۳۰ دقیقې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ درسته محرمه شنویدی عزیز سلام من پیام هستم که برای تقدیم کنمه برنامه دیگی از سرچله برنامه های روزنهی زندگی مسیحی در خدمت شما قرار دارم من جاوید هم به شما عزیزا سلام و احترام خودت تقدیم میکنم از خداوان میخواهم که شما با خانواده تا سهت و سلامت باشین دوست های محرمه قصه میکنن یک زاهد ریاکار یک شهو بر عبادت به مسجد رفت وقتی که داخل مسجد شد دید کسی نیست که عبادت کدن او را ببینه او روی خود را به طرف معراب کده قرار ششت او انتظار میکشید که کسی بیاید و بعد از او به عبادت خود شروع کنه که عبادت کدن او را ببینه او منتظر بود که صدایی را از پشت سر خود در داخل مسجد شنید ای آدم زاهد ریاکار بدون ای که روی خود را درو بده شروع به عبادت خود کرد او تمام شوه به عبادت در مسجد صبح کرد بخاطر که فکر میکد کسی دیگه هم در مسجد است و او را در عبادت ببینه و به مردم در باری او قصه خواد کرد اما وقتی که صبح شد و او زاهد ریاکار میخواست که از مسجد برایه دید که کدام آدم در مسجد داخل نشده بلکه یک سگ است که از دست خانت به مسجد پناه آورده ای زاهد ریاکار بخاطر یک سگ تمام شوه به عبادت تیر کده بود قصه بسیار جالب و آموزنده بود ای زاهد ریاکار به عوضی که بخاطر خدا عبادت کنه بخاطر یک سگ تمام شوه به افایده تیر کده بود ریاکار هم میتونه مردم با ریاکاری خود بازی بته اما خدا را نمیتونه که بازی بته یک شاعر دباره ریاکاری میگه پای در کوی ذات و رزق منه کاندران کوی آشناه نیست بردر خانقه مرو که درو جز ریاه و بوریاه نیست در یک جای دگه عباید زاکانی که سر ریاکارا بسیار قار است با کلمات سخت میگه منکر به حدیث خرق پوشان آن سخت دلان سست پوشان آویخته سبحشان به گردن همچون جرس از دراز گوشان سبح تسبیح است واقعا کسایی که زاهد ریاکار استن و با پریهیزگاری خود بسیار مغرور هم استن دلشان بسیار سخت است اونا خوش دارن که به مردم دباره خوبی کدن و بدی کدن گپ بزنن اما خودشان او را عملی نمیکنن کسا میکنن که به یک صوفی خرق پوش گفتن خرقه خش را بفروش او گفت اگر سیاد دام خود را فروشت با کدام چیز سید تواند کرد واقعا اموطور است برای بعضیها عبا و قبا و ریش و دستار صرف یک دام تذویر است برای بازی دادن مردم عام در حاله که دلشان سخت و سیاست و ذرعی پاکی و خداجوی حقیقی در او وجود ندارد از ریشه درخت زندگی اونا بد است اونا نمیتونن که میوی نیک هم حاصل بتن در حاله که خدا به دل ما میبینه او میخواه که درخت زندگی ما نیک باشه تا که بتانیم سمر نیک به بار بیریم دوستهای مردم آل توجه شما را به شیر که انوانش غار دوزدان است جلب می نمویم موسیقی به هیکل رفت روز دید ایسا فضای پرهایاهو بسغم افضا بروی میزها نقدینه ها دید قفص های کبوتر جا بجا دید گروه عابد آنجا به عدد بود عبادت نی ولی داد و ستد بود مسیحا پر شد از خشم الهی بسوی میزها گردید راهی هران چه دید آنجا واجگون کرد دکانداران معبد را برون کرد بگفتا در کتاب آسمانی نوشتا آشکارا تا بدانی که هیکل خانه پروردگار است نجای حرس پول و کسب و کار است زراح غارت مردم بدینسان عبادت گاه گشتا غار دستان عبادت با تجارت جور باشد گر از غارتگری