۳۰ دقیقه
۱۴ اوت ۲۰۱۱
رونویسی توسط هوش مصنوعی
این راژیو صدای زندگی است خدایا مرا براه راستی هدایت فرما راژیو صدای زندگی تکتیب می کند سلام دوستان عزیز خوشحال استم که با پیشکش نمودنه برنامه دیگر از سلسله برنامه های گیر راه راستی در خدمت شما قرار می گیریم در سی نوبت خیش را بنام خداوند محرمان آغاز می کنیم خدایی که می خواهد تمام انسان ها راه راستی را که او یعنی خداوند برای ایشان در نظر گرفته است بدانند تا باوی زندگی عبدی داشته باشند و دعا می کنیم که خداوند قدوس تو را شکر می کنیم بخاطر امنماتی که برما آماده کدی شکرت می کنیم بخاطر ای ساعت از تو می خواهیم که با ما باشی تا از تو نیرو و قدرت بگیریم زیرا تو قادر و کامل هستی اما ما ناتوان بنان از تو می خواهیم که ما را با روح مقدست لمس کو تا با خوشی و قوات ایمان در ازورت قرار بگیریم خداونده کسایی که امی لزه بدرسای راه راستی گوش دادن تو انا را کمک کو تا با عزمت تو پی بورند و بخاطر جلال تو سر تعظیم خم کنند خداونده از تو می خواهیم که درست ای نوبت راه راستی را که بنام قیامت و حیات یاد می شه مایی برکت بره شنانده بساز تا با جاویدانگی تو اخرار کنند تمام ایدوارا از تو بنام ایسای مسیم می خواهیم آمین ایسای مسیم خب شنانده مهربان تا این قسمت از متعلای ما در کتاب انجیل مشاهده کردیم که ایسای مسی دارای نام های زیاده می باشد این نام ها برای ما کمک می کند تا بدانیم که ایسای مسی کیست ما قبلن خاندیم که ایسای مسی بنام های کلام خدا که از ازل با خدا بوده پسر خدای متعال پسر انسان برای خدا نجات دهنده نان زندگی بخش یعنی نان حیات نور دنیا خدای جلال دروازه آقل گسفندان و چپان نکو اما در درس این عوض با دو نام دیگر ایسای مسینیز آشنا می شویم که آنها عبارتند از قیامت و حیات ما دیدیم که چگونه ایسا در سرزمین یهود سفر نموده کارهای بسیار نگ انجام داده و مردم را تعلیم می داد و بیماران مختلف را از هر طبقه و نجات که می بودند شفا می داد قران بینا و اشالان روان می شودند حتی عروای ناپاک نیز با دیدن ایسای مسی فریاد کشیده از جسم انسانهای دیوانه فرار می کردند به این ترتیب همه جا جمعیت بزرگ از مردم ایسای مسی را دنبال می نمودند اما حفراد مذهبی مربوط فرقه فریسی مذهبی یهود بسیار نزبد به ایسای مسی حسادت می وردیدند آنها نمی توانستند منکر فهم و حکمت ایسا گردند و همچونی نمی توانستند از موجزات که ایسای مسی انجام می داد انکار نمایند در درست اینابت نیز متعلای خود را در انجیل مقدس ادامه داده خواهیم دید که چگونه ایسای مسی با انجام موجزه عظیم جلال خداون را در وجود خود نمایان ساخد تا مردم به او ایمان بیاورند در انجیل یوخنا فصل 11 هم کلام مقدس می فرماید مروری جان شما از انجیل تان برما بخانید مرد به نام الازر از احالی بیت انیا یعنی ده کده مریم و خوهرش مرتا مریض بود مریم همون بود که به پاهای خداوند عطر ریخت و انها را با موهای خود خشک کرد و اکنون برادرش الازر بیمار بود پس خوهرانش برای ایسا پیغام فرستادند که ای خداوند آن کسی که تو را دوست داری بیمار است وقت ایسا این را شنید گافت این بیماری به مرگ و منجر نخواهد شد بلکه وسیله برای جلال خدا است تا به سر خدا نیز از این را جلال یابد ایسا مرتا و خوهره و الازر را دوست می داشت پس وقت از بیماری الازر باخبر شد دو روزی دیگر در جایی که بود توقف کرد و سپس به شاگردانش گفت بیاید باز هم به یهودیه برویم شاگردان باو گفتند ای استاد هنوز ازان وقت که یهودیان می خواستند ترا سنگ سار کنند چیزه نگذاشته است آیا باز هم می خواهی به آن جا بروی؟ ایسا جواب داد آیا یک روز دوازده ساعت نیست؟ ایسا این را گافت و افزود دوست ما الازر خابیده است اما من می رویم تا او را بیدار کنم شاگردان گفتند ای خداوند اگر او خواب باشد حتما خوب خواهد شد ایسا از مرگ و سخن می گفت اما آنها تصور کردند مقصد او خواب معمولی است آنگاه ایسا به طور واضح به آنان گفت الازر مرده است بخاطر شما خوشحالم که آن جا نبودم چون حالا می توانید ایمان بیاورید بیایید پیش و برویم موسیقی وقت ایسا به آن جا رسید معلوم شد که چهار روز است او را دفن کردند بیت انیا کم تر از نیم فرسنگ از ارشلیم فاصله داشت و بسیاری از یهودیان نزد مرتا و مریم آمده بودند تا بخاطر مرگ برادرشان آنها را تسلیده هند مرتا همین که شنید ایسا در راه است برای استقبال او بیرون رفت ولی مریم در خانه ماند مرتا به ایسا گفت خداونده اگر این جا می بودی برادرم نمی مرد با وجود این می دانم که حالا هم هرچی از خدا بخواهی به تو عطا خواهد کرد ایسا گفت برادرت باز زنده خواهد شد مرتا گفت می دانم که او در روز قیامت زنده خواهد شد ایسا گفت من قیامت و زندگی هستم کسی که به من ایمان بیاورد حتی اگر بیمیرد زندگی خواهد داشت و کسی که زنده باشد و به من ایمان بیاورد هرگز نخواهد مرد آیا این را باور می کنی؟ مرتا گفت به خداونده من ایمان دارم که تو مسی و پسر خدا هستی که می باید به دنیا بیاید پس از این که این را گفت رفت و خواهر خود مریم را صدا کرد و به طور پنهانی به او گفت استاد آمده هست و تو را می خواهد وقت مریم این را شنید فورا برخواست و به طرف ایسا رفت همین که مریم به جایی که ایسا بود آمد و او را دید به پاهای او افتاده و گفت خداونده اگر در این جامعه بودی برادرم نمی مرد ایسا وقت او و یهودیانی را که همراه او بودند گریان دید از دل آهه کشید و سخت متعصر شد و پرسید او را کجا گذاشته اید جواب دادند خداونده بیا و ببین ایسا گریست یهودیان گفتند یا این مرد که چشمان کر را باز کرد نمی توانست کار بکند که جلاب مرگ الازر را بگیرد؟ پس ایسا در حاله که از دل آهه می کشید به سر قبر آمد قبر غاری بود که سنگ پیش رویان گذاشته بودند ایسا گفت سنگ را بردارید مرتا خوهر الازر گفت خداونده حالا چهار روز از مرگ او می گذرد ایسا به او گفت آیا به تو نگفتم که اگر ایمان داشته باشی جلال خدا را خواهی دید؟ پس سنگ را از پیش روی قبر برداشتند آنگاه ایسا به آسمان نگاه کرد و گفت ای پدر ترا شکر می کنم که سخن مرا شنیده ای من می دانستم که تو همیشه سخن مرا می شنوی ولی بخاطر کسانه که اینجا استادند این را گفتم تا آنها ایمان بیاورند که تو مرا فرستاده ای پس از این سخنان ایسا با صدای بلند فریاد زد الازر بیرون بیا آنمرد در حاله که دستها و پاهایش با کفن بسته شده و صورتش با دستمال پوشیده بود بیرون آمد ایسا به آنها گفت او را باس کنید و بگذارید برود قبل از این که این داستان جالب را با پایان برسانیم خوب خواهد بود اگر در مورد این موجزه عظیمی سای مسی کمه فکر کنیم و بیندشیم از آغاز پیدایش تا به حال شنیده نشده است که کسی مرده را که چهار روز از سر آن در قبر گذاشته باشد زنده نموده باشد مرده که حتی پوسیده شده و بو گرفته باشد اما ایسای مسی بازنده ساختن ایلازر که چهار روز از مرگوه گذاشته بود این کار را انجام داد پیش ایسای مسی مرکه هیچ قدرت نداشت چون ایسا کلام خدا است زندگی خدا