۱ ساعت
۲۱ نُوامبر ۲۰۲۳
در دوران کودکی مان چشم پتکان بازی میکردیم، یک دقیقه چشمانمان را میبستیم و بعد باز میکردیم و سعی میکردیم دوستانمان را پیدا کنیم. به همین ترتیب در زندگی روحانی خود، اگر چشمان خود را باز کنیم و خدا را جستجو کنیم، میتوانیم او را از طریق کلام او، از طریق سایر مسیحیان، پیدا کنیم. ما باید یک چیز را به خاطر بسپاریم که هیچ چیز نمی تواند ما را از محبت خدا به واسطه عیسی مسیح جدا کند.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
به برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. به نام خداوان که پادشاه آسمانی است به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین، امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشین. از ای که در هفته گزشته با ما تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار استیم. ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم از حال و احوال تان چی حال دارین، زندگی تان چگونه میکزره. همچنان اگر سوال داشته باشین، نظره، انتقاده، پیشناده شما میتونین با ما درمیان بگذارین و ما متابق کتاب مقدس با شما کوشش میکنیم جواب بدیم. ما هم در اینجا جواب همه سوالا را نداریم. ولی تا جایی که میدانیم یا اگر نداشته باشیم از دگرها پرسان میکنیم. ولی متابق کتاب مقدس با شما جواب میدیم. همچنان اگر شما خواهش دعا داشته باشین، میتونین با ما تلفون کنین، پیام بگذارین. ما به نام ایسای مسیح دعا میکنیم که خداوند شما را کمک کنم. دوستای عزیز، ما در هی افته میخواستم که تکتاک شبه که بروم و داشته باشم و یک ذره وقت بیشتر در صفحات اجتماعی ما مصرف کردم. خانمم هم نبود، دیدن اولادا رفته بود یک شهر دیگه که تا ببینم چی میگذره بین افغانها. واقعا ما خودم هم دیدم که بسیار بزودی هر کسی که باشه، صرف نظر از این که شما مسیحی نیستین بسیار بزودی میتونه آدم به صفحای اجتماعی معتاد شوه. به صفحای اجتماعی معتاد شوه و بدون از این که شما اتا فکر کنین ساعت ها میتونه بگذره. بدون از این که شما فکر کنین، من نمیگم صفحات اجتماعی کار بده است ولی باید بسیار احتیاط کنیم و معتاد بودن به فضای مجازی یا صفحای اجتماعی یک مشکل بسیار مهم است بخصوص در کشور های غربی بر اساس نظرسانجی هایی که شده بین 5 تا 10 فیصد امریکایی ها معتاد به صفحای اجتماعی استند با وجود از این که اینا مثلا 40 ساعت افته کار میکنند شما فکر کنین جوانای افغان ها که داخل افغانستان استند اینا چقدر معتاد به صفحای اجتماعی استند چون بخصوص خانم ها و بانو ها کار ندارند یا جوانای در خانه نشستند یا ساعت ها را بابر کنین که حتی ساعت دو بجه شو، سی بجه شو بعض تکتاکر ها هست که اینا شش، هفت ساعت به طور متواتر اینا در آنلاین استند یعنی این یک احتیاط بسیار بده است بسیار بده است در زندگی ما که در این احتیاط مانند احتیاط به چرس یا به سگرید یا شراب یا قمار است کدام فرق نداره خب از لحاظ جسمی آدم خراب میسازد ولی این از لحاظ روحی و روانی و اخلاقی و این بسیار مهم است و یکی از پوست هم که من اینجا رو کاپی کردیم حتی میگه بعد از مرک هم، یک کسی اینجا تنز نفشت کرده حتی بعد از مرک هم میگه صفحات اجتماعی به دنبال شما میاد من این رو بر شما میگم میگه کسی مرده بود و کسی دیگه برش نفشت کرده بود خدا بیا مرسد همیشه آنلاین بود در طول عمرش هرگز کسی را بلاک نکرد هرگز کسی را با هیچ کامنت نرنجاند در لایک کردن هیچ کوتاهی نمیکرد آخر عمرش خدا بیا مرسد خیلی نگران فلتر شدن انستاگرام بود مرحوم روی موبایلش ده نو وی پین نسب کرده بود در حال جان را به جان آفرین سپورت که واتسپش همچنان باز بود در حال که داشت لایک میکرد سکته کرد مرحوم ده هزار فالوور داشت کسی نیست که مرحوم در خواست دوستیش را رد کرده باشد مرحوم وقتش این تلگرام را فلتر کردن چند ماه دپریس بود یعنی چی از که وقت ما بسیار در صفحه های اجتماعی هستیم دگرها هم ایتو نیست که از دگرها زیاد شدن دگرها هم یاد ما با اونا میمانند که چی وقت قدر وقت زمان را ما از خانواده خود از خانوم خود از بچه های خود از کار خود از خدمت خود می گیریم و در صفحه های اجتماعی او را مصرف میکنیم و متعصفانه که همی اکنون صفحه های اجتماعی بخصوص تکتاک که در بین افغانها بسیار مشهور است یا تکتارکرها دارد باور کنین که اکثریت از اینا اکثریت موضوعات که اینا صحبت میکنند موضوعات بسیار مزر و خطرناک است بر زندگی انسان یا موضوعات در مورد روابط جنسی است در مورد سیکس است در