ها دور باشد تجارت خود عبادت هست گویی نیا میزد اگر باسود جویی ولیکن گر عبادت شد وسیله برای غارت مردم بهیله عبادتگاه گردد غار دستان عبادتگاه گردد غار دستان که باید شد ازان هر دم گریزان جایی اسمه ای که تنهای عبدقای بلدگار منتقل کارد جستایی عزیز این شیر برادر عزیز ایرانی ما دیخقانی تفتیس روده این شیر در ایک کتاب خورد بنام داستان خدا و انسان چاب شده اگر شما شنویندی عزیز علاقه مندی داشتن یک جلد این کتاب باشین لطفاً با آدرس ما که صدای زندگی صندوق پستی 702 جی پی او لاهور پاکستان هست خط نوشت کنین اگر آره نتانستین که آدرس ما را یاد داشت کنین لطفاً قلم و کاغذ پیش خود تیار داشته باشین ما در آخر برنامه باز آدرس های صدای زندگی را به اطلاع شما می رسانیم یک چیزی دیگه را هم باید علاوه کنیم که دیگانی تفتی ای شعر را به اساس یک قسمت انجیل نوشت کده پیش از ای که در باره ای شعر چیزی بگوییم ای قسمت از انجیل مقدس می خانیم ایسا داخل خانه خدا شد و به بیرون راندن فروشندگان و خریداران از خانه خدا پرداخت میزهای سرافان و چوکیهای کبوتر فروشان را به هم ریخت و به کسی اجازه نمی داد که برای بردن اموال از صحن خانه خدا عبور کند او به مردم تعلیم می داد و می گفت آیا نوشته نشده است خانه من جای عبادت برای جمعی ملتها خواهد بود اما شما آن را کمینگاه دزدان ساخته اید؟ ایسای مسیح وقتی که بداخل خانه خدا و یا معبت یهودیان شد دید که به عوض عبادت مردم به خرید و فروش مسروف هستند با دیدن این وزه ایسای مسیح دست به اقدام شد و میزهای اونا را چپکت و اونا را از معبت بیرون کشید در شیری که شنیدیم هم این موضوع بسیار خوب بیان شده بود در ایک بندی شیر شنیدیم که عبادت با تجارت جور باشد گر از غارتگریها دور باشد تجارت کار خراب نیست اما سر دین و مذهب تجارت کردن کار خراب است در زمان ایسای مسیح عبادت تجارت ساخته بودند در او وقت رهبران مذهبی یهود در یاکاری غرب بودند اونا کوشش میکدند که ذره ذره شریعت سر خود تدبیر کنند و اونا برخی مردم بکشند که اونا چقدر پرهیدگار هستند اونا نه تنها از مردم بلکه از خدا هم میخواستند خدا نخواستند مرهون ایسان اونا باشد و از اونا باید بسیار خوش باشد در حال که خدا عبادت عقی و دوست داشتن عقی را از انسان ها میخواهد خدا از انسان ها میخواهد که او را با تمام دل و جان دوست داشته باشد خدا ارگست محتاج روزه و نماز ما نیست در یک جای دیگه انجیل مقدس ایسای مسیح خطاب برهبران مذهبی یه ریاکار میفرماید وای بر شما ای ملایان و فریستیان مرافق شما از نعنا و شبت و زیره در یک میدهید اما مهمترین احکام شریعت را که عدالت و رحمت و صداقت از نادیده گرفتهید شما باید اینها را انجام دهید و در عین حال از انجام سایر احکام غفلت نکنید ای ره نمایان کور که پشر را صافی میکنید و شطر را میخورید وای بر شما ای ملایان و فریستیان مرافق شما بیرون پیالا و بشخاب را پاک میکنید در حال که درون آن از ظلم و ناپرهیزی پر است ای فریستی کور اول درون پیالا را پاک کن که در آن صورت بیرون آن هم پاک خواهد بود ای چیز را که عیسای مسی در او وقت به رهبران مذهبی ریاکار بیان کده آنه هم صدق میکنه آنه هم رهبران مذهبی ریاکار در حال