۴۲ دقیقې
۲۱ اپريل ۲۰۱۳
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
هفته پینجاو نوحم فراخاندگانی خدا از صدای زندگی می شنوید سلام شنویندهی عزیز من سمیر هستم من مسیحی هستم و از عیسای مسیح پیروی می کنم ما در یک کلیسای خانگی خداوند عبادت و پرستش می کنیم وقتی که اتعداد ما زیاد شد به دو گروپ تقسیم شدیم یک گروپ در خانه مجید جان و گروپ دیگر در خانه ما معفل عبادت خود را دایر می کنیم ما و مجید جان یکان وقت بین خود می شینیم و در باری مسائل هر دو کلیسا بین خود گفت می زنیم آلی مجید جان خانه ما آمده و ما بین خود صحبت داریم خوب مجید جان چطور هستین؟ خوب هستم تشکر معفل عبادتان چطور پیش می ره؟ دوستان می آین یا نمی آین؟ بله خدا را شکر واقعا خدا در قلبای ما کار می کنه تو می فهمی سمیر جان که چی گفت شده؟ خیلت خود هست چی گفت شده؟ می فهمی سمیر جان که شیطان سرم زور شد و من را وسوسه کرد من در باری خودت یک سلسله فکرهای بسیار خراب داشتم من احساس کردم که انوزم در مورای گذشته و کونه در آهیگه شک و بیتمادی روانستم تو چی میگی؟ فکر می کنم که این ناشی از خودخوایی و حسادت باشه من به این خاطر سمیر جان من از خود قلبا مذارت می خواهم مجید جان هیچ گبه دیست خداوند به اشکال مختلف در زندگی های ما کار می کنه واقعا من فکر می کنم که خدا کریم جان را به این خاطر ایجا آورد که ما و خودت را زیادتر با هم نزدیک بسازه خدا را شکر مجید جان دلت جمع باشه هیچ چیز ما و شما را از هم جدا ساخته نمی تانه خدا را شکر سمیر جان از این خاطر شیطان آرام نمی شینه او می خواهه که این دو کلیس های خورد خانگی ما را از بین ببره او خوب می فهمه که این دو کلیس ها راشت می کنه و زندگی مردم را واقعا تغییر می ته بله بله خداوند تااله در این دو کلیس های خورد خانگی زندگی ما را بسیار تغییر داده خب گروه پیش ما چطور پیش می ره؟ مجید جان بسیار جای خوشیست که کریم جان از چند عفته به این طرف امرای ماست بله مگرم اواله می خواهه که پس بره اگه او بره ما بسیار پشتش دخت می شیم شکر که کلیس های ما خوب پیش می ره و رشت می کنه شکر شکر خدا که نصار جانم در ایمانش رشت کده به این خاطر من تصمیم دارم که آهست آهست مسئولیت کلیس های خانگی را به او بسپارم راستی؟ بله بله شما می خواهید که او به عوض شما مسئولیت را با دوشت بگیره؟ بله ای تو راست مجید جان که موضوع مسئولیت و رهبری هستن مطرح نیست بلکه موضوع مهم ایست که ما باید در ایمان خود رشت کنیم آهان ما دعا می کنم که روزی برسته که کلیس های خانگی ما و شما رشت کده بازم تقسیم شدم و کلیس های دیگر بوجود بیاه در پالوی ای که ما کار کلیس ها را پیش می بریم باید که یک کسی دیگر هم بری رهبری کلیس ها تربیه کنیم تا در آینده او بتانه کلیس های خانگی دیگر هم پیش ببره راست میگی من می فهم که نصار از عودی مسئولیت برامده می تانه بسیار موضوع خوبه یاد آبره که دیگه سمیر جان من به توجه این گب هستن هیچ نپدام خدا را شکر من باید فکر این گب ها باید باشم بله شما هم باید باشین راست میگی داو جان از تاژکستان بسیار تجربه خوب داره او در او جا کورس های کتاب مقدس هم خلاس کده و دزیمن هم در کلیس هم می رفت بله بله بله من باید داینده بعض مسئولیت های کلیس ها را برابر اسپارم خصوصا هنوز که آروسی میکنه خدا کنه که بتانه داینده یک گروپ در خانه خود تشکیل بده مجید جان یادت هست که دو ماه پیش به دو گروپ تقسیم شدیم بله پیش از اینکه ما تقسیم شدیم