مورد همه چیزهای قیمار زدن است و الفاظ به دشنام همیش از ای پر است پر است از ای و یعنی دو نقص می رسانه از یک طرف ما وقت ما را می گیره و از طرف دگام وقتی که ما ایقدر دشنام و ایقدر گفت های بده می شنیم ای سر ما تأثیر بد می گذارد و من می خواهم از امثال سلیمان بر شما بخوانم از امثال سلیمان فصل 25 آیه های 26 تا 28 امثال سلیمان فصل 25 آیه های 26 تا 28 امثال سلیمان فصل 25 آیه های 26 تا 28 اینجا گفتن سازش آدم راستکار با شخص بدکار مانند آلو کردن منبعی آب و گل آلود ساختن چشمه است یعنی اگر شما فکر می کنین که شما آدم خوب استین آدمی هستین که بدیها سرکار ندارین در اون صورت و ای چیزهای بد را دیدن در ایقت سازش است سازش با بدی است و چی می کنه؟ ای خود آدمه، قلب آدمه خراب می کنه آیه 28 می گره همان تورک افراد در خوردن اصل اصل بسیار شیرین است، مزر است انتظار تعریف و تمجید از مردم نیز ناپسند است و ای تکتاکرا همیشان انتظار از ای استن که چی کنن؟ یک کسی اینا را لایک کنه، یک کسی برشان چک چک کنه آیه 28 بسیار مهم است کسی که بر نفس خیش تسلط ندارد مثل شهر بیدیوار و آماده انهدام است یعنی با چی مناسب کنیم؟ ما اگر سر نفس خود، سر امی خواستهای خود، خواهشهای خود وقتی شما یک چیز بد تأثیرش در چیست که وقتی ما چیز بد را می بینیم یا می شنائیم بیشتر کوشش می کنیم رقم اگر دوستا ميل با مرچ خوردن داشتا باشند مرچ خوردن و وقتی مرچ شما می خوردین تندی کوش می کنید او را بیشتر بخورید یا خلاص کنید این امتحان چیزهای بد امی رقم است که وقتی ما شروع با دیدنش می کنیم بسیار مشکل است که او را بتانیم قطع کنیم دوام می کنه و یکی خرابتر شده می رود اما کلام خدا چی می گه؟ می گه ما باید حاکمیت داشتا باشیم حاکمیت بر نفس خود داشتا باشیم و چی معناست که از سوشل میدیا یا از صفحات اجتماعی بخطنها در صفحات اجتماعی برین که میتونین بر شما معلومات خوب را میتونین مصبت است و چیزهای خوب است از دشنام مشوره ما چیست دوستهای عزیز از دشنام از صفحات اجتماعی که مسائل جنسی مسائل سیکس مسائل دشمنی را اونا تبلیغات می کنن از ای دوری کنین ایچ نه تنهایی که دوری کنین در صفحات اجتماعی که معلومات خوب هم داره در اونجا هم بر خود یک چی بگذارین یک وقت بگذارین مثلا بهترین زمانش یک ساعت است بگوین من در صفحات اجتماعی بیشتر از یک ساعت نمیخوایم باشم و این امی خود را شما چی کنین دسپلین کنین خود را به این امی عادت بدیم ای همه چیز عادت کار داره دوستهای عزیز عادت وقت که شما تمرین میکنه ای همه چیز عادت کار داره دوستهای عزیز ای عادت وقت که شما تمرین میکنه یک چیز را عادت تن میشه همچنان در اینجا بازم میخانم کسی که بر نفس خیش تسلط ندارد مثل شهر بی دیوار است و در کلام خدا در دوم تیمتاوز فصل یک آیه افت میگه زیرا روحی که خدا به ما بخشیده است ما را ترسان نمی سازد بلکه روح ما را از قدرت و محبت وقت اشتنداری پرمی سازند ببینید دوستهای عزیز قدرت هم میته روح خدا ما را یعنی قدرت داریم کارها را بعض کارها را بکنیم یعنی وقت که روح خدا قدرت میته مخصص به این معنی نیست که ما کارهای بد بکنیم یا بریم کسی را آزار بدیم قدرت خدا به این معنی است که ما کارهایی را که خداوند در کلام خود گفته یعنی خدمت یعنی دگرها دعا کردن کلام خدا را خوندن میگه این قدرت از این را میته که ما این کارها را کنیم محبت کنیم و همچنان خشتنداری
ای نقطه بسیار مهم از دوست های عزیز که ما چطور می تانیم خود را نگاه کنیم، خود را نگاه کنیم. اصطلاحی که می گه خود نگاه کردن بسیار مهم از در زندگی. که ما چطور در ای دنیایی که پر از گناه هست بخصوص صفحات شمایی خود را گناه کنیم بهترین شعوه خود را نگاه کردن از گناه یا نگاه کردن از ای صفحه های بد اجتماعی چی است؟ که در اونجا نریم، در اونجا سر نزنیم، وقت خانوادی خود را در اونجا زایی نکنیم. ببینین بر افغان ها وقت شاید بسیار به ارزش باشه اما وقت بسیار به ارزش هست. چی شما در افغانستان باشید، چی در خارج از افغانستان باشید، وقت بسیار ارزش دارد. به امی امید که همه ما شما بتانیم خود را دسپلین کنیم در مورد صفحه های اجتماعی به صفحه های اجتماعی که بد استن و دروخ پراگنی میکنن یا دشنام میتن یا مسائل جنسی را مطرح میکنن و در اون هرگز سر نزنیم. چی مسیحی استن، نیستن، چی مسلمان استن، هر کسی که استن، ای شوی خوب زندگی بر همه ما و شما است. خوب دوستای عزیز ما به اخیر انجیل لقا نزدیک میشیم و امروز از بخش دوم دوباره زنده شدن ایسای مسیح است تحت انوان در راه اماوس متابقه لقا فصل 24 آیه های 13 تا 35 خیلی جان دوستای عزیز بریم این کلیف را در مورد موضوع ببینیم و دوباره با استاد الکسی برمیگردیم. جسد ایسا آنجا نبود. اینجا نیست، بلکه زنده شده است. آن چی به شما گفت به خاطر بیاورد. پسر انسان به دست خطاکاران مسلوب گردید و روز سی اوم پس زنده خواد شد. گوش کنین، سنگ از دان قبر دور شده بود. ما در اون رفتیم، اما جسد ایسا آنجا نبود. چی؟ جسد خداوان نبود؟ دو فرشته بما ظاهر شدن که مثل نور میدرخشیدن و بما گفتن چرا زنده را بین موردگان میپالی؟ او برخواسته است. راست میگم. باور کنین. باور کنین. ما دیدیم. شما هم برین خودتان ببینید که قبر خالی است. خداوان اونجا نبود. پترست، تو باید باور کنید. Aa bee ایسا به دانپای منه رو بخرید. اینجا خوشی زیاد عاد. خداوند راستی زنده شده. شمون او را دیده. ما اول او را در راه نشناختم. نانه که پاره کرد ما شناختمش. عجب هست. چرا اینجا به شما نامد؟ برای ما پیام بفرستید. ما منتظر تماس شما هستیم. اینجا ما تقریبا در آخر انجیل لقا هستیم. در مورد زنده شدن ایسای مسی بخش دوام در راه اماوس متابقه لقا فصل بیستو چار آیه های سیزده تا سی و پنج آستاد الکسی رو بخش خود داریم. آستاد الکسی سلام. خوش آمدین به برنامه ما. سلام سلام برادر شوایب و تمام بینندگوی عزیز. خوشحالم که امروز میتونم با شما باشم. بله ما بر شما گفتم بار گزشتک شما اولین بار آمدین. اموروز ما برنامه زنده نداشتیم و امروز صبح ما امرای امکارای خود اینجا دعا کدیم که زگنال ها خوب باشه که ما شما بتانیم به طور زنده با بیننده های خود سحبت کنیم دوستای عزیز برادر الکسی افغان ها را فرسی زبان ها را خدمت میکنند خوب بفرمایید شما در مورد درس امروز شریک بسازید آقای الکسی. بله برادر شاید خوشحال استم که در زمانی که صحبت میکنیم در برای زنده شدن ایسای مسیح ما هم برنامه زنده را داریم و خدا را شکر که میتونیم چونین داشته باشم. اما چی میشه که اگر در ابتدا برای بینندگان ما اون قسمت فصل 24 لوکا را از آیه 13 تا 35 شما یک بار بخونید برای عزیزان که پسان من به توضیح شم شروع کنم. بسیار خوب. انجیل لوکا فصل 24 آیه های 13 تا 35 در راه اماوس. همان روز دو نفر از آنها به صوی دهکدهی بنامه اماوس که تقریبا در دو فرسنگی ارشالیم واقعی شده است میرفتند. آن دو در بارای همه این واقعات صحبت میکردند. همین طور که سرگرم صحبت و مباحثه بودند خود ایسا نزدیک شد و با آنها همراه شد. اما چیز پیش چشمان آنها را گرفت به طور که او را نشناختند. ایسا از آنها پرسید موضوع بحث شما در بین راه چیست. آنها در جای خود استادند. غم و اندوه از چهره های ایشان پیدا بود. یکی از اندوه که نامش کلیوپاس بود جواب داد. گویا در میان مسافران ساکن ارشالیم تنها تو از واقعی چند روز اخیر بخبر هستی. ایسا پرسید موضوع چیست جواب دادند. ایسا ناصری مردی بود که در گفتار و کردار در پیشگاه خدا و پیش همه مردم پیانبر توانا بود. اما سران کاهنان و حکمرانان ما او را تصنیم کردند تا به مرگ محکوم شود و او را به سلیب مخقوب کردند. امید ما این بود که او آن کسی باشد که میبایست اسرائیل را رهایی دهد. از آن گذاشته حال سه روز است که این کار انجام شده است. علاوه برین چند نفر زن از نفرهای ما ما را حیران کردند. ایشان سهرگاه امروز به سر قبر رفتند. اما موقع موفق به پیدا کردن جنازه نشدند. آنها برگشتند و میگویند که در رویا فرشتگانی را دیدند که به آنها گفتند او زنده است. پس ادهه از نفرهای ما سر قبر رفتند و اوزارا همانطور که زنان گفته بودند دیدند اما او را ندیدند. سپس ایسا به آنها فرمود شما چقدر دیرفهم و در قبول کردن گفتهای انبیاء کنزهن هستید. آیا نمی باید که مسیح پیش از ورود به جلال خود همین طور رنج بیمیرد؟ آن وقت از تورات موسا و نوشته های انبیاء شروع کرد و در هر قسمت آیاتی را که در باره خودش بود برای آنها بیان فرمود. در این هنگام نزدیک دهکده ای که به طرف آن میرفتند رسیدند و گویه او میخواست برای خود ادامه دهد. اما به او اصرار کردن پیش ما بمان چون غروب نزدیک است و روز تقریبا به پایان رسیده. بنابراین ایسا داخل خانه شد تا پیش ایشان بماند. وقتی با آنها سر دسترخان نشست نان را برداشت و پس از دعای سپاسبذاری آن را پاره کرد و به ایشان داد. در این وقت چشمان ایشان باز شد و او را شناختند ولی فورا از نظر آنها ناپدید شد. آنها به یک دیگر گفتند. دیری وقتی در راه باما صحبت میکرد و کتب را تفصیل میکرد چطور دلهای ما میتپید.
