مُکاشفه ۱۶

  ۴ دقیقې ۵۰ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ویډیو ډاونلوډ آډیو ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

مکاشفه یوهننای رسول مکاشفه فصل شانزده هم آنگا از خانه خدا صدای بلند شنیدم و آن صدا به هفت فرشته گافت بروید و هفت جام خشم خدا را به زمین بریزید پس فرشته اول رفت و جام خود را بر زمین ریخت و زخمهای درداک و بدنمای بر بدن مردمان که نشان حیوان و خیرا به خود داشتند و پیکره اش را می پرستیدند پدیدار گشت فرشته دوام جام خود را به دریا ریخت و دریا به خون مثل خون مرده مبدل شد و همه جانداران دریا مردند فرشتهی سیوم جام خود را بر دریا ها و چشمه ها ریخت و آنها به خون مبدل گشتند آنگا شنیدم که فرشتهی حافظ آبها می گفت تو در داوری های خیش آدل هستی توی آن قدوس که هستی و بگی زیرا آنها خون مقدسین و خون پیامبران را ریختند و تو با آنها خون داده این تا بنوشند زیرا مستحق آنند و شنیدم که از قربانگاه ندایی آمد که می گفت آره ای خداون خدای قاده مطلق چقدر راست و آدلان هست داوری های تو فرشتهی چهارم جام خود را بر آفتاب ریخت و آفتاب اجازه یافت با گرمای خود آدمیان را بسوزاند مردم چنون از شدت حرارت آفتاب سوختند که به خدای که چونین بلایای در اختیار دارد کفر می گفتند و حاضر نبودند از اعمال خود توبه نموده و خدا را تمجید نماید فرشتهی پنجم جام خود را بر روی تخت حیوان وحشی ریخت و سلطنت او به تاریکی فرو رفت آدمیان از درد و رنگ زبانهای خود را می گذیدند و به خدای آسمان بخاطر دردها و زخمهای خیش کفر می گفتند و از اعمال خود توبه نمی کردند فرشتهی ششم جام خود را بر دریای بزرگ فراد ریخت و آبش خشک شد تا راه برای آمدن شاهان مشرق زمین باز باشد آنگا دیدم که از دهان اجده ها و از دهان حیوان وحشی و از دهان آن پیامبر دروغین سی روح ناپاک مانند سی بقه بیرون آمد این ارواه شیاطینی هستند خودرت انجام ماجزات نیز دارند آنها به سر تا سر جهان می روند تا پادشاهان تمام دنیا را برای جنگ روز بزرگ خدای قادر مطلق جمع کنند توجه کنید من مثل یک دازد می آیم خوشا به حال کسی که آباده باشد و لباس خود را نگاه دارد تا مجبور نشود اوریان و شرمنده در پیش چشم همه راه برود پس شیاطین پادشاهان را در جایی که به ابرانی حار مجیدون خوانده می شود جمع کردند آنگاه فرشتهی هفتم جام خود را بر هوا ریخت و از خانه خدا و از تخت صدای بلند شنیده شد که می گافت همه چیز تمام شد و رد و برد و صداهای محیب شنیده شد و زلزله شدید رخ داد که ماننده آن در تاریخ بشر هرگز دیده نشده بود شهر بزرگ سی پاره شد شهرهای دنیا و ایران شد و خدا اعمال بابول بزرگ را نادیده نگرفت بلکه او را مجبور کرد جام را که از شراب آتشین خشم و غزب او بر بود بنوشد جزیره ها همه نابدی و کوه ها محبه شدند دانه های جاله بسیار بزرگ و وزد 50 کلو از آسمان بر سر آدمیان بارید و مردم بخاطر این جاله خدا را کفر می گفتند زیرا این بلای بسیار وحشتناک بود