۲۹ دقیقې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
مجده نجاح برنامه از راژیو صدای زندگی شنوندگان عزیز و دوستان گرامی امیدوارم که سلام های آگنده با محبت ما را قبول کرده و الیک بگوین چطور هستین؟ از خدا میخوایم تمام شما دوستا با فامیل و دوستهایتان جور و سرخار بوده و روزای پروره را در پیش داشته باشین خوش هستم که با برنامه دیگه زندگی سرشار در حضور شما دوستا قرار داریم خوب شنودای مهربان در برنامه این حوبت زندگی سرشار شما را دوت میکنیم با شنودن فصل ثفتم کتاب اعمال رسولان که از آیت یک تا دهر برادران ما جاوی جان و آقای پیام براتان تقدیم میکنن کوشش میکرن که آیوار و با تفسیر این بخش کتاب اعمال رسولان براتان تقدیم کنن در جریان شنیدن این برنامه اگر کدام سوال براتان پیدا میشه یا کدام جای براتان گنگ میباشه ما خوش میشیم که از شما نام داشته باشیم امیدوارسیم که با فرستادر نام ما را رهنمایی کنین خوب دوستان گرامی زیاد شما را منتظر نمیمانیم بین که با هم به برنامه این حوبت گوش بدیم سلام دوستان مهربان به شنیدن صحبت دیگه ما پر توزیع و تفسیر آیات کتاب اعمال رسولان خوش آمدین ما هم به شما عزیزان سلام و اترام تقدیم میکنم از خدا من میخوایم که همه شما سهت و سلامت باشین دوستان مهربان ما در صحبت گذاشته آیات 42 تا 47 فصل دوم اعمال رسولان زیر غهر قرار دادیم ما روی این صحبت کدیم که بعد از نزول روح قدس در روز پنتیکاست چطور کریسای اولیت تشکیل شد بله ما روی این موضوع هم صحبت کدیم مثل که هم بسیار مردم سوال میکنند که آدم چطور میتونه مسیح شوه و یا پیروی ایسای مسیح شوه در اون وقت هم وقتی که مردم معوضه ای پترس رسول شنیدن و گناهکار بودن خود را درکدند با پترس گفتند ما چی کنیم یعنی ما چی کنیم که از گناهای خود نجات پیدا کنیم پترس برشان گفت از گناهایی که کدید توبه کنین و هر کدامتان به نام ایسای مسیح تحمید بگیرین که روح قدس را دریافت کنین آله هم هر کسی که میخوای پیروی ایسای مسیح شوه باید توبه کنه و از دل به ایسای مسیح ایمان آورده و به نام او تحمید بگیره به این ترتیب او پیروی ایسای مسیح شده شامل کلیسای مسیح میشه کسای که این کار کردن یعنی پیروی ایسای مسیح شدند اونا کلیسای مسیح و یا جمع ایماندارا به مسیح را تشکیل کردن ما روی این موضوع هم گب زدیم که منظور از کلیسا کدام ساختمان و یا تعمیر نیست بلکه جمع ایمانداران به مسیح است هر وقت که دو یا سی ایماندار بر عبادت و پرستش دروی هم جمع میشن ایسای مسیح در چمع اونا حاضر میشه ای را میگن کلیسای مسیح یک چیز مهم دیگه که شما گفتین او ای بود که ایمانداران در کلیسا چی میکدن بله خوب شد به یاد ما آوردی ما گفتیم که ایمانداران وقتی که به شکل کلیسا دروی هم جمع میشدن تعلیم رسول ها را میشه میدن از احوال یکی دیگه باخبر میشدن شام خداونده برگزار میکدن و دعا میکدن ما هم وقتی که بر عبادت بر دروی هم جمع میشیم یکی از برادرها در باری کلام خدا تعلیم میده که همه میشنون بعد از چند وقتی شام خداونده برگزار میکنیم که یادگار مرگ ایسای مسیح بخاطر ماست و هم از احوال یکی دیگه باخبر میشیم و سرود