مُکاشفه ۱۹

  ۵ دقیقې ۳۵ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ویډیو ډاونلوډ آډیو ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

مکاشفه یوهننای رسول مکاشفه فصل 19 پس از این وقعه صدای شنیدم که مانند فریاد گروه زیاد در آسمان تنی نفگن و میگه خدا را شکر! خدا را شکر! رختگاری و جنار و خدرت از خدای ماست زیرا داوری های او راست و عادلانه است او خواهشه بزرگ را که بازنای خود زمین را آبیده ساخت محکوم کرده و انتخاب خون بندگان خود را از او گرفته است آنها بار دگر گفتن خدا را شکر! خود آن در تمام زمان ها و قرون بلند خواهد بود آن 24 پید و 4 حیوان در برابر خدای که بر تخت نشسته بود به خاک افتادن و او را عبادت نبوده گفتن آمین! خدا را شکر! آنگا از تخت صدای آمد که میگافت ای تمام بندگان او و ای کسانی که از او میترسید از کوچک و بزرگ خدای ما را سپاس گوید آنگا صدای شنیدم که مانند صدای گروه زیاد و صدای آبهای بسیار و غرش شدید رد بود و میگافت خدا را شکر! خدا بند خدای ما که یاده مردم است سرتمت میکند خوشی و وشت کنیم و جلال او را سقایش کنیم زیرا زمان جشن عروسی برا رسیده است عروس او خود را آماده ساخته است و لباس از کتان نازک و پاک و درخشان را پوشیده است مقصد از کتان نازک امال نیک مقدسین است سپس فرشته بمن گافت این را بنویز خوشا به حال کسانی که به جشن عروسی برا دوت می شوند او هم چنین بمن گافت اینها کلام حقیقی خدا است در پیش پای او به خاک افتادم تا او را عبادت کنم اما او بمن گافت نه چنین نکن من خادم هستم مانند تو و برادرانت به ایسای مسیح شهادت می دهند خدا را پرستش کن زیرا شهادتی که درباره ایسا داده شده الهم بخش تمام پیشگویه هاست آنگا آسمان را باز دیدم عصب سفید در آن جا بود که نام سوارش امین و حقیقت بود او با عدالت داوری و جنگ می کند چشمانش مانند شوله آتش بود نیمتاج های بسیار برسر دارد و نام بر اون نوشته بود که هیچ کس جز خودش نمی توانست آن را بفهمد او لباس آغشت به خون برتند دارد و کلام خدا نام دارد لشکریان آسمان که سوار بر عصب های سفید و با لباس های کتان پاک و درخشان پوشیده بودند بدنبال اون می رفتند از دهانش شمشیر تیزی بیرون آمد تا با آن ملت ها را بزند او با عصای آهنین بران ها حکومت خواهد کرد و شراب خشم و غذب خدای قادر مطلق را در حوزچه خواهد فشرد بر لباس و ران او انوان شاه شاهان و خداوند خداوندان مرکوم شده بود آنگا فرشتی را در آفتاب استاده دیدم که با صدای بلند به همه ای پرندگانی که در میان آسمان به حال پرواز بودن نگفت بیاید و برای جشن بزرگ خدا جمع شوید و گوشت پادشاهان و فرماندهان و جنگاوران گوشت اسپان و ساران آنها گوشت همه آدمیان از برده تا حازاد و از بزرگ تا پوچک را بخورید آنگا آن حیوان وحشی و پادشاهان زمین و لشکریان آنها را دیدم که جمع شدن تا با اسپ سوار و لشکریانش جنگ کنند حیوان وحشی و پیامبر دروغین که در حضور او معجزات بسیار کرده بود هر دو گرفتار شدند پیامبر دروغین با معجزات خود کسان را که علامت حیوان و حشی را برخود داشتند و پیکره او را عبادت کرده بودند فریفته بود هر دوی آنها زنده با داخل دریاچه آتش و شوله های گوگردی آن انداخته شدند لشکریان آنها با شمشیر که از دهان اسپ سوار بیرون آمد به قتل رسیدند همه ای پرندگان از گوشت آنها سی شدند