۳۴ دقیقې
۲۹ جنوري ۲۰۱۲
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
برادران و خوهران عزیز آنچرا در اینجا میشنوید از فراوردههای راژیو صدای زندگی است. امیدوار هستیم تا از این پروگرامها استفاده کرده مافعل عبادت خود را در خانه ایتان جشن بگیرید و لذتمند گردید. برنامه مقدماتی کلیساگ خانگی فراخاندگان خدا از صدای زندگی میشنوید سلام دوستهای مهربان. من سمیر هستم. خانمم پروین نام داره. هر دوی ما به ایسای مسیح ایمان داریم. دوست ما مجید جان هم در یک ایمان امراه ما شریک است. بسیار وقت است ما دعا میکنیم که خداوند کمک کنه یک کلیسای خانگی داشته باشیم. امروز هم مجید جان در خانه ماست و در این باره گرد میزنید. دوستهای مهربان دوستهای مهربان مجید جان بسیار خوب کردی که آمدی. امروز خودت من میتونم خوب درد دل کنم. سمیر جان بسیار زیاد تشکر. خدا دوستی ما خودت بسیار امیق ساخته. از بسیار سال هایی که ما خودت دوست بودیم. اما وقت که در یک ایمان شریک شدیم دوستی ما کاملا امیق تر شد. بله مجید جان خدا را شکر. ای از برکت ایسای مسیه است. شما چندین سال هایی که با ایسای مسیه ایمان دارین. بما بسیار کمک کردن که در ایمان خود رشت کنم. مجید جان وقتی که من نو با ایسای مسیه ایمان آوردم خودت بسیار تنها فکر میکردم. خدا کمک کرد خانم پروین جان هم ایسای مسیه را به عیس خداوند خود قبول کرد. اگرچه من و پروین یک جای دعا و عبادت میکردیم اما ای آرزوی دل من بود که یک برادری که در ایمان امرام شریک باشه خدا برم بده. خداوند کمک کرد و خودته مثل یک توفه که من هیچ باورش هم نمیکردم به من داد. این خدا را شکر که اضافه تر از دو سال میشه که ما و شما یکان وقت بین خود دعا و عبادت میکنید. سمیر جان دواید من فکر میکردم که یک جای شدن و با هم دعا کردن و خدا را عبادت کردن اق ماهیم نیست. اما من در این مدت که هر هفته یا ده دو هفته یک بار میشینیم عبادت میکنیم بسیار برکت گرفتیم. من واقعا بسیار خوش هستم که روز بر روز در باره ایسای مسیه معلومات زیادتر پیدا کرده میروم. اما مجید جان چی فکر میکنید؟ این کافی است که ما دو با دو بین خود بیشینیم و عبادت کنیم و بس. در حاله که کلام خدا میگه که ما باید روش کنیم و سمر بیاریم. منظوری میست که تیزاد ما باید زیاد شد. بله خدا درست میگه سمیر جان. ما بسیار شدیم که در مملکتهای دیگر کلیسهها وجود دارد. در کلیسهها مردم بین خود یک جایی میشینند و خداونده با ازادی و خوشی پرستش میکنند. بله. منش نمیفهم که ما تا چه وقت دو با دو ملاقات خود کدیم. این رو نمیفهم که تا چه وقت در بتن خود بر خود کلیسهها نخواد داشتیم. مجید جان منظوریت از کلیسهها کدام تعمیر است یا مردم؟ کلیسهها؟ یقیناً که یک جایی است. جایی که ما بتانیم ازادانه جمع شبیم. مجید جان ما در این باره چندین نفر بین خود گفتیدیم. بله. چقدر وقت میشه که ما و خودت به خاطر یافتن یک جایی دعا میکنیم؟ راستی ما به جایی ضرورت داریم. شما درست میگید. لازم است که بازم به دعای خود به خاطری موضوع ادامه بتیم. بیش از این که دعا کنیم، بیا که از فصل دوم رساله افسیسیان از آیت 19 تا 22 را بخوریم که در باره کلیسهها است. خوب است. باشم من برقرار پیدایش کنم. اینه یافتمش. پس شما غیری یهودیان دیگر غریب و بگانه نیستید. بلکه با مقدسین خدا، هموطن و ازای خانواده خدا هستید. شما بر تهداب که به دست رسولان و پیمبران نهاده شد، بناشده اید. و مسیح ایسا سنگ اصلی آن است. در پیوستگی با او است که تمام امارت به هم پیوست میگردد. و رفتر رفتر در خداوند به صورت یک خانه مقدس خدا در میآیید. شما نیست در پیوستگی با او و همراه دیگران به صورت مکان بناخواهید شد. که خدا به وسیله روح خود دران زندگی میکند. تشکر مجید جان. شما متوجه شدین که کلیسه با یک تعمیر مقایصه شده. اما نه او تعمیری که از سنگ خشت و چوب ساخته شده باشه. بله واقعا کلیسه هم مثل یک خانه است که از پیروهای ایسای مسیح تشکیل شده. مثل که بر یک خانه خشتگار است مجید جان که سر بر سر مانده شده و که خانه از او بوجود بیاید. کلیسه هم مثل یک تعمیر است که از ایمانداران ساخته شده. سمیر جان تا جایی که من میفهمم سنگ اصلی خانه یعنی کلیسه که تمام خانه به اساس و بنامشه ایسای مسیح است. در کلیسه انسانهای که به ایسای مسیح ایماندارن یک جای جمع میشند و کلیسه را تشکیل میدند. مجید جان بسیار درست گفتی. بیا که بر این امید دعا کنیم. بسیار خوب است. ای خداوند ما میخواهیم که ای طور یک کلیسه داشته باشیم. ما میخواهیم که رشت کنیم. یکی باعث تشویق و تقویی دیگر شویم. ای خداوند عقل ما هیچ کار نمی ده که ای آرزوی ما چطور براورده خواد شد. ای خداوند ما آل کلیسه نداریم. ما احساس تنهایی میکنیم. ای خداوند ما به کمک تو ضرورت داریم. کمک کو. کمک و ای خداوند که ما هم کلیسه داشته باشیم. آمین. آمین. ای خدای قدوس. ای ایسای مسیح خداوند. خودت فرموده که ما باید سمر بیاریم. ما واقعا از دل میخواهیم که سمر بیاریم. بله ای خداوند. ای خداوند. آرزوی دل ماست که دیگر هم به تو ایمان بیارن و نجاته که تو بره همه میآسر سختی تجربه کنن. ای خداوند. ای خداوند. اگر ما رشد کدر زیاد شبیم ما جای برش نداریم. ما نیفهم که ای مسئله را چطور حل کنیم. ای خداوند. در ای مشکل کمک تو را میخواییم. آمین. آمین. سمیر جان امروز دیرتر آمدی خیریت خوبود؟ خودت پروین جان امروز گفتی که پیاز و کچاروک کم مونده. وقتی که از کار میآمدم در بازار درخوردم. گفتم اگر پیاز و کچارو ارزان باشه بخرم. دیدم قیمت بود نخریدم. خودت امروز چطور بودی؟ ما امروز میله داشتیم. در سر کار و میله؟ آهان خانه سلیمان هم کار ما هفته گذاشته بچه شده بود. او امروز خود یک کم شیرنی و کلچهها آورده بود. از اون خاطر خوب میله کردیم. راستی ما اوروز مجید جان را ملاقات کردم. خوب بود مجید؟ بله برای خودتم سلام میگفتیم. چی برادر خوبیست. واقعا برادر همراز و همدم است. شکر که در ایمان خودم قوی شده است. بروین جان آدم واقعا میتونه سرش اعتماد کنه. روشت کردن او از لحاظ ایمان واضح در زندگی امروز دیده میشه. خدا را شکر. ما او مجید از فصل دوم رسالی افسیسیان از آیت 19 تا 22 را خواندیم. بسیار خوب. میتونیم که یک قسمت باز ما خودت بخوانیم؟ آها بسیار خوب است. من بخوانم؟ بله بخوانم. این کتاب بگی بخوانیم؟ اینه من میخوانمش. پس شما غیریهودیان دیگر غریب و بیگانه نیستید. بلکه با مقدسین خدا هموطن و عزای خانواده خدا هستید. شما به تعدابی که به دست رسولان و پیامبران نهاده شده بنا شده اید. و مسیح ایسا صنگ اصلی آن است. در پیوستگی با او است که تمام امارت به هم پیوست میگردد و رفتر رفتر در خداوند به صورت یک خانه مقدس خدا در میآید. شما نیز در پیوستگی با او و همراه دیگران به صورت مکان بنا خواهید شد که خدا به وسیله روح خود در آن زندگی میکند. بروین جان، این قسمت در باری پیروای ایسای مسیح صوبت میکند که ایمانداران مثل یک خانه یا تعمیر هستند که عزای خانوادی الهی را تشکیل میدهند. بسیار خوب، این خانه یا این ساختمان که ایمانداران به مسیح تشکیل شده کلیس هستها؟ بلهها. اما این چطور میتوند که کلیسها باشه سمیر جان؟ بروین جان، ما و مجید جان هم دقیقا در این باره گفتیدیم که کلیسها چی هست. ما و مجید جان گفتیم که در وطن ما کلیسها وجود ندارد. ما و خودت به ایسای مسیح ایمانداریم. مجید جان هم ایمانداره. شاید دیگر ایماندارها هم باشند. اما ما و شما کلیسها نیستیم و کلیسها نداریم. خودت درست میگی سمیر جان. شاید دیگر ایماندارها هم باشند و دعینده زیاد هم شود. این دور نیه نزدیک. شکر بیادر خودت نصار جان هم هالا انجیلها خانده و متعلا کده. واقعا؟ بله خدا را شکر است. او خانده انجیلها. اما یک مشکل ما داریم. چی مشکل؟ ما نمی فهم که چی کنیم. ما و خودت یک جوی میشینیم. بین خود دعا میکنیم. دعا میکنیم. کلام خدا را میخوانیم و عبادت میکنیم. بله. ما بعضی وقت امرای مجید جان هم میشینیم. دعا و عبادت میکنیم. آهان. ما این کار چند سال هست که میکنیم. اما نمی فهم که تا چی وقت به این قسمت ادامه بدیم. سمیر جان. من میفهمم. این موضوع من را هم بسیار رنج میده. بعض وقت من ایران میمانم. از خود سوال میکنم. آیا دوتن ما برای همیشه کلیسانه خواد بود؟ آیا ما روش نخواد کدیم؟ تا چی وقت جدا از یکی دیگه و پراگنده خواد بودیم؟ پرمین جان. من همیشه در باری ای فرمودی عیسای مسیح فکر میکنم. که در انجیلی مطاف فصل عاشق آیت 19 و 20 است. بله. خوب گوش بگی؟ آهان. گوش میگیریم. بگوییم. اگر دو نفر از شما در روی زمین در باره آن چی که از خدا میخواهد یک دل باشند، پدر آسمانی من آن را به اشان خواهد بخشید. زیرا هر جا که دو یا سی نفر به نام من جمع شوند، من آن جا در میان آنان هستم. بله. این قسمت پرمین جان بسیار دلچسپ میست؟ بله. بسیار دلچسپ است. اگر دو یا سی نفر با یک دلی بین خود جمع میشند، کلام خدا میگه که ایسای مسی در وسط اونا قرارد میگیرند. بله. او در جمع اونا حاضر میباشند. آهان. این واقعا برای من بسیار دلچسپ است. اما سوالی سمیر جان که اید و سی نفر چطور و در کجا بین خود جمع شوند؟ ما چی کنیم که جای مخصوص برای جمع شدن نداریم دیگه؟ چطور کنیم؟ پروین جان، اگر به فرمودی ایسای مسی خوب دقیق کنیم، میبینیم که مهمترین چیز جمع شدن چند ایماندار است. جای اصلا مهم نیست. این مهم نیست که کدام جای مخصوص باشه که ما در اوجه جمع شدیم و تا دیگه جای جمع شده نتانیم. یک راه و چاری حتما وجود داره که ما بین خود ملاقات کنیم. ما میفهم که بعض دوستان میگن که این مشکل سیاسی است که ما نمیتونیم بین خود ملاقات کنیم. اما ما به این گره معافق نیستم. ملاقات کدن ما برای عبادت و پرستش خداوند بالاتر از سیاست است. ما برای سیاست کدن جمع نمیشیم. هدف ما برای جمع شدن صرف عبادت و پرستش خداوند است. جمع شدن ما مخالفت و پشتیبانی از کدام گروپ سیاسی نیست. برای ما این بسیار مهم است که باید بین خود جمع شدیم و خداوند پرستش رو عبادت کنیم. برای مردم وطن خود و اولیه امور وطن خود دعا کنیم که اونا بتانن برای مردم خوبتر خدمت کنند. وقتی که این جیله میخانیم متوجه میشیم که حکومتها و دولتها هیچوقت به این ماندارها کمک نکدند. اما با وجود او هم اونا رشد کده زیاد شدند و کلیسهها را تشکیل دادند. اونای کلیسهها را در کجا داهیر میکنند؟ فروین جان، ازیزم من فکر میکنم که ما در باری این مشکل غلط فکر میکنیم. ما در باره جایی که گفت میزنیم سوال میکنیم که این جای در کجا خواد بود؟ اما میفهمی که یسای مسید چی گفت؟ بگوین چی گفت نیه؟ او گفت هرگاه دو یا سه نفر به نام من جمع شدند. من فکر میکنم هر جایی که دو یا سه نفر بین خود جمع میشند، این جمع ایماندارا در اصل کلیسهها است. چون یسای مسید در اونجا حضور دارد. میفهمی که مسیدیان اولیه در کجا جمع میشند؟ نه، اورا بگوین. من در بسیاری جای انجیل خواندم که در باره کلیسهها صحبت شده و ایماندارا در اینجا و اونجا و در خانه این و اونجا جمع میشند. این جمع اونا کلیسه بود. مگر در خانههای مردم گفتی نا، این چطور امکان دارد؟ من فکر میکنم که کلیسه باید در یک جای مخصوص و مقدس دایشهها و محفل عبادت داشته باشد. پروین جان، ما به این یقینه هستیم که جای و یا تعمیر کلیسهها نیست. در اصل کلیسهها مردم هستند. وقتی که دو یا سی نفر به نام مسیح جمع میشند، مسیح در جمع اونا حاضر میشه. و این جمع ایماندارا را کلیسهها میگن. منظورتانی سمیر جان که ما میتونیم در خانه محفل کلیسهها داشته باشیم، بله؟ بله، حتما. چه فکر میکنی؟های ما میتونیم که در خانه خود محفل کلیسهها داشته باشیم؟ مجید جان، خانی ما بیاید هر سی یک جای محفل کلیسهها داشته باشیم. هایی ایمکان داره؟ چه فکر میکنی که یک روز ما مجید جان بخواییم که هر سی ما یک جای دعا کنیم و از کلام خدا بخوانیم؟ هر سی ما، منظورتی است که ما زن و مرد یک جای بین خود بیشینیم و عبادت کنیم؟ بله، ما و خودت مجید جان و لیلا جان خانمش از سال هاست که میشناسیم. مهم تر از همه در یک ایمان شریک هستیم و یک خداوند پرستش و عبادت میکنیم. بله، اوطور خواهست سمیر جان. مگر گفت خودت خوبی خیلی درسته. از ما چندی دفعه فامیلی مثل خیشای بسیار نزدیک بین خود شیشتیم، نان خوردیم و گفت زدیم. چند دفعه یک جای میله رفتیم در خوشی و غم یک دیگه خودم شریک شدیم. مجید جان، از برادرم هم که به من از دیگتر هست. من سرش کاملا اعتماد دارم. اما اگر بخیر کلیسا رشت گنه، در اون صورت هم ما زنان و مردان یک جای محفل و عبادت خواهد داشتیم؟ پروین جان، وقتی که بخیر کلیسا را شروع کردیم، بسیار چیزا را آهست آهست در عمل یاد خواهد گرفتیم که چی کنیم. خداوند ما را رهنمائی خواهد کرد که به چی ترتیب بیش بریم به کلیسای ما رشت کنه. ایران درست گفتی سمیش جان، اما من کمه در این بار تشویش دارم. پروین جان، بر خداوند حقیقی زن و مرد هر دو برابر هستند. در هیچ جای اینجیر که کلام خداست نوشته نشده که کلیسای زنا علایده و کلیسای مردا علایده باشه. مردا و زنا مثل خوهر و برادر در ایسای مسیح یک جای خداوند پرستش و عبادت کردن. سمی جان، من به این گفت موافق هستم که باید یک جای محفل عبادت داشته باشیم. اما تشویش من در باره باریکیهای رسم رواجهای وطن ما و شما و گفتهای مردم هست که ما باید در این باره یک ذره فکر کنیم. پروین جان، به نکتی خوب بشاره کردی. در شرکت کدنی مرد و زن در یک محفل عبادت باز نزاکتها و باریکیهای وجود داره که ما باید به اون خوب متوجه باشیم. مثل که ما مجید جان رو به تمام مانهها میشناسیم که خودت میتونی به اون آزازانه مثل خوهر و برادر در یک محفل شرکت کنی. در آینده هم در مورد دیگرها این کار رو میکنیم. کوشش میکنیم کسای رو دعوت کنیم که به آنها بسیار نزدیک و مثل یک فامیل باشیم و بتانیم به آنها اعتماد کنیم. پروین جان، ضرورت نیست که ما ست نفر در یک جای جمع شدیم. چطور؟ آیا ما نمیتونیم در کلیسهای خرد خانگی خداوند رو پرستش و عبادت کنیم؟ ما فکر میکنیم مهمترین چیز برای ما رهنمایی روح خداوند به کلام او است که در انجیل مقدس هست. بله، راست میگه تو خست. ما فکر میکنیم اگر ما متابق به او عمر کنیم و پیش بریم هم میتونیم رشت کنیم و هم میتونیم از مشکلات رسم و رواج و گفتهای مردم هم جلو گیری کنیم. سمیر جان در شهرهای وطن ما درست است که زنها و مردم میتونن در گروپهای خرد بین خود بیشتن و خداوند رو عبادت و پرستش کنن. اما بسیار جای وطن ما ایطور است که ما فکر میکنیم که شیشتن زن و مرد در یک محفل عبادت امکان ندارن. ما امراه فامیل مجید جان پیش از که در ایمان به عیسای مسیح شریک شدیم بین خود رفت آمد داشتیم. آه، بله. بسیار فامیلها وقتی که به یک دیگه اعتماد داشته باشند بین خود رفت آمد میکنند. اما برای ایماندارای که در جای دیگه ی وطن ما زندگی میکنند و در اوی جا شرکت زن و مرد در یک محفل عبادت نموکن است خداوند اونا را خودش رهنمایی خواد کد که به چی ترتیب محفل عبادت و پرستش خود رو تنظیم کنند. سمی جان، ای گفت بیخی در دلم شیشت. خداوند رهنمایی خواد کد که به چی ترتیب محفل عبادت خود رو تنظیم کنند. بله. پرمین جان، بسیار درست کفتی. خودت میفهمی؟ من هم میفهمم و مجید جان هم میفهمند که دلهای ما پاک است. بله، واقعا. ما با پاکی و پاکدامانی از دل ایمان داریم. چون خداوند ما، ایسای مسیح ای چیز از ما میخواهد. بله. بله. و ای جز ایمان ما هست. آهان. ای بسیار مهم است. انجیل کلام خدا میفرمایی که خداوند زن و مرد هر دویشان دوست داره. در نظر خدا هیچ فرق بین زن و مرد وجود نداره. بله. هر دویشان با ایمان به ایسای مسیح دختران و فرزندان خداوند هستند. آهان. بیا که یک قسمت از کلام خدا را برات بخوانم. آهان بخوانید. ای از رساله غلاطیان در انجیل هست و در فسد سیوم آیت بیست و عشت هست. بسیار خوب بخوانید سمی جان. سلامتون من این کتاب را براتون کتاب را باز کنم. بله. کلام خدا میگه هیچ تفاوت میان یهودی و غیریهودی برده و