۲۸ دقیقه
۱۱ نُوامبر ۲۰۲۱
اگر ازدواج در گره ای وحدت کار کند ، میتواند دنیای شکسته را شفا بخشد.
وقتی کتاب مقدس میگوید بین زن و شوهر شوهر سراست ، معنای آن این نیست که شوهر بر همسرش کنترل کند ، بلکه آن عشقی است که او به خانم خود دارد و آنها را یکی میسازد.
از همین سبب یک خانواده واحد کوچکی از کلیسا است که خود مسیح سر آن میباشد.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
پنجره نور برنامه برای روشنه خانه های تان دوست های عزیز، سلام برشما خدا کند که جور و خوش باشین، سلامت باشین و از گزند روزگار در امان باشین آمین دوست های عزیز، من سلام عرض میکنم خدا را شکر که بازم در خدمت تانستیم و امروز در محورد من یا ما صحبت میکنیم من یا ما دوست های عزیز، عدف ما از این برنامه ای است که میخوایم که زن و شوبر با اطفال خود خوش و آرام زندگی کنن و رازهای را در برنامه ما میکنیم که رازهای خود رازهای قصهای خود، رازهای مفقیت خود، رازهای خود تجربات خود، ما میکنیم بخاطر که عدف ما امی است که بگویم از تجربات خود بگویم خود مال تجربات ما، داستان های ما چرا ما نمی کنید؟ خب ما میکنیم دیگه، از اردی ما است دیگه چون زندگی ما مشترک است از او خاطر ما میکنیم و امروز یکی از راز های مفقیت زن شوبری است که بہتر است که ما بگویم یا ما بگویم بله، یعنی دوست های دیز وقت که ما مجرد استیم باز کنیم ما، یعنی هر کدام ما مجرد استیم، همیشه میگیم ما ما رفتیم فلان جای، ما این کار کدم ما زعمت کشیدم، ما نان آماده کدم ما، ما، ما، ولی وقتی که ما استدواش میکنیم دیگه باید کلمی ما از زندگی ما حصف شد و کلمی ما استفاده شد بعوض کلمی ما استفاده شد چون زندگی ما مشترک میشد یعنی چی وقت یکی دیگه خود را در نظر داشته باشیم چی وقت شوور خانم، خانم شوور را به حساب بیارن خب یکی از مشکلات ما کمت پیش داره نزیره جان از ما البته را بگیه کنفیوز استیم، نمیدونم که ما بگویم یا ما بگویم مشکل زیادتر که از شخصی میباشه یکی از مشکلاتی که ما داشتم با نزیره جان ای بود که در اول خدمت ما من شروع کردم به خدمت خب البته بازم نزیره جان امرای ما بود خب اگر نزیره جان نمی بود دیگه من چطور میتونستم که خدمت را شروع کنم ولی وقتی که با دوستهای خود در گوشه و کنار دنیا ارتباط داشته مثلا از طریق تلفون یا از طریق ایمیل اینا نشته میکدن که برادر خلیل این کار را بکو این کار را بکو یا تشکری یا هر چیزی که نشته میکدن ولی ما نمیدونم که نزیره جان میبود از کنج کمپیتر سهل میکد که نام خلیل نشته است همیشه خلیل، خلیل جان، برادر خلیل نه او خود صحیح نه یادم هست نزیره جان باشد باشد یادم هست نیست امیدوار وقتی که خود ایمیل روان میکدی وقتی خود ایمیل روان میکدی نشته میکدی که از طرف خلیل اگر خدمت مشترک است زندگی مشترک است پس چرا تنها نام خود نشته میکنی؟ چرا نام من هم نشته نمی کنی؟ یعنی در افغانستان این امی رواج است که مثلا یک شوار میگه که خانه ما یا میگه اولاد ما چی میشه اگر امور ایواز ما بگویم ما، اولاد ما، خانه ما زندگی ما پس سر ایمیلا میاییم که یعنی مشکل از من بود که من شروع میکدم روان کنم داخل نام خود نشته میکدم درست است و نزیره جان این رو متوجه شده و اونام که پس دوباره جواب میدادن زیادتر تشکری از من و همه چیز نزیره جان میموند در گوشه خانه و میگفت خب پس من کی است؟ بله دیگه خب باید که زنان به حساب آورده شدن تا که حساس خوشی کردن تا که امو خانه ما یا بیاین میمان ما استن خب نی خب زحمت خانم میکشه باید بگوید بیاین میمان ما استن یکی از مشکلات دیگه که مثلا در این وقت ها سرش گفتدیم که در امی دائره خانوادگی خود ما وقت که میخواند یک جای برند میگن که بریم خانه نزیره نی امتحان است یا نی بله نمیگه که خانه خلیل و نزیره این امی سر خودت چی تاثیر میکنه یا تاثیر منفی میکنه نی ما وقت زیاد زیاد سرمان چی نداره ولی خب بخاطر که خودت نامت زیاد جایا به حساب میای یا به شمار میای یعنی در نظر دگرات در نظر داره بیتر است اما چون اگر یک بار مثلا نام خانمت باشه در یک جای در یک کارت مثلا من در یک نفر نشته میکنم یک کارت تبریکی ازدواجشان هست یا تاریخ تولدشان هست یک کارت تبریکی نشته میکنم نشته میکنم از طرف نزیره این نامت را نشته نمی کنم تو چی احساس میکنی خب شاید این چیزا ناچیز به نظر برسه ولی بعض موضوع دیگر مهم است ولی ولی غیر مستقیم سر آدم تاثیر میکنه چیزای مهم است حدف از این صحبت هایی است که خداوند میخواهی که ما متحد باشیم یکی باشیم بله ما در کلام خدا میخونیم وقتی که خداوند آدم ها از خاک زمین بسرشت و هوا را از قبرقی از او به دنیا آورد و پیش آدم آورد آدم چی گفت گفت این است گوشتی از گوشتم و استخانی استخانهایم بله یعنی که ما یکی هستیم و در بدن در بدن یکی هستیم درست است نی و ما در بدن مسیح همه مهمتر بله خداوند خواسته که ما متحد باشیم هر کار را که انجام میتیم باید یکی دیگه خود تقدیر کنیم و ما بگوییم نهی که ما چونکه ما گفتن یک کلمی به اسطلاح خودخوائی را نشان میده و در نظر نگرفتن خانم است یا شوهر است بله این هدف است ما همیشه دوست ما را در نظر میارم و همیشه بیابی را میارم خانم خود را بسیار دوست داشت هر جه که میرفت میگفت که خانم نامشا میگرفت نازنین کجا است غیری میگفت که دوستش دارم همیشه از او یاد میکد و چقدر خانمش به خود میبالید چقدر به خود افتخار میکد و چقدر ایتماد به نفسش بالا میرفت وقتی که میفهمید احساس میکد شوارش او را به حساب آورده یا شوارش به ارزش قایل شده این همیشه سرمشق زندگی خود میخوایم قرار بده و ما همیشه برای تفلای خود اینو میخوایم یاد بده که همیشه خانم خود در نظر داشته باشند خود دوست دایزیز بیاین که هلا یک وقفه بگیریم و دوباره بیاییم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی خوب زندگی چقدر شیرین هست ها یه زن شوار قصیش کدی امیالا من قصیم هسادت کدوم کاشد که سر جوان شدیم شروع کنیم که همیشه من از خود یاد کنم کجاست خانم کجاست نزیده جان چون که من نداشتم نیست وقعا من نداشتم چی نداشتی من این خصولت نداشتم خوب آدم یاد مگیره ولی ما میگفتیم که کاشد که شوارم هم همیشه در کجا برای کجا میگفتی برای کجا میگفتی برای خود میگفتی چرا برای من نمیگفتی مشکل از خود بود در اول هیچ چیز نمیگفتی در یک کنار میششت و جیگرخونی میکد ما نه من زندگی مشترک زندگی واحد و زندگی زیباست یک سرود است که میگه زندگی چقدر شیرینه زندگی چقدر شیرینه با ایسا و ایسای مسیح است که این چیزها را بر ما نه تنها در کلام خود آموخته بلکه با روح خود است روح خود ما را کمک کرده که ما زندگی مشترک خود را به خوشی و شادمانی بالزد پیش بریم اگر دوسته عزیز اگر ما در زندگی خود محفق میباشیم اگر شوور محفق میباشه خانم ام کدش محفق میشه اگر خانم محفق باشه شوور ام کدش محفق میباشه یا اگر شکست در زندگیشان باشن اردوشان یکجای در شکست میباشن پس چرا یکی دیگر کمک نکنیم یا یکی دیگر در نظر نداشته باشیم یا احترام نداشته باشیم در حال این بیتر است شنیدم