سامری نیکو

  ۱ ساعت

  ۸ ژانوِیه ۲۰۱۶

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

✔✔✔✔✔✔✔✔✔ برنامه راز زندگی خوش آمدید در این برنامه شما می توانید هدف زندگی را جسد و جو کنید هدف زندگی یک راز بسیار مهم در زندگی ماست شعایب و مریم مجریان برنامه همیشه آرزو دارن نظر و پرسش شما را در مورد هدف و چالش های زندگی بشنوان و مطابق کتاب مقدس پاسخ بدهن درسته خاند بینده های عزیز سلامی ما تقریم هست با هر یک شما امیدوار اصطناب که هر کدام تان جور، صحتمند و سرحال باشین و سال نو را بخوشی آغاض کرده باشین و همیشه آرزوی ما ای ای هست که ای سال یک سال خوشبختی بر همه شما خانواده های شما و همچنان بر تمام مردم افغانستان باشه ساله باشه که سلح و آرامش در کشور ما بیاید و هیچوقت دیگه کسی کسی را نکشه انتحاری دیگه نباشه ای آرزوی ما همیشه هست ولی واقعیت زندگی هم ای هست که انتحاری ها و بمگزاری ها و ای کشتن ها دوام دارد و از این که شما با ما تماس گرفتین یک جهان سپاسگذار هستیم ما همیشه انتظار تیلفون های شما هستیم که با ما زنگ بزنین و ما میخواییم که از حال احوال شما با خبر شویم و همچنان ما همیشه خوش میشیم که اگر شما کدام خواست دعا داشته باشین یا تخوازهای دعا داشته باشین با شما دعا کنیم که خداوند شما را کمک کنند دوستهای عزیز هفته گذاشته دو مسابقه ورزشی بسار جالب بود یکی بین افغانستان، تیم فوتبال افغانستان و هندستان که بخش جنوب آسیا، فوتبال جنوب آسیا قهرمانیش اینا در فاینال بودن و ما خودم ایرا از آغاز تا آخیر با خانمم یک جای ما ایرا سعی کردیم دیدیم و تماشا کردیم واقعا بسار جالب بود که چطور افغانهای ما، تیم فوتبال افغانستان اینا چطور تلاش میکردن که امو جام قهرمانی را دوباره به دست بیارن چون بار گذشته هم افغانستان قهرمان شده بود و نصف اول صفر صفر خاتمه یاد و در نصف دوم اولین گول را هم یک افغان ماشمو امیری زد به تیم هند و جالب بود که وقتی که ما دیدیم گول اول که هندستانی ها خوردن ما دیدیم که افغانهای ما یک ذره، تیم ما یک ذره مغرور شد و بعد از چند دقیقه بود که جی جی همو بسیار ورزشکار بسیار خوبه تیم هندستان او دوباره این گول را زد و بعد از او هم ما دیدیم که گول دوم را هندستانی ها زدند و اونا قهرمان جنوب آسیا شدند اما افغانستان نایب قهرمان شد و همچنان مسابقه دیگه هم جالب بود که مسابقه کرکت بود کرکت بین افغانستان و زمبابه و در این مسابقات کرکت که تقریبا پنج روز دوام کرد و بلاخره افغانستان سه در مقابل دو سه در مقابل دو تیم کرکت زمبابه را مغلوب ساخت و این هم بزرگترین موفقت بر افغانستان بود جالب است که وقت برخوشالی تیم کرکت افغانستان وقت پس آمدن دوباره به وطن برزگشتن همه مردم برخوشالی فیره هوایی و در این فیره هوایی میگن که در شانزده جدی بخاطر پیروزی تیم ملی کرکت در مقابل زمبابه یک نفر کشته شد و دو تن دیگر زخمی شد در ولایت هلمان یک نفر کشته شد و دو نفر هم در کابل زخمی شد که واقعا ببینیم حتی که انتهاری هم نباشه ولی ما حتی از خوشی هم با اسطلاح میکشیم یکی دیگر واقعا ما مدنظر داشتیم که تا چی حد خوشی و آیا فیر کردن در خوشی ما باید چی رقم و بسیار با احتیاط این کارو انجام بدیم خوب دوستهای ازیز بین بریم یک مذمور با هم ببینیم بشنیم دوباره برمی گردیم ای خداوند چی کسی میتواند به عبادتگاه تو داخل شود و کیست که برکوه مقدس تو ساکن گردند