آزاد مرد به زن وجود ندارد. زیرا همه شما در پیوستگیه با مسیح ایسا یک هستید. در آیات دیگه هم نوشته شده که زنها و مردها در خانهها مجلس عبادت دایر میکدن. پروین جان من فکر میکنم این را درست هست. بدون اینکه مردم با عجله در محفل عبادت دعوت کنیم با آیستگیه و احتیاط پیش خواد رفتیم. و قدم با قدم خداون ما را تعلیم خواد داد که چی روش درست هست که او را عموری کنیم. بسیار خوب سمی جان. این نظر بسیار فوق قلاده است. من موافق هستم. زنهای وطن ما که در چاردیوریهای خانههای خودستان احساس میکنن مثل که در جامعه به آنها عق داده نمیشه و مخلوق درجه دوهم حساب میشن در محبت خدا هم ایسا ندارن یا خدا هم آنها را دوست ندارن. بله آنها ایتا فکر میکنند. بله ایتا فکر میکنند. وقتی که کلیسها متشکل از مرد و زن است و مرد و زن روحان با هم برابر و مساوی هستن و یک جای با هم با پاکی و با پاکدلی مشترکن محفل عبادت برگذار میکنند این قایل شدن عیسیت و کرامت به زند ایسای مسیح است. من امراه مجی جان در این بار را گرم خواستم. ببینیم که او چی میگه. آه این کار را حتما بکن سمی جان. به اون بگو که بیایا من چای هم تیار میکنم. ارسی ما بخیر کلیسهای خانگی را شروع میکنیم. بسیار خوب. از چقدر وقت است که ما برش دعا میکدیم سمی جان. پروین جان بیای که دعا کنیم. بله. خداونده تا را شکر میکنم که به دعاهای ما جواب میدی. از بسیار وقت است که ما برش شروع کلیسها دعا میکنیم. ای خداوند. هال ای امید قوی در دل ما پیدا شده که ما میتونیم کلیسهای کوچکی داشته باشیم. ای خداوند. تمارا در هر قدم که بخاطر تشکیل کلیسها میورداریم رهنمایی کو. خداونده با ما کمک کو که به پاکی و پاک دلی به حیث خوهر و برادر در یک محفل ترست تایش و پرستش کنیم. خداونده دعا میکنیم که در وطن ما نه یک و دو و سه بلکه کلیسهای بیش شمار تشکیل شود. و از هر خانه و دی و شهر وطن ما صدای حمد و ستایش تو برند شود. و به گوش تو برستد. به نام ایسای مصیح. آمین. خداونده. بره نصار جان دعا میکنم. بره وجود او ترا شکر میکنم خداونده. شکر میکنم که در دل او شوق خاندن کلام خود را پیدا کردی. خداونده. ای خداونده. برش کمک و که کلامت را خوب بفهم و درک کنم. به توی ایمان بیاره و در جمع ما شریک شوه. به نام ایسای مصیح. آمین. آمین. پروین جان چطور میشه که یک کسیت بانی و یک سروت میشنید. بیشتر خوب. این که در اینجا مرسی. تنهاها دیگه امتویه مرسی. تنهاها دیگه امتویه مرسی. در این دنیا نام دیگه رنید. جدتون منجید دیگه رنید. در این دنیا نام دیگه رنید. جدتون منجید دیگه رنید. نجات هم دادهها. کردهها دادهها. خود را برای هم کرده دامستی. دوست هم مرسی. یارم مرسی. در هزارا نفیزم مرسی. تنهاها دیگه امتویه مرسی. تنهاها دیگه امتویه مرسی. در این دنیا نام دیگه رنید. این در این دنیا نام دیگه امتویه مرسی. این در این دنیا نام دیگه امتویه مرسی. این در این دنیا نام دیگه امتویه مرسی. مصلوبه ای امتوان هست campy در هزارا ندیدن مرسی. تنها هادی امتویه مرسی. تنها هادی امتویه مرسی. تنها هادی امتویه مرسی. مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی مصلوفه ای امتویه مرسی