۷ دقیقې ۴۵ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
یوهننا فصل پنجم مرز داخل میشد و آب را به حرکت در میآورد و اولین بیمار که بعد از حرکت آب به حرکت داخل میگردید از هر مرض که داشت شفا میآفد در میان آنها مردی دیده میشد که سی و هشت سال به مرض مفتلا بود وقتی ایسا او را در آنجا خوابیده دید و دانست که مدت زیاده است که بیمار میباشد از او پرسید آیا میخواهی خوب و سالم شوی؟ آن مریض جواب دادهای،های،های آقا وقتیها برکت میآید کسی نیست که به من کمک کند و من را در حوز به اندازه اد تا من از جای من راکت میکنم شخصی دیگری پیش از من داخل میشود ایسا به او گفت برخیس، به سرعت را بردار و برو آن مرد فورا شفای افت و بستر خود را برداشت و برا افتاد آن روز روز ثبت بود به همین علت یهودیان به مرد که شفای افت بود گفتند امروز روز ثبت است تو اجازه نداری بستر خود را ببری او در جوابشان گفت آن کسی که مرا شفا داد به من گفت بسترت را بردار و برو از او پرسیدند کی به تو گفت بسترت را بردار و برو ولی آن مرد که شفای افت بود او را نمی شناخت زیر آن محل پر از جمعیت بود و ایسا از آنجا رفته بود بعد از این جریان ایسا او را در خانه خدای افتا به او گفت اکنون که شفای افتایی دیگر گناه نکن ما بعدا به وزه بدتره دچار شوییم آن مرد رفت و به یهودیان گفت کسی که مرا شفا داد ایسا هست چون ایسا در روز سبت این کارها را میکرد یهودیان به زجر او پرداختند اما ایسا به آنان گفت پدرم هنوز کار میکند و من هم کار میکنم پس از این سبب یهودیان پیشتر قصد قتل او کردند چون او نتنا روز سبت را میشکست بلکه خدا را پدر خود میخواند و بدین طریق خود را با خدا برابر میصخت ایسا در جواب آنان گفت به یقین بدانید که پسر نمیتواند از خود کاری انجام دهد مگر آنچه که میبیند پدر انجام میدهد هرچی پدر میکند پسر هم میکند زیرا پدر پسر را دوست دارد و هرچی انجام دهد به پسر نیز نشان میدهد و کارهای بزرگتر از این هم به اون نشان خواهد داد تا شما تحجب کنید زیرا همانطور که پدر مردگان را زنده میکند و به آنها زندگی میبخشد پسر هم هرکی را بخواهد زنده میکند پدر برهیچ کس داوری نمیکند و تمام داوری را به پسر سپرده است تا آنکه همه همانطور که پدر را احترام میکند پسر را نیز احترام نمایند کسی که به پسر بهرمتی کند به پدر که او را فرستاده است بهرمتی کرده است به یقین بدانید هرکی سخنان مرا بشنود و به کسی که مرا فرستاده است ایمان آورد زندگی عبدی دارد و هرگز ملامت نخواهد شد بلکه از مرگ گذشته و به زندگی رسیده است به یقین بدانید که زمان خواهد آمد و در واقعی آن زمان شروع شده است که مردگان صدای پسر خدا را خواهند شنید و هرکی بشنود زنده خواهد شد زیرا همانطور که پدر سرچشمه زندگی است به پسر هم این قدرت را بخشیده است تا سرچشمه زندگی باشد و به او اختیار داده است که داوری نماید زیرا پسر انسان است از این تاجب نکنید زیرا زمان خواهد آمد که همه مردگان صدای او را خواهند شنید و از قبرهای خود بیرون خواهند آمد نیک و کاران برای حیات خواهند برخواست و بدکاران برای بازخواست من از خود نمی توانم کار انجام دهم بلکه متابقه آنچه که میشنوم قضاوت میکنم و قضاوت من آدلانه است زیرا در پای انجام خواستههای خودم نیستم بلکه انجام اراده پدرهی که مرا فرستاده است اگر من در باره خودم شهادت بدهم شهادت من اعتباره ندارد ولی شخص دیگری هست که در باره من شهادت میدهد و میدانم که شهادت او در باره من اعتباره دارد شما قاصدان پیش یحیا فرستادید و او به حقیقت شهادت داد من به شهادت انسان نیازه ندارم بلکه بخاطر نجات شما این سخنان را میگویم یحیا مانند چراغی بود که میسخت و میدرخشید و شما میخواستید برای مدت در نور او شادمانی کنید اما من شاهد بزرگتر از یحیا دارم کارهایی که پدر بمن سپرده است تا انجام دهم بر این حقیقت شهادت میدهند که پدر مرا فرستاده است پدری که مرا فرستاد خودش بر من شهادت داده است شما هرگز نه او را دیدید و نه صدایش را شنیدید و کلام او در دلهای شما جای ندارد زیرا با اون کسی که فرستاده است ایمان نمی آورید نوشتهها را مطالعه مینمایید چون خیال میکنید که در آنها زندگی عبدی خواهید یافت در حاله که آنها در باره من شهادت میدهند شما نمی خواهید پیش من بیایید تا حیات بیا بید من از مردم توقع احترام ندارم من شما را میشناسم و میدانم که خدا را از دل دوست ندارید من به نام پدر خود آمدم و شما مرا نمی پذیرید ولی اگر کسی خودسرانه بیاید از او استطبال خواهید کرد شما که طالب احترام از یک دیگر هستید و به عزت و احترام که از جانب خدا یکتا میآید توجه ندارید چگونه میتوانید ایمان بیاورید؟ گمان نکنید که من در پیشگاه پدر شما را ملامت خواهم ساخت کسی دیگر یعنی همان موسا که به او امیدوار هستید شما را ملامت مینماید اگر شما به موسا ایمان میداشتید بر من نیست ایمان میآوردید زیرا او در باره من نوشته هست اما اگر به نوشتههای او ایمان ندارید چگونه گفتار مرا باور خواهید کرد؟