مُکاشفه ۹

  ۴ دقیقې ۳۳ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ویډیو ډاونلوډ آډیو ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

مکاشفه یوهننای رسول مکاشفه فصل نهام در این وقت پنجمین فرشته در شیپور خود دمید و من ستاره را دیدم که به زمین افتاد و کلید چای به انتها به آن ستاره داده شد. و با آن کلید چای به انتها را باز کرد و از چا دود مننده دودی یک کوره بزار برخاست و نور آفتاب و هوا از دود چا تیره و تار گشت. آنگاه از آن دود ملخهای بیرون آمده و زمین را پر ساختند و به آنان قدرت مثل قدرت گشتم داده شد و به آنها گفته شد که به احلاف زمین و گیاهان و درختان کاری نداشته باشند. ولی فقط به آدمیانی که مفر خدا را برخود ندارند زرر برسانند. به آنها اجازه داده شد این آدمیان را به مدت پنج ماه معذب سازند و مننده کسانی که از نیش گشتم رنگ میبرند آنها را عذاب دهند ولی اجازهی کشتن آنها را نداشتند. در آن ایام این مردمان آرزو مرک خواهند کرد اما به آرزو خود نخواهند رسید خواهان مردن خواهند بود ولی مرک به سراغ آنها نخواهد آمد. این ملخ ها مثل اسپان آماده جنگ بودند بر روی سر آنها چیز های شبیه به تاج های تلایی قرار داشت. صورت آنها منند صورت انسان بود موه هایشان منند موه های زنان دندان های مثل دندان های شیر داشتند و سینه های آنها را سینه بند های منند زره های آهنین می بوشانید و صدای بال هایشان منند صدای اسپان و عرابه های بود که به میدان جنگ حجوم می آورند. آنها منند گشدوم صاحب دم های نیشداری هستند و قدرت دارند با دم خود نوع بشر را به مدت پنج ماه معذب سازند. پادشاه آنها فرشتهی چاه بی انتها هست که نامش به ابرانی عبدون و در یونانی اپولیون یعنی نابود کننده می باشد. بلای اول به پایان دسید اما دو بلای دیگر انوز هست که باید بیاید. آنگا ششمین فرشته در شیپور خود دمید و من از چار گوشه قربانگاه تلایی که در حضور خدا قرار دارد صدای شنیدم که به فرشته ششم که شیپور را به دست داشت می گفت. چهار فرشتهی را که به دریای بزرگ فراد بستهند آزاد سازد. پس آن چار فرشته آزاد شدند تا سلس آدمیان را بکشند. آنان برای همین سال، ما، روز و ساعت آماده شده بودند. من شنیدم که تیداد سواران آنها دوستت میلون نفر بود. در رویاهی که من دیدم اسفان و سواران آنها چونین بودند. سواران سینبند های برنگ های سرخ آتشین و آبی و زرد گوگردی برتند داشتند. اسپان سرهای مانند سر شیر داشتند و از دهانشان آتش و دود و سنگ گوگرد بیرون می آمد. این سه بلا یعنی آتش و دود و سنگ گوگرد که از دهانشان بیرون می آمد سلس آدمیان را کاشد. قدرت اسپان در دهان و دمهای آنها بود. زیرا دمهایشان به مارهای شواهد داشت که با سر خود می گذیدند و به مردم آزار می رسانیدند. بقیه آدمیان که از این بلا ها نجات یافتند از بطهایی که خود ساخته بودند دست نکشیدند و از پرستش شیاطین و بطهایی که از تلا و نقره و برنج و سنگ و چوب ساخته شده بودند و قادر به دیدن و شنیدن و راه رفتن نیستند باز ناستادند و از آدم کشی و جادوگری و زنا و یا دزدی طوبه نکردند.