گرفتار کردن عیسی

  ۲۶ دقیقه

در باغ آرامش حکمفرما بود. اما با داخل شدن یک گروه مسلح آرامش آن برهم خورد. آن‌ها به برای گرفتار کردن شخصی آمده بودند که غیر مسلح بود. اما وقتی که آن شخص خود را به آن‌ها معرفی کرد از او ترسیده به زمین افتادند. آن شخص غیر مسلح کی بود که سلاح به
دستان از او ترسیدند؟

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم با شنیدن برنامه این عوض شمون پتروس و یک شاگرد دیگر به دنبال ایسا رفتند و چون آن شاگرد با کائین اعظم آشنایی داشت همراه ایسا به داخل خانه کائین اعظم رفت اما پتروس در بیرون منزل نزدیک در استاد پس آن شاگرد که با کائین اعظم آشنایی داشت بیرون آمد و دربان چیز گفت و پتروس را به داخل برد خادمه که دم در خدمت میکرد به پتروس گفت مگر تو یکی از شاگردان این مرد نیستی؟ او گفت نه نیستم نوکران و نگهبانان آتش رفتند زیرا هوا سرد بود و دور آتش استاده خود را گرم میکردند پتروس نیست پهلو آنان استاده بود و خود را گرم میکرد کائین اعظم از ایسا در باره شاگردان و تعالیم و سوالاتی کرد ایسا جواب داد من به طور آشکارا و در مقابل همه صحبت کردم همیشه در کنیسه و در خانه خدا یعنی در جایی که همه یهودیان جمع میشوند تعالیم دادم و هیچوقت در بینهانی چیزی نگفتم پس چرا از من سوال میکنی؟ از کسانه که سخنان مرا شمیدن بپرس آنها میدانند چی گفتم وقتی ایسا این را گفت یکی از نگهبانان که در آنجا استاده بود به اون سیلی زده گفت آیا این طرف کاهن ازم جواب میدی؟ ایسا به اون گفت اگر بد گفتم با دلیل خطای مرا ثابت کن و اگر درست جواب دادم چرا مرا میزنی؟ سپس هنا اون را دست بسته پیش قیافا کاهن ازم فرستاد شمون پتروس در آنجا استاده بود و خود را گرم میکد عده از اون پرسیدند مگر تو از شاگردان اون نیستی؟ او منکر شد و گفت نه نیستم یکی از خدمتکاران کاهن ازم که از خیشواندان آن کسی بود که پتروس گوشش را بریده بود به اون گفت مگر من خودم ترا در باغ با اون ندیدم پتروس باز هم منکر شد و درست در امان وقت پروز بانگ زد دوستای عزیز سلام به شنیدن صحبت امروز از انجل یوهنا خوش آمدید من میرویس هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم من پیام هم به شما شنوندگان محترم سلام تقدیم میکنم از خداون میخوایم که همیشه صحت و سلامت باشین ما و شما در شروع از فصل عجده انجل یوهنا از آیت 15 تا 27 را شنیدیم در این قسمت هم دباره ادامه گرفتار کدن و حاضر کدن ایسای مسیح پیش روی کاهن اعظم صحبت شده بود اگر شما شنوندگان عزیز متوجه شده باشین یک قسمت دماغ انسان که اقسرن بستمی باشه اما به مجرد رسیدن یک بوی فوراً فعال میشه و او بوی را تشخیص میته وقتی که شما در یک کوچه در یک خال و هوای دگر روان میباشین اما با رسیدن بوی سگرت کسی و یا بوی گل و درخت در نزدیک هایتان که به دماغ تان میرسه فوراً شما را به خاطرات سال های پیش که چند لحظه پیشی هیچ در فکر تان نبوده میبره شما کاملاً دقیق گفتین پایم صحبت یکان وقت بوی بعض قضاهای مخصوص وقتی که به دماغ من میرسه من را به خاطرات سال های گذشته میبره مثلاً به فکر قضاهای میبره وقتی که طفل بودم مادر یا مادر جانم میپخت ما همه به دور یک دسترخان میششتیم و نوشجان میکدیم بعضی وقتا