۳۰ دقیقه
۲۵ سِپتامبر ۲۰۱۱
رونویسی توسط هوش مصنوعی
این راژیو صدای زندگی است خدایا مرا براه راستی هدایت فرما راژیو صدای زندگی خدای زندگی تقدیم میکنند شنوندگان عزیز سلام خوشحال استم که باز وقت نشر برنامه راح راستی فرا رسیده و ما از این طریق در خدمت شما قرار داریم در سینابت خود را مثل همیشه بنامه خداونده مهربان آخاظ میکنیم خدای که میخواهد تمام انسان ها راه راستی را که او برای آنها برگزیده است بدانند تا باوی زندگی عبدی داشته باشند دوست من در درس گزشته ما دیدیم که چگونه رهبران مذهبی یهود ایسای مسیر را دستگیر نموده و در تاریکی شب او را به حولی کاهین اعظم برده به او دخمت دروغ بستند و در نتیجه او را به نزد پیلات والی آنجا بردند تا او را مسلوب نموده به قتل برسانند اساکر پیلات به طور فجی ایسا را باشلاغ زدند و تاج را از خار بافته به سرش گزاشتند او را مسخرا نموده به صورتش آب دهن انداخته با سلی برویش و با چوب برسرش کبیدند به این ترتیب فرزندان آدم فرد آدل خداوند جلال و کسی را که از بهشت آمده بود رد نمودند مردم که ایسا را شکنجه کردند بیخبر از کلام پیامبران بودند و در زم آنان پیشگوی های پیامبران را که گفته بودند مسی باید به دست گناهکاران عذاب و شکنجه شود امری نمودند در درس این آبت خشنیز متعلایی خود را در کتاب انجیل مقدس ادامه داده خواهیم دید که چیگونه ایسای مسی شکنجه و عذاب دیده بالای سلیب جان سپرد تا نقشه نجات را که خداوند ببنی بر نجات گناهکاران ترحن نموده و پیامبران گزشتن نیست در مورد آن پیشگوی کرده بودند به انجام رساند پیش از این که متعلایی خود را آغاز نماییم بیان این متلب ضروری است تا بدونید که در زمان حیات ایسا دولت روم کسان را که متهم به جرم سنگین بودند به پایه درخت یا به سلیب مخصوص مخکوب می نمودند چونین شکل ایدام را تسلیب یا چارمیخ می نامند این نوی ایدام دردناک و شرماور مخصوص جناهکاران خطرناک بود شاید این سؤال در ذهن بعض خطور نماید که چرا خداوند چونون مرگ دردناک و شرماور را برای مسیح آدل مقرر داشت دلیل که ایسا باید با چونین مرگ وحشتناک باید هلاک می شود اینست که گناه خود نیست جرم وحشتناکی هست گناه مشکل جهان هست ما همه گناهکاریم و گناهان ما به حرمتی به خداوند آدل و مقدس می باشد اگر قرار باشد که خداوند گناهان من و شما را بیامر زد بیدون آن که خلل در عدالتش واقعی گردد پس خدا باید گناهان ما را با عدالت کامل مرد قضاوت قرار دهد خداوند نمی تاند به هر قسمی که باشد گناهان ما را ببخشاید خداوند قاضی آدل هست و باید جزای هر گناهی را بدهد مزد گناه مرگ و سختن در آتش عبدی جهنم هست و این مزد باید به طور کامل آن پرداخته شود مجده خوش این است که خداوند نجادهندهی را فرستاد تا مزد گناهان ما را به طور کامل آن بپردازد ایسا نجادهندهی آدل و متعال می باشد او به این جهان آمد تا ما را از خشم خداوند که در اثر گناهان ما باوجود آمده است نجادهد دوستان گرامی حال شما خواهش میکنیم تا با تمام دل و ذهن خود به این قسمت از انجیل مقدس که مرگ درتناکی ایسا بروی سلیب را بیان میکرد گوش فرادهد کلام مقدس می فرماید مرور جان از انجیل مقدستان آیات فوقا برما بخوانید بسیار خوب آخر پیلاتس ایسا را به دست آنها داد تا مسلوب شود آنها ایسا