آن کسی که بی عیب بوده عدالت را به جاورده و قلبن راست گوماشد که از غیبت خودداری نمایند و همسایه خود بدی نکنند و بدگویی در مورد اقارب خیش را قبول نکند کسی که معاشرت بدکاران را خواهد ولی اشخاص خدا ترس را محترم شمارد به قول خود وفا کند اگرچه به زیانش تمام شود از سودخوری پره استمایت و از مردم رشوه نگیرند این چونین شخص تا به ابت مستحکم می باشد افتخار هر دویش باخت برد افتخار هر دویش باخت برد افتخار هر دویش باخت برد افتخار هر دویش باخت برد افتخار هر دویش باخت برد افتخار هر دویش باخت برد افتخار هر دویش باخت برد افتخار هر دویش باخت برد
شما دیدین که مقر ناتو به مرکز محالجه معتادات عبدل شد. این کار خوب است. اگر ما همه همکاری کنیم که معتادات را چطور کمک کنیم که کسایی که ایتیات دارن به دخانیات، به مواد مخدر چطور اینا را کمک کنیم که دوباره به زندگی آدی خود بردردن. این کلکش همکاری ضرورت داره و این که ما چطور کار کنیم در یک گروه، در یک جمع. و این کلام خدا هم اینجا میگه که چی میشه وقتی که ما در یک جمع استیم، در یک گروه استیم چی میگه زیرا کسی نخواهد بود که به اون کمک، اگر یک جای باشیم میتونیم که دیگر کمک کنیم اما اگر تنها باشیم به تنهایی نمیشه این کار. کلام خدا میگه اگر وای به حال کسی که تنها باشد و بیفتد زیرا کسی نخواهد بود که به کمک اون بشه تا آبد. یعنی اگر تنها باشیم کسی ما را کمک کردن نمیتونه. اما وقتی در جمع باشیم در گروه میتونیم به یکی دیگر برسیم و یکی دیگر کمک کنیم. همچنان کلام خدا در کتاب دگه حضرت سلیمان کتاب امصال ما میخوانیم که در فصل بیستو هفتم آیه عبده هم میگه فصل بیستو هفتم آیه عبده هم میگه همان توره که آهن آهن را تیز میکند دوست نیست شخصیت دوست خود را اصلاح میکند. ببینید در چی معنی است. به این معنی است که اون امتحان شما وقتی که یک کار را میخواین تیز کنند کتر آین دیگر او را تیز میکند. ایمه تو هم ما چی میکنیم؟ ما یکی دیگر را انسان هم میتوانند وقتی در تیم ها یا در گروه ها کار میکنند یکی دیگر را هم میتوانند تشویق کنند هم میتوانند اصلاح کنند بهتر بسازند. و همه تور مثلا کس رهنمای جدید یا کوچ یا رهنمای جدید تیم افغانستان شدود میتواند امروز که چی کنه تیم فوتبال افغانستان را بهتر رهنمایی کنند. و همچنان اعضای تیم یکی دیگر را میتوانند هم تشویق کنند هم اصلاح کنند. همه تور در دیگر عرصه و در خانماده ما میتوانیم با خانم خود با اولادهای خود هم یکی دیگر را تشویق کنیم هم اصلاح کنیم. هم تشویق کنیم هم اصلاح کنیم. و این تنها در چی؟ در وقتی که ما یک جای با هم کار کنیم. باوجود از این که ما گفتیم استعدادهای مختلف داریم و این جای شک نیست که ما استعداد یک نفر در یک مثلا فرض می کنیم اتا در تیم فوتبال هم یک نفر گولزن خوب است. یک نفر بسیار خوب می دوه است. یکی دیگر خوب بایک خوب است. یا دفاع خوب میکنه. یکی دیگر در مرکز خوب کار میکنه. ولی همیشه یک جای یک تیم را میسازند. همه تور ما هم در خانماده خود در قریه خود یک جای یک تیم را میسازیم. در کشور خود همچنان یک جای یک تیم را میسازیم. که چطور بتانیم یکی دیگر را تشویق کنیم و همچنان اگر اشتباهاتی از ما سر می زنه یکی دیگر را اصلاح کنیم. خب دستای عزیز بیاین بریم یک آهنگ یا صورت بسیار خوب را ببینیم بشنیم دوباره برمی گردیم. کتاب خاطر ما را بره شان میکنی تا کم عزیز من هزر از نور