اتا وقتی از کوچه پیش ازی که داخل خانه شویم میفامیدیم از لحاظ توانی بوییدن بعضی حیوانات حتی از ما انسانها هم احساس قوی تر دارن اما از بوییدن او احساسی که ما میکنیم و خاطرات ما را که دوباره زنده میسازه حیوانات این توانه ندارن دوستای مهربان حالی یک ایلان را میشنویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر میشیم لطفا ما را داخل این صوبه تمراهی کنید شنونده عزیز به پررامه خود ادامه میدیم شما شنونده عزیز فکر نکنین که گبزدن ما در باره بوییدن کاملا بیرتباد به موضوعی هست که امروز رویش گب میزنیم لطفا شما حوصله کنین پسانتر ارتباط موضوع بوییدن را با موضوع مورد بحث ما خوب درک خواد کدین یکی از ویژگی های قصی تراجیدی که در شروع در باره گرفتار کدن ایسای مسیح شنیدیم قصی شمهون پترس هست شمهون پترس با وجود که در درون دلش چیز دگره فریاد میزد اما به زبان به مردم گفت که ایسای مسیح را نمشناسد صرف به زبان مردم گفت که ایسای مسیح را نمشناسد به زبان به مردم گفت که ایسای مسیح را نمشناسد صرف به زبان گفتن شمهون پترس که ایسای مسیح را نمشناسد باحث کردن بوی آتش و چوب او را به خاطرات برد که ذهن او را کاملا دگرگون کد بوی آتش چوب برای پترس مفهوم خاص داشت داشتن این مفهوم خاص را که پترس داشت بسیار مشکل از که توضیح داده شود ما هر کدام ما از حسکدن بعض بوی ها بما احساس دست میده که دیگران نمیتونن به او شکل او را احساس کنند شما شنونده ازیز وقتی که دفعه دیگر بوی آتش چوب را حس کنین شاید او احساسی که به شمهون پترس در او وقت احساس کرد شما احساس نکنین اما حتما با یادتان میاده که دفعه گذاشته که به دور آتش ششته بودین امرای که ها ششته بودین و چی چیزها را گفتین و شنیدین و یا نوشجان کدین کم پسانتر باز یک دفعه دیگر موضوع آتش چوب در این قصه داخل میشه این دفعه در فصل 21 آیت نوه که میخانیم وقتی به خشکی رسیدند درانجا آتشی دیدند که ماهی روی آن قرار داشت و با مقدار نان آماده بود خراسه گفته میتونیم که بوی آتش چوب در اون شهر تراشیدی هم بر عیسای مسیح و هم بر پتروس خاطره هنگیز بود اما این خاطره تاثیر زیاده بر شفاع زخمهای پتروس بجایی گذاشت که در نتیجه اینکار در دل اون به وجود آمده بود در انجیل مرغست قصه اینکار پتروس با شکنجه و تحقیق عیسای مسیح از طرف کائن عظم یک جای پیش برده شده اما هم قیافا و هم هناس هر دو به حیث کائن عظم یاد شدن دقیق مالوم نیست که در اون سال قیافا کائن عظم بود و یا خسر اون هناس به اعتمال زیاد قیافا در خانه هناس بود تا عیسای مسیح را از هناس تسلیم شوه در آیت 24 می خوانیم که سپس هناس او را دست بسته پیش کائن عظم فرستاد حتما هناس عیسای مسیح را بر تحقیقات زیادتر پیش قیافا فرستاده و یا در خانه خود به اون تسلیم کرده که امرای خود ببره این موضوع را ما در انجیل های هماننده دیگه هم می خوانیم اما هرچی بوده این واضح است که عیسای مسیح بین این دو رهبران مذهبی یهود بر تحقیق و تصمیم گیری دست به دست شده کسانی که بیننده و مثل یوهنا ناظر این سحنه بودن همه چیز برشان تاریک بوده و نمی فامیدن که بلاخره چی خواهد شد اما در اینجا ما عیسای مسیح را می بینیم که با اعتماد کامل و واضح صحبت می کنه در نتیجه این واضح