را تحویل گرفتند ایسا در حال که سلیب خود را می برد به جایی که به محله کاسه سر و به ابرانی به جلجتا موسم است رفت هنگامی که او را برای مسلوب شدن می بردند مرد را بنامشم اون که اهل قیروان بود و از صحرا با شهر می آمد گرفتند سلیب را روی دو شو گذاشتند و او را مجبور کردند که آن را به دنبال ایسا ببرد جمعیت بزرگ از جمله زنان که بخاطر ایسا به سینه خود می زدند و ماتم می کردند از اقبه او می آمدند دو جنایتکار هم برای مسلوب شدن با او بودند و وقت به محل موسم به کاسه سر رسیدند او را در آنجا به سلیب میخکوب کردند آن جنایتکاران را هم با او مسلوب نمودند یکی را در سمت راست و دیگری را به سمت چپه او ایسا گفت ای پدر اینان را ببخش زیرا نمی دانند چه می کنند بالای لباسهای او قره انداخته میان خود تقسیم کردند مردم استاده تماشا می کردند و رؤسای آنان بارش خند می گفتند دیگران را نجات داد اگر این مرد مسیح و برگوزیده خدا است حالا خودش را نجات دهد اساکر هم او را مسخرا کردند و پیش آمده سرکه خود را به او تعارف کردند و گفتند اگر تو پادشاه یهود هستی خود را نجات بده پیلات تقصیر نامه نوشت تا بر سلیب نسب گردد و نوشت چونین بود ایسا ناصری پادشاه یهود بسیاری از یهودیان این تقصیر نامه را خندند زیرا جای که ایسا مسلوب شد از شهر دور نبود و آن تقصیر نامه به زبانهای ابرانی و لاتین و یونانی نوشته شده بود بنابراین سیادان کلان یهود به پیلات گفتند ننویز پادشاه یهود بینویز او ادعا می کرد که پادشاه یهود است پیلات جواب داد هرچی نوشتم نوشتم پس از این که اساکر ایسا را به سلیب می خوب کردند لباسهای او را برداشتند و چهار قسمت کردند و هر یک از اساکر یک قسمت از آن را برداشت ولی پیراهن او که درز نداشت و از بالا تا پایین یک پارچه بافته شده بود باقی ماند پس آنها به یک دیگر گفتند آن را پاره نکنیم بیاید رویان قره بکشیم و ببینیم بقی می رسد به این ترتیب کلام خدا که می فرماید لباسهای مرامیان خود تقسیم کردند و بر پوشاکم قره انداختند تمام شد و اساکر همین کار را کردند یکی از آن جنایتکار که به سلیب آویخته شده بود با ریش خند به او گفت مگر تو مسین نیستی خودت و ما را نجات بده اما آن دیگر با ملامت به اولی جواب داد از خدا نمی ترسی سر تو و او یک قسم حکم شده است در مورد ما منصفانه عمل شده چون ما به سزای عمال خود می رسیم اما این مرد هیچ خطای نکرده است و گفت ای ایسا! وقت به دولت خود رسیدی مرا بیاد داشته باش ایسا جواب داد خاطر جمع باش امروز با من در فرداوس خواهی بود در وقت زهر تاریکی تمام آن سرزمین را فرا گرفت و تا سه ساعت ادامه داشت در ساعت سه بعد زهر ایسا با صدای بلند گفت ایلی ایلی لما سبختنی یعنی خدای من خدای من چرا مرا ترک کردی بعضی از حاضران وقت این را شنیدند گفتند ببینید او ایلیاس را صدا میکند یکی از آنها دوید و اسفنج را از سرکه پر کرد و روی نی گذاشت و به او داد تا بنوشد و گفت بگذارید ببینیم آیا ایلیاس میاید مردم آن تر گفتند چون نفهمیدند که ایسای مسیح در بالای سلب چه گفت و این را هم نمیفهمیدند که چرا همه آن وقعی انجام میافت بعد از آن برای چند ساعت تاریکی کامل تمام روی زمین را فرا گرفت در طول آن چند ساعت تاریکی خداوند بار گناهان همه فرزندان آدم را بر دوش