حرکت کردن و با ارشلیم بازگشتن و درانجا دیدن که آن 11 هواری همراه دیگران دوره هم جمع شده می گفتند. بله در واقع خداوند زنده شده است. شمعون اورا دیده است. آن دو نفر نیست و خواهی سفر خود را بیان کردن و گفتند که چطور اورا در وقت پار کردن انان شناختند. خداوند کلامش برکت بده. بفرماین. آمین. آمین. دوستان این مطنی که خوندم فیلن از کتاب مقدس فکر میکنم که یکی از زباترین مطن از انجیل لکا است. و میدونی چرا؟ بخاطر که زمانی که نگاه میکنی از آیت 13 و این دوتا شاگرد ایسای مسیح که با ایسا بودن، تعلیم ایسا را شنیدن و فیلن که ایسای مسیح مرده و سه روز گذاشت و توانوز انخواه نفهمید که او از مردگان پس زنده شد. میبینم این دوتا شاگرد ها میبینم که پر نراخطی به اومد میگرده، سری را میگرده و با یک فکر یا با یک سری پر نگرانی. و شاید که شما امروز ما را میبینید در امو کچه در افغانستان، در امو دهکان افغانستان که خیلی دلت نراحت است و خیلی به اومد شدید و نمیدونی چی کار کنید، میخواهم که تا آخر باما باشید چون که اومد هست و میبینید کجا اومد هست. مشکل این دوتا شاگرد میدونی چی بود؟ و چقدر زبا برادر شایب که میگه که زمانی که این دوتا شاگرد ایسای مصیر را ملاقات میکنند در را رفتند، آیت 16 میگوید که چشمایشان بسته بود و آنها نتونست ایسای مصیر را بشناسه، یعنی نتونست شناخته نتونست و آیا این رکم نیست امروز همچنان؟ در این دنیا که اینقدر نگرانی داریم، اینقدر مشکلات داریم، هر سر و سر دنیا که نگاه میکنید یک مشکل پیدا میشه و در این دنیا پر مشکلات، مردم امید و شادی نداره بخاطر که آنوز چشمایشان بسته است و نمیتونه ایسای مصیر را بشناسه یا نمیدونه، یعنی درک نمیکنه که ایسای مصیر در حقیقتن کی هست و صحبتهایشان که میبینید، بینشان صحبت میکنه، بعد ایسای مصیر کنارشان میوید و میگه که موضوعی چیست، گفت چیست بسیار میبخشید، ما وقتی که تلفون میاید او را باید دوستان میگن باید بگیره میبخشید، بفرماید بله، بله، خیلی خوب و دوستان خیلی خوشحال استم که با شما صحبت کنیم به تلفون اما پس میرم با اون نکته که زمانی که ایسای مصیر، یعنی چشمایشان بسته بود و ایسای مصیر رو ناشناخت، یعنی به امید بودن، نگران بودن و زمانی که ایسای مصیر کنارشان میوید و شروع میکنه با گب زدن به انخواه، یک چیز جالب میبینیم در وقتی 25 تا 27 ایسای مصیر زمانی که شروع میکنه با اشان که صحبت کنه، ایسای مصیر شروع میکنه که با اشان توضیح بده یا تشریح بده که چی طورات و انبیان چی نویشته کرد در برای خود مصیر و اینجا ایسای مصیر نشان میکنه از تورات و از انبیان که ایسای مصیر باید میامد روی زمین جسم شود، بمیرد برای گناه خواهی مردم، برای گناه خواهی جفان و در روز سه اوم پس زنده شود چیزایی که شاگردان نتونید در کنه و نتونید بفهمه با ایسای مصیر که بهترین استاد، بهترین معالیم کتاب مقدس رو میگیرد و باز میکنه و با اشان نشان میکنه که موسا در تورات، انبیان چی گفتن در برای مرگ و رستاخیز ایسای مصیر البته که کبل از اون که در این برنامه بیویم چیز یک ویدیو اومده کردم در جواب یک سوال که کسی از یک شخص به نام زاکر نایک چیز گفت که چیز او میگه که ایسای مصیر حقیقتن نمورد و این دروست نیست و او نشان میکنه چیز هم ویادی از قران شریف چیز که نشان دادم که کجا کتاب مقدس ثابت میکنه او در حقیقتن مورد و جایی کجا ایسای مصیر نشان میکنه با این شاگردان نشان میکنه که نفکت اون خواب باید فیلن بفهمه که او مورد و رستاخیز شد اما اتا موسا و انبیان پشگویی گفت در برای مرگ و رستاخیز او و چیز عزیزایی که ما رو نگاه میکنه باید بدونی که در برای اولین اومدن ایسای مصیر یعنی اول دفعه که ایسای مصیر اومده در زمین اغدی عتیق یا تورات زبور و انبیان تقریبا بیشتر از 300 پشگویی خواهد دارم که بما پشگوییم نگوید که ایسای مصیر کجا تولد شود کجا باید تولد شود کجا باید زندگی کند کجا باید براود و چطور بمیرد و چطور رستاخیز کند یعنی بیشتر از 300 پشگویی خواهد ثابت میکند که این شخص ایسای مصیر باید تجسیم شود و در روی زمین زندگی کند که بعد از 33 سال در روی صلیب بمرد و روز سه اومد پس زنده شود و ایسای مصیر این حقیقت را توضیح میکند یا تشریح میکند با این دوتا شاگرد و جالب است که آنها میخوایم در این نقطه من پس دوباره بربینده های کم روشنی بیشتر پردم چیز را که من از شما یاد گرفتم دوستهای عزیز وقت که ایسای مصیر زنده شد و او زنده است با این شاگرد ها گشت ولی شاگرد ها نتانستن او را ببینند ای یک مثال خوب بر زندگی امروز همستند اگر ما ایسای مصیر در زندگی خود