مسیح: نور امید در قلب تاریکی و نا بودی

  ۲۹ ژانوِیه ۲۰۲۶

در سرزمین‌ که قرن‌ها گهوارهٔ تمدن و عرفان بوده‌ است از کوهستان‌های پامیر تا فلات ایران و دشت‌های تاجیکستان، انسان همواره در پی نور امیدی بوده است که بتواند تاریکی‌های وجود را بشکافد. در فرهنگی که حافظ و مولانا و سنایی و رابعه بلخی ... در آن رنج و عشق را به آسمان پیوند زده‌اند.

 هموطنان عزیز ما  که در طول تاریخ، جنگ و ویرانی را تجربه کرده اما هرگز امید را از دست نداد اند، پیام مسیح همچون رودی زلال و حیات ‌بخش جاری است. عیسای مسیح با اقتدار می‌‌فرماید« تمام قدرت در آسمان و بر زمین به من داده شده است» (فصل ۲۸:۱۸ )

مسیح نورِ عالم است؛ نوری که حتی وقتی همه‌چیز فرو می‌‌ریزد، راه را روشن می‌‌کند برای مردمان کشور ما، که سرزمین ‌مان آکنده از فصل‌های تلخِ جنگ، رنج و ناامیدی است، این پیام معنایی عمیق دارد: رنج، پایانِ قصه نیست

مسیح با قیام خود، پیروزی نهایی نور بر تاریکی، حیات بر مرگ و امید بر یأس را آشکار ساخت؛ پیروزی‌ای که هیچ قدرتی توان خاموش‌کردن آن را ندارد.

چنان‌که در کتاب مقدس آمده است:

نور در تاریکی می درخشد و تاریکی بر آن پیروز نمی شود.
یوحنا ۱: ۵

قدرتِ مسیح وعدهٔ فرار از مشکلات نیست، بلکه توانایی ایستادن در میان آن‌هاست. این قدرت به انسانی که همواره در تقابل با محدودیت‌های محیط و سنگینی تاریخ زیسته است، یاری می‌‌رساند تا اسیر شرایط نشود و هویت خود را در رنج از دست ندهد

همان ‌گونه که پولُسِ رسول می‌‌فرماید:« این توان نه از خویشتن، بلکه از مسیح سرچشمه می‌‌گیرد»، نیرویی که انسان را قادر می‌‌سازد حتی در ضعف، استوار بماند.

این قدرت، انسان را از اسارتِ ترس و نومیدی آزاد می‌‌سازد. در فرهنگ‌هایی که غرور و پاسداری از آبرو، گاه مانع پذیرش ناتوانی می‌‌شود، مسیح راه فروتنی و واگذاری دل به ارادهٔ الهی را پیشِ رو می‌‌نهد؛ راهی که با مفاهیمی چون «رهاشدن از خویشتن» و «اعتماد آرام به مشیت خداوند» پیوندی ژرف دارد و انسان را از خودمحوری به سوی ایمان و اطمینان هدایت می‌‌کند.

مرگ پایان نیست، بلکه عبور است، این باور، در مسیحیت جایگاه ویژه‌ای دارد. عیسای مسیح نه تنها مرگ را تجربه کرد، بلکه با قیام خود بر آن پیروز شد. در فرهنگی که مرگ همواره به عنوان گذر به جهانی دیگر تصویر شده، قیام مسیح تأییدی خداوند بر این امید دیرینه است

این پیروزی، بنیاد ایمان مسیحی است: مرگ آخرین دشمن انسان نیست، بلکه دروازه‌ای به سوی حیات جاویدان. برای کسی که در جنگ‌ زده‌ ترین مناطق زندگی می‌‌کند یا عزیزی را از دست داده، این امید می‌‌تواند همچون باران رحمت بر زمین خشک دل‌ها ببارد.

مسیح نه تنها امید آخرت را می‌‌آورد، بلکه زندگی امروز را دگرگون می‌‌سازد. قدرت او اخلاق کهنه و گناه‌ آلود را به حیاتی تازه تبدیل می‌‌کند. در جامعه‌ای که گاه سنت‌ها چون باری سنگین بر دوش انسان می‌‌نشینند، مسیح آزادیِ حقیقی را پیشکش می‌‌کند؛ آزادی از گناه، ترس و هرگونه اسارتِ درونی.

این تحول، انسان را برای خدمت ‌رسانیِ فداکارانه و ایثارگر آماده می‌‌کند، ویژگی‌ای که در فرهنگ شرقی جایگاهی والا دارد. مسیح با شستن پای شاگردانش، اوجِ خدمت را به نمایش می‌‌گذارد و الگویی از زندگی سرشار از فروتنی و مهربانی ارائه می‌‌دهد

قدرت و امید مسیح، ویژه‌ی گروه یا قوم خاصی نیست. همان‌طور که در انجیل آمده است: «هر که به او ایمان آورد، هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد». این دعوتی جهانی است؛ دعوتی برای جستجوی حقیقت است. برای کشور ما  که در رنج جنگ می‌‌سوزد و برای حفظ هویت خود می‌‌کوشد و برای هر انسانی که در هر کجای جهان که تشنه‌ی امید و نجات است. این پیام، مرزی نمی‌شناسد و دلش برای همه‌ی ملت‌ها می‌‌تپد

همه می‌‌توانند با فروتنی خود را به مسیح تسلیم کنند و قلب ‌شان را به او بسپارند. او که در تاریکی، نور می‌‌بخشد و در مرگ، حیات می‌‌آفریند، به راستی نجات‌ دهندهٔ بشر است

در شرقی که همیشه در آستانهٔ تحول و گاه در آتش بحران‌ها سوخته، مسیح همچون ستارهٔ ثابتی در آسمان زندگی انسان‌ها می‌‌درخشد. او تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ او خدایی است که به جهان آمد، رنج کشید، مرد و برخاست، تا به هر انسانی، در هر فرهنگ و شرایطی، امیدی زنده و قدرتی پایدار عطا کند.

امروز، در میان تاریکی ‌های جهان، پیام مسیح بیش از هر زمان دیگری شنیدنی است. تمام قدرت از آنِ اوست، و او این قدرت را با کسانی که به او توکل می‌‌کنند، تقسیم می‌‌کند. این نه یک فلسفه، بلکه یک تجربهٔ زنده است، تجربه‌ای که دل‌ها را تغییر می‌‌دهد، جامعه‌ها را متحول می‌‌سازد و نور امید را حتی در قلب تاریک ‌ترین شب ‌ها روشن می‌سازد

عیسای مسیح، همان دیروز، امروز و تا ابدالآباد راه، راستی و حیات است و هر که به او پناه برد، در سایهٔ شکست ‌ناپذیرش آرامش خواهد یافت


مقاله‌های اخیرا