۳۰ دقیقه
رئیس کیسه غرور و ملامتیهای مردم را زیر پای میکند و به حضور عیسی مسیح به خاک میافتد. مرقس داستان زن سالخورده و مریض را در درون داستان دختر یایروس به تصویر میکشد. او صرف با لمس کردن لباس عیسی مسیح از مرض ۱۲ ساله اش شفا مییابد. آیا شفای او نتیجهٔ ایمان او است و یا نتیجهٔ قدرت شفا بخش عیسی مسیح یا هردو؟ دختر یایروس از مرگ زنده میگردد.
دختر یایروس و زن بیمار:
پ: سلام دوستای مهربان، به شنیدن صحبت امروز از رادیو صدای زندگی خوش آمدین، مه پیام هستم که بری تقدیم کدن یک برنامهٔ نو ده خدمت شما قرار دارم.
م: مه میرویس هم به شما شنوندگان عزیز سلام تقدیم میکنم، دعا میکنم که با خانوادههای تان صحت و سلامت باشین و از صحبت امروز برکت حاصل کنین.
پ: برنامهٔ که حالی به شما عزیزا تقدیم میکنیم به اساس انجیل مرقس تهیه شده. ده صحبت امروز ما روی آیات ۲۱ تا ۳۴ فصل پنج انجیل مرقس که شما ده شروع شنیدین گپ میزنیم.
پ: وقتیکه روی ای آیات گپ میزنیم نقاطی ره که به توضیح زیاد تر ضرورت داشته باشن اونا ره توضیح میتیم. همچنان تعلیم و نقاط مهمه برجسته میسازیم تا بتانیم از اونا ده زندگی روزمرهٔ خود کار بگیریم.
م: دوستای مهربان، ده قسمتی که از انجیل مرقس ما و شما ده شروع شنیدیم دو داستان یکی ده درون دیگه بیان شده بود. اما وقتیکه به ای دو داستان غور میکنیم میبینیم که ای هردو داستان به یک موضوع مربوط است.
پ: اگرچه بسیار خوب بود که ده باری هردوی ای داستان ده یک قسمت صحبت میکدیم، اما چون باز هم هر دو داستان، داستانهای جدا هستن میخواهیم که ده دو صحبت روی اونا گپ بزنیم.
م: کاری که مرقس ده نوشتن ای دو داستان یکی ره ده درون دیگه انجام داده، مثل کار نویسنده گان سریالهای تلویزیونی امروزی است. ده سریالهای تلویزیونی امروز میبینیم نه تنها یک داستانه ده درون داستان دیگه بیان میکنن، بلکه چندین داستان خورده ده یک داستان کلان میگنجانن و به شنوندگان و بینندگان شان نمایش میتن.
پ: نویسندگان سریالهای امروزی از ای کار شان که چندین داستانه ده یک داستان کلان نمایش میتن مقصد خاص خوده دارن. اول اونا میخایین که سریال طولانی شوه و به صدها قسمت برسه. دوم ایکه بری ایکه بینندگان شان از دیدن و شنیدن قصهٔ طولانی خسته نشون ده ما بین داستانهای کوتاه ره مثل چاشنی شامل میکنن.
م: اما مرقس که ای دو داستانه که یکی ره ده درون دیگه بیان کده مقصد خاص خوده داره. باضی مردم ای قسم نویسندگی مرقس ره بنام ساندویچ مرقس هم یاد میکنن.
پ: صرف ده ای جای نیست که مرقس یک داستانه ده درون داستان دیگه بیان کده، او ده جایای دیگی انجیل خود هم ای کاره کده. مثلاً ده فصل ۱۱ از آیت ۱۲ تا ۲۵ مرقس ده بین داستان درخت انجیر، داستان برخورد عیسی مسیح ره با صرافا ده معبد بیان کده.
م: ایطور مالوم میشوه که مقصد مرقس از بیان یک داستان ده درون داستان دیگه ای است که داستان کلان داستان خورده مزه دار بسازه و از طرف دیگه داستان خورد هم ای امکان ره به خوانندگان مساعد کنه تا مقصد داستان کلان و یا داستان بیرونی ره خوب تر درک کنن.
پ: ده قسمتی که از انجیل مرقس ده شروع شنیدیم، داستان بیرونی و یا داستان کلان ده باری یک شخص بنام «یایروس» و دختر ۱۲ سالهٔ او است. «یایروس» خودش رئیس یک کنیسه است.
م: اما داستان درونی و یا فرعی که ده درون داستان «یایروس» و دخترش بیان شده، داستانی زنی است که از ۱۲ سال به مریضی خون ریزی داخلی مبتلا است و از او رنج میبره.
پ: وقتیکه به ای دو داستان دقت میکنیم میبینیم که هر دو داستان ترس، ایمان و همچنان قدرت عیسی مسیح ره بیان میکنه که مردم از او دریافت میکنن. چون ده ای هر دو داستان موضوعات مهم بیان شده ارزش ایره داره که ما ده باری هر یک اونا جدا جدا گپ بزنیم و اوناره درون کاوی کنیم.
م: ما و شما ده شهر و بازازهای ما بیروبار مردم ره هر روز میبینیم، مثلاً وقتیکه مواد امدادی توزیع میشه چقدر بیروبار مردم میباشه. در مورد عیسی مسیح هم ای قسم یک بیروباره ده ذهن تان تصور کنین.
پ: ده بین بیروبار امکان واقع شدن هر کار دور از امکان نیست به شرطیکه شما جرائت اوره داشته باشین. اگه شما به اصطلاح دل و گردهٔ یک کاره داشته باشین میتانین ده بین ای بیروبار به یک کرکتر مشهور و مهم یک داستان تبدیل شوین. ای زن هم که ۱۲ سال از مریضی رنج میبرد با جرائت دادن به خود ده بین ای بیروبار به یک کرکتر مشهور تبدیل شد که ما و شما حتا امروز هم اوره میشناسیم.