گفتیم که برای تشویق و تقویق خوب هست که یکان وقت این دو گروپ بین خود جمع شوند و عبادت و پرستش مشترک داشته باشند بله بسیار خوب میشه سمیر جان من بسیار خوش میشم اگه ایک کار را بکنیم من واقعا پشت کال تان دخت شدیم و میفهم که لیلا جانم پشت پرمین جان و پشتی که کل ما یک جای در مشارکت باشیم کل ما دخت شدیم با وجودی که اونا بین خود در تیلفون به تماس هستند اما بازم میخواین که از نزدیک یک دیگه خود ببینند امکان داره که افتی آینده هم ما یک جای جمع شیم و محفل عبادت داشته باشیم؟ بله چرا نه؟ مگرم جای چطور میشه سمیر جان؟ مجید جان خدا مهربان هست گرسه کل ما یک جای میشیم و تفلا میعین سر از او هم خانی من در خدمت تان هست مگرم این را اول امرای پرمین جان باید مشوره کنین بله شما کاملا درست کفتین من این کار را میکنم و به شما اول میتم خوب هست خوب هست ما این محفل عبادت را چطور پیش ببریم؟ کی برش تیاری بگیره؟ مجید جان من فکر میکنم بهتر هست خودت و از گروف ما نصار جان این محفل را پیش ببرین مگرم خودت چطور؟ مجید جان کل ما یکی هستیم ما یک جای جمع میشیم که خداونده پرستش کنیم و امرای یک دیگه مشارکت داشته باشیم و وقتی خوب داشته باشیم امرای خود نانا بیاریم؟ من فکر لیلا جان و رونا جان میگم که یک کم میوه خوش کمرای خود بیارن درست هست؟ نه مجید جان در خانه ما هم یک چیزی پیدا خواد شد این کلیسای خانگی هست بیاین برکت بگوییم که یک چیزی که خود بیارن خواهش میکنم مسئله خوردنه بسیار کلان نگیرین کوشش کنین که بسیار ساده و مختصر باشه اما این نظر شما بسیار نظر فوق خلاده هست این کلیسای خانگی ما این گفت رو اعلان میکنم اما یک گفت دیگه آیا ما میتونم که همسایی خودم در این محفل عبادت دعوت کنم؟ بله چونه نه او میفهم که ما چی میکنیم خب او در این روز ها از من بسیار سوال میکنه من فکر میکنم که قلب او برشونیدن باز هست شکر این خوب خواد بود که او هم در محفل عبادت ما شرکت کنه او میفهم که داو جان رو میخواهی که همکار خود رو دعوت کنه خب اما ما و شما خود جای کافی نداریم خب برصورت دل تنگ نباشه جای تنگ نیست خب مجید جان من باید برام بیا که دعا کنیم بسیار خوب خداونده شکرت میکنیم بخاطر مشارکت که ما سمیر جان داشتیم همچنان دعا میکنیم که صبح ما در کلیسای خانگی خود جمع میشیم ما رو برکت بتی و افتیها اینده که همه ما یک جای جمع میشیم و تو رو پرستش میکنیم خداونده تو با ما باش ما رو برکت بتی کمک رو که رشت کنیم خداونده کلیسای خدا در سرزمین ما افغانستان بساز کلیسای خدا در خانه ما بساز خداونده زندگی های ما رو برکت بتی و مثل ایسای مسی بساز خداونده دعا میکنیم به نام ایسای مسی آمین آمین دوست های مهربان چند وقت میشه که مادر سارا جانم در کلیسای خانه گی ما شرکت میکنه او از آمدن به کلیسای خانه گی خسته شده و امراه سارا جان دخترش دیباره گپ میزنه سارا بچین چقدر وقت میشه که در این کلیسای خانه گی میری؟ فکر میکنم که شش ماه میشه مادر چرا این سواله کردی؟ نمیفهمم بچین این گروپ خب یک گروپ خوب هست ساعت ما هم تیره از اموژه اولادها هم خوش هستن سمیر و پروین هم یک فامیل بسیار خوب و شریف هستن مگرم راستشا پرسان کنی بچین این گبه ها چی به درد میخوره؟ تا که قضاعت بکشیم هر افتاد اولادها رو کالا بپوشن برو دیگه یک سروت بخون و یک دعا کن و پس بیا تا چی وقت؟ بره چی بچین؟ مادر جان تو چه قسم گفت میزنی؟ چرا تو سوال میکنی؟ مگرم خدا زندگی ما و شما را تغییر نداده؟ چی تغییر داده؟ انوز هم در این خانه گیلی گفتیدیم هیچ پیشرفت هم نکدیم تا هم انوز در خانه و جایت نشدید بچین مادر جان خودت دیگه فکر هستی؟ من خود دیگه فکر نیستم مگرم من در این فکر ها هستم بچین ببین تو اصلا همساهی ما سیکن چقدر خوشبخت هستن وقتی که وابه زنده بود سایده یک دکانک بودن که ما هم سرشان خنده میکنیم آلی ببین چقدر پیسه دار شدن یک نمره زمین هم میگن خریدن و اون خانه آباد میکنن مگرم وقتی که من سن خود میبینم ما هیچ هستیم هیچ بچین هیچ چیز نداریم روز بر روز بدتش شده میریم اولادها چطور کلان خواد شدن آینده خورا و بیادرهای چی خواد شد بچین من همیشه در این فکر هستم شما نمیخوانید که آز و از این کلیس های خانه گی باشید؟ بچین جان مادر خود چقدر برات بگویم شاید که ما اشتباه میکنیم مادر جان ما باید قوی باشیم خدا زندگی من را تغییب داره منظورم این نیست که خدا بما پیسا و خانه خوب تر داده نه اما من را خوب سهل کن شما میفهمین که پیش چی قسم بودم؟ خوب مذعبی بودم اما برم ایچ فایده نکد در دفترم خوب دیندار مذعبی بودم وصول شرعی را خوب سر خود تطبیق میکدم اما انوز هم از یکی دیگر خفا بودیم بین خود جنگ میکدیم و سر یکی دیگر چیخ میزدیم به یادت است؟ آهان به یاد من است تو که خوانه خودت همیشه جنگ میکدی پس ببین من تغییر کردیم خدا قلب من را تغییر داده من میفهمم که من کامل نیستم اما این را میفهمم که آرامش دارم در دفتر که از کسی جنجال نمیکنم آره شکر است که در خانه هم جنگ و جدال خلاش شده مادر جان ما نباید دلسرد و معیوش شدیم شیطان میخواهی از یک را نیست از یک را ما را دلسرد بسازه اما ما باید در مقابل و استدگی کنیم وقتی که ما دوچار مشکلات میشیم و یاد کار و زندگی ما خوب پیش نمیره شیطان ما را وسوسه میکنه شیطان میگه که خدا در قصه ما نیست فکرهای خرابه در ذهن ما میره اما یه یک دروغ است آی خدا من چی بگویم؟ ما باید اشار و بیدار باشیم و ببینیم که خدا چی کارهایی را برما کده و دهنده چی کارهایی را برما میکنه ما باید همیشه از او شکر گذار باشیم بیا مادر جان که دعا کنیم آهای جان مادر تو دختر جوان و سردسیده مستی ما میفهمم که خدا تو را برکت داده کاش که ما مثل تو ایمان قوی میداشتم جان مادرش خداونده ما از تو بخاطر مادر جانم شکر میکنم از تو میخواهیم کور را برکت بدی و لمسش کنی کاش که آقایمم زنده میبود اما بازم از تو شکر میکنیم که تو را داریم و میتونیم هر شما به دور یک دسترخان جمع شده دوستهای مهربان محفل عبادت کلیس های خانگی در خانه ما دایر است ما شما را به شرکت در این محفل عبادت دوت میکنم دوستهای محفل عبادت کلیس های خانگی در خانه ما دایر است بیروزی هست، آزادی هست بیروزی در نام توی ایستان بر جلال هست، بر قدرت هست بر جلال تنها نام توی ایستان تو جرسان شوام، جامنم خمشوار بازم تو زفر که هم یاد بازم تو زفر که هم یاد بیروزی در نام توی ایستان بازم تو زفر که هم یاد بیروزی در نام توی ایستان خداونده به خاطر این سروت تشکر میکنیم این سروت به درس امروز کتاب مقدس هم بسیار موافق است امروز ما آخرین قسمت رساله اول پترس رسوله میخانیم این درسه ها حالا خلاص شد؟ من از این درسه ها بسیار چیزها رو یاد گرفتم عسانی جان میتونی خلاصه تمام این درسه ها را به ما بگویی؟ چی؟ خلاصه شد؟ ما این رساله را شش ماه که هفته یک دفع خاندیم حالا شما میخوایین که من این را در یک کلمه خلاصه کنم من خب افلاتون نیستم؟ این برای من ناممکن است نصار خواهش میکنم که به من کمک کن چی گفته است عسان چی گفته است؟ این خب امتیان نیست که تو را خطر شدی که ناکام بانی یادم است که سمیر به تکرار برای ما و شما گفت که این کتاب یعنی این رساله اول پترس برای اماندارای آسیا صحیر که ترکه امروزی است واقع بودن از هر طرف زیر فشار بودن و مشکلات زیاد در ممنطقه و جای هم و کلتورشان داشتن به خاطره که از هر طرف سرشون فشار بود و واقع بازی وقتات دلصرد می شدن یادت آمد؟ آه آآه بله بله پترس با اونا این رساله را نوشته که اونا تشویق شود و برای شان نشاندد که چطور در بین مشکلات و آذار و فشار زندگی کنم آفرین عسان جان و نصار جان بسیار خوب تشکر خاندن این رساله برای ما هم آموزنده بود از این رساله کل ما بسیار چیزهای زیاده یاد گرفتیم اگر تمام وقت این محفل عبادت برای مرور این درسایی که در این شش ماه گذشته یاد گرفتیم اختصاص بدیم بازم کم است آره بیاین که به آیات آخری این رساله دقیق کنیم و ببینیم که خدا از این قسمت امروز به ما چی درس میده سارا جان شما میتونین این قسمت از فصل پنجمه رساله اول پتروس از آیات هشت تا آخر بخوانین بچشم بشار و متوجه باشید زیرا دشمن شما ابلیش چون شیر قرآن به هر صوم میگردد و در جستجوه کس اسکورا قرد کند با قدرت ایمان در مقابل و بیستید زیرا میدونید که برادران شما در تمام دنیا به همین زحمات دوچار شدند اما پس از این که اندک زمان رنج و زحمت دیدید خدا که بخشنده تمام برکات روحانی است و شما را در مسیح دوت کرد است که در جلال عبدی و شریک شوید شما را کامل از ثابت قدم و قوی وستوار خواهد ساخت قدرت تا به عبد از او است. آمین و در آیه 12 نوشته شده این رساله مختصر را با کمک سیلوانس کو را یک برادر وفادار میدنم نوشتم تا شما را تشویخ کنم و به آن فیض راستین خدا که در آن وستوار استید شهادت بدم گلیس های شهر بابول که مثل شما برگذیده خدا است به شما سلام میرسند و همچنین پسر من مرقص سلام میرسند یک دیگر را بابو سی محبت امیس سلام گوید سل و سلامتی با همه شما که در مسیح متعید استید باد آمین بیاین که سر هر آیت جداغانه گب بزنیم آیت هشت میگه که ما باید توشیار و بیدار باشیم چرا؟ بخاطر که شیطان میخواه مارا از بین ببرا و میخواه که زندگی های مارا برباد کنه ساره جان گفتی شیطان میخواه از زندگی های مارا برباد کنه ای شیطان کیه هست؟ سمیر جان شیطان دشمن خدا است و پدر همه شرارت ها و دروغ ها است و از هر چیزی که خوب است نفره داره و میخواه که هر کدام مارا از خدا و حقیقت دور بسازه و بسیار مغرور و دور از راستی است و فریغنده هست؟ ومیشه ایموندار ها را ملامت میکنه پس شما در زندگی های روزمره تان میبینین که شیطان کتی مردم که از خدا دورستن کار نداره اما او سر کسی که از خدا پیروی میکنه حمله میکنه شیطان بخاطر سر اونا حمله میکنه که اونا پادشایی تاریکی دنیا را ترک کردن و به پادشایی نور و زندگی داخل شدن حالا شیطان در طلاش یه است که اونا را دلسرت بسازه و میخواهی که اونا را دوباره به پادشایی تاریکی پس ببره من نمیفهمم که این را بگو یا میانه هفته که تیر شد خدا را شکر که تیر شد بخیر تیر شد هر یکی ما و شما بعضی ها خواهد در زندگی دلسرت میشیم وقتی که شما مریض میشین یا وظیفتان را از دست میتین یا یکی از حضای خانواده فوت شد وقتی که وقتی که شما در پنتون در امتیان نکام میشین امتوان نیست سوستین جان وقتی که شما نتانید کار پیدا کنین وقتی که میبینین زندگی تان مفقانا پیش نمیده و مفقت بچشمای