ایمان میکنی تا کم کتاب خاطر ما را بره شان میکنی تا کم در این خاموشی لبها نگاه هم سر بیان دارم سروری عشقی سرا چی پنهان میکنی تا کم سروری عشقی سرا چی پنهان میکنی تا کم عزیز من هزر از نور ایمان میکنی تا کم کتاب خاطر ما را بره شان میکنی تا کم عزیز من هزر از نور ایمان میکنی تا کم کتاب خاطر ما را بره شان میکنی تا کم زمین را بینگلی گوره بیدانی زان و مدنه مسته زینده را با هر زید یک سان میکنی تا کم عزیز من هزر از نور ایمان میکنی تا کم کتاب خاطر ما را بره شان میکنی تا کم عزیز من هزر از نور ایمان میکنی تا کم کتاب خاطر ما را بره شان میکنی تا کم زمین را بینگلی گوره بیدانی زان و مدنه زمین را بره شان میکنی تا کم درست های زندگی ایسای مسیح درست های زندگی ایسای مسیح درست های زندگی ایسای مسیح درست های زندگی ایسای مسیح درست های زندگی ایسای مسیح درست های زندگی ایسای مسیح
فقط یک راه برای این سفر وجود داشت آن هم از طریق بیابان این راه پر از دزد و رازن بود این مرد می دانست که سفر در این راه بسیار خطرناک است ولی بسیاری ها هم بدون کدام حطره از این راه سفر کرده بودند و این مرد هم می خواست که پیش از تاریک شدن هوا و سر منزل خود برسد بیترین کاری که باید انجام می داد این بود که دایم در حرکت باشد و هر چیز زودتر حد راه از حطر دور بسازد رازن ها تمام چیز های این مرد را به شمول لباس هایش گرفتند و این مرد مسافر بیهوش افتاده بود یکی باید به اون کمک می کرد اولین نفر که آمد یکی از ملاهای معبد ارشلین بود یقینا اگر قرار بود کسی که کمک کند همین ملا بود و آیا این مسافر زنده بود یا مرده اگر مسافر مرده بود هر نوه تماس با جسد این مسافر باعث می شد که ملا متابق مذهب حد ناپاک معصوب شود نفر بعدی که از آن جامعه گذشت یک لاوی بود لاویان هم از جمله مردان بودند که در محبت خداون را خدمت می کردند یقینا این مرد لاوی می توانست با یک انسان دیگر کمک کند ولی مسافر زحمی از جمله افراد نبود که مرد لاوی او را بشناسد مرد زحمی اتا لباس هم نداشت که نشان بدد آیا یهود است یا نه شاید هم اتا یک ایره یهودی باشه و یا هم از قوم منفور سامره اگر پیش از تاریک شدن هوا جان می داد لاش خورها و جانش می آمدند یک مسافر دیگر هم از زمین را سفر می کرد یک مرد سامری یهودیان و مردم سامره از چندین نسل با هم دشمن بودند و از یکی دیگر نفرد داشتند ولی تعجباور این بود که مرد سامری توقف کرد تا به مسافر زحمی کمک کند از شراب بر شستن و زده مکروبی کردن زحم های مسافر زحمی و از روحن زیتون بر مرهم گذاشتن به زحم های مرد مسافر زحمی استفاده کرد اتا حتر توقف دیرهای خطرناک هم ندیده گرفت او مسافر زحمی را امرای خود به یک مسافر خانه بود ادقل در اونجا امنیت بود آب و نان پیدا می شد و مدت زمان در کار بود تا که مرد مسافر سراغل بیاید و بتاند به سفر خود ادامه بتند فردای اوروز به صاحب مسافر خانه گفت از این مرد خوب نگاهداری کن ار قدری که مسرف کنی وقتی که من برگشتم برای تمامشا پرداخت می کنم به نظر شما کدام یکی از این سه نفر امسایه مرد مسافر بود؟ مرد لاوی، ملا، و یا مرد سامری؟ او اتا نتوانست کلمه سامری را بر زبان بیاورد پس گفت کسی که به مرد زخمی مهربانی کرد تو هم برو و همین کار را انجام بده معلم شریعت داد ما دیدیم که ایسای مسیح در اینجا شاید حدود سی سال باشه ولی معلم شریعت دیدیم که ادعاقل شت سال داشت و معلم شریعت می آیا از ایسای مسیح پرسان میکنه وقتی ما معلم شریعت میکنیم به این معناست که او تمام عمر خود را چی را خونده؟ تورات را خونده و عهد اتیق را خونده نوشت های پیانبر ها را خونده و می فهمه از کتاب مقدس می فهمه ولی وقتی درس های ایسای مسیح را شنیده بود این درس ها را می بینه که یک تغییر وجود داره در درس های ایسای مسیح یک چیز نوه است و اینجا می خواهی که ایسای مسیح را چی کنه؟ امتحان کنه این معلم شریعت می خواهی ایسای مسیح را امتحان کنه امتحان کنه و از ایسای مسیح پرسان می کنه از ایسای مسیح پرسان می کنه که من چطور صحب زندگی جاوید شوم؟ من چطور صحب زندگی ابدی شوم؟ یا چطور من نجات پیدا کنم؟ یا چطور بخشیده شوم؟ این همیشه سوال های مترادف است که این معلم شریعت می کنه و ایسای مسیح برش پس دوباره امو چیز را که سالها خونده این معلم شریعت می گه در تورات چی گفته شده؟ و معلم شریعت از تورات بسیار زیاد می فهمه و بر ایسای مسیح می گه که در تورات گفته شده که خدای خدا با تمام جان و قلب و روحت بپرست و امسایه خود را مانند خود دوست داشته باشه در اینجا ایسای مسیح می گه برو این کار را بکنه و باز دوباره سوال دیگه می کنه معلم شریعت می گه امسایه ما کی است؟ امسایه ما کی است؟ و اینجا ایسای مسیح قصه یا حکایت را می کنه از سامری نیکو جالب در این است که سامری ها و یهودی ها اینا با هم دوست نبودن، اینا با هم دشمن بودن اینا یکی دیگر بد می بیدن و وقتی ما می بینیم کسی که در کلیب دیدیم وقتی کسی که زخمی می شد و میفته شاید این یهود بوده در کتاب مقدس چیز گفته نشده ولی کسی بوده که این سامری نیکو نمشناخته به گمان اغلب که شاید یهود بوده باشه ولی ملای خود یهودی، ملای یهودی ها می آیا و از این میگذره چرا؟ بخاطر از این که اون ملا فکر می کنه اگر به این حساب فکر می کنه که شاید این چطل باشه یا کسیف باشه یا کدوم چیز باشه اگر به این دست بزنه شاید این هم نپاک شوه از بغل این ملا تیر می شه ملا از بغل این زخمی تیر می شه و همچنان به حساب ما بگویم یا همکار ملا هم می آیا و او هم به این فکر تیر می شه ولی این سامری نیکو که خودش یک تعجر است یعنی یک تعجر است که همیشه از این جای تیر می شه و تجارت داره این تیر می شه و وقت متوجه از این می شه پشت از این نمی گرده که یهود از یا سامری یهود از یا سامری ولی می آیا از چارپای خود تاین می شه می آیا این را می بینیم ما دینه ما شما که چی می کنه این را تداوی می کنه برش او می ته و همچنان این را در سر در جای خود می گذاره که در این مورد بیشتر صحبت می کنیم یعنی چیه است که دو سوال اساسی در اینجا در این درس دو سوال اساسی را معلم شریعت از ایسای مسی می کنه و ایسای مسی در هر دو جوابش شکل می ته که با سوال دوباره این معلم شریعت را می فهمانه چی؟ اول گفتیم معلم شریعت پرسان می کنه که چطور صاحب زندگی جاوید شوه ایسای مسی می گه در تورات چی نوشته شده او از تورات یاد می کنه و ایسای مسی می گه برو این کار را بکنه برو این کار را بکنه و دوم ایسای مسی در مورد همسایه که همسایه چیگونه دلسوز باشه یعنی چه مناسد؟ که چوکات یا زمینه از این مطن کتاب مقدس برماه این درست را میته درست بزرگی که ایسای مسی میته اینسته این است که ما با اعمال خود نمی تانیم صاحب زندگی جاوید شده ما با اعمال خود صاحب زندگی جاوید شده نمیتانیم بلکه با فیض خدا است که ما میتانیم صاحب زندگی جاوید شدیم و همچنان همسایه ما کی است؟ همسایه ما این کسی است که با ما ضرورت داره یا بهتر بگویم سوال ایسای مسی این است که شما همسایه کی است؟ یعنی چطور مانند این سامری ما بتانیم با یک کسی که با ما ضرورت داره اون را کمک کنیم این موضوع اصاسی دو بخش مهم در این قصه سامری نیکو است که بسیار مهم است در زندگی ما هم و در این مورد بیشتر ما شما صحبت میکنیم و میخوایم که آلی بریم و یک شعر را با هم یک جای ببینیم دوباره برمیگردیم ممنون
پرزند ویرانه را رها کن تا گیر امد در آغوش برگرد بیا به خانه گرشاخه درخت افتاده در بیا بان عشق برو بی افشان شاید زند جوانه چون بر دعان شینی بر دشمنت دعا کن چون بر دعان شینی بر دشمنت دعا کن بیگانه را نشانی تا دربر یکانه در باغ آرزوها همواره گل به کاره نشنیده عمز بلبل بهتر از این ترانه چنگور چغانه باید ان در میانه آید تا در میانه جنگ از نگ از در میانه من خود خراب کردم کار زمانه امرا تا چند من بنالم از دست این زمانه با هر بحانه که دامن کشید آن یار تا دامنش بگیری داری تو هم بحانه خود دیو کینه ها را از سینه ات برون کن خود دیو کینه ها را از سینه ات برون کن خود دیو کینه ها را از سینه ات برون کن زیرا فرشته ها را آنجاست آشیانه خواهی اگر نشانه از او که به نشانه خواهی اگر نشانه از او که به نشانه در خیمه محبت او را بود نشانه بینندگان عزیز این برنامه به صورت زنده در آل پخش است شما میتوانید به ما زنگ بزنید سوالات پیشنادات و نظریات خود را با ما درمیان بگذارید بینده های عزیز بین یک چند لحظه در مورد امی درس را که ایسای مسیداد در مورد سامری نیکو صحبت کنید مطابق کتاب مقدس در درس که ایسای مسیداد دو بخش داشت که دو سوال معلم شریعت از ایسای مسیداد کرد سوال اولی شی بود که چگونه صاحب زندگی جاوید زندگی ابدی یا چگونه نجات بیافعه و سوال دومش همین که همسایش کی است بیند سوال اولش مطابق کتاب مقدس بخانیم در انجیل به گزارش لقا در فصل ده هم آیه 25 تا 28 ما میخانیم نوشته شده روز یکی از معلمین شریعت آمد و از راه امتان از او پرسید یعنی از ایسای مسید پرسید ای استاد چی باید بکنم تا وارث زندگی ابدی شام ایسا به او فرمود در تورات چی نوشته شده آن را چطور تفسیر میکنیم او جواب داد با تمام دل و تمام جان و تمام قدرت و تمام فکر خود خداوند خدای خود را دوست بدار و همسایت را مانند خودت محبت نما ایسا فرمود درست جواب دادی این کار را بکن که زندگی خواهی داشت بیاین ببینیم دوستا که از کجای تورات ای معلم یاد کرد و ایسای مسید هم از کجای تورات یاد کرد در تسنیه که یک از کتاب های تورات است در تسنیه فصل ششم آیه چار تا و پنج میخانیم نوشته شده ای اسرائیل بشنو خداوند خدای ما خداوند یک تا و یگانه است خداوند خدای خود را با تمامی دل و تمامی جان و تمامی قوت خود دوست بدار این سخنان را که امروز به تو ابلاغ میکنم در دل خود نگه دار ببینید دوستا این حکم خدا از آغاز بوده که ما خدا را با تمام دل با تمام جان و با تمام روح خود دوست داشته باشیم و محبت کنیم این را معلم شریعت بسیار خوب میفهمید همچنان در تورات در یکی از کتاب لاویان فصل 19 هم آیه 18 ما میخانیم که نوشته شده از کسی انتخام نگیرید و از او نفرت نکنید بلکه او را مثل جان خود دوست بدارید زیرا من خداوند هستم این هم در تورات نوشته شده و امی معلم شریعت از تورات یاد میکنه و اینجا عیسای مسیح پس هم دوباره بر از این از تورات جواب میده از تورات جواب میده از کجای تورات؟ از همی لاویان فصل 18 هم آیه 4 و 5 ما بر شما میخانم نوشته شده احکام خداوند میگه احکام مرا بجا آورید و از فراعیز من اطاعت کنید زیرا من خداوند خدای شما هستم پس از احکامی که با شما میده هم و از قوانینی که برای تان وضع میکنم پیروی نمایت تا زندگی خود را حفظ کنید ایسای مسیح هم پس دوباره به معلم شریعت از همی تورات از شریعت پس دوباره برش میگه که این کار را بکنید تا زندگی میخونید اما مشکل در کجا است؟ مشکل در این است که معلم شریعت هم میفهمه که او نمیتانه همیشه این کار را کنه امسایه خود دوست داشته باشه و همیشه نمیتانه انسان همیشه گناهکار است و از جلال خدا دور است ما از خدا بخاطر گناه دور استیم این مشکل معلم شریعت بود او فکر میکرد که با کارهایی که میکنه با فهمی که داره درکه که از کتاب مقدس داره معلم شریعت فکر میکرد که همه چیزی میفهمه همه راه را معلم شریعت میخواهی که ایسای مسیر امتان کنه اما ایسای مسیر چی میکنه او را متوجه خودش میسازه یعنی به گفته دیگه ایسای مسیر برای از اون میکنه با وجود ازی که تو معلم شریعت استی و یه قدر میفهمی از کتاب مقدس از تورات ولی چیزی کم داره ویه است که تو با کارهایت با عمالت نمیتونی زندگی جاویت پیدا کنی با فیض خداست که همگی میتونه زندگی جاویت پیدا کنه و قسمت دوم هم که اینجا ما در مورد از او صحبت کردیم در مورد ازی است که سوال کرد که همسایی ما کی است همسایی ما کی است که باز من این را از امی لقا فصل ده هم ای آز آیه 29 میخوانم نوشته شده اما او برای این که نشان دهد آدم بی غرضی است به ایسا گفته همسایی من کی است ایسا چونین جواب داد مردی که از او رشلین به اریها میرفت به دست راهزنان افتاد راهزنان او را برهنه نمودن و لطقوب کردن و به حال نیم مرده انداختند و رفتند اتفاقا کاهن از همان راه میگذشت اما وقت او را دید از طرف دیگر جاده رفت همچنین یک لاوی یا خادم کاهن به آن محل رسید و وقت او را دید از طرف دیگر عبور کرد پس از آن یک مسافر از قوم سامری به او رسید وقت او را دید دلش به حال او سخت نزد او رفت زخمهایش را با شراب شست و برانها روغن مالی دوبست و بعد او را برداشته سواره چارپای خود کرد و با کاروانسرهای برد و در آنجا از او پرستاری کرد روز بعد دو سک نقره در آورد و به صاحب کاروانسرها داد و گفت از او پرستاری کن و اگر بیشتر از این خرچ کردی وقتی برگردن به تو میدهم بقیده ای تو کدام یک از این سه نفر امسای آن مرده که به دست دزدان افتاد به حساب میاید جواب داد یعنی امی معلم شریعت جواب داد آن کسی که به او دلسوزی کرد ایسا فرمود برو مثل او رفتار کن ببینین دوستای عزیز مهمترین درسه که ایسای مسیم میتد در اینجا در این بخش ای است که دلسوز باشم ما و به معلم شریعت ببینین معلم شریعت بسیار میدان است امروز هم شاید بسیاری از ما فکر کنه که ما از شریعت و از مذحب بسیار میفهمیم اما مهمترین چیزی رو که ایسای مسیم درس را که به معلم شریعت و با ما میتد و به هر یک مابینده های ما میتد ای است که چی است؟ که دلسوز باشم ایسای مسیم میگن برو و مانند امو سامری نکو امروز من را میگه دلسوز باشم امروز شما را میگه امروز رهبرای مذحبی ما را میگه رهبرای دولت ما را ایسای مسیم چی میگه؟ میگه برو و دلسوز باشم خوب دوستهای عزیز بیاین باریم یک هنگ سرود را با هم بشنویم و دوباره بر میگردیم موسیقی کنید
