ملاقات زکریا با فرشته

  ۳۰ دقیقه

بعد از ملاکی نبی، خداوند به مدت ۴۰۰ سال هیچ کسی را به عنوان پیامبر برای قوم اسرائیل انتخاب نه کرد. در جریان این زمان، مردم منتظر آمدن عیسی مسیح بودند. زکریا و زن او همیشه برای آمدن رهبر موعود دعا می‌‌‌‌‌‌‌‌کردند. زکریا و زنش کهن سال بودند. وقتی خداوند به آنها گفت که پسری به آنها داده می‌‌‌‌‌‌‌‌شود و او پیامبر خواهد بود تا راه را برای آمدن پادشاهی واقعی (عیسی) هموار سازد، زکریا باور نه کرد. خداوند به آنها یک پسری عطا نمود که اسمش را یحیی نهادند. اما زکریا به خاطر شک کردن بالای حرف خداوند تا زمان تولد پسرش گنگ باقی ماند.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

این راژیو صدای زندگی است داستان های کتاب مقدس برای اطفال از راژیو صدای زندگی می شوند اطفال بسیار ازیز و نازنین سلام چطور استین؟ امیدوار استیم که تمام شما جور و صحتمند برای شنیدن برنامه امروزتان آمده باشین خوشحال استیم که با سی و هشتمین برنامه از سلسله برنامه های کتاب مقدس برای اطفال در خدمت شما اطفال نازنین قرار داریم امطوری که در برنامه قبلی حالا جانتان برتان گفت و ما هم برتان یاد آوری کردم از امروز به بعد داستانهایی را که مشنوین از کتاب انجیل یا عهد جدید می باشه که شامل کتاب مقدس است عهد جدید جمعا داره 27 کتاب و رساله می باشه که از انجیل متا شروع می شه و کتاب مکاشفه خاتمه عهد جدید و خاتمه کتاب مقدس می باشه شما در سی و هفت برنامه قبلی پیشگویه های نبیه ها را و داستانهای زندگی آنها را شنیدین و از این بعد شما خود دیدین که چطور پیشگویه های که نبیه های حداوند کرده بودن بلاخره واقعت تبدیل می شه و مسیه که از پیدایش در بارش پیشگویی شده بود که انسان از گناه نجات می ته به این دنیا می آیه امی که مسیه می آیه امی خبر خوش هست و مانای انجیل هم خبر خوش می باشه و در وقت شنیدن برنامه ها شما زیادتر خبر خوش انجیل ها مشنوین من یقین دارم که شنیدن این برنامه ها بیترین برکت برای تمام طول زندگی شما خواد بود اطفال عزیز من شما خواهش میکنم که برنامه ها را بدقت گوش کنین و اگر در وقت شنیدن این برنامه ها براتان سوال پایدام می شه لطفاً سوالایتانه برما از طریق پوست با ادرسی که داخل برنامه برتان گفته می شه یا از طریق ایمیل یا پوست الکترونیکی با ادرس انفو اد افگن ریدیو دات اورگ برما روان کنین ما هم به نوبی خود کوشش میکنیم که جواب سوال شما را هم از طریق برنامه ایتان و هم از طریق پوست یا ایمیل برتان بگوهیم و اگر حاسب باشین که سیدی ای برنامه ها را به دست بیارین باز هم لطفاً بما نوشته کنین ما سیدی برنامه ها را هم در دست رز داریم که می تانیم برتان روان کنیم خب من تمام گفتانی های خود را گفتم آلی بیاین که به برنامه امروز یک جای با هم گوشت بدیم مادر جان چی پخته کدید؟ برند پخته کدیم که تا یک ذره شلغم شلغم؟ آه بچه ایم چرا؟ من خب هیچ شلغم خوش ندارم من خب هیچ شلغم خوش ندارم کاشت که یک چیز دیگه پخته می کدی؟ آه کاشت کچالو پخته می کدی؟ بچه ایم دینا روز کچالو پخته کده بودم کاشت که هر روز کچالو پخته کنی؟ من هم کچالو را خوش دارم مگرم شلغم، کدو، سدک پختش را گیره همونطوری هیچ خوش ندارم من خب خوش می آیا هم شلغم خوش می آیا هم کدو پانما، اگر کدو چیز خوب می بود چرا نامش کدوست؟ شلغم کدو هیچ مذن نداره عجب گپای می زنین کدو خب کدام چیز خراب نیست باید فایده هر چیز بفهمی وقت که می خوری شما بخاطر که فایدهش را نمی فهمین از او خاطر میگن چیز خراب است بچه ایم زکی راست میگه انسان بخاطر که سعتمند باشه و عقلش خوب کار کنه و اتا عمر خوب داشته باشه باید هر چیز بخوره و قوت و اناجی که در یه خوراک است در کل خوراک های دگه نیست بمی خاطر انسان باید هر چیز بخوره همیشه شلغم چی فایده خواد داشت؟ بچه ایم در کتاب ها نشته شده که شلغم بسیار قوی است آدم ها سر اشتیا میاره و برا سلفه دواست شکر خونه پایان میاره و شلغم برا بسیاری مرضای دگام دواست ما خود شکر نداریم خودت پرسن کده که چی فایده داره آلو گوش که دیگه بچه ایم اطمین نیست که شکر داشته باشه یکی از فایده شلغم است که شکر خونه پایان میاره دگه ای که اگه دروی کسایی که جونیدانه مبرایه میتونه آوه شلغم بخورن آوه شلغم روی شانه صاف میساده راستی؟ آ بچه ایم دگه ای که خوردن شلغم برا حافظه بسیار خوب است حافظه چیست؟ یعنی اگه یاد روی داشته باشه یاد روی را کم میسازه آ بچه ایم شلغم زین کسا قوی میسازه که چیز زود یاد کس نداره و هر چیز خوب یاد آدم بانه راستی؟ شلغم اقل فایده داره؟ آ بچه ایم دگه فایده شلغم ایست که براستخان بسیار خوب است زن که آملادار باشه و شلغم بخوره استخان های طفلش قوی میباشه و طفل زود سرگفت میاید وقتی که طفل تولد شده زود مریض نمیشه مقاومت ودنش بزرگ مریضی زیادتر میباشه چی که فایده داره؟ باشه که چند فایده دگهش هم برتون بگویم چقدر جالبه است؟ فایده دگه شیست که برشکوری دواست و بخاطره که ویتامین بی یک داره خوردنش برا کمخونی هم بسیار خوب است یک فایده دگه شلغمیست که بر بسیاری مرضای جلدی یا مرض پوست دواست من نمیفهیم که شلغم قطعا فایده داشته باشه ما هم نمیفهمیدم دستیان که بسیار فایده داره بچه هم کلی چیزها را که گفتم در کتاب نشته شده بخاطره این نمیگم که شما را مجبور بسازم که شلغم بخورین چیزهایی را که گفتم بخاطره ایست که بفامین که شلغم چی فایده داره خداوند چقدر خوب به هر چیزا جور کرده آه بچه هم من تنها در باره شلغم برتون گفتم آله فکر کنین که هر سبزی ترکاری میوه و دکه خوراکا هر کدامشان چقدر به وجود فایده داره آه ماره جان راستیم خداوند چقدر چیزا چالب جور کرده خداوند گفتی ماره جان برمایی یک کسا میگی؟ امروز خب باید برمایی کسا بگویی آه بچه هم چرا نمیگم اول خیلی برو اموزه رشتوب خوب پخش کن که برنج دم بکشه باست پس که آمدی؟ پس که آمدم که سرشونو میکنی از کپسدن کده برو رشتوب سیشه پخش کن رشتوب خود دا داله است از کدام چای دور خود نیست اوش که بچه هم که گلش نکنی خب گلش نمیکنم ملاکی نبی او دفعه براتان قصه کدم که ملاکی نبی بر مردم وعده داد که مسیح که پاتشاب و نجاده انده و خداوان دست میاید دگه پیغمبر هم مثل عشای نبی و دگه نبی ها بخاطر آمدن مسیح پیجگویی کده بودند بعد از ملاکی نبی چار ست سال دگه ایچ نبی یا پیغمبر نامد مگم مردم چشمبرهای مسیح بودند در طولی چار ست سال مردم اسرائیل زندگی بسیار سخت و دشوار داشتند ده او وقتا که ده اسرائیل قدرت داشت بابلیا یا قصه دگه نه بچه هم اگه یادتان باشه برتان گفته بودم که اسرائیل زیر سایه امپراتوری فارس بود مگم یونانی ها سر امپراتوری فارس زور شدند و قدرت ها از دست وا گرفتند یودی ها امر named یونانایی ها جنگ کدند بعد باب ازو рублей ها ام من یونانی ها ژنگ کدند و سرشان زور شدند بعد ازو رومی ها سر هروشلم عمله کدند واسکر های رومی کل هروشلم ها گرفتند و یودی ها بسیار جگرخون بودند و منتظری خدمان بودند که هرا واسکر هداییایر آزاد بسازد و اسکر های رومی ها ادام هرومی رام در روشلم ها شوندMüzik beşör یونان بودند از وطن شوند بکشه یودی ها دوا می کند که خدا پاچارک واده کده روان کند بسیاری مردم در فکر ای بودند که یک آکم خوب روان کند که انصاف و ادالت دастьه باشند زکریه کاهن خداوند بود و نام زنش الیزابت بود وام دوا می کند که خداوند پاچارک واده کده روان کند مگرم خودشان ایچ اولاد نداشتند و بسیار پیر شده بودند سر از وام که پیر شده بودند باز هم نامید نبودند و بخاطر آیات کلام خداوند که از زبان پیغمبر ها پیشگویی شده بودند گفت می زدند و دوا می کند که خداوند نجاد انده رو روان کند و واده خدا عملی بساده زکریه در خانه عبادت خداوند خدمت می کند و یک روز در جای مخصوص که دگه ایچ کس به غیر از کائن کلان رفتن نمی تانست رفت که به خداوند قربانی کند زکریه فرشته خداوند رو دید که در پا لوی قربانگا پیدا شد وقت که زکریه فرشته رو دید بسیار ترسید و احران ماند که چی بگویی راستی هم آدم می ترسد که یک فرشته در پیش رویش پیدا شده آهان می مانی که چی بگویی زکریه بسیار ترسیده بود و طرف فرشته سهیل می کند که فرشته خودش گفتدن رو شروع کند و بر زکریه گفت ای زکریه نترس ما آمدیم که برات یک خبر بتم خبریست که خداوند دعایتش شنیده و الیزابیت برات یک بچه به دنیا میاره که نامش تو یهیا می مونی نتانا خودت و زندت بخاطر ای طفل خوش می شید اتا بسیاری مردم دگه بخاطر ای طفل خوش می شند بخاطر ای که طفل شما یک نبیی نامدار بر خداوند خود بود او را را بر آمدن پاچا تیار می کند کدام بچه ما را جان؟ مردم خود مدن مسیح بودند را را بر عیشه مسیح تیار می کند؟ آه بچهیم یعنی او پیش و پیش مسیح خود آمد که مردم را بخاطر آمدن مسیح تیار کند فرشته گفت بسیاری مردم بن اسرایل از طریق از او به خداوند روی می آرند بچه شما قدرت ایلیای نبی را می داشته باشه و رول قدوس یعنی روی پاک خداوند امروز او می باشه او برای مردم یاد می ته که مردم یهودا مثل پدر کلانای خود که به خداوند وفادار بودند وفادار باشند و خداوند دوست داشته باشند زکریان آماده چه بسیاره بود؟ آه بچهیم تا که گفت های فرشته خلاص شد زکریان چوب بود و احیران مانده بود وقته که ای گفت های فرشته خلاص شد زکریان گفت ما و زنم خود بسیار پیر استیم چطور تفلدار شده می تانیم؟ فرشته برش گفت ما جبراییل هستم که در حضور خداوند می باشم و ای خبر را از طرف خداوند برات آوردیم از ای که به گفت هاییم باور نکدی تا تولد شدن بچهت گنگه خواد شدی و دیگه گفت زده نمی تانی مادر جان در او جای مخصوص که گفتی زکریان رفت دگر کس رفته نمی تانست؟ نه بچهم پیشتر هم گفتم در او جای مخصوص که پشته پرده بسیار دوال و کلان بود و نام او جای قدس لقداس گفته می شد ایچ کس بغیر از کاهن کلان رفته نمی تانست کلانای کاهنا به نوبت اونجا سالانه می رفتند و صندوق عد خداوند هم در مو قدس لقداس نگاه می شد قدس لقداس؟ ها بچهم یعنی مقدسترین جای وقته که کاهن کلان در قدس لقداس می رفت دگه کاهنا در بیرون قدس لقداس می بودند و مردم عادی در بیرون روی اولی می بودند وقته که زکریان یک ذره دیر کرد کل کاهنا و مردم که در روی اولی بودند ورخطا شدند و از یکی دیگه خود پرسان می کردند که چرا زکریان قدیر کرد؟ تایی که زکریان از قدس لقداس بیرون آمد رنگش سفید پریده بود و می لرزید گبزدن می تانست؟ نه بچهم وقته که خواست گب بزنه گبزدن نتانست ها جبراییل فرشته برش گفت تا که طفلتان تولد نشه گبزدن نمی تانی ها بچهم به اون خواهد زکریان طرف بالا اشاره کرد و در لبای خود دست زد و چپ ماند مردم بین خود می گفتند اطلان کدام چیزا در اونجا دیده که زبانش بند شده و گبزدن نمی تانه زکریان یک گفته کار خودا در خانه عبادت خداوند که نوبتش بود خلاس کرد و بعد از اون خانه رفت در خانه که رسید کل چیزا را که به چشم خود دیده بود و به گوش خود چنیده بود به زن خود نشته کرد الیزابه زن زکریان از خوشحالی در پیران جای نمی شد او به خداون ایمان داشت و می فهمید که خداون دعایشا جواب داده بعد از سالهای سال ناومیدی برش امید پیدا شده بود ها بچهم یک خوشی الیزابه تی بود که اولادار می شد دگه خوشیشی بود که به گفته جبراییل فرشته بچه از او کسی بود که پیش از مسیح می آمد و مردم را به طوبه و بازگشت به طرف خدا تیار میکد که مسیح را بیبینند یکی از خشابندهای الیزابه که نامش مریم بود در شارع ناصره در اولایت جلیل زندگی میکد مریم امرای یک نفر به نام یوسف که در منطقه خود نجار بود نامزاد شده بود یک روز وقت که مریم در خانه خود بود جبراییل فرشته برش ضایع شد و گفت سلام به تو ای دختره که مورد لطف خداستی خداون امرای تاست و نظر لطف خدا به توست مریم ایران ماند و ترسید که فرشته چی میخوای برش بگویه جبراییل برش گفت ای مریم نترس ما آمدیم که برد یک خبر بسیار خوش بدم تو یک بچه را به دنیا میاری که بسیار خاص میباشه او پاچه هایی هست که مردم سالهای سال ماتلش بودن پاچه هایی و سلطنت جدش داود به او تعلق داره او پاچه ها میباشه که ایچ وقت پاچه هاییش خلاس نمیشه و تو نام او را عیسا میمونی مریم از دسته که برخطا شده بود گفت ای چطور مکان داره؟ ما تا والا عروسی نکدیم جبراییل گفت سایی قدرت خداونت سر تو خواد بود و روح قدوس خداونت سر تو نازل میشه به امی خاطر طفل تو پسر خود خدا شناخته خواد شد پسر خدا؟ یعنی بچه خدا؟ خدا خب بچه نداره آه بچه ایم ای به این معنا نیست که خدا شوار مریم باشه شنیدیم که فرشته گفت طفل تو از طرف خداونت یعنی روح قدوس خداونت میباشه یعنی مربوط به خداونت میباشه آه من در یک کتاب که دمی باره گفت میزد ای رو خوانده بودم کسای هستند که میگن مسیحا کفر میگن میگن خدا بچه داره مگرم ای رو نمیفهمند که ما میگیم مثلا من بچه کابل هستم یا من بچه مزار هستم ای خب اون معنا نیست که مزار من رو تولد کده یا کابل من رو تولد کده ای معنا رو داره که ما مربوط به کابل هستیم یا مربوط به مزار هستیم و بچه خدا این مربوطیت به خداونده نشان میده آه راست میگی فهمیدی زارا جان؟ آه یعنی ایسای مسیح خودش خدا هست آه یعنی ایسای مسیح از ذات خدا بود آه بچه ایم بعد از اون فرشته برش گفت مریم الیزابت که خیشای شماز زن زکریا وام معمله داره است و بعد از 3 ماه طفلش به دنیا میایه بعد از این که گپای فرشته خلاص شد مریم برش گفت من خدمتگذار خداوند هستم و هرچی که خداوند بخوایه من دمو خوش هستم من از خدا میخوایم هرچیزی که تو گفتی امتوش شوه چکا مریم خداوند دوست داشت؟ آه آفرینش اگه نه برش سخت بود آه بچه ایم مریم چند روز فکر میکد که چی کنه تایی که آخر تصمیم گرفت که پیش الیزابت بره و امروش درد دل و راز دل کنه مریم کالای خود را جمع کرد و پیش الیزابت رفت وقته که پیش الیزابت رسید و برش سلام داد وقته که الیزابت سلام مریم را شنید بسیار خوش شد و برش گفت تو چقدر خوشبخت هستی خداوند به تو لطف کرد تو مادر پاچای خود بوده که ما منتظرش هستیم اون میایه که ما را نجات بتا مریم از خوشحالی نمیفمید که گریان کنه یا خنده بسیار از خداوند شکرگذار بود و بسیار گپای خوب بر شکرگذاری بر خداوند گفت اطمین الیزابت بخاطر مریم چیز میفمید آه اطمین خداوند قلبش کار کرده بود خلاصه الیزابت و مریم بسیار دیر شیشتن و امروی اکی دگه خود گفت زدن اردوشان میفمیدن که طفلایشان طفلای هستن که خداوند از طریق و مردم برکت خواهد داد باز مریم اون اموند جمعند یا پس خانه رفت؟ نه بچه ایم مریم خانه نرفت و تقریبا سه ماه پیش الیزابت بود و کتش در کارای خانهش کمک میکد بعد سه ماه و در شاره خود ناصره رفت مادر جان خانه مریمشان از خانه الیزابتشان کدر دور بود؟ آه بچه ایم دور بودن مریم در شاره ناصره بود و الیزابت در یک شاره که در منطقه کهستانی یهودیه بود زندگی میکد بسیار دور بودن خوب باز بچه یک الیزابت تولد شد؟ آه بچه ایم وقتی که بچه یک الیزابت تولد شد کلگی خوش شدند یک افت بعد کل خیش قومش جمع شدند که بر بچه یک الیزابت نام بانند خیش قومش میگفتند که نام پدرش سرش بانند مگرم الیزابت گفت نه باید نامشا یهیا بانیم مردم ایران منده بودند که چرا یهیا؟ بهتر است که نام پدرش سرش بانید چرا دوگرم میخواستن نام پدرش سرش بانند؟ حتما دو وقت امی رواج بود آه بچه ایم وقتی که خیش و قوم زیاد شده شدند الیزابت گفت از زکریا پرسان کنید او پدر طفل است هرچی که او گفت همون باشه زکریا گبزده میتونست؟ نه بچه امو انوز گبزده نمیتونست وقتی که ازش پرسان کدند او یک دختگک خاص تو نشته کدد که نامشا یهیا بانین امو وقت بود که زبانشان باز شده و گبزده تونست الیزابت و کلگی که در اونجا بودند بسیار خوش شدند خود زکریا هم زیاد خوش شده باشه آه بچه ام زکریا هم خداونده و زبان خود شکر کده و بر مردم گفت که خداوند چی چیزه بخاطر یهیا برش نشان داد و فرشته برش گفته بود که باید نام بچه خدا یهیا بانه و زکریا بخاطر که مسی زود در این دنیا میایه بر مردم گفت راستی ماله جان دولت گفتی که مریم امروی یوسف نامزاد بود نه بخاطای یوسف هیچ چیز نگفتی بچه ام بسیار خوب سوال کده ای بگم به نظر من ور امروز همه قبص هست باز دگه دفعه از قصه یوسف ورتون شروع میکنم که یوسف کی بود و وقتی که از مریم خبر شد چی کد کل شا برتون قصه میکنم بعد از وام تولد شدن یسای مسی را برتون میگم سریس بچه؟ آهان ماله جان من کاش که امروز سوره جان ماله جانم گفت دگه دفعه سریس حبت فاله نازنین داستان امروز تانم شنیدین امیدوار استم که داستان امروزم خوش شما آمده باشه ازی که وقت برنامه شما به پایان خود رسیده مجبور استم که با شما حدافیزی کنیم و شما عزیزارا تا برنامه آینده و خداوند بسپاریم فیض و برکات یسای مسی خداوند امروز شما باشه مسی بود بهر ما چوپانه نیکو زیرا زندگی خود داده برما مسی بود بهر ما چوپانه نیکو زیرا زندگی خود داده برما مسی بود بهر ما چوپانه نیکو میخوا باند مرا بروی سبزه سویه یا بیرون سازد مراکار مسی بود بهر ما چوپانه نیکو زیرا زندگی خود داده برما مسی بود بهر ما چوپانه نیکو او میبرد مرا سویه عدالت چرا که نامه او باشد حقیقت اگر داخل شبم درداره نستی نترسم از بدی تا قاف قیامت مسی بود بهر ما چوپانه نیکو زیرا زندگی خود داده برما شما نشارات رادیو صدای زندگی را هر صبح ساعت 6 و 45 به وقت افغانستان روی موج کوتاه 41 میتر بیند برابر با 7370 کلو هرتز و موج کوتاه 49 میتر بیند برابر با 6125 کلو هرتز و هر شب ساعت 8 و 30 به وقت افغانستان روی موج کوتاه 41 میتر بیند برابر با 7395 کلو هرتز میشنوید همچنان شما میتوانید نشارات رادیو صدای زندگی را ساعت 8 شب به وقت افغانستان در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روی موج متوسط 1251 کلو هرتز بشنوید بنان خواهش مندیم نظریات و پیشنهادهایتان را در باره کفیت برنامه ها و طول موج صدای زندگی به این نشانی ها برای ما گوثیل دارید نشانی ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهر پاکستان نشانی ما در قبرس صدای زندگی صندوق پوستی 5700 لیمازول سایپریس صدای زندگی صدای زندگی او میبرد مراسوی عدالت چرا که نام او باشد حقیقت اگر داخل شبم درداره نیستی نترسم از بدی تا کاف قیامت مصیب ود بهر ما چوبانه نکو زیرا زندگی خود داده برما توی با من خدای مهربانم اصای تو تسلی بخش جانم به پیش دشمنان کارم تو سازی سرف رازم به پیش دشمنانم مصیب ود بهر ما چوبانه نکو زیرا زندگی خود داده برما مصیب ود به پیش دشمنانم به من بخشی رئیست ناز و نمت خومم نبره شده از مال و دولت دینایات تو هست برمن همیشه شبم ساکن بدر بارد به ازد مصیب ود بهر ما چوبانه نکو زیرا زندگی خود داده برما