطر مالش داده شده شده او را برترفت می کند بسیار خوب می گند چل الا پینجا گرام برگ تازی بیی را که تقریبا برابر با یک مشت می شد در یک لیتر آو جوش شده و بره بیس تا بیست پین دقیقه بانین که دم بکشم و بعد از او را صاف کنین و بعد او را همراه بره یا آسل مخلوط کنین تا شیرین شده اگر از محلول او دو خشک خورده شده بره بیخوی بره اسابانیت و صلفه بسیار مفیده شده بسیار زیاد تشکر آقای شاید از این متلب جالب و بسیار مفیده تان زنده باشین تشکر خوب شنومده های عزیز شما برنامه از هر گل برگ را می شنوین اگر شما متلب یا شیر یا فقاهی و یا موضوع جالب دارین و می خواین که از طریق این برنامه نشه شده لطفا متالب تانه برما از طریق پوست ارسال کنین آدرس پوستی ما رادیو صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان بله و اگر به ایمیل دسترسی دارین متلب تانه می تانین از طریق ایمیل برما بفرستین توجه کنین به ایمیل آدرس ما و همچنان شما می تانین از طریق تیلیفون همراهی ما به تماس شوین و متلب تانه از طریق تیلیفون برما بگوین و ما او را در برنامه خود می گنجانیم توجه کنین به نمبر تیلیفون ما بله دستای می روان اما تر وقت برما زنگ می زنین بگوین که متلب دارین بر برنامه هزهر گل برگه خوب دوست های گرامی امیال ما در استادیو خود مهمان بسیار عزیز داریم که دست خالی هم نامدن خوب داود جان به برنامه هزهر گل برگه خوش آمدین تشکرم کارای عزیز که من را دعوت کردیم تا چند لحظه دیگر همراه شما سپری کنم بسیار خوب خوب من قسمت می بینم در دستان کتاب هست میشه که در مورد ایزی برما چی بگوین که چی را امرایتان آوردین بسیار خوب کتاب را که آوردیم کتاب مزامیر می باشه که عبارت از مجموعه اشار هزرت داود هست ای کتاب جز امده کتاب مقدس هست کتاب زبور دارای 150 قطع شعر هست تعداد زیاد ای اشار هزرت داود و هزرت سلیمان نشت کردن مزامیر یکی از مهمترین کتاب های کتاب مقدس هست دقیقت از مزامیر از تمام کتاب دیگه که در انجیل زیاد نقل قول شده مزامیر پر از احساسات و در باری مسایل روزمره زندگی فرد ایماندار و خدا ترس گرد می زنه در مزامیر هزرت داود ما در باری مشکلات، سختیا، گناه و بخشش، غم و شادی می خوانیم ای اصلا مهم نیست که شما در چی آلت قرار داریم دالت خوشی یا غم، کامیابی یا ناکامی، سرحال یا مریض در مزامیر مطلب یا موضوعی برای شما وجود دارد ما پیروای یسای مسیح، مزامیر یا اشاره هزرت داود برای رشد روحانی خود استفاده می کنیم در کلیسه ها، این مزامیر جز امده محفل عبادت پیروای یسای مسیح می باشند در مزامیر می بینیم که خداوند در روح باید عبادت کنیم و اگر در این حالت از خداوند چیز را درخواست کنیم، دعای ما شنیده خواد شد در مزامیر ما می تانیم از طریقه مختلف با خداوند گره بزنیم مثلا با دعا، نیایش، اعتراف به گناه های خود و حتی شکر گذارید از هزارا سال مزامیر حضرت داود باعث خوشنودی و دلگرمی پیروای یسای مسیح بودند و ما امیدواریم که دعاینده شما شنونده‌ای گرامی نیز از این احشاع‌ها را آله بهرمند شده و لذت ببرین می‌فهمین دوستا، طویل‌ترین و گوتا‌ترین فصل کتاب مقدس در مزامیر است مزمور 119 طویل‌ترین فصل کتاب مقدس و مزمور 117 گوتا‌ترین فصل کتاب مقدس می‌باشند مزامیر در قسمت وسط کتاب مقدس قرار داره آیه هشتوم مزمور 118 کاملا در وسط کتاب مقدس قرار داره در قلب کتاب مقدس چی فکر میکنین چطور است که آیه را یک جای با هم بخوانیم؟ بسیار خوب است، چرا نمی‌خوانیم ایشا؟ به خداوند پنا بردن بهتر است از توکل نمودن به انسانها یکی از مشهورترین مزمور مزامیر مزمور 23م می‌باشه که دباره خداوند به حیث چوبان نیکو حرف می‌کنه یکی از مهمترین مزامیر مزمور 51م می‌باشه که به نام طلب آمرزش یاد می‌شه در این مزمور حضرت داود متوجه گناه خود می‌شه و او را اعتراف کرده از خداوند خواهان آمرزش گناه خود می‌شه انوان مزمور 42م دعای شخص پریشان نام داره در آیه 11 و 12 این مزمور ایتر ذکر شده ای جان من چرا افسرده شده ای و چرا در من پریشان گشته ای بر خدا امید داشته باش زیرا که او را دوباره ستایش خواهم کرد که نجات روح من و خدای من است آمین خب دسته‌ی عزیز بیاین که یک جای امرای شنواندهای خود به یک مزمور قشنگ گوش بدهیم می‌سیا خوب می‌شنید مزمور 51م طلب آمرزش مزمور از داود او این مزمور را وقت نوشت که ناطان نبی نزد او آمد و او را به سبب زنا با بدشبه زن اوریا و کشتن خود اوریا سرزنش کرد ای خدا متابق رحمت خود به من رحم فرما و متابق شفقت به پایانت گناهان امرا محساس من را از شرارتم کاملا شست شده و از گناه هم من را پاکن من به نفرمانی خود اعتراف می‌کنم و گناه هم همیشه در نظر من است به تو و به تو تنها گناه ورزیده و در نظر تو این بدی را کردم و از کلام تو در مورد من راست و داوری تو علیه من آدلانه است من گناهکار به دنیا آمدم و از همان لحظه که نطفه‌م در رحم مادرم بسته شد گناه همراه من بوده است تو خواهان صداقت باطنی هستی پس حکمت را در قلب من بمن بیاموز من را بابطه‌ی زوفا پاک کن تا طاهر شوم من را شست شو کن تا از برف سفیه تر گردم خوشی و خورمی را بمن بشنوان تا وجود شکستم دوباره به وجد آید روی خود را از گناه هم بپوشان و همه‌ی خطاهایم را ماه کن ای خدا دل پاک در من بیافرین و روح راستی را در باطنم تازه گردان من را از حضور خود مران و روح قدوس خود را از من مگیر خوشی نجات را بمن بازده و روح ماهل و متی را در من ایجاد کن انگاه طریق ترا به خطاکاران میاموزن و گناهکاران به سوی تو بر میگردن من را از جرم خون نجات دهی ای خدایی که خدای نجات من هستی تا زبانم سرود عدالت ترا بسر آید خداونده لبهایم را باز کن تا زبانم ستایش ترا بیان کند زیرا تو قربانی را دوست نداشتی ورنه تقدیم می کردن قربانی سختنی را پسند نکردی قربانی مورد پسند خدا روح شکسته است خدایا تو دل شکسته و فروتن را خوار نخواهی شما بر ازامندی خود بر صحیون احسان فرما و دیوار های اورشلیم را آباد کن آنگاه از قربانی های عدالت و قربانی های سختنی رازی خواهی شد و بر قربانگاه تو گاو ها را تقدیم خواهند کرد شنونده های عزیز برنامه این عوض از هر گل برگره به پایان می رسانیم و همه شما دوست ها را به خداوند ما ایسای مسیمی سپاریم خدا نگهدارتان دوست های می روان