پایزو کو در اتاق فرمان گستارو برا فروزی بود را سپس گوین شوگ گوین کو دوان را هم گوین بسیارا گستارو برا فروزی بود را سپس گوین شوگ گوین کو دوان را هم گوین بسیارا بیایی در براداران خوشی گونیم از خوهران مجده را بر جهان گویم مجده از ذات یکتاران گستارو برا فروزی بود را سپس گوین شوگ گوین کو دوان را هم گوین بسیارا گستارو برا فروزی بود را سپس گوین شوگ گوین کو دوان را هم گوین بسیارا دلسوزی چی است؟ دلسوزی چی است؟ دلسوزی چی است؟ دلسوزی در فکر و قلب نیست دلسوزی در فکر و قلب خوب است ای آغاز دلسوزی است دلسوزی دلیلی امال انسان هاست کار دلسوزانه باشن در برور خود ما بهتر مالم شریعت فکر می کنید که همه چیزم هستیم ولی یک آدم دلسوز نبود امروزم همه چیزم هستیم ولی دلسوز نباشیم نبندرد جامعه خود نیست این درس به ما چی را یاد می تایی؟ محبت به خدا و تمام فکر و دوست داشتن خدا موازی است موازی پیش می را با دلسوز بودن مهم در چی است دوستهای عزیز؟ این بسیار نقطه اساسی درس است که همه ما باید بگیریم سلام دوست عزیز شما سرخت هستین؟ سلام خسته نباشیم سلام خوب هستیم؟ فضل خدا شما چی حال دارین؟ بفرماییم خوب هستیم شما؟ فضل خدا شما چی حال دارین؟ بفرماییم مترکرم من برنامه شما رو میگم اول دارم نگاه می کنم و گفتم به همکارتون صحبت کردم اول من مسلمم هنوز وزیف نیدونم به این مسئلیت ایمان دارم بهشون عاشق حضرت مسیحم خیلی وجودش رو قشنگ حفظ می کنم پی زندگی وقتی مشکلی دارم ناراهتی دارم قشنگ احساسش می کنم که کنارمه درکش می کنم حس می کنم که واقعا همراه همه کمک هم می کنه نمی دونم حالا فکر می کنم همین کافی باشه به این که واقعا کرد حسش می کنم عاشقشم دوست دارم ولی اینه که می خواستم که دعا کنین برا بچه هم برا زندگیم برا برکت زندگیم هرچند هرچی از اشخاصم همیشه به هم داده و به خاطر همین عاشقانه دوست دارم ولی نمی دونم ایمان چیه سکنم ایمان همینه که احساسش می کنم حسشو حس می کنم حتی حس می کنم وقتی تنهام سرم رو رو شناخت می دارم و عاشق می بیزن حس می کنم که تنهاییمو حس می کنه حس می کنم به دادم می بسه نمی دونم واقعا ایمان آوردم به که شکلیه خوهری عزیز در کتاب مقدس نشته شده که هرکس با قلب خود به ایسای مسیح ایمان بیاره مهنیس نجات دهنده خود که او به خاطر گناهای ما در صلیب کشته شد و در روز صبوه هم زنده شد و در زبان خود او را اقرار کنه او پیروی ایسای مسیحی گفته می شه آیا شما ای کار کردین؟ دو دلی تو وجود هم هست چون به هر حال ما با این چیزا بزرگ شدیم با این سلاندین و این جروب شبهشت و جهنم ولی اینی که دسته قلبم دوستش دارم و بهش ایمان دارم آره آره هستم توی چیز تمام قلبتان و جانتان و روحتان شما ایسای مسیح را دوست دارین امتحان که شما گفتین آشقش هستین و آشق یعنی به این معنا که شما دوست دارین او را منحیث نجات دهنده تان منحیث سرورتان میشه شما ما با هم یک جای دعا کنیم امی دعا را که ما با حساب دعای طوبه یا دعای ایمان به ایسای مسیح میگیم اگر خواهش داشته باشین من این حسوس دارم نسبت به ایش ولی نسبت به دین خودمم نسبت به بزرگای دین خودمم باست نمیتونم آنها را از دلم بیرون کنم آنها را میخوام آنها را دوست دارم همچنین خواهش دارم بله خواهر عزیز شما آیا کتاب مقدس خاندین انجیل را یا در دسترس دارین؟ نه نه خب ما واقعا خواهر عزیز میخوایم که شما را تشویق کنیم که انجیل را بخوانید در ویب ساید ما هم است و همچنین در ویب ساید های دیگر یا باید شکل انجیل را بخوانید و مهمترین چیزه که ایسای مسیح همطور که گفتیم که خودش درس دلسوزی را داد و درس امی مهربانی را داد و درس محبت خدا را با ما داد و جان خدا بخاطر ما داد ایمان ما با ایسای مسیح ایست که ما با ایمان داریم که ایسای مسیح آمد در این دنیا و بخاطر گناه های ما جان خود را داد و ای بسیار مهم است و او را ما منحس نجات دهنده خود قبول داریم بله میشنم این شما؟ آره داریم
بله، بله، میشم، بله خوب خوهری عزیز، ما با شما بعد از برنامه درتماس میشیم و بیشتر صحبت میکنیم که شما چگونه انجیل ایسای مسیر بخوانید و همچنان چگونه بتانید شما در ایمان تان تقویت شوید دامده خدا درست هست؟ ممنون، ممنون دو هم بر شما میکنیم خوهری عزیز و بر خانواده تان مستاکرم، مستاکرم خداحافظ شما درست هستم خداحافظ خداحافظ واقعا دوست های عزیز تشکر میکنیم از این خوهر خود و دعای ما همی است که خداوند خودش کمک کنه خوهر ما را و همچنان خانواده شانا و مشکلاتی که دارن هر مشکلاتی که دارن دعای ما همی است برنامه ایسای مسیر که برانا رحم کنه و اینا را کمک کنند در مشکلاتشان همچنان خوهر ما را کمک کند که در ایمان خود به ایسای مسیر اینا تقویت شان و انجیل را بخوانند انجیل ایسای مسیر را که خبر خوش ایسای مسیر هست بخوانند دوست های عزیز در ما درست خود دوام میتیم و در اینجا گفتیم که ایسای مسیر در درس سامری نیکود دو نقطه مهم را بر ما گفتیم یکیش ای بود که زندگی جاوید را ما از طریق کارهای خود نمیتانیم به دست بیاریم این بخشیش خدا است که ما میتانیم از طریق ایمان به ایسای مسیر زندگی جاوید را به دست بیاریم و دوام هم که ما دلسوز باید باشیم کسی که زندگی جاوید داره دلسوز است کسی که دلسوز نیست او نمیتانه به ایسای مسیر ایمان داشته باشه بخاطر از اینکه ایسای مسیر این دلسوزی خدا را بر ما آورد و ما را در حقیقت گفت که ما هم باید دلسوز باشیم مهربان باشیم در عمل در زبان در قلب همچنان در عمل خب دوستای عزیز بیاین باریم با هم یک سرود را ببینیم بشنیم دوباره برمی گردیم خدا پرشان نشوند و خدا همیشه دوست دوست دوست دوست دوست دوست دوست ایسا سرورسو بیا بخار خواهیمان ایسا شای شهان خواهی بادرین دنیا دنیا مشکلات بسیار دارن اما دلابر باشن ایسا پیروش شدن ایسا خوک من را هم راستی و زندگی جز با وسیله من کس بپرن نرسن ایسا سرورسو بیا بخار خواهیمان ایسا شای شهان خواهی بادرین دنیا دلابر باشن ایسا خوک من را راستی و زندگی جز با وسیله من کس بپرن نرسن ایسا سرورسو بیا بخار خواهیمان ایسا شای شهان خواهی بادرین دنیا ایسا سرورسو بیا بخار خواهیمان ایسا شای شهان خواهی بادرین دنیا دلابر باشن ایسا خوک من را راستی و زندگی جز با وسیله من کس بپرن نرسن ایسا شای شهان خوک من را راستی و زندگی جز با وسیله من کس بپرن نرسن ایسا شای شهان خوک من را راستی و زندگی جز با وسیله من کس بپرن نرسن ایسا شای شهان خوک من را راستی و زندگی جز بپرن نرسن ایسا شای شهان خوک من را راستی و زندگی جز بپرن نرسن ایسا شای شهان خوک من را راستی و زندگی جز بپرن نرسن ایسا شای شهان خوک من را راستی و زندگی جز بپرن نرسن ایسا شای شهان خوک من را راستی و زندگی جز بپرن نرسن ایسا شای شهان خوک من را راستی و زندگی جز بپرن نرسن ایسا شای شهان خوک من را راستی و زندگی جز بپرن نرسن