۳۲ دقیقه
حکم نو، پیشگویی، انکار پطرس، یهودا، جلال، بانگ خروس، الاهیات غنی، سطحی نگری، محبت سرسری، زندگی مسیحی، شبیه پسر انسان، پسر انسان، دانیال، قدرت و جلال.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض موسیقی وقت یهودا بیرون رفت ایسا گفت اکنون پسر انسان جلال میابد و به وسیله او خدا نیست جلال میابد و اگر خدا به وسیله او جلال یابد خدا نیست او را جلال خواهد داد و این جلال به زودی شروع می شود ای فرزندان من زمان کتاهای با شما هستم آنگاه بدون بال من خواهید گشت و همانطور که به یهودیان گفتم اکنون به شما هم می گویم آن جایی که من می رویم شما نمی توانید بیایید به شما حکم نومیده هم یک دیگر را دوست بدارید همانطور که من شما را دوست داشتم اگر نسبت به یک دیگر محبت داشته باشید همه خواهند فهمید که شاگردان من هستید شمون پتروس به او گفت ای خداوند کجا می روی؟ ایسا جواب داد جایی که می روهم تو حالا نمی توانی بدون بال من بیایی اما بعدها خواهی آمد پتروس گفت ای خداوند چرا نمی توانم این حالا بدون بال تو بیایم من حاضرم جان خود را به خاطر تو بدهم ایسا به او جواب داد دوستوی عزیز سلام من پیام هستم که به تقدیم کدن یک قسمت دیگی درست های از انجیل یوهنا در خدمت شما قرار دارم از خداوند می خواهیم که همیشه خوش و سلامت باشین من میرویز هم به شما دوستهای مهربان سلام تقدیم میکنم دعا میکنم که ای درست ها وسیله برکت بره همه ما و شما شوهد ما و شما در شروع یک قسمت دیگی انجیل یوهنا را که از فصل 11 از آیت 47 تا آیت 57 بود شنیدیم ایسای مسیح در بیت انیا بود و معجزی بزرگ زنده ساختن الازره انجام داد بیت انیا به اورشلم بسیار نزدیک بود یهودیانی که از اورشلم به رغم شریکی فوت شدن الازره نزدی خواهراش مریم و مرتا آماده بودن با برگشتن به اورشلم خبر زنده ساختن الازره تواسط ایسای مسیره به اورشلم رساندن بیت انیا به اورشلم بسیار نزدیک بود و خبر زنده ساختن الازره مثل برگ در تمام اورشلم پخش شد و رهبران مذهبی یهود را ورختا ساخت که در مقابل ایسای مسیح چی کنن؟ یک دفعه من خواستم که از کابل به یکی از ولایات بروم بسیار وقت شده بود که به اونجا سفر نکده بودم و از سرایت راه همچندان اطلاع نداشتم وقتی که در یک موتر مسافر بری سرایچه لینی شیشتم لباس و سرواز مسافران برم عجیب مالم شد با دیدن ای وز حیران شدم که چی گفت است؟ وقتی که موتر حرکت کرد و به سفر ادامه دادیم در راه ای تو در نظرم آمد که دریور بسیار خسته و بیخواست نمیتوند درست دریوری کنه با دیدن ای وز خوده به ای تسلیمی دادم که شاید به این طور فکر میکنم اما دقیقه او خواولود و خسته نیست پسانتر با دیدن دریوری او متوجی شدم که شکمه غلط نیست وقتی که او دجاده اصلی پیش رفت دفتن از سرکه اصلی انحراف کده به یک سرکه باریک و خامد داخل شد بعد از تایی کدن 3-4 کلومتر مسافه دوباره به سرکه اصلی داخل شد او چند دفعه ای کاره کد بلاخره حوصری ما با آخر رسید مجبور شدم برش گفتم که چرا ای کاره می کند او برم گفت برادر تو خبر نداری که دی ای را چون واقعاتی صورت گرفته وقتی که هوا تاریک میشه دفنگدارا که یک موتر از