صحبت کنن به روی خود سلیم می خوره و درد اون را احساس می کنه اما باز هم تحقیق و فوکس زیادتر در این قسمت بالای شمعون پتروس باقی می مانه عیسای مسیح به کائن عظم که بلندترین مقام مذهبی بود حقیقت را می گوید در حالی که پتروس به یک خدمتکار ساده که در دان دروازه بود دروق می گوید عیسای مسیح کاملاً بی پرده صحبت می کنه اما پتروس تا آخرین حد تلاش می کنه تا موضوعات بپوشانه اما شمعون با وجود ای که از عیسای مسیح انکار می کنه باز هم در سحنه حضور داره در حالی که بغیر از یک شاگرد دیگه که با کائن عظم آشنایی داشت و به احتمال زیاد خود یوه ایناست شاگردهای دیگه غایب هستند حضور پتروس در سحنه برای حاضرین سوال برنگیز بود آنها گفتند ای کی هست؟ او در اینجا چی می کنه؟ در حالی که شاگرد دیگه چون با کائن عظم آشنایی داشت تانست بدون سوال و جواب داخل خانه شده شاید ای شاگرد نوجوانک بوده و از حضور او احساس خطر نکردن به این خاطر او بدون سوال و جواب داخل خانه کائن عظم شده دوستای عزیز حال بیاین با هم یک سرود روحانی را بشنویم بعد از شنیدن سرود روحانی با پررامه خود ادامه می دهید موسیقی چی پر جلال زیب است این طبیعه زبان قادر به وصفیان نباشد زبان قادر به وصفیان نباشد زبان قادر به وصفیان نباشد زبان قادر به وصفیان نباشد چی پر جلال زیب است این طبیعه زبان قادر به وصفیان نباشد زبان قادر به وصفیان نباشد آبله ستاش تو هستی پدر که بدادی بمایی صاحب سر تا کامل شویم و مسرورت کنیم همه با یک دل تو را ستایم چی پر جلال زیب است این طبیعه زبان قادر به وصفیان نباشد چی پر جلال زیب است این طبیعه همه با یک دل تو را ستایم سپاس سپاس سپاس خدای قدوس دستت دارم تو راجحت فیزه چون روح خود را نیز در ماده می دی جلال جلال باد بردو ای قدوس چون روح خود را نیز در ماده می دی جلال جلال باد بردو ای قدوس چی پر جلال زیب است این طبیعه زبان قادر به وصفیان نباشد گلهای زیبا و سسنه یلوان همه با یک دل تو را ستایم گلهای زیبا و سسنه یلوان همه با یک دل تو را ستایم دوستای مهربان اما حضور پترست در این شب سیاه و تاریک هم دلائل درست و دلائل نادرست داشت در حاله که از شناخت یسای مسی انکار کرد اما باز هم در پشت یسای مسی روان بود تعلیم که یسای مسی در طول سه سال به پترست داده بود نیمه او را فهمیده بود و نیمه او را نفهمیده بود این نفهمیدن باعث ای شد که او حال در این موقع احساس ناکام شده سخود کند در نتیجه همه ی واقعات که از باغ شروع شد پترست را خسته ساخته از رمق انداخته بود در اون هیچ طوان و انرژی نمانده بود و سرد شده خونق میخورد خادمان کاهن اعظم در باغ دیده بودن که پترست چطور بر دفاع یسای مسی شمشیر کشید و از این مالم می شود که پترست یکی از شاگردهای برجستی یسای مسی هست اما در این سحنه خانه کاهن اعظم او را نمشنستند و سوال می کنند که این کی است همه این سردرگمی ها یکجا شده حالت درداور دروق و بیوفایی را به وجود آورده بود یفنها همه این داستانه بدون پرداز دادن و رنگ روغن کدن به شکل ساده چیزی که بوده به ما نقل کده در انجیل دیگه از ای هم ذکر شده که شمهون بیرون رفت و زار زار گریست ما و شما هم وقتی که خود را در جای پترست قرار بدیم و هم قسمت های قبلی را در ذهن