رفقای دانیال نبی

  ۱۲ دقیقه

  ۱۰ نُوامبر ۲۰۱۳

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

این راژیو صدای زندگی است مجدگ نجات از صدای زندگی می شنوید شنوندگان ارژ من سلام خواهی من و همکرانم را بپذیرید دوستان عزیز توره که بخاطر دارید در برنامه قبلی داستان زندگی و عمال دانیال نبی را شنیدیم در اون برنامه گفتیم که چگونه دانیال نبی برفقایش به اثارت به بابول برده شدن و چگونه خواهی نبوکت نصر و تبیر آن را برای او آشکار کرد امچنان در این برنامه قبلی متوجی شده ایم که دانیال نبی نتنها به خداوند قادر مطلق اعتماد داشت بلکه او کسی بود که هیچگونه عرص به دست آوردن جا و مقام و مادیات را نداشت از این رو دانیال و رفقایش هنانیا، میشایل و ازریا به خدا می اندی شیدن و به مادیات دنیاوی توجیه نداشتن و همه قصه را که این هر تقریم شما می نمائیم بشتر مربوط به رفقای دانیال نبی، هنانیا، میشایل و ازریا می باشد دوست ها عزیز، مدت بود که نبوکت نصر بادشای بابول فرمان داده بود تا مجسمی اصطلاح بذارن که 27 متر طول و در حدود 3 متر عرض داشته باشن وقت کار ساختمان این مجسمه تمام شد دستور داد که در یکی از دشتهای اطراف شهر بابول این مجسمه را قرار بدن بعد از اون نبوکت نصر فرمان دیگه سادر کد که همه شهزادگان، والیها، فرماندهان، مشاوران و خلاصه تمام بزرگای هر ولایت تحت قلم را و او بر تقدیس مجسمه جمع شدن وقت همه در دشت دور مجسمه تلایی جمع شدن، او وقت جارچه فرمان دیگه را با تدایی بلند ایلام کد ای مردم، شما از هر قبیله و هر ملت زبان به این فرمان بادشا گوش کنید وقت صدای طوله و سرنه و چنگ و سنطور و هر زم آلات موسیقی را بشتوید باید در مقابل مجسمه تلایی که به فرمان نبوکت ندرپادشا در اینجا نست گردید به خاک بیختید و آن را سجده و پرستش کنید و هر کس که سجده و پرستش نکند، فاورا در گوره آتش انداخته خواد شود مردم از ترس جان در برابر این مجسمه تلایی تعظیم میکدن و او را پرستش میکدن اما رفقای دانیال نبی، هنالیا، میشایل و ازریا که در حکومت بابل به مقامات بلند دولایت بابل مصرف خدمت بودن از پرستش بطا اشتناب کدن و به اون مجسمه تعظیم هم نکدن بعض از بابلیاهای استفاده جو که به رفقای دانیال حست میوردیدن از این فرصت استفاده کده و از روی بغز کینه هر طوری بود خود پیش پاتشا رسانیدن و به نبوکت نسر گفتند پاتشا در آزمان زندگی پاتشا پرستی رودی و شادمانی باد عرضتان را بگویید علیه از رتا شما فرمان دادید که همین که سازها به صدا درمی آین همه مردم در مقابله مجسمه اطلاعی به خواب بیفتند و آن را سجده و پرستش کنند در فرمان شما است که هر کسی که چونی نکند در گوره آتش انداخته میشود علیه از رتا چند نفر یهودی هستند که شما ایشان را در مقامات احلال حکومت بابل منصوب کردین آنان فرمان شما را اطاعت نکرده و خدایین شما را هم عبادت نمی کند و در برابر مجسم اطلاعی به خاک نمی افتند آیا با آنچه که می گویید باور دارید؟ آلی جدا ما به چشمان خود دیدهیم آنان نتنها خدایان ما را عبادت نمی کند بلکه در برابر مجسم اطلاعی هم زنون نمی زنند این ها کی هستند که فرمان ما را اطاعت نمی کند؟ نام هایشان چیست؟ علیه از رتا نام های ابرانیشان هنانیا، میشایر و ازریاز و از معطل چی هستید؟ همه ایشان را همین حالا در حضور ما بیاورین آلی جدا، نافرمان هایی را که احضار نموده بودید همه ایشان حاضرند اجازه میدهید تا آنها را در حضور شما بیاوریم؟ همه آنها را فورا در حضور ما حاضر کنید اوه، پس این متمردین شما هسته هنانیا، میشایر و ازریاز هیچ باورم نمیشد شما که از جانب ما مقامات عالی در حکومت دارید پس جواب بتید و بجز حقیقت دروغ نگوید آلی جناب، ما هیچگاه دروغ نخواهیم گفتیم آیا درست است که شما خدایان ما را عبادت نمیکنید؟ آیا درست است که وقت شما صدای موسیقی را میشنوید در برابر مجسمه اطلاعی به خاک نمیافتید؟ آیا شما نمیدونید که جزای بیطاعتی از فرمان ما سوختن در کوری آتش است؟ اعلا حضرت ها، ما از فرمان شما متلعه هستیم پس با این هم در برابر مجسمه تعظیم نمیکنید؟ کدام خدای است که بتواند شما را از دست مند و از کوری آتش نجات بدهد؟ آلی جناب، ما از خود دفع نمیکنیم ما میخواهیم جنابشان بدانن خدایی را که ما پرستش میکنیم قادر است ما را از کوری آتش شما و از دست شما نجات بدهد و نجات هم خواهد داد هیلانیا، بسیار باجر است سخن میگویی برخود چرا میبالیی؟ آیا تا کنون دیده و یا شنیده اید که کسی از کوری آتش نجات یافته باشد؟ آیا تا کنون شنیده اید که کسی اتوانسته باشد خودش را از دست ما نجات بدهد؟ ولی ما باور داریم که خدای ما قادر است ما را در هر حال و در هر زمان نجات بدهد و اگر ندهد چی؟ حتی اگر او ما را از کوری آتش شما نجات ندهد باید به عرض جنابشان برسانیم که ما حاضر نیستیم خدایان شما را پرستش کنیم و هم در برابر مجسمه تلائی شما تعظیم نخواهیم کرد این حرف آخر حرسه شماست؟ همین طور است آل جناب پس فرمان ما را هم شما بشنوید آتش کوری را هفت مراتب بیشتر از حد معمول تیز کنید و آن وقت این سه نفر را که با نامهای ابراهیشان هنانیام شايل و ازریاز محکم ببندید و در میان شولاهای آتش بیاندازید این فرمان را همین امروز انجام بدهید موسیقی دوست ها عزیز بعد از آن که به اساس فرمان نبوکت نصر پاتش های بابول آتش کورا را هفت مرتب بزیاد کدن هنانیام شایل و ازریاز را محکم بستند و در میان شولاهای آتش انداختند شولاهای آتش و عرارت به حد در کورا زیاد شده بود که تا در قدمی کسی به کورا نزدیک شده نمیتونست از امیرو آن سروازان که اون سیطنه به میان آتش انداختند از شدت عرارت سختند و مردند نبوکت نصر که با بزرگای دربار مقامات آدیه هی حکومت و ایده بسیاری دیگه از دور شاهد ماجرا بودند تصور میکدند که فقط در چند لحظه محدود از آن سیطن چیز جز ایک مشخاک سر باقی نخواد ماند نبوکت نصر اندکه به کورا نزدیک شد تا از خاکستر شدن اونا مطمئن شده ولی خلاف انتظار متوجی شد که آنان در میان آتش زنده هستند پیش خود فکر کرد که شاید آنان را محکم بسته نکدند ولی به هر حال تا از این دیگه خاکستر خواد شدند نبوکت نصر با امی فکر اندک دیگر هم به کورای سوزان نزدیک شد و با دقیقه بیشتر به کورا نظرت داخل در حال که صورتش از شدت عرارت می سوه با تعجب فراوان متوجی شد که آن سیتن در میان شلاح آتش در داخل کورا هنوز زنده هست وقتی با دقیقه بیشتر نظر انداختید که در میان شلاح آتش آنان سیتن نیستند چار نفر هست بسیار متعجب شد او خودش با چشمان خود دیده بود که در حضور او او سی نفر را در داخل کورا انداخته بودند ولی حال او چار نفر را در داخل کورا می دید که هیچ آسیب با اونا نرسیده ور چار نفر در داخل کورا در میان شلاح آتش قدم می زند وقتی یک قدم دیگه با کورای سوزان نزدیک شد و خوب با دقیقت با داخل کورا نگاه کد دید که نفر چارمی صورتش مثل فرشتگان می درخشد بعد از اون بکت نصر اندکی دیگه با کورا نزدیک شد و در حال که صورتش از شدت عرارت می سوه ترسان و لرزان با صدای بلند فریازد که ای بندگان خدا از کورا بیرون بیاین آنگا هنانیا میشایل وزریا در حال که تمامی مقامات سلطنتی و حکومت بابول دور کورا جمع شده بودن از میان شلاح آتش بیرون آمدند و همه دیدن که کمترین آسیب با اونا نرسیده حتی موی سرشان نسخته حتی بوی آتش و سختگی از اونا نمیاد در این وقت نفر کد نصر در حضور همه خطاب هنانیا میشایل وزریا گفت سپاس بر خدای شما شما به خدایتان توکل نمودید و از فرمان من سرپیچی کردید او شما را از شلاح های آتش نجات داد تا در مقابل خدای دیگری سجده نکنید حالا این فرمان من هست اگر از هر قوم و هر ملد و به هر زبان کسی سخن برزد خدای این سی مرد برزبان بیاورد او را تکت تک کنند و خانه اشانیز به ویران تبدیل نمایند زیرا هیچ خدای دیگری نیست که بتواند این تهار نجات بدهد دوستا عزیز دوستا عزیز اما در که نبوکت نسر اخیار میکد واقعا ایچ خدای دیگری وجود ندارد که ایتر نجات بدهد نجات دهنده ایسای مسیه هست نجات دهنده همه کسانه که مثل هنانیا، میشایل و ازریا به خدا ایمان دارند و به او توکل میکنند و در پای جا، مقام و امادیات نیستند ایسای مسیه امو کس است که متاوق نقشه خدا در حدود دو هزار سال پشت در بیت الله هم ظهور کرد و به خاطر نجات ما جانشا فدا کرد پس بیاین حق جویان گرامی او رو بشناسیم و برشناخت او و کسب اطلاع در باره او بهترین منبع غیر از کتاب مقدس منبعی دیگری وجود ندارد پس بیاین کتاب مقدس رو بخانیم تا ناجی عالم بشریت رو بشناسیم زیرا او یکانه راه بررسیدن به خدای متعال هست با چونین آرزوی این برنامه را به پیان میرسنیم دیگه و عمال دانیال نبی را میشنبیم