که خودشان برزد خدای حقیقی عمل میکنن و کمترین طرح هم در دلشان در مقابل انسان ها وجود نداره دیگرها را به کفرگویی متهم میکنن و حکم اعدامشان را صادر میکنن امطور که عیسای مسی خطاب به رهبران مذهبی فرمود که شما بیرون پیالا و بشخاب را پاک میکنین رهبران مذهبی هم صرف به ظاهر خود توجه میکنند ظاهر خود را پاک و مقدس چلوه میتند اونا ای کار را به خاطره میکنند که ظاهرشان که مردم میبیند پاک و مقدس معلوم شده اونا تمام ای کار را به خاطر فریب مردم میکنند اما با پاک کدن بیرون هرگز دل انسان پاک نمیشه اما اگر درون پیالا و یا درون دل ما پاک باشد بیرون خود به خود پاک است دیقانی تفتی در ایک بند شیر خود میگه ولیکن گر عبادت شد وسیله برای غارت مردم حیله عبادتگاه گردد غار دوزدان که باید شد ازان هر دم گریزان آنکه میبینیم دین وسیلهی برای پیش بردن سیاست شده به وطن ما توجه کنین آیا کسایی که بخاطر دین جنگ میکنند منظورشان به دستعاوردن حکومت ویا قدرت گرفتن دولتی نیست؟ آیا جهاد که او را عبادت هم میدانند وسیله غارت مردم نیست؟ اینا دین و وسیله بدستعاوردن اهداف خود سختند اینا اتاع عبادتگاهشان هم به پایگاه جنگ تبدیل کردند از عبادتگاه مردم را برای جنگ و کشتن و چور و چپاول مردم تشویق میکنند در این جایا پلان های خرابکارانه، آدمکوشی و دوزدی خود را هم مطرم میکنند وقتی که دین وسیلهی برای بدستعاوردن اهداف سیاسی میشه و عبادتگاه هم به پایگاه اونا تبدیل میشه در این صورت واقعا عبادتگاه عبادتگاه نیست بلکه غار دوزده است دوستهای مردمان خداپرستی و دینداری یک چیز کاملا جدا از سیاست است هر وقتی که دین و دینداری امراه سیاست یک جا شد او اطمان وسیله میشه برای بدستعاوردن اهداف سیاسی یکی از بزرگترین مشکل وطن ما افغانستان هم ای است و یکی از بزرگترین مانع در راه پیشرفت و ترقی وطن ما هم حاله و هم در گزشته ای بوده هر وقتی که کار بخاطر پیشرفت صورت میگیره حتما در پیشرفت و ترقی مردم باستوات میشن مردم فهمیده میشن و چشمایشان باز میشن حقیقت تا غیر حقیقت درک میکنند در این صورت دوزدهایی که عبادتگاه را به پناهگاه خود تبدیل کردن نمیتونن از مردم دوزدی کنند با این خاطر اونا نمیخواهند که مملکت پیشرفت کنه و ترقی کنه به بحانه هایی که گویا دین در خطر است و خود حافظ منافعی دین معرفی کرده جنگ اعلان میکنند خوب دوستو های مهربان آن توجه شما را به شنیدن یک سرودی روحانی دوت میکنیم از قید هر کناره بخشید نجات مرا فیض تو بود مسیر هر زنده که تشنست گمرا نشوند از این برد تشنه لبان راییسا ها به حیات بخشد فیض تو بود مسیر که بکرفت آخوش مرا از قید هر کناره بخشید نجات مرا فیض تو بود مسیر دوستو های مهربان شما سرود را شنیدن آل وقت ای رسیده که یک قسمت دیگه از سریال زندگی نو را بشنویم سریال زندگی نو به اساس کتاب اعمال رسولان انجیل مقدس تیه شده دو برادر فرضی به نام های یونس و سلیمان که در زمان ایسای مسی زندگی میکدن چشمجید خدا قصه میکنن ما در قسمت گذاشته از زبان یونس و سلیمان شنیدیم که خدا پولس رسول ایسای مسی و برنبا را برای خدمت بسیار مهم انتخاب گن ای خدمت ای بود که اونا باید مجد نجات توسط ایسای مسی را به سرزمین هایی که دو وقت