سرف نظر از ایک شما چی عقیده داریم سرف نظر از یک شما چی عقیده داریم چی در کجاgano دار Emmy به این معنی نیست که ایسای مصیر وجود ندارد واقعا ای آیت ها به ما یک بار دیگر چی را میگه که ایسای مصیر همیشه است بود و است در زندگی ما و ایسای مصیر ما را دوست داره است بهتر همیه است که ما چی کنیم از طریق کلامش، از طریق درس های استاد الکسی از طریق دیگر روح خدا ما چشم خود را باز کنیم چشم خود را باز کنیم که ایسای مصیر را ببینیم بفرماییم و این نفکت من او را میگویم نفکت برادر شوایب، نفکت مصیحیان این اتا تاریخ دنیا ثابت میکنه که در حقیقتان چون این شخص دو هزار سال قبل زندگی کرد مرد و از مردگان پس کیام شد و اتا دشمنهای یهودیان دشمنهای چیز که ایسا را قبول نمیکرد اونخوا میگوید اتا اتایستو میگوید که تاریخ خیلی خوب ثابت میکند که اگر تاریخ یک چیزی ثابت میکند پس این مرد و رستاخیز ایسای مصیر است یعنی این کسایی که ایمان نداره با ایسای مصیر اما تاریخ را خود را اونخوا ثابت میکند چونین حقیقتی پس شما باید چشما باز کنید و ببینید حقیقت چیست چیرا؟ بخاطری که یه دوبار میکنم اینجا و ببین این دوتا شاگرد میگرده با استادشان با معلمشان با ایسای مصیر و زمانی که میرسه خانه میگه بیا با ما شام اینجا باش نفهمیدن که این ایسای مصیر پس از کیام شدن و میگه اینجا جالب است در وایت سی میگه وقتی که با اونخوا سری دسترخان نشسته نن رو برداشت و پس از دعوی سپس گذاشت
اون نان را پاره کرد و چی کرد؟ با ایشان داد. آلی با دکت گوش کن. چیزی اینه نان را می گیرد و شما باید خیال کنید که تصور کنید که چی شد اونجا. یعنی نان را می گیرد، پاره میکند و با ایشان می دهد. و واقعیت سی و یک می گوید در وقتی، در این وقت، یعنی در کدوم وقت؟ یک تیلفون را می گیریم. سلام دوسته عزیز بفرمایید. شما سر خط هستید. دوسته عزیز بفرمایید. شما سر خط هستید. صحبت کنید. خیلی وقتش بود که خانه ما یک مهمان آمد و این مهمان ما مسلمان بود. و اون می فهمید که ما مسیح هستیم. بگیرین ضروطی چیز را نمی فهمید که مسیح چی هست و مسیح معنی حتی چی داره. و وقتی که شب شد برادر من با برادر او بازی میکرد، برادر او اندازه هیچ ساله بود سنت سالش و آنها بازی میکردن با پیاله و وقتی برادر من با چک میگم و با پیاله در سر آمده سر آنها سر او، طرف عبروی او چک میخورد و پاره میشه کمک. و خون خیلی زیاد میخورد، زیاد داد میزد، گریه میکرد، جرم میزد. و این دادتان و گرهی او ها ساعت های 12 شب بود که مادرش یک گله آوه گرفت دو دفعه در داخل پیاله تفخرد و بعد بسیار او توت داد و آیته قرآن خوند. لیکن این پسر هیچ آرام نشد بلکه بیشتر هم حتی گریه میکرد. لیکن، وقتی که من خوش شده بودم، من یک صدایی شنیدم که برای من گفت مولانا دیخه با اون دعا کن. و وقتی که من این صدا را شندم، اول ترس شدم برای اون که من گفتم این صدا کسی آمد؟ وقتی رفتیم چهار طرف نمازم، اون کلگی خواست. فقط مادر از او با بچهش و مادر ما بدار بود. دوباره سرما ماندم و دوباره این تکرار شد. و بعد من ترسیدم. گفتم کلابان، اگر واقعاً تو هستی، برای من یک نشانه بده تو. من نمیخوام. من میترسم. من نمیخوام این صدا از کیه هست؟ اوی از طرف تو، از دیگر روح هست. و نگهان صدای آمد برای من گفت، تو با من ایمان نداری. گفتم نه خدوهند، من با تو ایمان دارم. برای من گفت، اگر با من ایمان داری، برو دست به من و دعا کن. بعد من شدتم از مادرم، پرسیدم مادر میترم برایش دعا کنم. مادرم گفت، تو میتره دعا کنی، لیکن از دور. چون او ممکن شاید نمیخواهست. لیکن من گفتم نه مادر، خدوهند با من امر فرموده که من باید دست باید بمانم. و در همون لحظه در دلیل من گفتیم خدایا، من یک حساب دارم. زیاد آرام دعا میکنم، هیچ دست نمیتونم بلند آکنم. مثل بخاطر اگه یک ترس ترس یا چی. نگه من در دلیل من گفتیم خدوهندا، من خود نمیتونم بلند آکنم. چیکار کنم؟ از در دلیل من گفتیم خدوهندا، من یک صدا آمد به من گفت، همه چیز را با من بستار. وقتی که من رفتم نزید، انگاری که دستی چپان خودش رست به سر او فیزن، دست شما. وقتی من از مدر و از پرسیدو، او بر من گفت، ها. و همون لحظه من این دست به اون گرمی خیلی زیاد در بدن من در کار شد. و دست من خودش رفت با بالای سر او فیزن. و فکر کنم، این سر که من دارم، این زبان که دارم، زبان من نیست. و خودش شروع میکرد و بلند بلند صدا و دعا میکرد. و من زبان دادم دعای من دوست بیاد بلند. و وقتی که دعای من تمامی چه زمان آمین دستون دید و مادرش و خوهرش بریه میکرد. و این پرزن که قلعه زرد باشه، قلعه خون میره، خونگزی رو بند کاملا بند شده بود. و دردو کمیلان از بین رفته بود. و خواه بود همچنین، او اصلا بیدار نبود، او خواه بود. و وقتی که من آمین گفتم، رفتم ساعته نگار کردن تقریبا صحبت یکی شب بود. و من حتی دست شب رفته بودم که چی رقمی قلعه ساعت دوت گذشت که از دوازه غزه به یک رفت. و وقتی که صبح او پیتا رفته و بیدار شد گفتی بابا چی کدی؟ که من حال جوی اونوقت بله گفتی که همچنین زمان بودود نداره. و یکی چی خواه بودم که واقعا ایمان برای ما، برای ما انسان ها مهم است. وقتی که ما ایسای مسئله داریم، باید همیشه با ایمان داشته باشیم. اگر باید ما چیزی میگه، اگر ما نظر کنیم در کتاب مقدس، زیاده از 700 بار در موضوع ایمان، کلمه ایمان گفته شده قیام مقدس. خواهر عزیز، خداوند شما را برکت بده. واقعا خداوند زنده است و او کار میکنه، شفاه میکنه. خداوند شفاهش جاری است و ما دعا میکنیم که خداوند شما را برکت بیشتر بده. که به دگرها هم دعا کنید. خداوند با شما باشه خواهر عزیز. بسیار تشکر ازی که شما با ما شریک ساختید. مطمئن تشکر از شما. خداحافظ شما. بفرمایید آقای الکسی. واقعا چقدر من خودم حالت حیاجان و احساس و گریه حتی گرفت. بخاطر ازی که کار خدا مهم است در زندگی ما. بفرمایید استاد الکسی. آمین، آمین. و خداوند این خواهری ما را برکت بده. که وفادار بمونه و در ایمان شده ما بده. گفتم برادر شاید که جالیب چی است و امیدار استم که عزیزان می تواند تمرکوز کنم. یعنی چی وقت این دو تا شاگرد ایسای مسیر را می بیند و چشمایشان باز می شود؟ کتاب مقدس می گوید در آیت ایسی که زمانی که آن خواست سر مز بودن در پاره کردن نان. ایسا نان را گریف پاره کرد و برای شان داد. آیه سی و یک می گوید در این وقت یعنی کدام وقت در وقتی که ایسا دستایشا می گیره یعنی نان را می گیره و دستایشا می دهه به آن خواست. زمانی که می دهه نان را آن خواست می گیره نان از دستش می گیره و می گوید که در این وقت چشمایشان باز شد. کتاب اون قدس اینجا نمی گوید که حقیقتاً چی شد. اما یک چیزی که شاید شد و فکر می کنم که این رکم هست. آن خوا در دست ایسای مسی چیز زمانی که با اون دست نان را داد برای شان آن خوا نشاناتی چیز مسلوب شدن ایسای مسی را می بینند. چی را بخاطر ای که ما می دانیم که در بدن پرجلال ایسای مسی بعد از کیام شدن اون نشاناتی که از مسلوب شدن اون نشاناتی گم نشود. زمانی که توماس را می بینه می گه بیا و کلکت بنداز در دست من در پخلوی من در کبرگهی من کتاب مکاشفه جلیب می گوید که زمانی که ایسای مسی پس می آید. مکاشفه فصل یک آیاتی خفت می گوید که هر چشمی او را می بیند اتا آن کسایی که او را نیزا کردن. یعنی هر چشم می بیند و زمانی که یوخانا که خداوند با اون کتاب مکاشفه را داد که با ما بدهد در فصل پنج مکاشفه اگر شما می تونی باز کنید برادر شمایی در فصل پنج در باب پنج مکاشفه آیاتی شش زمانی که یوخانا در روح در اسمان هست و دید اسمان را و زمانی که هیچ کس پیدا نشد که اون کتاب را باز کند آیاتی شش یک چیز جالب می گوید. چی می گوید اونجرا؟ اگر شما می تونی بخونید بر ما. مکاشفه فصل پنج آی شش می گوید آنگاه دیدم که در بین همان تخت سلطنت و در میان آن هیوانات و پیران بر رعی استاده بود که علامت بر رعی قربانی شده را داشت. آن بر رعی هفت شاخت و هفت چشم بود. هفت چشمی که هفت روح خدا هستند. و ما می دانیم که این بر رعی خود یسایی مسیح است. و یوخانا می گوید که این در آینده است. و یوخانا چه خدوان نشان می کند آینده را به یوخانا و به ما همچنان و یوخانا می گوید که دیدم بر رعی خدا را که در اون علامتی چی داره؟ چه علامتی اونجا در بدنش است؟ علامتی مسلوک شدنش یا چیز قربانی شدنش
یعنی یک حقیقت بزرگ که باید من و شما در کنیم چیز این است که این دوتا شاگرد زمان که دست ایسای مصی رو میبینه او رو میشنسه او رو میشنسه و میگه در حقیقتن او چیز زنده شد اما ما چیزی چی باید فراموش نکنیم که ایسای مصی پس دوباره میاید و هر چشم او رو میبیند و زمان که او پس میاید ما در بدن ایسای مصی که از مردگان کیام شد ما در بدن او اون علامت مسلوک شدن او رو ما میتونیم ببینیم در او زمان اتا مثل توماست ما میتونیم انگوشتی ما رو بندازیم در علامتی که او گرفت در جان خود گرفت بخاطر ما و ما میتونیم اون علامتها رو ببینیم یعنی فکر کن چی لرزهی میباشه او زمانی در ملاقات ما با او برادر شوایب که ما روب برو با ایسای پر جلال میشیم و ما میتونیم ما زمانی که نگاه میکنیم به اون دستا به اون پاها به اون پخلو به اون کبرگا و ما میبینیم که اون نشاناتی مسلوک