میخانیم و دعا میکنیم خوب است که آن با صحبت امروز شروع کنیم بله امروز از فصل سوام احمال رسولان شروع میکنیم و از آیت اول تا آیت دهام ای فصل زیر بحث قرار میتیم اگر زحمت نمیشه شما آیت اول فصل سوام بخانید یک روز در ساعت سه بعد از ظهر که وقت دعا بود پترس و یوهانا به خانه خدا میرفتند برادر پیام رسولان به ایسای مسیح ایمان آورده بودند اما باز هم اونا چرا به مقررات مذهب یعودی بایبندی میکنند بله درست است که رسولان به ایسای مسیح ایمان آورده بودند و کریسای اولی تشکیل هم شده بود اما اونا هنوز هم به صورت کامل از یهودیت نبوریده بودند اگر خوب دقت کنیم مسیحیت از یهودیت به وجود آمده شاگردای اولی ایسای مسیح که اکثر اند یهودی بودند اونا اصول مذهب قدیمی خدا رعایت میکنند مسیحیت یهودیت هم در خود داره مثل که ما میبینیم که تورات موسا هم شامل کتاب مقدس ماست او دوران یک دوران گزار از یهودیت به مسیحیت بود تمام کتاب احمد رسولان دوران گزار از یهودیت به مسیحیت توضیح میکنه اما پیام صاحب یک سوال پیدا میشه بفرماین که آل یک نفر از دین دیگر پیداوی میکنه بعد ازی که ایسای مسیح را به حیثن جادنده خود قبول میکنه او هم میتونه تا یک وقت از دین سابقی خود پیداوی کنه و بعد از او آهستا آهستا امروش قطع علاقه کنه نه خیلی او شرایط تا حال بسیار فرق داره در او وقت انجیل هنوز به شکل کتاب موجود نبود و هم دوران گزار از یهودیت به مسیحیت تکمیل نشده بود به ای خاطر اونا مجبور بودن در پالوی ای که کلیسای خود را دایر میکدن بر شنیدن تعلیم از عهد عتیق به هیکل میرفتن اما آن ای ضرورت موجود نداره آلی وقتی که یک نفر ایسای مسیح را به حیث خداوند و لجاد دهندهی خود قبول میکنه دیگه باید با دین سابقی خود قطع علاقه کنه آدم نمیتانه دو تربوز را در یک دست بگیره و برای رسیدن به خدا صرف یک راه وجود داره که او ایسای مسیح هست شما بسیار درست گفتین در فصل ششمه رساله دوم قرنتیان نوشته شده از میان آنها خارج شوید و خود را از آنها جدا سازید و به چیزهای ناپاک دست نزنید و امن شما را خواهم پذیرفت منظور در اینجا قطع علاقه کنن با مردم نیست که امراه اونا گپ نزنیم و یا مناصبات نداشته باشیم بلکه قطع علاقه با کارهای گناه آلود اوناست خوب اگر امکان داشته باشه آیت دوم و سیوم بخونین در آنجا مرد شهر مادرزاد بود که اروز او را در پیش در کلان خانه خدا که به دروازه زیبا معروف بود میگذاشتند تا از کسانی که به درون خانه خدا میرفتند صدقه بگیرد وقت پترس و یوهنا را دید که به خانه خدا میروند تقاظای صدقه کرد پترس و یوهنا وقتی که از راه دروازه کلان هیکل که به نام دروازه زیبا هم یاد میشد داخل میشدند یک شل دیدن که دان دروازه بر خیرات گرفتن ششته بود هیکل و یا خانه خدا نو دروازه داشت که از جمله یک دروازه او به نام دروازه زیبا یاد میشد ای دروازه حتما خوب نقشونگاه شده بود و از دور جلاعش میکرد شما بر یک لحظه مقبوری دروازه و حالت رنجاور شل مادرزاد در ذهن خود مجسم کنین کسی که شل مادرزاد باشد پایه او بسیار بدشکل قاق مثل چوب میباشد ای بدشکلی پایه اش تمام بدن او را یک حالت فلاکتبار میبخشد ای شل