ایسای مسیح گذاشت تا هر کی با او ایمان آورد حلاک نگردد ما حتی نمیتونیم تصور کنیم که ایسای مسیح بخاطر نجات ما چقدر متحمل ازاب شد بعد از آن وقت ایسا دید که همه چیز انجام شده است گفت تشنعم و به دین طریق پیشگوی کلام خداوند تمام شد خمره پر از سرکه در آنجا قرار داشت آنها اسفنج را بسرکت تر کردند و آن را بر سر نیه گذارده پیش دهان او گرفتند وقت ایسا بسرکت لب زد گفت تمام شد ایسا با فریاد بلند گفت ای پدر روح خود را به تو تسلیم می کنم این را گفت و جان داد پرده اندرون مقدس خانه خدا از بالا تا پاین دو تکه شد صاحب منصبه که در مقابل و ایستاده بود وقت چگونگی مرگ و را دید گفت حقیقتن این مرگ پسر خدا بود در آنجا عده زن هم بودند که از دور نگاه می کردند و در بین آنها مریم مجدلیه و مریم مادر یعقوب کوچک و یوشا و سالومه دیده می شدند این زنان وقت ایسا در جلیل بود با او گرویدند و او را کمک می کردند بسیاری از زنان دیگر نیز امرای او به ارشلیم آمده بودند چون روز جمعه با روز تحیه پیسه مصادف بود و یهودیان نمی خواستند اجساد مسلوب شدگان در آن روز بزرگ بر روی سلیب بماند از پیلاتز درخواست کردند که ساق پاهای آن سیرا بشکنند و آنها را از سلیب پایی ناورند پس اساکر پیش آمدند و ساق پای آن دو نفر را که با ایسا مسلوب شده بودند شکستند اما وقت پیش ایسا آمدند دیدند که او مرده است و از این رو ساقهای او را نشکستند اما یکی از اساکر نیزه به پحلوی او زد و خون و آب از بدنش جاری شد کسی که خود شاید این واقعه بود این را می گوید و شهادت او راست است او حقیقت را می گوید تا شما نیز ایمان آورید چونین شد تا آن چی نوشته شده است هیچیک از استخانهایش شکسته نخواهد شد تمام شود و در جای دیگر نوشته شده آنها به کسی که نیزه زدند نگاه خواهند کرد بعد از آن یوسف رامعی که به علت ترس از یهودیان مخفیان شاگرد ایسا بود پیش پیلاتس رفت و اجازه خواست که جنازه ایسا را بردارد پیلاتس به او اجازه داد پس آمد و جسد ایسا را برداشت نیقودی موز یعنی همان کسی که ابتدا شبانه به دیدن ایسا رفته بود نیز آمد و با خود مخلوط از ماشک و مساله که تقریبا پینجا کیلومه شد جسد ایسا را بردند و مطابق مراسم یهود در پارچه کتانه با داروهای معتر پیچیدند در نزدیکی محل که او مسلوب شد باغی بود و در آن باغ قبر نفه قرار داشت که هنوز کسی در آن دفن نشده بود چون شب اید پیسه بود و قبر هم در امان نزدیکی قرار داشت ایسا را در آنجا دفن کردند شنودگی گرامی در اینجا متعلای خود را از کتاب انجیل مقدس با پایان میرسانیم اما متوجیه باشد که داستان ایسای مسی صرف با گذاشتن او در قبر با پایان نمیرسد چقدر خوشحال استم که شما را با شنیدن ایسای مسی صرف با گذاشتن او در قبر با پایان نمیرسد خوشحال استم که شما را با شنیدن درس آینده دوت می نماییم که عنوان آن است زنده شدن ایسا چیز را که در این درس شنیدیم واقعا عجیب بود ما دیدیم که چگونه فرزندان آدم ایسای مسی مالک زندگی را تحقید نموده و با مخکوب نمودن او به سلیب و ایرا به قتل سانیدند اما چیز را که باید بیاد داشته باشیم این است که مرگ ایسا بر سلیب عبارت از عمل شدن نقشه خدا مبنی بر نجات فرزندان آدم از قید گناه بود که خدابند آن را پیش از آفرینش جهان ترحن نموده بود آیا شنیدید که ایسای مسی قبل از مرگش چی گفت؟ او گفت تمام شد چرا ایسا گفت که تمام شد؟ چون او کار نجات را به پایان رسانید یقینند که مذاهب دنیاوی نمی گویند که تمام شد چیز را که ایشان می گویند این است هیچیز تمام نشده است هرکس باید خد را با انجام اعمال خوب خود نجات دهد شما باید تلاش نمایید تا خود گناه خود را پاک بسازید ورد بخانید تلاش کنید هیچیز تمام نیست باید کارهای خوب کنید قربانی نمایید فریزه های مذهبی خود را انجام دهید نماز بخانید روزه بگیرید بدن خود را با ریاضت خستن نمایید وغیره وغیره این پیامه مذاهب دنیا است اما مجده خوش خداوند برای انسان این است تمام شد ایمان بیاورید و نجات یابید مسیح مزه گناهان شما را با خون خود پرداخت خون ایسا قدرت دارد تا شدیدترین گناهان را پاک سازد به همین دلیل ایسا توانست قاطعانه با آن مجرم که در حال مرک بود اما از اعمال گذاشتش پشاییمان بود بگوید خاطر جمع باش امروز با من در فرداوس خواهی بود شنم دیگه عزیز کار که میتواند شما را از پرداخت مزه گناهانتان معاف گردانت کاملا انجام یافته است خداون با قربانی ایسا رازی است اما دیگر مثل پدران ما که قبل از آمدن مسیح به جهان حیوانات مانند بز و گوصفند را قربانی می کردن با قربانی نیاز نداریم ایسای مسیح آخرین و کاملترین قربانی خداون می باشد هیچ چیز برای ما باقی نمانده است تا انجام می دهیم بجز ایمان آوردن با آنچه که خداوند در مورد مسیح و قربانی یش فرموده است همه چیز تمام شده است ایسای مسیح تمام آنچه را که پیمبران گذشته در مورد عذاب و مرگ نجاد دهنده پیشگوی نموده بودن با پایان رسانید هفتصد سال قبل از این که ایسای مسیح به جهان بیاید اشیاء نبی در کتاب مقدس پیشگوی کرده گفته بود ما شفای آفده ایم ما همچون گزفندانه که آورد شده باشند گمره شده بودیم با وجود این خداوند تقصیرها و گناهان همه ایمارا به حساب او گذاشت دست گرامی شما که همین لحظه به این درد گوش می دهید آیا واقعاً به نوشته های پیمبران ایمان دارید؟ آیا ایمان دارید که ایسای مسیح کار نقشه نجات را بپایین رسانید که پیامبران خداوند در مورد آن پیشگوی کرده بودند؟ آیا حالا مفهوم، معنی و دلیل حقیقی مرگ مسیح بروی سلیب را می دانید؟ شما و من دلیل مرگ مسیح بروی سلیب می باشیم بخاطر گناهان ما بود که اوچون گزفند بگناه خربانی شد و جان سپرد ما مستحق جزای عبدی در جهنم می باشیم ولی خداوند مهربان با مهر و محبت که با ما انسانها دارد از روی فیض و رحمت خود ایسای مسیح یعنی کسی را که پسر محبوب خود نیست خطاب می کند به این جهان فرستاد تا بار گناهان ما را بردوش کشیده بعوض ما رنج و عذاب ببیند تا کفرهای گناهان ما را پرداخت نماید این چیز است که کلام خداوند آن را اعلام نبوده می فرماید کمتر می توان کسی را یافت که حاضر باشد حتی برای یک شخص عادل از خود بگذرد اگرچی ممکن است گاهه کسی بخاطر یک شخص خیرخوا جرعت قبول مرگ را داشته باشد اما خدا محبت خود را نسبت بما کاملان ثابت کرده است زیرا در آن هنگام که ما هنوز گناهکار بودیم مسیح بخاطر ما مرد مسیح کاملان بی گناه بود ولی خدا بخاطر ما او را گناه ساخت تا ما در پیوستگیه با او عدالت خدا شویم جلال بر خدای نهایت مهربان و بارحم که همه چیز تمام شده است خداوند علامت یا سمبول قربانی