تان نمیبینین بله چیزهای زیاد است که ما را دلسرت میسازه اما در اینجا پتروس رسول به ایماندارا میگه که حوشیار و بیدار باشین شیطان میخواه که ما را شکست بده ما را گمراه بسازه با آیت دیگر دقت کنین اوسن جان شما میتانین این آیت بخانین بله سمیت جان با قدرت ایمان در مقابل او بیستید زیرا میدانید که برادران شما در تمام دنیا به همین ذهماد دوچار شدند چرا ما در مقابل شیطان با قوت استاده شدیم بخاطره که او شیطان هست و ما را گمراه میسازه ما نباید بگفت کنیم دیگر دلیل دیگر چیست که چرا ما در مقابل او استاده شدیم سمیت جان اماطور که پیشتر در کلام خدا خاندیم در اونجا نوشته شده ما تنها نیستیم از یه تا نتیجه میگریم که تنها ما افغانست دوچاری مشکلات نیستیم دیگر ایمانداران مشکلات دارند و امرای شیطان در جنگ هستند بله وقتی که دیگر ایمانداران مسلم هم در این دنیا هستند ای برای ما چی فرق میکنه؟ سمیت جان وقتی که میبینیم که در این دنیا دیگر تنها نیستیم دل ما قوت میافه بله بله خود را مثل یک فامیل احساس میکنیم یعنی یک فامیل روحانی بله وقتی که ما بفهمیم که اسن مصروف جنگ هست و تلاش داره که درهای راستی استوار بانه ای باعث برکت برما هم میشه بله اما اضافه تر ازی هست به برادرها و خوهرهای مسیحی ما در ترکیه در مصر در ایران پاکستان و دیگر ممالک فکر کنین ما امراه اونا یک فامیل هستیم بسیاری اونا در انج هستند در بعض جایا مثل سودان به آذار رسانی بسیار شدید روبرو هستند اونا به مشکلات و رنج روبرو هستند که ما حتی تا تسوارش هم کده نمیتونیم وقتی که ما بفهمیم که با وجود اینقدر رنج و مشکلات انوزم با قوت در ایمان استوار استاده هستند ما هم نیرو مند میشیم خب بیاین که با یک آیت دیگه هم دقت کنیم که میفرماید اما پس از این که اندک زمان رنج و زحمت دیدید خدا که بخشنده تمام برکات روحانی هست و شما را در مسیح دعوت کرده هست که در جلال عبدی او شریک شد شما را کامل و ثابت قدم و قوی و استوار خواهد ساخت ما یک امید داریم ما صرف بر این دنیا زندگی نمی کنیم بلکه ما میفهمیم و یقین داریم که بعد از یک وقت ماین ما امراه خداوند ما در بهش میباشیم امی امید ما را قوت میبخشه که مشکلات زندگی و مخالفت ها را در این دنیا تهامل کنیم ما میتونیم که چند آیت از فسق شش افسسیانم بخانیم این قسمت دواره سلاح روحانی گفت میزنه که ما و شما آل داریم قسمت پیدا کنی و بخانی؟ بله بسیار خوب دیگر این که در خداوند از قدرت به اندازه اونی رو بگیرید دوستهای مهربان فاوزیا جان و مسود جان که در کلیسای خانگی که در خانه مجید جان دایر میشه شرکت میکنن امروز فاوزیا جان مریض است نمیتونه که به کلیسای خانگی شرکت کنه کشت من رای سلفه مسود مسود چه میگی فاوزیا جان من امروز خوب نیستم من نمیتونم به این کلیسای خانگی برم راست میگی نمیتونی؟ نه بسیار تاو دارم سرم هم درد میکنه اولا اولا سرم میکفه تو اگه میری برو تو چند روز است که من مریض استم فاوزیا جان کوشش کن که بتانی بری نمیتونم من نمیتونم مسود جان یک کم خود استوار بگی بخی که بریم خوب میشه اگر بری نمیتونم اگر میتونستم خب میرفتم دیگه اونجا دوست هم است کلیگی را میبینی در کلیسا اصحاب کلیسا استند مشارکت میداشتی باشیم حتما خدا میربان است شاید خوب شدی وزن بیتر شد بریم نه نمیتونم باست چرا بریم اونا در قصه ما نیستند سه روز است که من در خانه دوست رفتیم هیچ کدامشان نامدن یک پرسان نکدن اول نگرفتن خیر است فاوزیا جان چی فرق میکنه