دور می بینند که تنها روان است با فیر کدن او را استاده کده مردم را لچ می کند در جایی که من از سرکه اصلی خارج شدم در او جایی خطر وجود دارد و من در گذشته هم ای قسم واقعات را دیده بودم واقعا در بسیار جایی وطن ما و خصوصا در راه های عمومی امنیت خراب است و راه ها هنوز هم مسئول نیستند هر روز خبر ای قسم واقعات را ما می شنویم دریوری ای دریور که در اول برم عجیب مالم می شد بعد از ای که او برم موضوع را توصیه کد فهمیدم که گفت اصلی چیست مقصد دایر شدن شورای آهلی یهود که ما در شروع شنیدیم تقریبا ای قسم یک چیز بود یعنی پیام صاحب مقصد شمایی است که علاج واقع پیش از وقوع بله برای جلوگیری واقع شدن خطر که از طرف ایسای مسی با او روبرون می شدن اونا باید یک کار می کدن دوستهای عزیز حال یک اعلان را می شنویم بعد سنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفا ما را تا آخره ای صحبت همراهی کنین موسیقی موسیقی دوستهای عزیز با پرامه خود ادامه می دیم همچنان ای قسمت انجل یوهنا را که در شروع شنیدیم یکان جایی است که از کلمه رومی ها ذکر شده یکی صرف یک بار است که در تمام انجل کلمه رومی ها یک بار و او هم در اینجا ذکر شده اما در او زمان وقتی که رومی ها می گفتن رومی ها معنی و مفهوم وسیع تر داشت نیست صرف همه کسان که در روم زندگی می کدن در زمان عیسای مسی رومی ها باعث پریشانی مردم آم یهود و هم رهبران خود ساخته ای اونا شده بودن رومی ها تقریبا یک قرن پیش از دوران عیسای مسی نه تنها فلسطین بلکه تمام شرق میانه را اشغال کده بودن در دهات و شهرک های خرد فلسطین اساکر رومی به تعداد زیاد به شکل فرقه ها حضور نداشتن اما در جاهای نسبتا دورتر در شمال در سوریه و ولایت یهودیه فرقه های کلان اساکر رومی مستقر بودن وقتی که اونا کوچکترین احساس خطر بغاوت و یا اختشاش می کدن و با کوچکترین صدای زنگ خطر و تقاظای کمک را می شنیدن فورا بارد عمل شده و اوجه می رسیدن کسانی که در دوران عیسای مسی زندگی می کدن اونا در زندگی خود دیده بودن که با مارش کدن فرقه های اساکر رومی در مناطقشان هزاران جوان یا غیره چطور به سلیب کشیده بودن تعداد زیاد رهبران یهودی می خواستن که از زی ستم و خطر بزرگ اساکر رومی آزاد شوند اونا می خواستن که زندگی ملی خود را به خواست خود و به آزادی بدون اعامر و خواستهای رومی ها بپیش ببرند حتی اونا به حفظ آزادی نیمبندی که رومی ها برشان وحده قدر تزمین کده بود هم خوش بودن اونا کوشش می کدن که از هر انقلاب بغاوت و کارهای دگیه که باعث خشم رومی ها می شد جلوگیری کنند رهبران یهودی خوب می فامیدن وقتی که عیسای مسی اضافه روی کنه چی واقع خواد شد شفادادن و بینا ساختن نابینایان او هم در روز ثبت اگرچه مشکل آفرین بود اما زنده ساختن شخص مرده او هم پیش روی چشم تعداد زیاد مردم که اونا با پس رفتن به ارشلیم به دوستای خود قصه می کدن کاملا چیز دگه بود و امکان داشت که جنجال کلان باوجود بیاره رهبران یهودی فکر می کدن که عیسای مسی با ای کارهای خود می خواهد با باوجود آوردن یک جنبش نبوتی و یا مسیحایی به طرف ارشلیم مارش کنه وقتی که ای کار شوه و یا حتی اگر رومی