که وقتی یک زندگی خود محفق میباشه شوور در پشته سرش ستاد است و اون را کمک میکنه اگر شوور در زندگی خود محفق میباشه زندگی خود در پشته سرش ستاد است اردوشان یکجای یکی دیگر را کمک میکنه پس اگر ما به محفقیت میرسیم ایچ وقت این را فراموش نکنیم که بطنهایی به اون محفقیت نرسیدیم بلکه کسی در پشت سر ما استاد است و ما را کمک میکنه چی زندگی چی شوور و ایچ وقت ما اون انسان انکار نکنیم باید در نظر داشته باشیم و برش احترام داشته باشیم و خوبی های شاید در جانب کری کنیم و رو بریش بیاریم خداهایی در این خطور زن شوور با هم میره که اگر ایکی بفتد دومیش او را بلند کند وقتا خداهایی نالی است ما میخوانیم که این قسمت در این که پشت که کی است پشت هر زن مرد است پشت هر مرد زن است من کاملا متقدستم بسیاری زن ها است که میگه نه من میتونم کارهای مردان ها انجام کنم دقصی مردان این قسمت خصوصا این کسایی که فیمنیست هستند نیه فیمنیست من خوشم میگه فیمنیست ها یعنی که زن ها را به اندازه مثلا بلند میکنه اما اگر افراتیگری باشه در اون افرات باشه به اندازه که مرد پایین بزنه او اشتباه است هر چیز از خود یک تعادل داره مراد کنیم و به این شکل خداوند میخواهی که مرد و زن وقتی که با هم ازدواش میکنند در هر چیز یکی باشند و من میخواهیم که در این قسمت از کتاب مقدس بخوانم از اول قرانتیان فصل 11 هم از آیت 3 که میگه آیت 3 میگه که اما میخواهم بدانید که یعنی این را پولاس رسول میگه درست هست پولاس رسول میگه اما میخواهم بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر هر زن شوهر اوست و سر مسیح خدا است این را شتون میتونی تعبیر کنید درست؟ میخوای اومدی بیاریم یا میخوای که افقی بیاریم که سر هر مرد مسیح است و سر هر زن شوهر اوست خب ما اگه سر باشیم خودت چی میباشیم؟ ریص فامل خب در اینجا اینی است که مثلان کنڈرول باشد موضوع کنڈرول در اینجا وجود ندارد درست هست نی؟ موضوعی است که یکی به دیگه خود ما پشتیبان ایکی به ایخون باشید و موضوعی است اینجا است که بین خود ما باید اشق و محبت داشتا باشید اگه وقتی که اشق و محبت هم موگه ما تشریح کنید عشق و محبت همه چیزه در بین هر کس که باشد مساویانه قرار میده اگر محبت وجود داشتا باشد خب اینجا که میگه سر هر مرد چی میگه میگه سر هر مرد مسیح است و سر هر زن شوهر و سر مسیح خدا است در اینجا به این معنی است که یکی به دیگه مقام داده شد در اینجا فروتنی را نشان میده یعنی شوهر قدر فروتن است که از خدا پیروی میکنه و خانم قدر فروتن است در اینجا موضوع شخصی است ایمان شخصی است گرچه که ما دو روح در یک بدن یکی میشیم ولی از نگاه عقیدتی از نگاه نظریات اختلاف نظر داریم از نگاه عقیدتی تو شخصا با خدا ارتباط داری من شخصا با خدا ارتباط دارم ولی وقتی در اینجا من شخصا با خدا ارتباط دارم ولی وقتی با هم یک جای میشیم خدا است که میور محبت در بین ما قرار میده میور تصاوی تصاوی بودن حق و حقوق یکی دیگر از این خاطر ما نمیتونی بویم که ما استم خلاص دیگر من خدا را دوست دارم خدا مرا دوست داره خلاص این مسئولیت ماست خدا را دوست داشتا باشیم وزایب شان تقسیم شده و دیگر اگر دو نفر در یک کشور دو پاتشا باشد اون کشور میتونه پیش بره در یک خانواده دو دو سر باشد درست هست در اینجا محبت هست محبت همه چیز هل میکنه اگر ما محبت مسیر و محبت زناشوی در بین خود داشتا باشیم آلئه یک وقفه میگیریم و دوباره برگشت میکنیم چی شد امو چای؟ آره یک جوش نمیان چقدر دیر کردی؟ یک جوش آمده آه یک یک چای بخری چی خوب آب آوای هم هست آه چای آمده دیر آید خوش آید دیر آید درست آید آه دیر آید درست آید سلام هستم گرمار نبود چیزه؟ نه گر خلا شده چند دفعه گفتم گر خلا شده دیگر دیگر خیلیش نشنگیم گل ها را آو مواد میده یا نمیده؟ آه اوروز آو دادم و پازم میرم آو میده چای بخدم میرم آو میده دیگر خشک شده دیگر خشک شده آه آه آه دیگر خشک شده بره چاش چی پخده کردی؟ نشنید نشنید نمیفته بره چاش چی پخده کردی؟ من فهمیدم که نمیشنوی گفتم بره چاش چی پخده کردی؟ گفتم بامیه پخده کردیم چار دفعه گفتم بهت نمیشنوی این مشکل من هست این مشکل من هست این مشکل من هست گفتم بهت نمیفته گردن هست الان گردن هست درست هست من منم منم درست هست درست هست درست هست من این مشکل خودم شخصا ندارم تو چرا رئیس فامیل باشی چرا مدوم باشی بس چرا مردم مخالف هستن نه چرا مردم مخالف هستن این مشکل درست درک کده نمیتن به این مانه نیست وقتی تو رئیس فامیل هستی به این مانه نیست تو هر جایی که مرد دلم نباشه ببری این قصم نیست اگر از نگاه اقتصادی اگر خودت به یک اندازه پول مصرف میکنی درست هست ولی اگر بالاتر مصرف میکنی میکنی و من به این شکل اگر کدوم تصمیم کلان در زندگی خود میکنی بیدون مشوری اگر تا که من و خودت به تفاهم نرسیم اونمو کار انجام نمیتیم باید دردی ما در مورد یک چیز گب بزنیم یکی دیگه خود مشوره بتیم دردی ما درست پیش میره وقتی که در تفاهم رسیدیم باز من که رئیس خانواده استم بقید یک بلی میکنم در وقت آخرمون باز اگر او کار خراب شد باز منم علامت میکنی دوست دیدید همه چیز با محبت ادامه اموز آیت سیوم اول قرانتیان فصل 11 آیت 11 میگه که به هر حال در خداون زن از مرد از زن بینیاز نیست در خداوند چقدر این بسیار مهم است اگر ما در خداوند استیم زن از مرد یا مرد از زن بینیاز نیست یعنی مستقل نیست ما یکی بردیگه چسبیدیم با هم استیم همه چیز مشترک است از این خاطر ما باید که همیشه ما یاد کنیم ما این کار کردیم و نگفتر امان دوست دیدیم در ازدواج مصیحی دو شریک ما این اسلام درستیم و وجود ندارد بلکه سه نفر زن شهر و مصیح در خداوند ما هنگی دیگه مستقل نیست زن از مرد به وجود آمد زن از مرد به وجود آمد مرد از زن متولد می شود کاملان تعدل است و نه تنها هر دوی آنها بلکه همه چیز متعلق به خدا است خدا می یار می یار خوشبختی ما است خدا می یار انسانیت ما است خدا می یار حق و قوقی که ما می گیم درست است ما بین خود درست است نیه از نگاه شخصیت از نگاه روحانیت ما کاملان در حضور خدا در خداوند یکی هستیم و در موضوعات زندگی زندگی اصلا زیاد ارسلش هم نداره به خطره یک چیز خرد دوا کنید درست است بسیاری موضوعات خرد و ریزه است که بجنجال میکشن و بسیاری چیز های خرد و ریزه است که نواز ما بگویم این چیز های خرد و ریزه است بسیار خرد و ریزه است بسیار خرد و ریزه است ولی بسیار تأثیر کلان در زندگی یعنی به این ستادگی اگر یک زن خوشحال شده چرا نکنه اگر یک شوهر بگوید ما و خانم او خانمش خوشحال شده چرا نکنه تسلیم واقعا ما باید ایک دیگه خواهد تقدیر کنیم ار کاری که می کنیم با هم باشیم با هم خوش باشیم با هم آرام باشیم با هم کارهای خود پیش بریم خداوند است که ما را با هم آورده هداعت رنمایی می کنه اگر او را در بین خود در زندگی خود داشتا باشیم دوستهای زیز آره می خواهیم که یک وقف بگیریم و دوبرا برگشت می کنیم و با این صحبتهای خود عدام دیم دوستهای زیز قسمت دگیه وجود نداره امی آخر برنامه بود خداحفظتان امی آخر برنامه بود