که از آسمان به این جهان آمد همان طور که خداون در خودش حیات دارد همان گناه ایسا نیست در خودش حیات دارد همان طور که خداون میتواند مردگان را زنده کرده و برایش حیات ببخشد همین گناه ایسای مسی نیست به هر گناه که بخواهد حیات بخشیدن میتواند چون ایسا خودش سرچشمه حیات است به این خاطر وقت که ایسا الازر را صدا زد جسم مرده دوباره زنده شد و از قبر بیرون آمد به همین سبب ایسا به خوهر الازر گفت من قیامت و زندگی هستم کسی که به من ایمان بیاورد حتی اگر بیمیرد زندگی خواهد داشت حالا بیایید به ادامه داستان گوش داده ببینیم بعد ازان که ایسای مسی الازر را پس از مرگ زنده ساخت یهودیان چه کردند کلام مقدس می فرماید این مرد ماجزات زیاده می کند اگر او را همین طور آزاد بگذاریم همه مردم به او ایمان خواهند آورد وانوقت رومیان خواهند آمد و جا و ملک ما را خواهند گرفت یکی از آنها یعنی قیافا که در آن سال سید کلانترین بود گفت شما اصلا چیز نمی دانید متوجه نیستید که لازم است یک نفر در خاطر قوم بیمیدد تا ملت ما بکلی نابود نشوند او این سخن را از خود نگفت بلکه چون در آن سال سید کلانترین بود پیشگویی کرد که ایسا باید در راه قوم یهود بیمیدد و نتنها در راه آن قوم بلکه تا فرزندان خدا را که پراغنده هستند به صورت یک بدن واحد به هم بپوندد از آن روز به بعد آنها نقشه قتل و را می کشیدند بعد از آن ایسا دیگر به طور آشکار در بین یهودیان رفت و آمد نمیکرد بلکه از آنجا به ناهیه نزدیک بیابان به شهر به نام افراهیم رفت و با شاگردان خود در آنجا ماند اید پیسه یهودیان نزدیک بود و عده زیاده از آبادی های اطراف به ارشیلیم آمدند تا پیش از اید خود را تطهیر نمایند پیش استجوه ایسا بودند و در خانه خدا به یک دیگر می گفتند او به اید نخواهد آمد نظر شما چیست؟ اما سیادان کلان و پیروان فرقه فریسی امر کرده بودند که هرکی بداند ایسا کجاست اطلاع دهد تا او را دستگیر نمایند شش روز پیش از اید پیسه ایسا به بیت انیا محل زندگی الیازر یعنی همون کسی او را پس از مردن زنده کرده بود آمد آنها در آنجا برای او دعوت ترتیب دادند مرتا خدمت می کرد و الیازر با مهمانان پهلوی ایسا سر دسترخون نشست آنگاه مریم پیمانه از عطر بسیار گرانبه ها که روغن سنبول خالص بود آورد و برپاهای ایسا ریخت و با موهای خود آنها را خشک کرد بطور که آنخانه از بای عطر پر شد در این وقت یهودا از خریوتی پسرش هم اون که یکی از هواریون ایسا بود و بزودی تسلیم کننده ویمشاد گفت چرا این عطر بقیمت 300 سکه نقره فروخت نشد تا پول آن به فقران داده شود او این را از روی دلسوزی برای فقران نگفت بلکه به این دلیل گفت که خودش مسئول کیسه پول و شخص دسته بود و از پولی که با او می دادن بر می داشت ایسا گفت با او کاری نداشته باش بگذار آن را تا روزی که مرا دفن می کنند نگه دارد فقران همیشه در بین شما خواهند بود اما من همیشه با شما نخواهند بود عده زیادی از یهودیان شنیدند که ایسا در آنجاست پس آمدند تا نتنها ایسا بلکه الیازر را هم که زنده کرده بود بنابراین سیدان کلان تصمیم گرفتند الیازر را نیز بکشند زیرا او باعث شده بود بسیاری از یهودیان از رهبران خود روگردان شده به ایسا ایمان آورند دوست گرامی آیا دیدت که رهبران مذهبی چی کنه با موجزات که ایسای مسیح برای آنها نشان داد اقصول عمل نشان دادند؟ ایچ اک از آنها نتاونست جرعت انکار موجزات مسیح را به نمایند به خاطر که همه آنها می دیدند مرده که چهار روز از دفنان گذاشته بود دوباره زنده شده است اما سید کلان و دیگر فریسیان چی کردند؟ آیا آنها از گناهان خود توبه نمی بودند ایمان آوردند که ایسا همان مسیح خداوند است که از بهشت آمده است؟ نه آنها توبه نکردند تمام موجزات را که ایسای مسیح انجام داد نتاانست بالای مرایان فریسی و شاگردانش تحصیل کند تا به مسیح ایمان بیاورند و او را منحص نجاده هنده خود قبول نمایند اما سید کلان ترین چی کار ارا انجام داد؟ آنها بیشتر از پیش از ایسا نفرد کرده و دور هم جمع شدند تا نقشه ای را ترحن نمایند که به وسیله این ایسای مسیح را به قتل برسانند آنها امچنان تصمیم گرفتند تا ایلازر را هم که ایسای مسیح او را دوباره پس از مرک زنده ساخته بود به قتل برسانند چون او یکاندلیلی بود که بسیاری از یهودیان سیدان کلان را رحا کرده و به ایسای مسیح ایمان آورده بودند آه که چقدر دلهای آن رهبران مذهبی سخت و از خداوند بدور بود آنها خداوند و حقیقت را دوست نداشتند آنها موجزات را که ایسای مسیح از جانب خداوند برای آنها انجام داده بود رد نمودند دنها چیزی که آنها بان فکر میکردند خواهشات نفسانی موقف اولویت های شخصی و جمع کردن پول و دارائی بود پس آنها تصمیم گرفتند ایسای مسیح را به قتل برسانند چون فکر میکردند که اگر او را به حال خودش بگذارند تمام یهودیان پیرو او شده و با او ایمان خواهند آورد شنمده گرامی شما در مورد این رهبران دینی چی فکر میکردید؟ چی کسی این مفکوره را در ذهن آنها گذاشت تا ایسا را به قتل برسانند؟ جواب اینجا است که شیطان آنها را رهبری میکرد بخاطر که شیطان از خداوند و مسیح خداوند نفرت دارد شیطان فکر میکرد که اگر یهودیان ایسای مسیح یعنی نجات دهنده ای جهان را به قتل برسانند دیگر نقشه خداوند ممنوعی بر نجات فرزندان آدم از زیر سلطه او یعنی شیطان منجر به ناکامی خواهند شد چیز را که شیطان ندانست این بود که خداوند از مرک ایسای مسیح برای نجات فرزندان آدم از قید شیطان استفاده نمود در زم شیطان و پیروانش شیطان استند که قدرت مرک ایجگاه نمیتواند معانی در راه ایسای مسیح ایجاد نماید زمین نمیتوانست ایسای مسیح را ببلعد یعنی در داخل خود نگه دارد چون ایسای مسیح خود قیامت و حیات است به همین منظور ایسای مسیح میتوانست برای خاهر ایلازر بگوید دوستانی عزیز الان شما را به شنیدن شهادت یک برادر مسیحی ما دوت میکنیم ما اکثراً تحت تاثیر دوران تفلی خود و شیوی زندگی در ایجاد ایجاد ایجاد ایجاد ایجاد ایجاد ایدون ایدون ایدون ایژن ایجند ایژن ایژن ایژن ایژن ایژن ویژ ویژ ویژ ویژ ویژ ویژ ویژ ویژ ویژ ویژ ویژ ویژ ویژ آیدون آیدون نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نگونه نام نگونه sem او نگونه نگونه نگونه نگونه او رسمند مسلمان شده و نام اسلامی هم برخود انتخاب کده. فیلن حاملدار است و میخواهی که اولادهای خود بشیوی اسلامی کنان کنه. من از این گپا و تصمیم او حیران شدم. از او خواهش کدم که آدرس و نمبر تلفون خوده به من بته که میخواهیم او را از نزدیک ببینم. یک روز به دیدرش رفتم. او با گرمی بی سابقهی به استقبال هم آمد. همسرش به من خوشامدید گفت و بسیار امرهای مهربانی کد. از اونا در باری اسلام سوال کدم. و اونا صرف جهات مصبت تعالیم اسلامی را به من گفتن. اونا کوشش میکدن که من را به این قانی بسازن که در مسیحیت ایمان به خدای حقیقی وجود نداره. من خودم در باری مسیحیت و ایمان مسیحی هیچ معلومات نداشتم. به این خاطر من نمیتونستم که یک مقایسه درسته کده بتانم. اونا به بسیار سادگی من را زیر تاثیر گفتهای خود قرار دادن. من برشان گفتم که شما گفتهای خوب گفتین. اما بر تصمیم گرفتن من به وقت ضرورت دارم. من در باری چیزهایی که از اونا شنیدم فکر میکدم. از خود سوال میکدم که آیا خواهرم با قبول کدن دین جدید احساس خوشی و خوشبختی میکنه؟ آیا خدا به دعاهای او جواب میته؟ من با وجود که با این افکار در جنگ بودم اما کسی از این جوریان خبر نداشت. من تا حد تصمیم خود را گرفته بودم. امیدوار بودم که دین جدید خود خدای حقیقی را پیدا کنم. تمام ترتیبات لازم برای قبول کدن دین جدید را آماده کدم. وقتی که میخواستم خواه شام، تلیفون زنگ زد. گوشی تلیفون را بالا کردم. از او طرف صدای ملائم سرودی مسیحی را شنیدم. بعد از او خانم جوانی به من گفت اجازه میدین که امیال شما را ملاقات کنم؟ حیران ماندم که از کجا نمبر تلیفونی من را پیدا کده. او برم گفت میخواه که امراهیم دعا کنه. من بعض دوست های خود را گفته بودم که میخواهم دین خود را تغییر بدم. من در او وقت نه از قدرت خدای حقیقی و نه از خانواده و کلیس ها هیچ ترس نداشتم. فکر کردم که با قبول کدن دین جدید خدای حقیقی را پیدا میکنم و از پوچی زندگی خود خلاس میسازم. اگرچه بسیار کسا کوشش کده بودن که امراهیم گفت بزنن و یا من را به کلیس ها دعوت کنن اما من به همه اشان میگفتم من آزاد هستم حق دارم هر تصمیمی که دلم بخواه بگیرم. تقریبا 15 دقیقه بعد زنگ خانه ما زده شد و او خانم که برم تلیفون کده بود همراه شوار و دختر خود آمد. او پس از معریفی کدن خود شروع به دعا کد. باوجود که من او را هیچ نمیشناختم نه جواب رحت به او دادم و نه مانه دعا کدن او شدم. او دعا میکد و من عشق میرختم. او از خدای حقیقی تقاظا میکد که در پالویم استاده شوه که من بتانم تصمیم درست بگیرم. دختره که خود ای خانم که طرف من میدید گفت من یسای مسیحی را میبینم که در پالوی تو استاده است و سر تو او میرزه. من تحجب کدم. ای خانواده از من تقاظا کدن که صبا به دیدنشان برم. من به متعالیه خود در باری ایمان حقیقی مسیحی شروع کدم. آهستا آهستا به کمک دوستا به حقیقت ایمان مسیحی پی بردم. ایمان مسیحی را با ایمان که خواهرم قبول کده بود خوب مقایسه کدم و به حقیقت ایمان مسیحی متوجه شدم. متوجه شدم که هنوز هم یسای مسیح مرا دوست دارد. من رابطه نوه همراه یسای مسیح پیدا کدم. بعد از ایمان آوردن به یسای مسیح زندگیم بهتر شد. من خدای حقیقی را به شکل جدید شناختم و به صورت منظم در جلسات کلیس ها شرکت میکدم. من تمام اعمال بد خود را ترک کدم و رابطه نوه همراه پدر و مادر خود شروع کدم. به پدر و مادرم کمک کدم که رابطه نوه با خدای حقیقی داشته باشن. در یک وقت کم در خانه ما همه چیز تغییر کرد. آن همه ما یک جای در جلسات کلیس ها شرکت میکنیم و در خانه خود هم محافظ دعا داریم. خوشی و محبت جای جنگ و جنجال در خانه ما گرفته. چون ایسای مسیح هر کدام ما را به صورت جداغانه لمس کده و برکت داده. همراه پدر و مادرم به شدت به خواهرم دعا میکنیم. از خدا میخواهیم که چشمای او را باز کده نجات بته. برادر شما اشراق شنوده عزیز وقت برنامه ما در این جا به بایان میرسد. زمن خداحافظی با شما دوستان از خداوند متعال استدعا مینماییم. تا خودش معنی این کلمات پرفیز ایسای مسیح را که در مورد آن تفکر مینمایید برای شما تعلیم دهد که میفرماید. من قیامت و زندگی هستم. کسی که به من ایمان بیاورد حتی اگر بیمیدد زندگی خواهد داشت. آیا این را باور میکنی؟