بیچاره و ناامید حتما هر روز دان ای دروازه مقبول میششد و دست خدا بر خیرات بر مردم دراز میکرد او هرگز در ذهنشم نمیگشد که او شفا پیدا خواد کد و از دلهاس کاملا ناامید بود از طریق ای دروازه زیبا صرف میتونست که چند خیرانه حاصل کنه که به او شکم خود سیر بسازه ای دروازه نمیتونست که ضرورت روحی او را پوره کنه و به او امید ببخشه امروز هم مردم هزاران و سطحا و حتی ملینها رو پیاره سر ای تور ساختمان ها و یا تعمیر ها مسرف میکنند و فکر میکنند که گویا بر خدا خانه ساختند و خدا حتما در ای تور خانه ها حاضر میشه اما خدا به ای تور خانه ها هیچ ضرورت نداره ای تور خانه ها مثل او دروازه زیباست که هرگز نمیتونند تشنگی روحانی انسان براورده بسازند خانه خدا دل انسان شکسته و فروتنست خدا در جمع کسای حضور پیدا میکنه که از دل و براستی در تلاش او هستند به نقطه بسیار خوب بشاره کده این به عوضی که ایقدر پیسه سر ای تعمیرهای قیمتی به نام خانه خدا مسرف شوه بیتر از در رای مسرف شوه که در او واقعا خداون ازت و جلال پیدا کنه خداون نمیخواهی که مردم غریب بچاره و مریض و بسوات و دربدر باشن خداون از آرامی مردم احساس خوشی میکنه و نام او توسط ای قسم کمک ها جلال پیدا میکنه ما افغانهایی که از عیسای مسیح پیراییو میکنیم در آغاز کلیسای خود قرار داریم ما هم مثل کلیسای اولیه تا حال ساختمان ها و تعمیرهای مخصوص بر جمع شدنی بر عبادت نداریم ما در خانه های یکی دیگه خود بر عبادت جمع میشیم و یا کلیسای خود دائر میکنیم ما وقتی که به طرف ایمانداران جاهای دیگه میبینیم که تعمیرهای کران و باشکو بر کلیسا دارن در دل ما آرزو بوجود میای که کاش که ما هم ای طور ساختمان های بنام کلیسا میداشتیم یا شاید باز ما در تلاش ای باشیم که ساختمان های رسمی و مشخص بر کلیسا داشته باشیم که بتانه ظاهر کننده ی حویت مسیحی ما هم شوهد در حال که حویت ما در عیسای مسیح است وقتی که عیسای مسیح توسط روح القدس در ما زندگی میکنه مردم میتونن عیسای مسیح را در زندگی ما ببینن و ما حویت پیروی مسیح را پیدا میکنیم بر علاوه وقتی که به کلیسا اولیه دقت میکنیم میبینیم که ایمانداران اولی عبادت و پرستش خدای حقیقی را از ساختمان های بزرگ و رسمی به خانه ها انتقال دادن از این طریق بود که کلیسای اولیه هم بسیار با هم متحد بود و هم بسیار پیشرفت کرد شرایط وطن ما ایجاب میکنه که کلیسای ما کلیسای خانگی باشد از طریق کلیسای خانگی ما نان و نمک شده با هم زیادتر شیر و شکر میشیم و میتونم زیادتر به ایک دیگر اعتماد کنیم از این طریق امکان پیشتفت زیادتر کلیسا موجود است اما باید ذکر کنم که ایمان مسیحی شریعت نیست ما هرگز به این باور نیستیم که ساختن تعمیرهای مشخص به کلیسا ناروا و کلیساهای خانگی رواست منظور صرف جلال دادن نام خداوند و وسط بخشیدن ملکود ویا پادشاهی وست خداونده ما ایماندارای افهان در ایک مرحله اساس شروع کلیسا قرار داریم ما را با روی خود رهنمایی کنیم که قدم هایی را ورداریم که متابق به اراده تو باشد خداونده ما از دل آرزو داریم که پادشایی تو در بین مردم ما از هر طریقی که تو لازم میدونی وسط پیدا کنه آمین