۳۸ دقیقې
۱۴ اپريل ۲۰۱۳
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
هفته پینجه و هشتم فراخاندگان خدا از صدای زندگی می شنوید دوست های مهربان سلام من سمیر هستم من مسیح هستم و از عیسای مسیح پیروی می کنم ما در یک کلیس های خانگی خداونده عبادت رو پرستش می کنیم وقتی که تعداد ما زیاد شد به دو گروپ تقسیم شدیم یک گروپ در خانه مجید جان و گروپ در خانه ما محفل عبادت خدا دایر می کنیم پیش ازی که محفل عبادت کلیس های خانگی شروع شده دعوت جان و مسود جان و مجید جان بین خواهد قصه می کنن من دیگه ایشا نمی فهمم اگر او کل پیسه من را نه تماندن ولاش نیستم برش نشان خود دارم که ما هم افغان هستم اگر نگرفتم مسود نخواد باشم او مسود جان الاتو چوباش هر چیز به آرامی حل می شه بگو که چی شده که ایقا قار هستی فراد وزیری رو خب می شناسی نی؟ آه آه او یک شرکت ساختمانی داره بیادرم می خواست که در پروژه ریشخور خانه بسازه خب ما امروی از او گفت دیدیم که ساختن خانه را امرویش قرارداد کنیم خب دیگه چی شد دیگه؟ وزیری در ظاهر بسیار آدم شیری زبان هست یک پای چربنر بسیارت یاد داره مگه بسیار تیز و چالاگ هست خب هر وقت که او را دیدیم از کرای خود قصه می کنه که چقدر پروژه را تکمیل کرده ای تحمیر ساخته او تحمیر ساخته برم گفتم ای را و میگه که خانه تو چیست که من خلاصش کرده نتانم خب اکس ها را برم که شید نشان داد دو بیادر که اینا ای پروژه را خلاص کردیم وقته که من از مردم در باری از او پرسان کردم خب اونا برم گفتن که او راستیان یک تکدار بسیار خوب هست خب خلاصه کتش گفتم و با یک قیمت به مافقه را سیدیم او گفت که یک سر را باید پیسه پیشکی بدی پیسه پیشکی را بر چی خواست؟ بر کار یا بر خریدن مواد ساختمانی؟ بر کارش ما و بیادرم مواد ساختمانی را خود ما می خوریم ای قسم برما هرزانتر تمام می شه خب باز پیسه را برش دادین؟ چی می کنیم دیگه دادیم سر از وان که نمی خواستیم خب زیاد تیلفون کرد و پشت خانه آمد که پیسه را بده ما چی می کنیم؟ مجبور شدیم برش دلک افغانی بدهیم و وان وادق کرد که در چند روز کار ما را شروع می کنه روزا و افتهاد تیر شد هر روز برش تیلفون می کنم مگرم او امروز صبح ها می کرد خب بلاخره ما و بیادرم دفترش رفتیم که موضوع را امروز شروع بروی گفت بزنیم ورسه که دفترش رفتیم ما را که دید ورخطا شد مثل موشوار غار می پولید که خودا کجا پود کنه اما ما و بیادرم امروز امتون نماندیم چیزه که دمیدان و محمد برش گفتیم چی میگی او بیادر؟ ما خب کدام کار خراب نکدیم خب حق خود ازش می خواستیم بلاخره کف مایی قدر کلان شد که نزدیک بود سپایخان شدیم اوه آه خود دیدم که ورقای قرارداد در سر میزش مانده گیست خب اموره گرفتم و پاره پاره کدم و دمی رویش زدم خب آه برش گفتم که اگر ما پویسه خودا قران قران از پیش توصول نکدم ما افغان نخواد بودم امتون برش گفتم خب ای گب شده آه در ای روزا واقعا که ایقدر خیانت رو در جان زدن هست آه که آدم نمیتونه سر کسی اعتماد کنه مسو جان چطور خود فهمیدی که او دروغ میگه و شما رو بازی میته شاید او واقعا کدام دلیل داشته که جود کار شما رو شروع نتانسته شما گفتین او هر افته یک بانه میکرد آه یا شاید بانه های او به جایی بوده اما شما واقعا براز او وقت دادین؟ چه میگی مجید جان هر دفعه که برش تیلفون میکردیم بله میگفت یک چند روز وقت بتین خب مگرم چند افته تیر شد اصلا او میخوای پیسی ما رو بخوره ما مجبور هستیم که پیسی خود رو بگیریم اهم ایقدر تیلفون کردن هم دل ما رو زد من به او بسیار عذر زاری کردم که کار ما رو شروع کنه آخر دیدم که او هم پیسی ما رو میخوره و هم ما رو پیش از خود و بیگانه بیاب رو میسازه من به بیادرم گفتم پیش ازی که اوی کار رو بکنه ما باید که او رو بیاب و بیپرده بسازیم بس بود دیگر چخه پیشی حضر کنیم ما تصمیم گرفتیم ولو که پیسی ما به دست ما بیایی یا نیایی او رو ایقدر بیاب کنیم که تا زنده باشه از یادش نره و امرای دیگر کسی ایطور چالاکی نکنه بیادر هر کس خود عیسیت و عبرو داره بره هر کس عیسیتش مهم است ما هم افغان هستیم بین خیش و قوم و روح عیسیت داریم مردم خالق گفتن کنه پیسیشان رو خورد به غیرتات پیسی خود رو گرفتن نتانستن یه خوب نیست که آدم نام و عیسیت خود رو به خاک برابر کنه مسو جان من نمیفم که ادفت از این افغانیت که گفتی چیست دیگر خواهی چک نیست که کل ما شکر افغان هستیم وطن خود رو دوست داریم خوش هستیم که افغان هستیم و امرای خیش و قوم خود رو رفته آمد داریم بره هر کس همون نام وطنش مهم است اما من فکر می کنم که ما باز وقت به افغانیت خود بسیار مغرور می شیم و ای قدر مغرور می شیم که حتی بخاطر افغانیت خود حقائق زیر پایی می کنیم و بخاطر کارای نادرست خود افتخار رو باز می کنیم راست می گیم عجید جان اصلا کسایی که هیچ وقت اشتباه خود رو قبول نمی کنند حتی وقتی که بفهمند که صد فی صد اشتباه کردند بازم خود رو ملامت نمی کنند همیشه ملامتی رو سر دیگران مندازند بله ما فکر می کنیم که اگر به اشتباه خود اعتراف کنیم و بگویم که بله من ملامت هستم با گفتن ای خود رو خرد و کوچک ایساس می کنیم داله که اتو نیست ایوازی که به اشتباه خود اعتراف کنیم برعکس کوشش می کنیم که دیگر رو ملامت کنیم و خود رو بجانب نشان بدیم اوه اوه بدر ما شما تو در گرم آمده ایم و هیچ متوجی نیستم وقت محفل عبادت هست اوه یه ها لایرا جان ما متال شما هستیم بله شنوندی ازیز محفل عبادت کلیس های خانگی در خانه ما دایر هست من شما را هم بر شرکت در این محفل عبادت دوت می کنم بیاین که پرستش امروز با حاندن مزمور پینجاویکم از آیات ده تا عبده شروع کنیم پروین جان شما میتونین که از آیات یک تا آیه چهاره بخونین بعد از او امتحان به نوبت میخونیم به تو و به تو تنها گناه ورزیده و در نظر تو این بدی را کرده هم پس کلام تو در مورد من راست و داوری تو علیه من آدلانه هست اوسین جان تو از آیه پنج تا نوره بخون بله من گناهکار به دنیا آمدم و از همان لحظه که نطفه هم در رحم مادر بسته شد گناه همراه من بوده هست تو خواهان صداقت باطینی هستی پس حکمت را در قلب من بمن بیاموز من را بابو تیز و فا پاک کن تا تاهر شوهم من را شست و شو کن تا از برف سفید تر گردم خوشی و خورمی را بمن بشنوان تا وجود شکستم دوباره به وجد آید روی خود را از گناه هانم بپوشان و همه خطاهایم را ماه کن سمی جان شما از آیه ده تا آیه پانزده را بخوانید بچشم ای خدا دل پاک در من بیافرین و روح راستی را در باطرم تازه گردان مرا از حضور خود مران و روح قدوس خود را از من مگیر خوشی نجات را بمن بازگردان و روح معیل و متی را در من ایجاد کن آنگاه طریق ترا به خطاکاران می آموزم و گناهکاران به سوی تو برمی گردند مرا از جرم خون نجات ده ای خدایی که خدای نجات من هستی تا زبانم سرود عدالت ترا بسراید خداونده لبهایم را باز کن تا زبانم ستایش ترا بیان کند سارا جان شما میتونین این دو آیت آخر آیه شانزا و عبدارا بوحانید؟ بله زیرا تو قربانی را دوست نداشتی و نتقدیم میکردم قربانی سختنی را پسند نکردی قربانی مورد پسند خدا روی شکسته است خدایا تو دل شکسته و فروتن را اخوار نخواهی شما آمین به آیه 11 درست متوجه شدین این آیه چقدر پرمفهوم است؟ میگه مرا از وضور خود ماینداز و روح قدوس خود را از من ما گیر آمین خداوند ایرا که ما با تزار و صدای بلند او را ستایش کنیم به قربانی های کلان به گفت های کلان را لاف زدن توجه نمیکنه بلکه او زانوهای خمیده فروتنی دل که آرزومند خمشدن به وضور او باشه و به فرمودهای او گوش بگیره او را دوست داره بیاین که یک سروت بخانیم بخانیم عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند تا تو را دائر من در دینا رمی بینم عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند تا تو را دائر من در دینا رمی بینم شوق تازه وجد جدید آواز تو حیات نم روح تازه قلب جدید قوت تو قلمت نم عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند تا تو را دائر من در دینا رمی بینم عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند تا تو را دائر من در دینا رمی بینم مسته تازه سر جدید عجب تو رویای نم رمس تازه مره جدید از دست تو حتای نم عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند تا تو را دائر من در دینا رمی بینم عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند تا تو را دائر من در دینا رمی بینم آمین خداوند شکر به خطری سرود چقدر سرود خوب بود امتحان نیست؟ بله بله خب آنها بین که با چند دقیقه دعا کنیم و از خداوند بتال بین که بر کدام ما روح شکست نفسی بیکبری و فروتنی را نصیب کنه خداوند میگه که او از عرور متنفرست اما با فروتن فیض میبخشه آیا داروزوی فیض خداستیم؟ بله بله خداوند خداوند قادر مطلق تو بسیار عظیم و باقدرت استی بله ما پیشتر در کلام تو خاندیم که تو در انسانهای فروتن و شکستا سکونت میکنی بله خداوند آی خداوند از تو تقاضا میکنیم که در جمعی ما ساکن شود آی خداوند گروه را از درای ما بشوی وقتی که ما خودخواه و متکبر میشیم تو ما را ببخش و باید ما را فروتن بساس آی خداوند آی خداوند ما را بشکنان و ما را با روح خود پر بساس آمین آمین خداوند ها آی پدر ما که در آسمان هستی من نمیفهمم که به کدام زبان به حضور تو اعتراف کنم واقعا آدم مغرور استم حتی من این را نمیفهمم که من چقدر مغرور استم و چطور از گروه خود به حضور تو طوبه کنم آی خداوند در سرود که پیشتر خاندیم در باره دلهای سخت دلهای مغرور گفته شده بود من به حضور تو اعتراف میکنم که من هم آدم استم که ایتر دل دارم آی خداوند من را از گروه خالی بساس که تو با روح خود در اون ساکن شوی باز وقت من بسیار لاف میزنم باز وقت من بسیار زود قار میشم فهرن هم نمیکنم من بسیار اندک رنج استم من میفهمم که ای بخاطر گروه من است خداوند اموطره که داود نبی در سرود که پیشتر خاندیم گفت به من قلب نو ببخش و یک روح تازه در من بیافرین این کار را در درون من و تمام وجود من انجام بدی بنامی ایسای مسیح میتلبم