۵ دقیقې ۲۱ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
اینجیل مرقص مرقص فصل دوام بعد از چند روز ایسا با کپرناوم برگشت و به همه خبر رسید که او در منزل است. ادای زیاده در آنجا جمع شدند به طور که حتی در پیش دروازی خانه هم جای نبود و ایسا پیام خود را برای مردم بیان میکرد. ادای مرد شل را که به وسیله چار نفر آورده می شد نزده او آوردن. اما به علت زیادی جمعیت نتوانستن او را پیش ایسا بیاورن. پس سقف اتاق را که ایسا در آنجا بود برداشتند و وقت آنجا را باز کردن مرد شل را در حال که روی توشک خود خوابیده بود پاین گذاشتند. ایسا وقت ایمان اشان را دید به مرد شل گفت ای فرزند گناهان تو آمرزیده شد. چند نفر از ملایان یهود که آنجا نشسته بودند پیش خود فکر کردند. چرا این شخص چونین می گوید؟ این کفرست. کی جز خدا می تواند گناهان را بیامرزند؟ ایسا فاورا فهمید آنها چی افکار در دل خود دارند. پس به آنها فرمود. چرا چونین افکار را در دل خود راه می دهید؟ آیا به این شل گفتن گناهانت آمرزیده شد آسان تر است یا گفتن برخیص توشک خود را بردار و راه برود؟ اما برای این که بدانید پسر انسان در روی زمین حق آمرزیدن گناهان را دارد به آن شل فرمود به تو می گویم برخیص توشک خود را بردار و به خانه برود. او برخواست و فورا توشک خود را برداشت و در برابر چشم همه خارج شد. همه بسیار تحجب کردند و خدا را همت کنان می گفتند. ما تا به حال چونین چیز ندیده ایم. بار دیگر ایسا به کنار دریا رفت. مردم پیش او آمدند و او به تعلیم آنان شروع کرد. همچنان که می رفت لاوی پسر حلفا را دید که در محل وصول مالیه نشسته بود. ایسا به او گفت به دنبال من بیا لاوی برخواست و به دنبال او رفت. وقت ایسا در خانه لاوی سر دسترخان نشسته بود عده زیاده از جزیگیران و خطاکاران به او و شاگردانش نشسته بودند. چون بسیاری از آنها پیروه او بودند. وقت اده از ملایان فریسی او را دیدند که با جزیگیران و خطاکاران غذا می خورد به شاگردانش گفتند. چرا با جزیگیران و خطاکاران غذا می خورد؟ ایسا این را شنید و به آنها فرمود بیماران احتیاج به طبیب دارند. نه تندرستان. من آمدم تا خطاکاران را دعوت نمایم. نه پرهیسکاران را. یک موقعی که شاگردان یحیا و پیروان فرق فریسی روزدار بودند. اده پیش ایسا آمدند و پرسیدند. چرا شاگردان یحیا و فریسیان روزه می گیرند؟ اما شاگردان تو روزه نمی گیرند؟ ایسا به آنها فرمود. آیا می توان انتظار داشت دوستان داماد تا زمان که داماد به آنها است روزه بگیرند؟ نه تا زمان که داماد به آنها است آنها روزه نمی گیرند. اما زمان ای خواهد آمد که داماد از ایشان گرفته می شود. در آن وقت روزه خواهند گرفت. هیچ کس لباس کهانه را با پارچه نو پیروان نمی کند. اگر چونین کند آن پینه از لباس جدا می گردد و پارگی بطری بجا می گذارد. همچونین هیچ کس شراب تازرا در مشک های گهنه نمی ریزد. اگر چونین کند شراب مشک را می ترکاند و مشک و شراب هر دو از بین می روند. شراب تازرا در مشک های نو باید ریخت. در یک روز سبعت ایسا از میان مزاره گندم می گذاشد و شاگردانش در حال که را می رفتند شروع بچیدن خوشه های گندم کردند. فریسیان با او گفتند. بیبین چرا شاگردان تو کار میکنند که در روز سبعت جایز نیست؟ ایسا فرمود. مگر نخانده اید که داود وقت خود و یارانش احتیاج به خوراک داشتند چه کرد؟ در زمان ابیاتار کاهن اعظم به خانه خدا وارد شد و نانهای تقدیس شده را که جز کاهنان کسی حق خوردن آنها را نداشت خورد و به همراهان خود میز داد و با آنها فرمود روز سبعت برای انسان بوجود آمد. نه انسان برای روز سبعت. بنابراین پسر انسان صاحب اختیار روز سبعت هم هست. درست درست درست درست درست.