به نام آسیای سغیر یاد نشد برسانند آسیای سغیر آنه به نام ترکیه یاد میشه پولس و برنبا اول به جزیره قبرس رفتند و از او جا به شهرهای پسیدیا کونیا لسترا و دربا رفتند اونا به هر شهر که رفتند اول به کنیسه یهودی های او شرک و یا خانه های اونا رفتند و پیام نجات با اونا رساندند شما در قسمت های گذشتش تونیدین که اکسالعمل مردم در مقابل اونا مختلف بود پولس رسول در شهر دربا به مردم گفت که خدا از زوریتی آدم نجات دهندی یعنی ایسای مسی را به جهان فرست داد و ادامه داده گفت هر که به او ایمان بیار نجات پیدا می کند چون این پیام برای مردم و به خصوص یهودی ها یک پیام کاملا نو بود اونا اکسالعمل مختلف و جدی به اون نشان دادند اونا پولس رسول با کفرگویی متهم کدند چون پولس و برنابا به اکسالعمل شدید یهودی ها مواجه شدند اونا به طرف قوم های غیریهود توجه کدند اونا از پسیدیا به طرف قونیه رفتند وقتی که اونا به قونیه رفتند در قونیه هم به این اکسالعمل که در پسیدیا روبرو شدند پولس رسول و برنابا به شل لسره رفت و به بودپرست ها روبرو شدند اونا وقت مورد توجه زیاد بودپرست ها واقعی شدند که پولس یک شل مادرزاد ها شفا داد بودپرست ها فکر کردند پولس و برنابا خدایان هستند که از آسمان به زمین پس آمدند مردم خواستند که به اونا قربانی کنند اما وقتی که یهودیان از شهرهای دیگر به این شهر آمدند و به مردم گفتند که پولس و برنابا از ایسای مسیح پیروی میکنند مردم برزد اونا تحریک شده در حالی که پولس مصروف معوضه بود او را سنگباران کدند در حالی که پولس نیم جان بود ایماندارا او را از شهر بیرون بردند اما وقتی که او به حوش آمد پس به داخل شهر رفت تا به مردم در باری ایسای مسیح بشارت بده خوب دوستهای میره بان آلیر بشنوین قسمت نوی سریال زندگی نوه سلام سلیمان چطور هستی بدر؟ خوب هستم خود چطور هستی؟ سلیمان من خوب هستم تو قسم کن که پولس و برناباه از شهر لستره به کجا رفتند و چی کردند؟ بله اوروز دیگه در باره حوادثه که در شهر لستره رفت داده بود ما تو با هم قسم کردیم بله بله می فهمی پولس و برناباه از شهر لستره به شهر دربه پنابوردند ای شهر در نزدیکی هم قرار دارند اونا در شهر دربه هم بشارت دادند و ایده زیاد از مردم به خدا روی آوردند و ایمان آوردند بعد از او پولس و برناباه از پیش روی بسوی دیگه سرزمین ها سرف نظر کردند و بسوی لستره قونیه و انتاکیه برگشتند و از محلات که گذاشته بودند بار دیگه رفتند و اونای روی ایمان آوردند تشویق کردند تا در ایمانشان استوار باشند بسیار دلچسپ است ما شنیدم ایماندارا هر کدام به یک دیگه اعتماد داشتند و در کارهای مربوط به یک دیگه مشترکان سهم می گرفتند اشتراک در عبادت خانوادار با هم بسیار نزدیک نموده بود اونا هر کدام شوای زندگی مسیعی را که به پای محبت استوار از با هم تجربه می کردند به تدریج اونا دریافتند که جهات مشترک در زندگی با هم پیدا کردند بله تو راست میگی اینان زندگی و تجابه را که ما شما در اینجا گذاشتاندیم اونا هم امی زندگی را تجربه کردند اکثرتشان نوشتن و خاندنم بلد نیستند بگم پیش شاگرد های ایسای مسیعی میرند و کلام خدا را یاد میگیره همچنان امونا هر کدامشان دانهای شغل و پیشی مختلف