آمین آمین شما به ایسا برکت من شدین و مثل فامیل بر من استین من وقت که برای اولین دفعه در ای کلیسای خانگی شرکت کردم اینان ای قسم یک احساس برم پیدا شد کلیسای خانگی واقعا مثل یک فامیل است بله من میفهمم اما یک چیز دگام است که من میخوایم بگویم اما شما وقت زبور پینجاویک را خاندین و بعد از او دعا کردین من باید در جویکندن کتش کمک کنم بخطر که وقت او دادن زمین ها است من میفهمم که کمک من ضرورت داره اگر میشه برم دعا کنین بله چرا نی بین که بری کریم جان دعا کنیم سمر جان چی گفتین که پیش ازی که دعا کنیم اولی یک سروت بخانیم بسیار خوب است بسیار خوب است موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی «اسطورهywافی» موسیقی «ッ happy month» موسیقی «که موسا هلیم ترین مرد رودزمین بود» شما چی فکر می کنین که وہ از اول همیشه یک مرد علیم بود؟ بله نه اترم نبود وہ از اول همیشه علیم نبود وقت که موسا جوان بود یک روز وہ دو نفر را دید که بین خواد سر چیزه جنگ می کنند یکی از اونها از قوم موسا بود و دیگهش یک آدم مصری بود موسا وقت که این وضع دید بسیار قار شد فوراً این آدم مصری را کاشد روز دیگه باز دید که دو نفر بین خواد جنگ می کنند این دفعه اردون نفرا از قوم خودش بود موسا باز خواست که مداخله کنه اما یکیش روی خود را دور داده بود و برای موسا گفت «تو چی کار هستی که در بین ما مداخله می کنی؟ می خوایی که ما را مثل آدم مصری بکشی؟» موسا وقت که این گفت شونید فامید که این گفت بر پاتشای مصر می رسه موسا بسیار زیاد ترچید و در یک سرای دور از مصر رفت موسا چل سال در اونجا مان و رای خدا را یاد گرفت سال های زیاده دبر گرفت تا این که موسا علیم و فروتن شد یک روز وقت که او از گوزفنده نگداری میکد دید که یک بطر آتش گرفت خدا را شکر که ما یک جای با هم او را ستایش و پرستش میکنیم و با دعا و پرستش خدا امرای ما گفت می زنه ما قصی موسا را شونیدیم آل وقتی این رسیده که ما شما از کلام خدا بخانیم و روی او غور کنیم بسیار خوب خب این ادامه او خسمت است که ما شما دفته گذاشته خاندیم اما امروز میخواییم که کمی زیادتر در باری او گفت بزنیم و درسات زیاده یاد بگیریم بسیار خوب خب مسو جان شما میتونین که از فصل پنج رساله اول پدرست اعضایت اول تا هفته بخانید بله چرا نی اینه ما باش که پیداش کنم بسیار خوب توجه رهبران کریسا به اعضایان من که یک رهبر کریسا هستم و شاهد زحمات مسی بودم و دران جلال که قرار است به زیدی ظاهر شود شریک و سحیم خواهم بود از شما رهبران کریسا تقاضا میکنم از گله که خدا به شما سپرده است چوبانی و مراقبت کنید و کاری که انجام دهید از روی اجبار و زور نباشد بلکه چنان که خدا میخواهد آن را از روی علاقه و رغبت انجام دهید نه به منظور فایده شخصی بلکه با حسن نیعت و علاقه کوشش نکنید بر آنان که به دست شما سپرده شدن خداوندی نمایید بلکه برای آن گله نمونه باشید و شما در وقت که چوبان بزرگ ظاهر می شود تاج پر جلال را خواهید را بود که هرگز پشمرده نمی شود به همین طریق شما که جوانتر هستید باید طابع رهبران کریسا باشید و همه شما قدیفه فروتنی را بکمر بسته یک دیگر را خدمت کنید زیرا خدا مخالف متکبران است اما با کسان فروتن فیض می بخشد فاز در مقابل قدرت خدا خرد باشید تا او شما را در وقت مناسب سرفراز نماید بار تمام تشویش خود را به دوش او بگذارید زیرا او همیشه در فکر شماست آمین پیش ازی که در باری قسمت کلم و خدا گب بزنیم من میخوایم که یک موضوع را بر شما بگویم در این روزا خدا واقعا به من یک درس بسیار خوب تعلیم داد من روحان تقریبا شکست خورده بودم و اتای میتونست که به کلیسای من زیاد صدمه برسانه چطور مجی جان؟ از دو افته پیش بخاطر بزیار چیزا غرور در دل من ریشه میگرفت خوب؟ این بسیار غلط بود این فکرهای غلط در باره اشخاصی دیگه بود من شک میکنم که اونا بزیده من پلان میذازن و کار میکنن کی؟ لیلا در این باره خوب خبر داره بله راست میگه از وقت که من خبر شدم بسیار پریشان شدم من دعا میکدم که ای که خدا من نمیخوایم که زندگی ما مثل سابق شوه که در بین ما غیبت و امچشمی و غیرت های بی جای و مثل این چیزهای خراب دیگه حکومت میکد که زندگی ما را مثل زار تلخ ساخته بود من دعا میکدم که خدا به مجید آرامش نسیب کنه و فکرهای نادرسته از سرش دور بسازه واقعا کار نیک انجام میدادین خدا را شکر که او برای ما نشان داد که من چقدر مغرور هستم و خودخواهی و امچشمی حتی دیگه در کلیسه ها در موجود داشت من دیدم که این رویه من را بسیار تلخ و بیاوسلا ساخته بود من خوشی خود بیخی از دست دادم چی میگی؟ بله من نمیخواستم که امرای دیگرها مشارکت داشته باشم من پر از اصادت شده بدم من در باری دیگرها فکرهای غلط داشتم چی میگی؟ من خودم در اشتباه بودم پس من توبه کدم و از خدا خواستم که من را برای فروتنی واقعی پر بسازه خدا را شکر بله خدا را شکر آیا شما متوجه شدین که در کلام خدا که پیشتر خاندیم از فروتنی صحبت شده بود بله شما درست گفتین خدا توست این قسمت کلام خود امرای ما گفت زد برادر ها و خوار های عزیز بین که یک دفع دیگر آیات پنج و شش و هفته یک جای بخانیم بزرگ خوب است به همین طریق شما که جوانتر هستید باید طابع رحبران کلیسا باشید و همه شما قدیفه فروتنی را به کمر بسته یک دیگر را خدمت کنید زیرا خدا مخالف متکبران نیست اما به کسان فروتن فیض نکشه شد پس در مقابل قدرت خدا خورد باشید تا او شما را در وقت مناسب سرف راج نمونه مید بار تمام تشویش خدا برداشت او بگذارید زیرا او همیشه در فکر شما است چرا در اینجا گفته شده قدیفه بیکبری؟ قدیفه بیکبری چیست؟ فاوزیا جان در انجیل یک قصه است که یسای مسیح قدیفه را در کمر خود بسته کد و پایای شاگردهای خود را ششد به یک قصم شاگردهای خود را خدمت کد خب او خداوند بود او میتونه سرچی که دلش بخوایه بکنه ما خود نمیدونیم هر کاری که او که از ما بکنیم بسیار کسایی گفت میزنند که ما خود به پای مسیح رسیده نمیتونیم فکر میکنم که این صرف یک بانه است در اصل نمیخوایند که مثل مسیح باشند وقتی که یسای مسیح قدیفه را در کمر بسته کد او فرمود شما هم مثل ما این کار را بکنید واقعا یسای مسیح این کار را وقتی کد که صبایش در صلیب میخکوب شد او همراه شاگردهای خود برای نان شو دوره یک دسترخان چیشده بود بله این قصه در انجیل یوهانا در فصل 13 از آیت 3 الا 5 نوشته شده پیش از او شاگردها بین خود بحث میکنند که در بینشان کی بزرگتر هست هر کدامشان میخواستند که برای رهبرشان بسیار نزدیک باشند تا از این طریق برای بدستاوردن مقام استفاده کنند شما درست گفتید وقتی که ایسای مسی گفتند شاگردهای خود رو مشنید من فکر میکنم که از شنیدن گفتید