ها احساس کنن که ای کار می شه اونا فوراً بلشکرهایشان عمر می کنن که مثل گذشته وارد عمل شوه اگر ای کار صورت می گرفت کم و بیش امیدی ملی که اونا برای آزادی داشتن او هم از بین می رفت و یا ای هم امکان داشت که باعث نبوتی تمام کشورشان می شد ای قسم پیشگویی از عوضای جوی سیاسی او وقت که پیشتر ذکر شد با در نظر داشته کارهای چند پحلوی عیسای مسیح کاملاً ممکن بود اما ما و شما حالی که انجیل یوهنا را می خوانیم می فهمیم که عیسای مسیح هر کار را که انجام می داد در او کدام مقصد سیاسی وجود نداشت و نه او می خواست که کدام جنبش انقلابیی سیاسی را رحبری کنه عیسای مسیح بحیث چوبانی که حاضر بود بخاطر گسوندانش خود قربان کنه بسیار مشکل بود که از کارهای او نتیجه گرفت گفته شوه که او به گسوندان خود عمر کنه که صلاح بردارن و جنگ کنن پیروزی که عیسای مسیح می خواست به دست بیاره او توسط صلاح و اشکال انقلابی معمولی او وقت نبود بلکه می خواست با محبت فداکارانه به هداف خود برسه اما رحبران یهودی در این وقت بر مقابله کدن به هر خطری که آرامش نسبی اونار می تانست که به خطر پرده کاملا آماده باش بودن اونا در گزشته تعداد زیاد جنبش های انقلابی را تجربه کده و دیده بودن بسیاری جنبش ها هم مثل که عیسای مسیح از جلیل شروع کد اونا هم به این شکل از جلیل شروع کده بودن ای رحبران خوب می فامیدن که همه ای جنبش ها بلاخره به یک نقطه یعنی خشونت جنگ و خون ریزی به پایان می رسه با وجود که بسیاری از رحبران یهودی و بعد فریسی ها آرزو داشتن که استعمار روم که بر سرشان حکم راوی میکد از بین بروه اما با در نظر داشته شکست های قبلی نمی خواستن قرامش نسبی که وجود داشت از بین بروه ای رحبران قاست قلبی مردم خود را خوب احساس می کدن که اونا چی می خواهند وقتی که ای موضوع را که دو وقت در فلسطین و تمام منطقه وجود داشت در نظر می گیریم ما می تانیم که رحبران یهودی و فریسی ها را به خاطر داشتن ترس از جنبش های انقلابی برحق بدانیم تقریبا کمتر از چل سال بعد پس از ناکام شدن چندین جنبش انقلابی جنبش های انقلابی وسیعتر و حقیقی برزد رومی ها شلوه شد با شلوه شدن ای جنبش ها رومی ها آمده معبد و شهر ارشلیم را به دود و آتش تخریب کده مردمه به خاک و خون کشاندن شنواند های عزیز حال بیاین با هم یک سرود روحانی بشنویم بعد از شدیدن سرود به صحبت خود ادامه مدیم وستیسا چشمانم به توستیسا از تو برنگردم دنبال دعایم ایسا با خوشی پرستم تو را تو را دوست میدارم ایسا از تو برنگردم دنبال دعایم ایسا با خوشی پرستم تو را تو را دوست میدارم ایسا از تو برنگردم از تو برنگردم حضور تو را میخواهم وجود تو را دوست دارم همیشه نزدت میمانم از تو برنگردم منتظرت هستم ایسا از روحت پر نمام را تا دوباره برگردی تو در این جانست ما با وقت آمدن تو زیست کنم با قدرت تو تقدیز کن روح جانم را من را حاضر نمام چشمانم با تو است ایسا چشمانم با تو است ایسا چشمانم با تو است ایسا از تو برنگردم منتظرت هستم ایسا از روحت پر نمام را تا دوباره برگردی تو در این جانست ما با وقت آمدن تو زیست کنم با قدرت تو تقدیز کن روح جانم را من را حاضر نمام