استند کسی در زمینداری کسی در چپانی کسی در تعلیم دادن و کسی در بازار کاربار دارند خدا را شکر که همه مانند و برادر خوهر در ایسای مسیعی با هم جمع شدند بسیاری اونا گرچی از نصر خانوادگی و اعتقادات گذاشته مذهبی از امدگر فرق دارند آن اونا در ایسای مسیعی یک خانواده جدید را تشکیل دادند امی مردم کدام سازماندی نداشتند اما همیشون ایران میفهمند که ایسای مسیعی به هر کدامشان راه متفاوت از گذاشته را در زندگیشان نشان داده که سرشور از محبت، بخشایش و آرامش با خداست میگند امی شارعای که شاگرده ایسای مسیعی با اونا بشارت دادند با هم در خانواده یک دیگه بر عبادت جمع میشند و اونا در باره کارهای روزانه خود با هم بحث میکنند طبیع است که اونجا کدام تعمیر مخصوص بانشان معین وجود ندارند که هر کدام بفهمند اونجا جمع شود مگر ایران میفهمند که خانی هر کدامشان در حقیقت کلیسای اموم محل هستند پولس و برنابا به تشکیل اهمی یعنی کلیسای خانکی زحمت زیاد کشیدند و وقت زیاد سر کدند اونا حقائق زندگی و تعلیمات ایسای مسیعی را در این کلیسای خانکی به مردم تعلیم دادند با اونا نیرو بخشیدند و اونا را به خاطر توسعی جمعیت ایماندارا تشکیل می کند با اونا تعلیم می دادند که اجتماع ایماندارا بخش مهم از حیات روحانی شان است و ای باید کاملا طبیعی باشد ما نمی تانیم به تنهایی خدا پیروی ایسای مسیعی بخانیم در صورت که دیگر دوست و رفیق نداشته باشیم سلیمان می فهمیم من یک فرمودی ایسای مسیعی را ایج وقت فراموش نمی کنم که به ما تعلیم می دهد که ما باید یک دیگه خود را محبت کنیم بله امی محبت و یک رنگی میان ایماندارا سبب افضاعشی تعداد رحبرای کلیسا شدند بله روزی اول که من اینجا آمدم کسی پیدان نمی شد که کلام خدا را بخانه و دیگر را تعلیم بده به هر رفته به رادرهای نو نو می بینم که به محفل عبادت ما بیاند و جلسات ما را رحبری می کنند و از کلام خدا بر ما معاویزه می کند پولس و برناباه در دعایشان همرای مردم به اشخاص مشخص دعا می کنند که خدا آنها را تقبیل کند و در جمع ایماندارا قرار بودند به هله امی رحبرای کلیسا هستند که حقیقتن از روح القدس پرستند و در فکر معقف جاوکی نیستند رحبری به این معناست که رحبر باید خادم همه باشند سلیمان قصه میکنند که نکتی مهم و اصاسی را که پولس و برناباه بر کسایی که تازه ایمان میارند تحکید می کنند ای بود که پیرویی از ایسای مسیح کار آسان نیست و همیشه پرمودی ایسای مسیح را به یاد می آوردند که می فرمود برای داخل شدن به دولت خدا ما باید از راه های سختی بگذریم تحمل سختی و مشکلات ما را کمک می کند تا به خدا نزدیک تر شدیم هم بتانیم به دیگرها کمک کنیم ایدهی از یهودی های متحصیب برادرهای ما را که به ایسای مسیح به حیث نجات دهیندیشان ایمان آوردند آزارو ازیاد می کند تحقیر و توحید می کند حتی از خانه و قریه شان بیرون می کند و به زندان مندازند تا از ایمان خود بگذرند ما و تور همه مشکلات را در اون شرم تحمل کردیم اگر تحمل بردباری ما نمی بود نمی دانم که امروز در چه حال قرار می داشتیم یهنوز تو می فهمی که در پیغام مسیح دو هشت خطه شیفتینگیز وجود دارد یکی بخشای شرامش و خوشبختی در روح القدس است که انسان نمی تانه او