بسیار جگر خونه شد او به شاگردهای خود به تقرار گفته بود که باید یکی دیگه خود دوست داشته باشند او چطور میتونست که به آنها نشان بده که باید یکی دیگه خود خدمت کنند و واقعاً با فکر یکی دیگه خود باشند بله ایسای مسی از جای خود خیست امو قدیفه را به کمر برسکد و پایای شاگردهای خود رو ششد بله بعد از او ایسای مسی فرمود وقتی که من خداوند و استاد شما هستم و پاهای شما رو میشویم پس شما هم باید پایای یکی دیگه تن بشویید بله شما ششتن پایا گفتید این کدوم رقم موضوع هست؟ این چی هست؟ من این رایی نمیفمم چرا ایسای مسی پایای شاگردها رو بشوید؟ این گناه نیست که ایسای مسی پایای شاگردها رو بشوید؟ ما هم در این بار اکثران این قسمت فکر کردیم چرا ایسای مسی این کار رو بکنه؟ اگر خوب فکر کنین این قسمت عجیب معلوم نمیشه؟ که یک خان یا زمیندار یا یک رحبر خدا این قدر خرد بسازه که بخیزه و پایای نوکرهای خود رو بشوید؟ نه این مفهوم کدوم قصور یا حضور نداره ایسای مسی فقط میخواست که نشان بده که شاگردهایش باید یکی دیگه خود رو خدمت کنند بله ما این موضوع رو زیادتر و زیادتر یاد میگیریم که اردش ها و میارهای ملکوت خدا کاملا فرق داره بله حتی سرچپه اصول این دنیا است ایسای مسی به ما فروتنی رو تلم میده بله دقیقه او خودش تداب فروتنی هست در آله که او خودش خداوند هست اما او ما رو خدمت می کند بله در آله که شاگردهایش در فکر مقام و جای بودند ایسای مسی که خودش خداوند بود و آره خدمت کند این یک بار کلان سرشانه های ماست بله که همیشه برای اول شدن مبارزه می کنیم بله وقتی که اول شدیم باز می ترسیم که کسی دیگه از این اول شدن از ما نگیره باید از ما پیش نشه بله راست میگی یک سیالی و امچشمی عجیب در بین ما جریان داره من فکر می کنم که یک بار کلان سرشانه های ماست و ایسای مسی او را خوش نداره آینی چیزه من در این چند روز و گذشته تجربه کردم خب بله من بدگمان بودم راضی نبودم خفا و پریشان بودم که یک شخص دیگه چطور می تونه که از من پیش شده من هر چیز را تعمل کرده می تونستم اما این را تعمل کرده نمی تونستم اما خدا را شکر که من در اشتباه بودم و اون را فهمیدم و از گنایم توبه کردم شکرم شکرم خدا را شکر شکر مجی جان چه خوب آیه است اگر ما این قسمت ها خوب یاد بگیریم بله من فکر می کنم که این قسمت کلام خدا ما را از توقعات زیاد و بی جایی از سیالی و امچشمی حزاد می سازه ای تر که هست پس ضرور نیست که ما در عروسی خود قضیات مصرف کنیم وقتی که ما با یک عروسی دوت می شیم همیشه مجبور استیم که یک مقدار زیاد پیسر سر کالا و زیورات و ای چیزا و او چیزا مصرف کنیم بخاطر ای که مردم ما را تانه نتن یا پیش سیال شریک خود کم نهیم ما چقدر پیسر سر خانومای خود مصرف می کنیم بیادرها بگم خودتم خب آین کارا می کنی سعید سعید بین که پس به درس مراجع کنیم در کلام خدا خوادم که ما باید فروتن باشیم اول تر از من گفتش شده که جوانترا باید مطیب و زرختارا باشن باید از اون می فرماید ما باید همه باید بایکی دیگه فروتن باشیم شما چی فکر می کنین که مفهومی این قسمت چیست واقعا باید فروتن باشیم؟ نه ما فکر میکنم که باید شکست نفس باشیم درست هست اما شکست نفسی یعنی چی؟ شکست نفسی خودش یک کلمه خوب است در کتاب های قدیمی پند و نصیحت در باره خوبی های شکست نفسی بسیار نوشته شده ما چطور می تنیم که در مقابل دیگرها شکست نفس باشیم؟ ما فکر میکنم مجی جان که مفهوم شکست نفسی است که ما برعکس سیالی کدن واقعا به دیگرها فکر کنیم به دیگرها دلچسپی داشته باشیم بله شما درست گفتین سیالی کدن یعنی ما باید ازش که از پس یا کم نباشیم شکست نفسی او بکیبری ایست که ما خوش استم که دیگرها از ما موفق تر باشن چی میگی بیادر؟ ای بسیار مشکل است. ای چطور امکان داره؟ ای گفت های شما رو که شنیدم به یاد یک قسمت از رساله فلیپیان افتادم. وقت که ما در تاجکستان در کورس کتاب مقدس بودم ما ای قسمت ازیاد کده بودیم که میگه امکان داره متوجه شدن که چی گفت؟ در باره دیگرها فکر کنیم و اونا رو نسبت به خود بهتر بدانیم من ای را نفهمیدم من امکان میفهمم که من در سر راست خود بشم در فکر فامیل خود بشم ای برمایه مهم است بله. من میفهمم که ما نباید فامیلای خود را فراموش کنیم اما روشی حسای مسیح چی بود؟ ما باید اون روش داشته باشیم ما اکثران باید این وزیعی که در باره دیگرها و فائده شان فکر کنیم ما این فکر می کنیم که اونا را چطور پای مال کنیم و زربه بزنیم اگر ما این کار را نکنیم مردم ما را میخورن زیر پای میکنن اونا از اخلاق نیک ما و شما سوی استفاده میکنن در غیر از این آدم چطور میتونه که یک مرد واقعی باشه؟ مسود جان ایران خود میفهمی که از خودگزری یکی از بزرگترین استفاده یک مرد و یک جوانمرد است مسود جان درست است که سرق خود استاده شویم اما این طریقه دنیایی است این طریقه دنیایی ما را پر کجا میرسانه؟ ما پیشتر خب اشما گفتم که هم چشمی و خودخوایی نزدی بود که مرا برباد کنه ما تمام خوشی خود از دست داده بودم اما چی را بعد استواردم؟ هم خودم جیگرخون بودم هم ليلا جانم جیگرخون ساخته بودم کم بود که از خاطر ما دیگه هم آرامش خود از دست بدن امسنفی دوران پانتونم است من را در عرصی خود خبر نکد من قجیگرخون شدم بعد او جان گفتم که من امرو در عرصی خود خبر نمیکنم آهان یادم هست مگرم این کار من کدام خوشی را نصیب من میکد؟ نی به این کارم دلم یخ نمیشد مگرم وقت که من خود را فروتن ساختم و خانه شان به تبریکی رفتم و گفتمش که حتمان او را من در عرصی خود دعوت میکنم دلم از خوشی پرشد غیر از هم من دوست خدا دوباره به دست هوردم اتا او زیادتر دوست من شد شکر من این کار کده نمیتونم دقیقه جربه است من فکر میکنم خداون برما هم یک درس بسیار خوب داره مجید جان من به شما دباره فرهاد وزیری پیشتر قصر کدم نی؟ بله دقیقه خدا دهی بارا امروی من گفت زده شکر من میخوام این درست هستم شکر من میخوام روی خدا تغییر بدم شکر تبکای اما یک موضوع است که من نمیتونم برما بسیار مشکل است که اجازه بدم کس دگیه مره توحین کنه و از من سوی استفاده کنه خواهش میکنم که برما دعا کنین که یاد بگیرم که چطور فروتن شوم مسو جان به این خاطر ما در کلیسه جمع میشیم که بتانیم بکی دگیه خود درد دل کنیم باید دلهای ما بکی دگیه باز باشه راستی هم این چیزا باید بکی دگیه خود پت نکنیم تا بتانیم بکی دگیه خود دعا کنیم دو جان میتونی که بره مسو جان دعا کنی و همچنان بره کریم جان که در کلیسه خانگی که در خانه سمر جان شانده هرمیشه در اونجا اشتراک میکنه میشه که بر از هم دعا کنین اطمن چرا نه تشکر موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دستانی عزیز موسیقی موسیقی موسیقی