آمین خوب آلی اگر آیات چار و پنجه بخوانید اما پترس و ایهانا طرف او دیدن و پترس با او گفت بما نگاه کن او بخیار این که چیزی از آنها خواهد گرفت با چشمان پرتوقع طرف ایشان دید آدمشل مثل که به طرف دیگر مردم دست خدا بر خیرات دراز بیکد به طرف یوهینا و پترس هم دراز کد اما پترس به او گفت به طرف ما ببین منظور پترس این نبود که آدمشل چهره پترس را بشناسه که بعد از شفای آفتن او را مشهور بسازه بلکه پترس میخواست در درون چشمای او ببینه و به چهره او دقت کده حالت او را خوب در کنه وقتی که پترس گفت به طرف ما ببین آدمشل فکر کد که اینا هاله برش چیزی خیرات میته با چشمای پر از امید و توقع به طرف اونا دید توقع و امید او صرف برای بلستاوردن چند روپیه بود او دیگر چیزی نمیتانست از اونا توقع کنه هاله در ممالک پیش رفته به ایطور انسانهای معیوب کمک میکنن که بتانن کار را انجام بتن و از او طریق ضروریات زندگی خود را پوره کنن و عضو مفید جامعه باشن و اگر هیچ کار را انجام دادن نتانن از طرف دولت برشان کمک میشه و ضرورت پیدان نمیکنن که گدائی کنن اما در وطن ما و ممالک مثل وطن ما اکثر مردم معیوب بغیر از گدائی کدام چاری دیگر ندارن امیدوار هستیم که یک روزی در وطن ما هم برادران و خواهران معیوب ما بتانن کار کنن و یا از طرف دولت حمایه شون که مجبور به گدائی کدن نباشن در وطن ما بر علاوه که انسانهایی که یا از مادر معیوب به دنیا آمدن و یا در اثر مریضی معیوب شدن وجود دارن معیوبین دیگر هم وجود دارن هزاران برادر و خواهر ما در نتیجه جنگهای چندین ساله هم معیوب شدن بر دولت لازم هست که دباره این معیوبان به وطن ما توجه کنن گفتیم که شل مادرزاد بری گدائی در دان دروازهی بنام زیبا ششته بود وقتی که پتروس و یوهنا داخل میشدن دست خود را بر کمک به اونا دراز کرد و پتروس به او گفت بطرف ما ببین و او بچشمای پرتوقف بطرف اونا دید خوب آل آیات شش و هفته بخوانید اما پتروس گفت من طلا و نقره ندارم اما آنچی دارم به تو میدهم بنام ایسای مسیه ناصری به تو عمر میکنم برخیز و را برو آنگا پتروس دست راستش را گرفت و او را از زمین بلند کرد فورا پاها و بند پاهای او قوت گرفتن وقتی که پتروس بطرف چشمای پرتوقف مرد شل دید در چشمای او خاند که او چقدر مایوس است و از او صرف امید چند قیرانه داره پتروس برش گفت من طلا و نقره ندارم که برد بتم پتروس و یوهنا واقعا پیسه نداشتن اونا ماهگیر بودن بعد ازی که به ایسای مسیه ایمان آوردن همه چیزه ترک کدن و پیروی ایسای مسیه شدن اما پتروس و یوهنا چیزی داشتن که بالاتر از پول و پیسه تمام دنیا بود اونا روح مسیه را در قلب خود داشتن و قوت مسیه اونا را همراهی میکد قصه میکنند که یک خادم خدا پیش پاپ او وقتی روم که اکونیاس نامداشت رفت وقتی که او داخل اتاق که پاپ بود داخل شد دید چند نفر مسروف شمار کدن پیسی زیاد استن پاپ به طرف پیسه اشاره کده به ای خادم خدا گفت آل ما ضرورت نداریم که گفتی پتروس را تکرار کده بگویم که ما تلا و نقره ندارم اما خادم خدا به او جواب جالب داده گفت بله شما ای را هم گفتن نمیتانین که برخیز و راه برو مردم ما شما میگن آدم نباید