نه هیچ رقم مصیحت است بانشان هرچی که میکنن بکنن خودت برو من فکر میکنم که لیلا که عمسایی ما زن خوب است مگرم وامه ایچ خبر من رو نگرفت در دیدن هم نامد گوش کن فاوزیا جان لیلا کنی خبر داره که تو مریض استی خون دوستی خود مسروف است واحد کار خود کنه من برشان یک کلمه هم نگفتیم که تو مریض استی چرا وارو بچه رو ملامت میکنی خودت برو تو هل خودت برو امروز من نمیتونم که بروم خودت برو مسروف جان برو اولاده رو ببرد من رو بان که اینجا یک دقیقه خوده پرتم برمام دعا کنین سلام من رو برشان بگو خواد چه بگویم دیگه خیلی برت اطمان دعا میکنیم فاوزیا جان شنونده ی عزیز محفل عبادت کلیس های خانگی در خانه مجید جان دایر است من شما رو بر شرکت در این محفل عبادت دوت میکنم محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است قصید عمرای محفل عبادت کلیس های خانه عمرای مجید جان دایر است قصید عمرای محفل عبادت کلیس های خانه مجید جان دایر است قصید عمرای محفل عبادت کلیس های خانه عمرای محفل عبادت کلیس های خانه عمرای با ؟ قصید عمرای محفل عبادت کلیس های خانه عمرای محفل عبادت کلیس های خانه است قصید عمرای محفل عبادت کلیس های خانه ما برزد کدام قوم دیگه ویا امساهی ما جنگ نمی کنیم بلکه ما در مقابل بدی و ناراستی در جنگ هستیم ما با سلای محبت، حقیقت و راستی جنگ می کنیم واقعا سلام لیلا جان سلام مصد جان چطوره سوزیا جان تشکر سلام لیلا جان خوب هستین سلام فوزیا جان چطوره سوزیا جان وی شمایتو مریضه هستین درسته رفتادین چرا به ما نگفتین که شمایتو مریضه هستین وقته که مصد جان از مرزیتان برما گفت باور کنین که ما واقعا بسیار زیاد پریشان شدم ما در کلیس ها براتان بسیار دعا کردیم کل اگه براتان دعا کرد وقته که محفل عبادت کلیس ها خلاس شد من راستان خانه رفتم یک کم یخنی امرای خود گرفتم و پیش خودت آمدم چرا قصد زامت گشدی لیلا جان فوزیا جان ای زامت نیست تو خوارم هستی بعد ما و شما خواهی اک فامیل هستیم شکر اگه دگه چیزا هم کار داشته باشی برم بگو که برت بیارم وش کنی که فرموش نکنی اطمین برم بگویی بر سبا بر اولادام کمی نان پخته کده میارم تو قرار استراحت کو که برت زامت نشه نه نه خوارجان ما خودم میتونم نان پخته کنم شماش زامت نکشین نه خواهیش میکنم این چی زامت هست خودتم خب کار داری من خوش میشم که کار کنم از طریق خونه ایسا دنها به به بارستش تو به به اکرام و حمدت خدا ای مهبود من مهبود من ای مهبود من مهبود من نام تو رو دوست هست رو دوست نام تو رو دوست هست رو دوست به سهم قدسه خوارج شبه از طریق خونه ایسا دنها به به بارستش تو به به اکرام و حمدت خدا ای مهبود من مهبود من ای مهبود من مهبود من ای مهبود من مهبود من ای مهبود من مهبود من نام تو رو دوست هست رو دوست نام تو رو دوست هست رو دوست از طریق خونه ایسا دنها به به بارستش تو به به اکرام و حمدت خدا از طریق خونه ایسا دنها به به بارستش تو به به اکرام و حمدت خدا از طریق خونه ایسا دنها به به بارستش تو موسیقی ای مهبود من مهبود من ای مهبود من مهبود من ای مهبود من مهبود من ای مهبود من مهبود من نام تو رو دوست هست رو دوست نام تو رو دوست هست رو دوست نام تو رو دوست هست رو دوست نام تو رو دوست هست رو دوست دوستان ازیز اگر به معلومات بشر ضرورت داشته باشید می توانید از طریق انترنت با ما ارتباط بگیرید آدرست ما در انترنت www.afghanradio.org شما همچنان می توانید با ما ایمیل بفرستید آدرست ایمیل ما