را در هیچ جای دیگر آسیل کند دیگر خود زندگی نو زندگی شرفت مندان است که اکثرم با مسایل فرهنگی، فشار های زندگی، زشتی، شرارت، ترس که زاده شرایط محیط ماست در تقابل قرار می گیرند و از این سبب ایده از اشخاص که کلام خود را نمی پذیرند و او را تعدید به زندگی شخصی و اجتماعی خود فکر می کنند یا او را لکه به موقف اجتماعی خود می شمارند این نوبه اشخاص دائمان با کلام خودا در مخلافت قرار دارند من از حرفات تو اتونت شما می گرم سلیمان ایسای مسیح برای این به دنیا نه آمد که زندگی ما را ساده بسازه بلکه آمد تا زندگی ما را برای پذیرفتن حقیقت تخیل بده بله، به این ترتیب رسول ها در شارع مختلف جایی که تایی سفرشان به مردم موزک کده بودند بار دیگر رفتند تا مردم را که تازه ایمان آورده بودند ملاقات کدند و اونا را در استواری ایمان شان تشویق کدند رسول ها را این بار در این بازگشت شان به حیزت و احترام پذیرای کدند رسول ها در هر جای به کلیس های خانگی رفتند و به دعوت ایماندارا رحبارای کلیس های خانگی را تقییم کدند مریض ها را شفا بخشیدند و ایماندارا را در ایمان شان تقبیل کدند دوست های مهربان ما و شما در قسمت سریال زندگی نو به استلاع کلیس های خانگی متوجه شدیم در هر جایی که بردم به ایسای مسیح ایمان می آوردند اونا در خانه های یک دیگر بر عبادت و پرستش خدای حقیقی و از جلال دادن نام ایسای مسیح جمع می شدند اونا این جمع خود را کلیس ها و یا کلیس های خانگی یاد می کندند در او وقت ای کلیس های خانگی از خود کدام تعمیر مشخص نداشتند وقتی که در خانه های یک دیگر جمع می شدند از کلام خدا تعلیم می گرفتند سرود و مظامیر را می خاندند و دعا می کندند دوست های مهربان ما در شروع برنامه یک کسی را در باری یک زاهد ریاکار شنیدیم ریاکاری یا نفر ابدادن مردم و سویستفاده کدن از اوناست اما هیچ کس نمی تانه بر ریاکاری خداوند حقیقی را بازی بته بعد از او ما یک شعر شنیدیم که انوانش غار دوزدان بود ما گفتیم که اگر از دین و پریزگاری و خداپرستی به ایسه وسیله برای بدستاوردن احداف سیاسی و مادی کار گرفت شوه ای عبادتگاه دگه عبادتگاه نیست بلکه یه غار دوزدا هست دوست های مهربان در آخر در باره کار و خدمت پولس رسول شنیدیم که با چه شوق و ذوق به انتشار مرجده نجات مصروف بود او بدون ترس و بشارت ادامه می داد و هیچ خسته نمی شد از خداوند می خواهیم که ما هم در گفتار و هم توسط زندگی عملی خود بتانیم به ایسای مسیح که خداوند ماست بشارت بتیم خوب دوست های مهربان آله شما را به شنیدن یک سرودی روحانی دعوت می کنیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست های عزیز ما از راژیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم راژیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام راژیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام را نوشت کنید آدرس ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرس ما در قبرست پی او باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمازول سایپریس اگر به انترنت دست رسی دارین می تانین به یه آدرس به ما ایمیل نوشت کنین تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