به شخص روحانی چاق و طبیب لاغر باور کنه منظور ایست که کسی که صرف به فکرش کمه خود و جمع کدن مال دنیا است او خدا را فراموش میکنه پتروس و یوهنا تلا و نقره نداشتن که به او شل بیچاره بتن پتروس به او گفت به نام ایسای ناصری برخیز و راه برو روح خدا او را شفا بخشید و پتروس عملن به او کمک کد که استاده شد فورا پایه و بند پایه او قوت کرد چقدر عجیب است خداون از طریق پتروس کار کرد و قدرت خود را به شفا او شل بیچاره و ناومد آشکار کرد او فورا شفا یافد خداون از طریق ما و شما هم میتونه کار کنه و کارهای عظیم خدا آشکار بسازه ما هم میتونیم سر مریض ها دست مانده به نام ایسای مسیح برشان دعای شفا یافتن کنیم خداون کار را که در او زمانه کرد امروز هم میکنه او امن روز هم شفا دہنده هست یکی از دوستا قصه میکنه او امروئی عولاداش در دو اتاق یک خانه شرکی امرای صاحب خانه زندگی میکدن یک روز عولادای اورا سرخکان میگیره صاحب خانه هم که امروئی عولiring به اولاداش زندگی میکد... بخاطر که اولادای من را سرخکان نگیره فورا از اینجا کوچ کو اونا بسیار پریشان میشن که چی کنن؟ اونا تصمیم میگرن که بر شفای اولاداشان به نام ایسای مسیدعا کنن اونا دستای یک دگی خودم میگرن همه از خرد تا کلان از دل بر ایسای مسیدعا میکنن صبح متوجه میشن که سرخکان اولاداشان روی گشتنده وقتی که زن صاحب خانه باز میای که بر خود معلوم کنه که بر کوچ کدن تیار شدند یعنی میبینه که سرخکان اولاداشان گشته از اونا پرسان میکنه که شما چی کدین که در یک شهر سرخکان اولادایتان گشت؟ اونا میگن ما صرف به نام ایسای مسیدعا کدیم و ایسای مسیدعا این کار را کرد شکر از که خداوند دعای ما را میشنوه و به اون جواب لازم میده خوب شما آیات باقی مانده را که آیات هشت و نو و ده است بخوانین؟ او از جا عرکت کرد روی پاهای خود استاد و در را رفتن شد و جست و خیز کنان و خدا را همدگویان امرایشان داخل خانه خدا شد اما مردم هورا روان و همدگویان دیدن و وقت فهمیدن که او همان کسی است که قبلا در پیش دروازه زیبا مینشست و صدقه میگرفت از آن چی بر او واقعی شده بود غرق تاجب و عیرق شدن وقتی که پتروس دست او شل مادرزاد رو میگیره و به او کمک میکنه او از جای خود حرکت میکنه و به پایای خود استاده میشه بعد از او شروع به را رفتن میکنه میبینه که را رفته میتونه از خوشی جست و خیز میزنه وقتی که توچی حیوان نو به دنیا میانه او هم کوشش میکنه که با پاهای ضعیف خود استاده شوه پایایش کجوت میشن تا ای که استاده میشه و با ترس و لرز چند قدم میمانه و میبینه که میتونه راه بره و بدوه بعد از او جست و خیز میزنه و خوشی میکنه ای آدم شل هم به ای شکل پایایش قوت پیدا میکنه وقتی که میبینه که میتونه راه بره از خوشی جست و خیز میزنه او به خاطر که خدا زندگی او را تغییر داده همد و سپاس میگه مردم هر روز او را در دان دروازه هیکل میدیدن که خیرات میخوایه او را خوب میشناختن وقتی که او را دیدن که راه میره تعجب کردن ای کدام چال و نیرنگ نبود مردم او شل ها خوب میشناختن و پایای او را دیده بودن که بی حرکت است از ای خاطر از راه رفتن او غرق حیرت شده بودن