چشمانم با تو است ایسا چشمانم با تو است ایسا چشمانم با تو است ایسا از تو برنگردم از روح جانست ما منتظرت هستم ایسا چشمانم با تو است ایسا چشمانم با تو است ایسا چشمانم با تو است ایسا یه ترسی که بر تمام قوم سایه افگند بود از بین می رفت یوهنا که از پیشنهاد بدخوانه قیافا یاد کده بخاطر از که قیافا در او وقت کاهن ازم بود و نظرات او از بالا تا و پاین سیستم اداری یهود به حیث نبوت ویا مکاشفه شنیده می شود بر پیروان ایسای مسیح هم لازم بود که او را اهمیت داده او را در نظر بگیرند ایسای مسیح در حقیقت بخاطر منافع تمام قوم کشتمه شد و او بشکل کشتمه شد که برای باغیان تعین شده بود اما ای کشتشدن مثل که ایسای مسیح فرموده بود بلکه برای تمام فرزندان نیک خدا که در هر گوشه دنیا زندگی میکردن هم بود کشتشدن ایسای مسیح به دو منظور متفاوت صورت می گرفت رهبران سیاسی دینی کشتشدن را بر اساس فیصله محکمه کشتشدن قانونی می دانستند اما یوهنا کشتشدن ایسای مسیح نبوتی و بر اساس پیشقویه های انبیاه که در گزشته کده بودن می دانست یوهنا با ذکر این مطلب کوشش کده که هدف کشتشدن ایسای مسیح آهسته آهسته در مسیح حقیقی او که نجات انسان گم شده است جاری بسازه اگر بیاد شما عزیزا باشه یوهنا حتی در شروع انجیل خود در فصل اول آیت سی و شش گفت این است بر رأی خدا همچنان وقتی که ایسای مسیح در فصل دوم انجیل یوهنا در مورد خراب شدن معبت صحبت می کنه مقصدش کشتشدن و رستاخیز خودش است در این قسمت می خانیم این عبادتگاه را ویران کنید و من آن را در سه روز آباد خواهم کرد اما عبادتگاه که ایسای مسیح از آن سخن می گفت بدن خودش بود دوست های می روان بسیار جالب است که ای قسمت که بر شما خاندیم با ای قسمت که حال تویش کپ می زنیم کاملا سر می خوره ایسای مسیح ای را هم فرموده بود که به سر انسان هم مثل ماری که در زمان موسا بر شفاع مردم در بیابان بلند کده شد بلند کده می شد پس هر کس که به اون ایمان بیاره نجات پیدا کده صاحب زندگی عبادی می شد ایسای مسیح در باره ای هم صحبت کده بود که اون جان و گوشت خوده بخاطر زندگی دنیا می بخشه و هم فرموده که چوپان جان خوده بخاطر محافظت گوسفندان خربانی می کند دوستهای مهربان حال یک ایلان را می شنویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفا مارت آخری صبح تمرهی کنید موسیقی شنونده عزیز در این زمان ما می بینیم که دشمنی کدن با ایسای مسیح خصوصا در بین رهبران مذهبی در یهودیه روز بروز افسایش پیدا کده رفت در گزشته چند دفعه اونا کوشش کدن که ایسای مسیح را گرفتار کنند و بعضی وقت حتی خواستن که او را سنگسار کنند اما اکنون تمام این تصاویر در یک تصویر بزرگ با هم یک جای می شدند از یک طرف احساس خود ایسای مسیح بر نجات انسان گم شده و در طرف دیگه احساس ترس رهبران سیاسی مذهبی که در نتیجه محاسبه آوزای او وقت برشان بوجود آمده بود همه این چیزها موقع مناسب را بر کشت شدن ایسای مسیح ممکن ساخته بود پس آیا بهتر بود که این کار در وقت ایده فساق گوزفندان بخاطر جشن گرفتن آزادی که خدا وعده کده بود قربانی می شدن صورت می گرفت؟ یوهنا این را هم به تصویر می کشد که زائرین بر شرکت و تشجیل ایده فساق به طرف اورشلین روان هستند یوهنا بعض سوالات را که مردم مطرح می کنند هم به ما بیان می کند در فصل هفت انجیل یوهنا می خونیم بعد از آن ایسا در جلیل مسافرت می کرد او نمی خواست در یهودیه باشد چون یهودیان قصد داشتند او را بکشند همین که ایده یهودیان یعنی ایده سایبان ها نزدیک شد برادران ایسا به او گفتند این جا را ترک کن و به یهودیه برو تا پیروان تو کارهای را که می کنی ببینند کسی که می خواهد مشهور شود کارهای خود را پنهان انجام نمی دهد تو که این کارها را می کنی بگذار تمام دنیا تو را ببینند چون که برادرانش هم به او ایمان نداشتند ایسا به ایشان گفت هنوز وقت من نرسیده است اما برای شما هر وقت مناسب است دنیا نمی تواند از شما متنفر باشد اما از من نفرت دارد زیرا من درباره آن شهادت می دهم که کارهایش بده است شما برای این اید بروید من فیلن نمی آیم زیرا هنوز وقت من کاملا نرسیده است ایسا این را به آنها گفت و در جلیل مند بعد از آن که برادرانش برای اید به او رشلم رفتند خود ایسا نیز به آن جا رفت ولی نه آشکارا بلکه به شکر پنهانی یهودیان در ایام اید به دنبال او می گشتند و می پرسیدند او کجا است؟ درمیان مردم درباره او گفتگوی زیاد وجود دارد بحث می گفتند او آدم خوب است دیگران می گفتند نه او مردم را گمراه می ساسد اما به علت ترس از یهودیان هیچ کس درباره او به طور واضح چیز نمی گفت دوست های مهروان بعد از واقع زنده ساختن ایلازر ایسای مسیح از بین مردم دور شده به طرف تپاها در اطراف ارشالیم یعنی افراهیم رفت افراهیم امکان داره که جایی باشه که تقریباً بیس کلومتر دورتر از ارشالیم واقع شده بود در افراهیم ایسای مسیح می توانست که برای فیلن در اونجا مسئول باشه ایسای مسیح در افراهیم بود اما مردم در ارشالیم در انتظار او بودند همه سوال می کنند که او به این دفعه به ارشالیم خواهد رفت این سوالی بود که همه برای جواب او انتظار می کشیدند دوست های مهروان امیدوار هستیم که صحبت امروز وسیله برکت شما شده باشه به این امید صحبت خدا در اینجا به پایان می رسیم تا ملاقات آینده پناهیتان به خدا به بادر تو جانم شادی کنم تو رادر تنگی می خوانم هر روز سروده تازمه سرایم توی ایران امیده حیاتم با من داشت هیچی شو جان جابه دست سبز فرن با من داشت هیچی شو جان جابه دست سبز فرن موسیقی تو جا گسفندانت رامه چرانی انگه چمنه ماوان و وادی مکرابیان باشن چون مصه باشد چرقانم با من داشت با من داشت با من داشت خدا من جان رابه دست سبز فرن با من داشت با من داشت با من داشت خدا من جان رابه دست سبز فرن موسیقی نمی باید سفر از چشما و افشا رای از مستقیم و باید برای برای شان را سر اکنان هم کرده شما هز بیاید با من داشت با من داشت با من داشت خدا من جان رابه دست سبز فرن با من داشت با من داشت با من داشت خدا من جان رابه دست سبز فرن موسیقی صدایت بردوشم میره سردیستا چون خواهی مرا میاین دعای مرا در اون دوره به گرده پاها و تورا ستایم با من داشت با من داشت با من داشت خدا من جان رابه دست سبز فرن با من داشت با من داشت با من داشت خدا من جان رابه دست سبز فرن