شدن او است و اون نشانات نه رومیان کردن من و شما کردیم باز اوقات که در این مورد ما فکر میکنیم ما خود ما که فکر میکنیم شاید اگر ایسای مسیح امروز بیا ما قدرت دیدن برای از او رو ندارم و یکانه راه که هست که خود از او مراعی قدرت بده در غیر از او ما فکر نمیکنیم که هیچ انسان بتان قدرت از ای رو داشته باشه که بطرف ایسای مسیح ببینه چرا او کاملا روشند همه چیز از همه خوبی ها ولی ما انسان ها گناهکار استیم ولی همچنان کلام خدا برما وعده میده که اوی قدرت بما میده ایسای مسیح قدرت بما میده که ما طوان از ای رو داشته باشیم که در مقابل از او وقت دوباره می آیا آماده باشیم و ببینیم بطرفش آقای الکسی یک سواله که مسلمان ها افغان ها اکثران از ما میکنند نمیدونم شاید شما ویدیو هم سبت کرده باشین یک سواله است که الهیاتی است اونا میگن که چطور وقت ما میگیم ایسای مسیح پسر خدا بود خدا بود میگه چطور امکان داره که خدا در صلیب کشته شده چطور امکان داره خدا در صلیب کشته شده یا سواله دیگه شان به این معنی است که میگه وقت که ایسای مسیح منحیث پسر خدا یا خداوند در صلیب کشته شد خدا کجا بود شما جواب از ای چی میکنید بله من یک ویدیو کردم در کنال من عزیزان میتوند در یوتوب بنویستد استاد الکسی و میتوند پیدا کند اونجا که اگر ایسا در حقیقتان خدا بود پس چرا مرد روی صلیب و جواب دادم در اینجا مشکل این است برادر شایب که دوستای ما و نبانیت بد اما بخاطری که مثل این دو تا شاگرده چشمایشان انوز بسته است و نمیبینن نوری حقیقی ایسای مسیح رو نمیبینن و ما میفهمیم و درک میکنیم چون که ما مثلشان بودیم و مشکلشان چی است بخاطری که زمانی که فکر میکنه در برای خدا فقط مثل در برای یک انسان و مثلا زمانی که فکر میکنه در برای خدا که میگه که پیسر خدا پس خدا البته زن نیاز داشت که پیسر داشته باشد و خیلی چیزای این رکم که خدا چطور میتونه خدا تصلیص باشد چون که آنها درک نمیکنه چطور یک انسان میتونه سه شکسیت داشته باشد امکان نیست چون که ما یک شکسیت داریم نباید خدا را که متوال و قدری مطلق نباید در چارکنجی فکری ما را ورد کنیم به هر صورت یعنی به هر چیز که فقط وہ باشم مثل آن که ما او را درک کنیم صد درصد نه خدا بیشتر از تصوری ما بیشتر از درکی ما و او خدا است و اگر او گفت که چیز که جسم شد و هم انسان شد پس ما باید او ایرا باور کنیم لیکن کتا چطور او میتونه به مرد چون که یسای مصی که خدایی صد درصد بود و کلام خدا میگه در افتیدا کلام بود کلام با خدا بود و کلام خودی خدا بود یعنی کلام جاویدانه خدا که خودی خدا بود او در یک نکته تاریخ او جسم هم گرفت جسم انسان و او هم انسان شد کتاب ابرانیان میگه که او جسم گشت و خونی انسان را گرفت و مثل ما شد یعنی در حقیقتان انسان شد اما الاحیت خود را از دست نداد او صد درصد خدا صد درصد انسان بود و امچنان اونجا در ابرانیان کتاب ابرانیان میگه که او برای چند لرزه پایینتر اتا از فرشتگان شد و چی را؟ اونجا میگه چی را؟ برای آن که مرگ را بچشه بخاطر ما یعنی اتا فرشتگان نمیمیرد اما او باید برای چند زمان پایینتر از فرشتگان بیاید که مرگ را بچشه در جای ما و چطور چشید؟ زمانه که انسان شد و زمانه که روی صلیب میمیرد یعنی عیسای انسان میمیرد و اتا در او زمان ممکن نبود که او بمیرد چی را؟ بخاطری که میدونیم که موزد گناه مرگ است اما عیسا گناه نداشت چطور او مرد اگر گناه نداشت؟ چونکه همه ما میدونیم که به گناه بود پس چی شد؟ کتاب اونکه از میگه در همون لرزه که او رو کوکه زدن یعنی مسلوب کردن خدای پدر تمامی گناه های جهان را سر او اور بخاطر گناه شد در جای من و گناه شما به این خاطر تانی است که بمیرد و در روز سه اوم پس زنده شد پس خدا نمیرد بله تشکر دوست های عزیز تشکر استاد میریم یک سرود را با هم میبینیم میشنویم دوباره برمیگردیم در اول کلام بود کلام با خدا بود خانه کلام راستی دوست های خدا بود خانه کلام راستی دوست های خدا بود دوره هیاد در ایسا و واله فست و یاد و در میان ما است و بسر خدا است در اول کلام بود کلام با خدا بود خانه کلام راستی دوست های خدا بود خانه کلام راستی دوست های خدا بود خانه کلام راستی دوست های خدا بود تاریکی هارا شکست و با نور حقیقی پدر را آشنا کرد در اول کلام بود کلام با خدا بود خانه کلام راستی دوست های خدا بود در اول کلام بود کلام با خدا بود خانه کلام راستی دوست های خدا بود آیا می خواهید برنامه های قبری راز زندگی را تماشا کنید؟ بس لطفاً با ادرس راززندگی.com مراجعه نموده از میان انوامین و متنوی برنامه موضوع مورد دفعه تان را انتخاب نموده تماشا نماید دوست های عزیز ما در بخش اخیر برنامه خود هستیم خوب آقای الکسی اگر شما بتانید بطور خلاصه از درس امروز ما یک نتیجه گیدید
