۳ دقیقې ۳۶ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
مکاشفه یوهننای رسول مکاشفه فصل ششم دران هنگام که برره اولین موه ازان افت مور را شکرد من می دیدم و می شونیدم که یکی ازان هیوانات با صدای معنند رد می گوید و ناغان عصب سفید را دیدم که سواران کمان بر دست داشت و تاج با او داده شد و او پیروز مندانه برای پیروزی بر آمد وقت برره دومین موه را باز کرد شونیدم هیوان دو هم گاف و عصب دیگری که سرخ رنگ بود بیرون آمد و به سواران قطرت داده شد تا سلح را از روی زمین بردارد تا انسان ها یک دیگر را بکشن و امچینین با او شمشیر بزرگ داده شد وقت برره سیومین موه را باز کرد شونیدم که هیوان سی هم گاف آنگا نگاه کردم و عصب سیای را دیدم که سوارش ترازوی بر دست داشت و صدای از میان آن هیوانات به گوشم رسید که می گاف زمان که او چارومین موه را باز کرد صدای هیوان چاروم را شنیدم که می گاف وقت با آنجا نگاه کردم عصب رنگ پریده را دیدم که نام سوارش مرگ بود و دنیا مردگان به دنبالش می آمد به او قطرت داده شد تا یک چاروم زمین را با شمشیر و گرسنگی و امراز محلک و هیوانات وحشی از بین ببرد وقت پنجومین موه را باز کرد در زیر قربانگا ارواح کسان را دیدم که بخاطر کلام خدا و اعتراف ایمان خود شهید شده بودند آنها با صدای بلند فریاد زدند ای خداوند قدوس و راستین تا بکای برساکنان زمین داوری نمیکنی و انتقام خون ما را از آنها نمیکنی به هر یک از آنها چپن سفید دادند و با آنها گفته شد که هندک دیگر بیارامند تا تعداد هم قطاران و برادرانشان که می باید مثل آنان کشته شوند کامل گردند آنگا وقت برره ششومین موه را باز کرد دیدم که زلزله شدیدی راختار آفتاب مثل زغال سیاه گشت ماه کاملا مثل خون ساخت شد و ستارگان آسمان مانند انجیرهایی که از تنبات به زمین می ریزند فرو ریختند آسمان مانند تومار در هم پیچیده ناپدید شد و همه کوها و جزیرها از جای خود حرکت کردند و پاچاهان و فرمان روایان زمین سرلشکران و تمانگران زورمندان و همه انسانها چه برده و چه آزاد خود را در غارها و در میان سخراهای کوها پنهان ساختند و بکو و سخراها می گفتند بروی ما بیفتید و ما را از چهره تخت نشید و از خشم و غذب برا پنهان کنید زیرا روز بزرگ خشم آنها رسیده است که می تواند آن روز را تعمل کند