جان څپرکی 4

  ۷ دقیقې ۴۷ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

یوهننا فصل چهارم و ایسا که از سفر خسته شده بود در کنار چهار نشست تقریبا زهر بود یک زن سامری برای کشیدر آب آمد ایسا به او گفت قدر آب بمن بدهی سیرا شاگردانش برای خرید غذا به شهر رفته بودند زن سامری گفت چطور تو که یک یهودی هستی از من که یک زن سامری هستم آب می‌خواهی او ایندا گفت چون یهودیان با سامریان نشست برخواست نمیکنند ایسا به او جواب داد اگر می‌دانستی بخشش خدا چیست و کیست که از تو آب می‌خواهد حتما از او خواهش می‌کردی و او به تو آب زنده اطامی کرد زن گفت ایقا دوله نداری و این چا عمیقه است از کجا آب زنده داری آیا تو از جد ما یقوب بزرگتر هستی که این چا را بما بخشید و خود او و پسران و گلش از آن نشیدن؟ ایسا گفت زن گفت ایسا به او فرمود زن جواب داد ایسا گفت زن گفت ایسا گفت ایسا گفت ایسا گفت ایسا گفت ایسا گفت زن گفت ایسا گفت بیاید او مرد را ببینید که آنچه تا به حال کرده بودم بمن گفت آیا این مسی نیست؟‌های استاد چیزه بخور اما او گفت پس شاگردان از یک دیگر پرسیدن ایسا به اشان گفت ایسا گفت آنچه تا به حال کرده بودم بمن گفت در آن شهر ادهه زیاده از سامریان به ایسا ایمان آوردن وقت سامریان نزد ایسا آمدن از او خواهش کردن که پیشانها بماند پس ایسا دو روز در آنجا ماند و ادهه زیاده نیست بخاطر سخنان او ایمان آوردن و با آن زن گفتن پس از دو روز ایسا آنجا را تر کرد و به طرف جلیل رفت زیرا خود ایسا فرموده بود که پیامبر در دیار خود احترام ندارد اما وقت به جلیل وارد شد مردم از او استقبال کردن زیرا آنچه را که در اروشلیم انجام داده بود دیده بودن چون آنها هم در ایام اید در اروشلیم بودن ایسا بار دگر به قانای جلیل جایی که آب را به شراب تبدیل کرده بود رفت یکی از مامورین دولت در آنجا بود که پسرش در کپرناهوم بیمار و بستری بود وقت شنید که ایسا از یهودیه به جلیل آمده است نزد او آمد و خواهش کرد به کپرناهوم برود و پسرش را که در آستانه مرگ بود شفا بخشد ایسا به او گفت شما بدون دیدن قدرت و موجزه به هیچ وجه ایمان نخواهی داورد آن شخص گفت آن گا ایسا گفت آن مرد با ایمان به سخن ایسا به طرف منزل رفت او هنوز به خانه نرسیده بود که نوکرانش در بین را او را دیدند و با او موجزه دادند او پرسید گفتند پدر فهمید که این درست امان ساعت است که ایسا به او گفته بود به سرعت زنده خواهد موند پس او و تمام اهل خانهش ایمان آوردند این دومین موجزه بود که ایسا پس از آن که از یهودیه به جلیل آمد انجام داد