حضرت ابراهیم را عمران بانجام رسانیده و تمام کرده است چون درست در همان موقعیت که ابراهیم قد شرا بیوز پسرش قربانی نمود در همان جایی ایسای مسیح بخاطر اجازه داد تا بیوز ما قربانی شود تا هرکی با او ایمان بیاوردد هلاک نگردد بلکه صاحب زندگی عبدی شود دوستان عزیز حالا شما را با شنیدن شهادت یک هواهر مسیحی ما دعوت میکنیم من در خانواده مسلمانی که به دین خود بسیار مغرور بودن تولد شده روش کردم اززواج اول مادرم صرف یک بذبختی ماست بود من در دوران طفولیت خود شاید جنگ ها و برخورد های خطرناک بین والدین خود بودم مادرم دفع دیگر اززواج کرد پدراندهرم که آره فوت شده یک ملاه بود و بسیار تلاش میکد که ما به اصول دینی روش کرده همیشه با بند پند وقت نماز باشیم هر روز جمعه با مسجد میرفتم بغیر از هدف چار بنای دیگه دین خوده و صورت دقیق عملی میکدم اناز پانده ساله بودم که قسمت زیاد قرانه عبس کردم و طفله را درس هم میدادم پیش از اینکه عرصی کنم میفهمیدم که عرصی کدن با کسی که مسیح باشه چی مشکلات را در قبال داره و سر مناسبات هم با فامیلم تاثیر بد میکنه اما وقت که با شوور آینده هم که یک مسیحی بود اشنا شدم از خانه و خانواده خود دور در یک شهر دیگر کار و زندگی میکدم اما با وجود دوری فامیلم این موضوع مرا بسیار رن میداد که اگر همراهی این مردم هستی عرصی کنم فامیلم بسیار رازارده میشند پیش از عرصی بارها به صورت جدید در تلاش یافتن خدا بودم در کتاب مذهبی که تقریبا نزیاد کده بودم چون مراسم مذهبی دینم مثل روزن، نماز، صدقه و خیرات نمیتونست تشنگی درونی من را بشانه احساس میکدم خدایی را که پرستش میکنم از من بسیار دور است و هر عمل مذهبی هم در نظرم خالی و بیرون مالوم میشد هر سال در مایی رمزان از دل روزن میگرفتم اما به عوضی که حرامش پیدا کنم زیادتر من را غمگین میساخت در پلوی نماز و روزن یک دعا همیشه در زبان هم بود مرد شریک زندگی هم شبه که نه و سگرت کشت، نه شراب خور باشه و نه مرالت و کوه و توین کنه وقتی که دفعه اول شوارد آینده خود را ملاقات کدم و پسانتر با او زیادتر اشنا شدم متوجه شدم که او مرد است که من در تلاشش هستم چون من از عقیده خود راضی نبودم و خلاهای دعوه میدیدم ایچ وقت سر او فشار وارد نکدم که او از دین مسیح خود بگرده و دین من را قبول کنه وقتی که فامیله متوجه شد که شوارم تصمیم داره که در ایمان خود به ای صحیب مسیح باقی بمانه تمام جنجال ها و فشار ها یک دم شروع به انفجار کدن کد مادرم به جدو و تویز مهارت داشت یک سال پیش از عرصی ما تلاش کد که رابطه ما امروی شواره آینده هم قطع شود اما چون من از دل و جان او را دوست داشتم تلاش اونا ایچ فایده نکد و ما در تصمیم و عملی کدن عرصی خود پیش رفت کدیم به درمیان روی زندگی شوارم کاملا بخبر بودم که او یک مسیحی با ایمان و متعده است و رابطه شخصی به ایصای مسیح داره ما خوب نمیفهمیدم که چی فرق بین مسیح سر و نام و مسیح که از دل به ایصای مسیح ایمان داره وجود داره در این باره معلومات نداشتم که مسیحای حقیقی در هر کار زندگی خود اراده خدا را میخواهند اطلاع نداشتم که او رویانی از صرف خدا برای عرصی کدن با ما دیده و ای عرصی را از صرف خدا میدانه از برکت داشتن رابطه شخصی شوارم با ایصای مسیح بود که با وجود دو