عیسی، «نورِ جهان» نامیده می‌‌شود؛ این سخن واقعاً چه معنایی دارد؟

  ۲۱ دِسامبر ۲۰۲۵

نخستین داستانِ کتاب مقدس با تاریکی آغاز می‌‌‌شود؛ جهانی خاموش، بی‌چهره و بی‌نفس. سپس خدا سخن می‌‌‌گوید: 

«روشنایی بشود» و نور پدید می‌‌‌آید. این نور، تنها یک پدیده فیزیکی نیست؛ نشانه‌ی آغاز است، تولدِ حیات، شروعِ جهانی که می‌‌‌توان در آن نفس کشید، دوست داشت، کاشت و درو کرد. نوری که می‌‌‌گوید « هنوز امید زنده است»

در فرهنگ ما نیز نور، همیشه نشانه‌ی خیر بوده است. از چراغی که مادر در شب‌های زمستان برای فرزندش روشن می‌‌‌کند، تا آفتاب صبحگاهی که بر کوه‌های هندوکش و پامیر می‌‌‌تابد و خبر از ادامه‌ی زندگی می‌‌‌دهد. نور یعنی راه، یعنی امنیت، یعنی «گم نشده‌ای»

وقتی گفته می‌‌‌شود عیسی نور جهان است، یعنی با آمدن او، خدا دوباره می‌‌‌گوید: «روشنایی بشود»

یعنی آغازِ جهانی نو؛ جهانی که خدا قرن‌ها برای نجاتش صبر کرده و طرحش را در دل تاریخ بافته است. خدا این جهان را، آن‌گونه که زخمی و شکسته به دست انسان افتاده، رها نمی‌کند. او از درختان و رودخانه‌‌ها مراقبت می‌‌‌کند؛ از زمین‌های خشک، از حیوانات، از کوچه‌های شهر تو، از کودکانی که در گردوغبار بازی می‌‌‌کنند و از مردمی که زیر بار غم خم شده‌اند.

عیسی وقتی بر زمین راه می‌‌‌رفت، بیش از هر چیز از پادشاهی خدا سخن گفت؛از «دنیای تازه‌ی خدا»

او نیامد فقط تا از آسمان بگوید، بلکه از زمینی حرف زد که قرار است دگرگون شود؛ دنیایی که در آن غم‌دیدگان تسلی می‌‌‌یابند، عدالت جای بی‌عدالتی را می‌‌‌گیرد،صلح، جانشین جنگ می‌‌شود.

در سرزمین ما، مردمانی که طعم جنگ، تبعیض و آوارگی را چشیده‌اند، این وعده فراتر از یک اندیشهٔ مذهبی است؛ تشنگیِ جان است. در این جهانِ تاریک، دلِ بی‌قرارِ انسان به نورِ مسیح روشن است؛ نوری که هرگز خاموش نمی‌شود.

خدا را چگونه می‌‌‌توان شناخت؟ بسیاری از ما شاید تجربه‌های تلخی از دین، قدرت یا حتی از نام خدا داشته باشیم. شاید خدا برایمان چهره‌ای خشن یا دور به نظر برسد. اما کتاب مقدس می‌‌‌گوید: اگر می‌‌‌خواهی خدا را بشناسی، به عیسی نگاه کن.درباره‌ی تولد عیسی گفته شد

نوری که ارادۀ تو را به ملتهای بیگانه روشن ساخته
مایۀ سربلندی قوم تو اسرائیل گردد.»
لوقا ۲: ۳۲

و خود او گفت:

عیسی بار دیگر با فریسیان سخن گفت و فرمود: «من نور جهان هستم، کسی که از من پیروی کند، در تاریکی قدم نخواهد زد بلکه نور زندگی را خواهد داشت.»
یوحنا ۸: ۱۲

همان‌گونه که در نخستین روز آفرینش، نور زمینه‌ساز حیات شد، عیسی نیز به‌عنوان نور، زندگی را به انسان بازمی‌گرداند؛ نه فقط زندگی پس از مرگ، بلکه زندگیِ امروز

نور، همواره دلپذیر نیست؛ نورِ تمام‌عیار، پرده از همه‌ چیز برمی‌دارد.

در تابشِ بی‌امانِ روشنایی، چین‌وچروک‌ها عیان می‌‌شوند، فرسودگیِ نگاه و زخم‌هایی که ترجیح می‌‌دهیم پنهان بمانند

وقتی نور خدا بر زندگی ما می‌‌تابد، ممکن است آزاردهنده یا حتی ترسناک باشد. در این نور، چیزهایی آشکار می‌‌شود که درست نیستند

اشتباهاتی که خودما کرده‌ایم، زخم‌هایی که دیگران بر ما زده‌اند، دردهایی که سال‌ها در دل نگه داشته‌ایم

گاهی احساس می‌‌کنیم چراغ درون ما خاموش شده است؛ مثل خانه‌ای که برقش قطع شده و ساکنانش در سکوت نشسته‌اند. در چنین وضعی، این پرسش جدی می‌‌شود

آیا واقعاً نور خدا را می‌‌خواهم؟

شگفتیِ عیسی در این است که او فقط نور نبود، هم‌ سفر تاریکی‌های ما هم شد

خدا، طفل شد. در آغوش مادر خوابید، گرسنه شد، خندید، گریه کرد او می‌‌توانست هم‌صنفی فرزند تو باشد، یا همسایه‌ای که در کوچه‌ات قدم می‌‌زند. طعم محبت را چشید و تلخی ریاکاری را نیز می‌‌دانست رها شدن یعنی چه و تنهایی یعنی چه را نیز می‌دانست.

عیسی بدبین نشد. خشمگین شد، اشک ریخت، اما امید را کنار نگذاشت. از محبت بی‌کرانش، زندگی ما را با همه‌ی دردهایش بر دوش کشید تا جهان و انسان را نجات دهد و نو کند

عیسی نور جهان است؛ و از طریق او، خدا هنوز در کار نجات و تجدید این جهان است. او ما را دعوت می‌‌کند، نه به فرار از دنیا، بلکه به راه رفتن در نور.

بیائید تا از نور خداوند که راه ما را روشن می سازد پیروی کنیم.
اشعیا ۲: ۵

در کوچه‌های خاکی یا سرک‌های بیرو بار، در خانه‌های ساده یا دل‌های شکسته،

این نور هنوز می‌‌تابد و شاید کافی است یک قدم برداریم و به عیسای مسیح ایمان آوریم تا صاحب زندگی جاودان شویم.




مقاله‌های اخیرا