مردم ما در باره بعض زیارت ها عقیده دارن که گویم میتونه کرها را بینا بسازه اما تا حال کسی ندیده که فلان کر و بچه فلانی که سالها کر بود تا وسط ای زیارت بینا شده باشه اما پترس و یوهانا او شل مادرزاده که همه مردم میشناختن شفا دادن ایسای مسی وقتی که در روی زمین زندگی میکد نتانا کورو را بینا و شلها را به راه روان کد بلکه حتی مرده ها را هم زندگی کد آل او توسط روح القدس در بین ایماندارا زندگی میکند او قدرت که او وقت داشت آل هم دارد صرف ایمان و اعتماد مهم است خدا مندا تو را شکر میکنیم وقتی که به نام ایسای مسی به تو دعا میکنیم تو دعای ما را میشنوی در این لحظه من به شنوینده ازیز خود دعا میکنم اگر مریضی دارن از تو به نام ایسای مسی میطلبم که مریضی شانا شفا بیدی آمین دوستهای مهربان صحبت امروز در اینجا و پایان میرسانیم به امید دیدار آینده شما را به خداوند میسپارم بسلامت باشین دوستهای میدغان در بین شما روحش آمینان رومس نماید پس خالی با روحش بخون این جاسمی سال بردون یاد خدا قربانی ها در جای مقدس میپذیرد خدا بخون خوشادی ها نام شاه شاها ها زور ایسا با جلال میاید در مردس خدا بخون این جاستی سال بخون این جاستی سال بردون یاد خدا قربانی ها در جای مقدس میپذیرد خدا بخون این جاستی سال بردون یاد خدا بخون خوشادی ها نام شاه شاها ها زور ایسا با جلال میاید در مردس خدا بخون این جاستی سال بخون این جاستی سال بردون یاد خدا قربانی ها در جای مقدس میپذیرد خدا بخون خوشادی ها نام شاه شاها ها زور ایسا با جلال میاید در مردس خدا بخون این جاستی سال ایسا ساتین در قلب مومنی هم در بین شما برهاش مومنان رومس نماید پس خانی بروحاش بخون این جاستی سال بردون یاد خدا قربانی ها در جای مقدس میپذیرد خدا بخون خاشادی ها نام شاه شاها ها زوره میسا ها جلال میاید در مندست خدا بخون این جاستی سال مومنان رومس نماید پس خانی بروحاش بخون این جاستی سال بردون یاد خدا قربانی ها در جای مقدس میپذیرد خدا بخون این جاستی سال بردون یاد خدا قربانی ها در جای مقدس میپذیرد خدا بخون خاشادی ها نام شاه شاها ها زوره میسا ها جلال میاید در مندست خدا بخون این جاستی سال بخون این جاستی سال بردون یاد خدا قربانی ها در جای مقدس میپذیرد خدا بخون خاشادی ها نام شاه شاها ها زوره میسا ها جلال میاید در مندست خدا بخون این جاستی سال بخون این جاستی سال بخون این جاستی سال انجام شما نشیرات راديو سدای زندگی هر روز ساعة هفت ساب به وقت افغانستان روی موج کوتاه سی ویک متربنت مطابق به نو هزار و هفت صدا بیست و پنج کلو هرژ و هر شب ساعت هفت و سی دقیقه روی موج کوتاه سی ویک متربنت مطابق به نو هزار و هشت صدا سی کلو هرژ میشنوید. همچنان شما میتوانید نشارات صدای زندگی را ساعت هشت شب به وقت افغانستان در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روی موج متوسط یک هزار و دو سدا پینجا و یک کلو هرژ بشنوید. خواهش مندیم تا نظریات، پیشنادها و سوالهایتان را به آدرس زهل برای ما گسیل دارید. صدای زندگی صندوق پوستی ۷۰۰ جی پی او لاهر پاکستان
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