سال اول پرست جنجال و مشکلات زندگی زنو شوارم بی دون جدوی به پیش رفت او هشا و انجل میخوان در این باره چی درمیان روی زندگی شوارم در این باره چی درمیان روی زندگی شوارم ایشقی رو می خواندم اما یکان موقع اینقدر از شنیدن دعای و خسته می شدم که از اتاق بیرون می رفتم و دروازه اتاقم تا که می تانستم به زور پشت سرخواد بسته می کدم و منی دعا کدن شوارم می شدم به این عمل خواد چند ماه ادامه دادم اما بخبر از این بودم که این شوارم تنها نیست که برم دعا می کند برکه پدر و مادر و دگه دوستان و هم برم دعا می کند آیستا آیستا ایمان خلال ناپذیر شوارم به ایسای مسیح شروع به سمر آوردن کد سایب یک پسر و دختر مقبول شدیم و دعاهای دوامدار شوارم بود که ما رو به پیش حرکت می داد یک روز وقت که دستیشن ریلی کیپتان مصروف کار معمول روزانه ای خود بودم دفتن مجذوب تبلیغ یکی از مبلغین مسیح شدم در گزاشته ها و وقت که تاکیت زیاد اونا را به ضرورت توبه کدن و به دست آوردن بخشش از طرف خدا را می شنیدم آزرده می شدم و نمی خواستم که او را بشنعام اما ای دفع ای مبلغ در باری آمدنی دوباره ایسای مسیح صحبت می کند که ماندارا با او یک جا شده با اسمان خواد رفتند ای پیام او در دلم یک شوق قجیب باوجود آورد که ای کاش منم در جمله ای که ای کاش منم در جمله ای که خیلی تجاب برمایی بود که با وجود قبول کدن ایسای مسیح به حس خدواند زندگی خود آرامش که در انتظارش بودم آصل کده ن تانستم با مشوره شهرم پش ایکی از دوستان مسیح خود رفتم و به او مشکل خود در میان مندم او تشخیص داد که آصل نکردن آرامش درونی من نتیجه سابق جادگری فامیلم است وقته که او بنام ایسای مسیح را شکستانده از من دور کرد آرامش که سالها تشنیع او بودم آصل کردم بعد از ایمان آوردن به ایسای مسیح زندگیم کامل انتقیر کرد دماغ مارچ ۱۹۶۹ تعمید گرفتم بعد از چند سال بدونی که تلاش بخلد داده باشم مناسباتم با فامیل پدریم بهبودی آفد یکانه شوخه که هالا در زندگی خود دارم یه از که چطور بتانم ایمان با کسایی که به ایسای مسیح ایمان ندارند در میان بانم یه دعای امیشگی ما هست که تمام کسایی که احساس خالی بودن روحانی میکنند به ایسای مسیح روی بیارند و با ایمان به او خلای روحانی خود پر بسازند ایسای مسیح میتواند تمام خلاهای روحانی ما را پر بسازد و به ما آرامش و اتمینان به آینده نصیب کند جلال به او از امروز تا بعد خوهر تاندر مسیح رحمه از این آبد یعنی درابطه با قربانی کامل که ایسای مسیح برای شما انجام داد داشته باشید لطفا با ادرس که در اخیر این درس بناشر میرسد برای ما ارسال کنید ما بزیار خوش میشمیم که از شما نامه دریافت کنیم حال با از خواهر تشکر از همراهی تان تا پاین برنامه خواهن برکات آسمانی برای شما عزیزان بوده و با خاندن این کلام که ایسای مسیح فقط قبل از مردنش در بالای سلیب بیان نمود همه ایتان را تا درس بعدی به خداونده مهربان میسپاریم ایسای مسیح بعد از اتمام نقشه نجات گفت تمام شد شنواندگان عزیز خواهش مندیم لطفا نظرات و پیشنهاداتان را در برای برنامه ها و طول موج صدای زندگی به این نشانی ها برای ما ارسال کنید نشانی ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان نشانی ما در قبرس ساوند آف لایف پاست بوکس 57000 لیمزول سایبریس