خود داشته باشیم هین این کار را ما هم می کنیم پترست به ایوزی ای که بطانه با نرمی و حوشیاری احساسات خود را حفظ کنه با بیاد آوردن کارهای چوبان نیکو نتانست که احساسات خود را کنترول کنه کسانی که از ایسای مسیح تحقیق میکدن اونا می خواستن بفامن که ایسای مسیح چی چیز تعلیم می ده و چی نقشه های پنهانی داره و برای عمل کدن این نقشه های پنهانی چه کسانی با او همکاری می کنن حال هم وقتی که رحبری یک گروه تروریستی را گرفتار می کنن در جوریان تحقیق می خواهن معلوم کنن که تعلیم اونا چی چیز است و چی نقشه و پلان های دارن و همکاران نزدیکشان چی کسا هستن اما در جوریان تحقیق ایسای مسیح در بارای همکاران نزدیکش چیز نگافت و صرف در مورد تعلیمش که در طور دو سی سال پیش روی همه به مردم داده بود به اونا گافت ایسای مسیح چیزی که در گذشته تعلیم داده بود به کسانی که از او تحقیق می کدن به صورت واضح گب زد در اینجا ضرورت نبود که ایسای مسیح با کنایه و ذربالمثل به اونا گب بزنه وقتی این نبود که ایسای مسیح به اونا توضیح بده که او کدام انقلابی توتهگر نیست بلکه می خواهد ملکوت خدا را به زمین پیاده کنه کسانی که از ایسای مسیح تحقیق می کدن اونا نمی خواستند که توضیحات ایسای مسیح را در باره ملکوت خدا بشنوند چون اونا خود رهبر مذهبی و عقل کل در باره الهیات می دانستند و به گرپای کسی دیگه گوش نمی گرفتند ایسای مسیح به اونا جواب داد من به طور آشکارا و در مقابل همه صحبت کردم همیشه در کریسا و در عبادتگاه یعنی در جایی که همه یهودیان جمع می شوند تعلیم دادم هیچوقت در پینحانی چیزی نگفتم پس چرا از من سوال می کنین از کسانی که سخنان مرا شنیدن بپرسین آنها می دانند چی گفتم دوستای مهربان حال یک ایلان را می شنویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفا تا آخر ای صوبت ما را همراهی کنید شنونده عزیز به برامه خود ادامه می دهیم بعد از این جواب بروی عیسای مسی بسیلی زدن خشونت از بوریدن گوش نوکر کائن عظم توسط پتروس آغاز شده و تا به اینجا رسید اما عیسای مسی در مقابل خشونت و بر دفاع از خود و شاید دیگر عیسای مسی در مقابل خشونت و بر دفاع از خود و شاگردانش که سزاوارش بودن اکسل عمل تنتر نشان داد در این وقت بود که خروز بانگ زد و وعده پتروس هم شکست عیسای مسی به این شکل پیشگوی کرده بود آیا حاضر استی جان خود را بخاطر من بده ای؟ بیقین بدان که پیش از بانگ خروز سه بار خواهی گفت که من را نمیشناسی نور یک بار دیگر در تاریکی میتابید شنونده عزیز برنامه این نوبت ما در این جبا پایان میرسه تا برنامه بدی شما را به خداوند میسپاریم خدا یارو نگهدارتان رو گردان از گناهان نستی سابیا ترک کن این دنیا ای غم از پشتی سابیا ترک کن این دنیا ای غم از پشتی سابیا رو گردان از گناهان نستی سابیا موجی که از خونه پاکاش ریزاد سالی بیو موجی که از خونه پاکاش ریزاد سالی بیو موجی که از خونه پاکاش ریزاد سالی بیو رو گردان از گناهان نستی سابیا بوید به نزدن بیا ای ساده هدیل ندا تو بکن تو از هر گناه ای ساشد بهرت فدا رو گردان از گناهان نستی سابیا رو گردان از گناهان نستی سابیا پرک کن این دنیا غم از پشتی سابیا پرک کن این دنیا غم از پشتی سابیا از پشتی سابیا از پشتی سابیا