بفرماید. بله بردر شاید. عزیزان. عزیزان خداوند. دعای من برای شما این است که روز بی آید کسایی چیز شاید کسایی که مارا نگاه میکنه. کسایی باشد که ایماندار هستی. یعنی ایسای مسیر را میپذیری. مثل خدا و نجاتکاد. اما شاید کسی باشد که انوز چشماتان بسته است. و نوری حقیقی ایسای مسیر را نددی و درک نمیکنی. عزیزانی من. آن طور که ایسای مسیر کرد. به این دو تا شاگرد که امروز صحبت کردیم در برایشان. کتاب را باز کرد. این کتاب را باز کرد. طورات زبور را امبیان را نشان داد برایشان که چی این کتاب میگوید در برای ایسای مسیر. من تشفیق میکنم شما را. این کتاب. این کتاب شروع کن به متعالیه. شروع کن به خاندن این کتاب. و خداوند شما را ملاقات میکنه اونجا. در صفحه خود این کتاب شما را ملاقات میکنه اونجا. و شما اونجا نوری حقیقی ایسای مسیر که میتونه امید، شادی، ورامیش زندگی میتونه به شما بیارد. اما همه چیز. یعنی فکر آخر که باید بگویم برای شما. یعنی زمانی که فکر میکنی در برای رستاخیز ایسای مسیر باید سوال کنیم که چی را نیاز بود برای رستاخیز ایسای مسیر. بخاطر که نیاز بود برای آن که او برای خدا شد و گناخهای خود گناخهای ما را سری خود بگیره. اما چی نیاز بود برای رستاخیز. عزیزان خیلی نیاز بود. و کتاب رومیان من در آخر میخوام برای شما بخونم. کتاب رومیان فصل 4 وعیت 25 چونین میگوید. خداوند چونین میگوید بما میگه او یعنی ایسای مسیر بخاطر گناخهای ما و گناخهای شما بینندگانی عزیز که ما را نگاه میکنی همچنین. او بخاطر گناخهای ما تسلیم مرگردید و اینجا نگاه کن. و میگه و زنده شد. چی را زنده شد. یدوما میکنه. چی را زنده شد. تا ما در پش خدا عادل شمرده شده یعنی چی نیشان میکنه زنده شدنی ایسای مسیر. زمانه که ایسای مسیر روی سلیب میره وقت گناه مر و گناه شما را میگره. زمانه که زمانه که از مردگان کیام میشه. زنده میشه او ثابت کرد و پدر اسمانی ثابت میکنه که ما در خضور خدای متوال و پاک و زنده. ما چیز عادل شمرده میشویم. چطور؟ بواسطه ایمان در ایسای مسیر. هر لرزه که با ایمان میاری با ایسای مسیر که او تنخوایی کربانی هست که در جای تو پرداخته شد و با ایمان کبول میکنی. در پشی خدا میکنه یک کتاب مقدس. میگه بخاطری که او مرد و پس زنده شد در پشی خدا ما میتونیم عادل شمرده شمرده شده. و عزیزی من. زمانه که قبلا گفتیم یوخانا که کتاب مکاشفه را چیز نویشت کرد زمانه که یوخانا ایسای مسیر را پر جلال میبیند کتاب مکاشفه میگه که او مثل مرده در پاهایش خلطید. اما ایسا و فکر آخر که میخوایم با شما بمانم. ایسا چنین گفت با او. و گوش که چی گفت. گفت چیز من. ایسا میگه با یوخانا چیز که زمانه که او رو میبیند میگه من زنده بودم و مردم و اکنون تواباد زنده هستم و و کلیدخوای مرگ و جخون مردگان را در دستی من هست. یعنی عزیز من خود ایسای مسیر میگه که من مردم و الان یا فیلان زنده هستم تواباد ولباد. بخاطر چی؟ بخاطر شما و بخاطر من که ما امروز بتونم زنده بمانم و نجات را داشته باشم. و این دعای من از که چشمای شما باز شده مثل چشمای اون دو تا شاگرد و شادی و رامش و تازگی خداون در دلخوای تان بیاید. ایسای مسیر از مردگان که آن شد او را ببینید و او را در کنید. آمین. آمین. تشکر آقای الکسی. دوستای عزیز ما وقت جوان بودیم در مکتب یا بین بچه ها ما یک بازی داشتیم که به نام چشم پتکان یاد می شد. یعنی چشم پتکان شکلی بود که هر کس چشمای خود را پت می کد و باید یکی دیگر را می آفتیم باید یکی دیگر را پیدا می کریم وقتی که امو وقت یک دقیقه یا پنج دقیقه می گذشت در اینجا چی است؟ اگر ما خود ما بخواییم چشمهای خود را پت کنیم چشمهای خود را بسته کنیم هیچ کسی بر ما باز نمیکنه اما ما اگر مانند امو چشم پتکان که داشتیم اگر ما چشمهای خود را باست کنیم و جستجو کنیم ما می آبیم خدا را اگر ما جستجو کنیم خدا را می آبیم بخاطر چی؟ بخاطر کی او است باما او است باما او هجووقت ما را ٹنه ها نمیگذاره هجووقت ٹنه ها نمیگذاره اوانم خداوند باما است Wendy Voiceover تا خیز ایساع مسئی منم یکی ش�ی ورستخش یعنی عمید و آشکرخیش عمید و آشکرخیش عمید و آشکرخیش عمید و آشکر خیری dadurch Dave provided of Thank you holo I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I I
۲۸ نُوامبر ۲۰۲۳
۱۴ نُوامبر ۲۰۲۳
۷ نُوامبر ۲۰۲۳
۳۱ اُکتُبر ۲۰۲۳
۳ اُکتُبر ۲۰۲۳
۲۶ سِپتامبر ۲۰۲۳
۱۹ سِپتامبر ۲۰۲۳
۸ سِپتامبر ۲۰۲۳