م: ده ای قسم حالت یک شخص اگه بخواهه میتانه چیزی ره که از کلام خدا شنیده اوره به دعا و درخواست شخصی تبدیل کنه. خصوصاً بصورت خاص که عیسی مسیح هم ده او بیروبار حضور داشته باشه چرا ترس و دلهرهٔ خوده به دعا و تقاضای که سالها در دل خود داشت تبدیل نکنه.
پ: دوستای مهربان، خوب است که رئس صاحب کنیسه «یایروس» ره کمی بشناسیم. اگرچه ده ظاهر نام رئیس کنیسه یک مقام کلان مالوم میشوه، اما ده او منطقه صرف چند صد نفر یهودی زندگی میکدن و ای چند صد نفر هم دو سه کنیسه داشتن، به ای خاطر مقام او چندان بلند نبود.
م: از وقتیکه عیسی مسیح از ناصره به کپرناحوم نقل مکان کد، وقتیکه او ده کنیسه دهات حضور پیدا میکد اکثراً به مشکلات روبرو میشد و با او مخالفتهای صورت میگرفت. علمای شریعت که ده ای دهات زندگی میکدن، به خاطر بعضی کارهای که عیسی مسیح انجام میداد، از او آزرده بودن.
پ: ای آزرده گی اونا به خاطر ترس از «هیرود انتیپاس» بود. اونا میگفتن اگه ٰ«هیرود انتیپاس» از ای جنبش پادشاهی جدید که عیسی رهبری میکنه باخبر شوه بری اونا مشکلات بوجود میاره.
م: «یایروس» به ای فکر بود که او تقاضای خوده از عیسی مسیح بدون ایکه ده بین مردم منطقه خودش سر و صدا بوجود بیاره به آرامی و خاموشی صورت بگیره. به ای منظور او بهترین کاری که انجام داده میتانست ای بود که فاصلهٔ خوده با عیسی مسیح حفظ کنه.
پ: «یایروس» فکر میکد، بهتر است دیگرا که پیروی عیسی مسیح شدن، اونا ده عقب عیسی مسیح راه برون، بری فعلاً بری او بهتر است بیطرف باشه و انتظار بکشه که ده آینده چه واقع میشوه.
م: دوستای مهربان، ما گفتیم که دختر «یایروس» ۱۲ ساله بود. مطابق به فرهنگ و رسم و رواج او وقت دختر ۱۲ ساله میتانست که عروسی کنه یعنی او به اندازهٔ کافی کلان بود. و حالی او بسیار سخت مریض شده بود و از قصهٔ ایطور مالوم میشه که او نزدیک مردن بود.
پ: مرقس ده ای داستان یک خانوادهٔ غمگین و پدر پریشان و نا امید ره به تصویر میکشه که حیران است چه کنه تا دخترش خوب شوه. او فکر میکنه که دستای خوده به دامان کی دراز کنه تا دختر دوست داشتنی خوده از مرگ نجات بته.
م: ده حالیکه «یایروس» و خانوادهٔ او ده ترس، تشویش و نا امیدی قرار داشتن به اونا خبر میرسه که او معلم عجیب که مردم ده باریش گپ میزدن، از او طرف جهیل پس آمده.
پ: «یایروس» وقتیکه ای خبره شنید دل و درون او از غرور رئیس کنیسه بودن و ترس و تشویش خالی شد و حتا جنجالهای سیاسی و اختلافات دینی ره هم فراموش کد. او حتماً امرای خود گفته، حالی که دختر عزیزم ده حال مرگ است، چرا مه باز هم ده باری اختلافات سیاسی و عقیدوی فکر کنم؟
م: «یایروس» دویده دویده نزد عیسی مسیح رفت و پیش پاهای او خوده به زمین انداخت. خود «یایروس» و دیگرا خوب میدانستن که ده محفل عبادت روز شنبه آینده ده کنیسه مردم ده زیر زبان ده باری او چه خات گفتن.
پ: «یایروس» بدون فکر کدن به ای چیزا به عیسی مسیح عرض خوده بیان کد که او چه میخواهه. ده حالیکه مردم زیاد به چار طرف ایستاده ناظر صحنه بودن، عیسی مسیح بدون چون و چرا با او به راه افتاد.
م: ده ای جای است که مرقس قصه ره قطع میکنه و ما شما خوانندگان ره منتظر میمانه که بعد از ای چه واقع خات شد. ده حالیکه ما و شما انتظار میکشیم که بر سر دخترک که ده حال مرگ است چه خات آمد، مرقس داستان زن مسن تره شروع میکنه.
پ: وقتیکه موضوع زن سالخورده شروع شد، «یایروس» حتماً بسیار بیقرار بود که چه وقت ای موضوع خلاص میشوه که عیسی مسیح با او بری دیدن دخترش بروه.
م: عیسی مسیح ده راه رسیدن به خانهٔ «یایروس» است، ما خبر شدیم که دختر ده حال مرگ است و عیسی مسیح هم با جسد مردهٔ او روبرو خات شد. برعلاوه با روبرو شدن او به جسد و افکار غم انگیز حالتی عجیبی ره بوجود میآورد که جسد او دختره لمس کنه و یا نکنه.
پ: از لحاظ شریعت موسی، لمس کدن جسم مرده یکی از منابع ناپاکی به حساب میآمد. ده طرف دیگه مطابق به شریعت موسی خون ریزی داخلی زنان هم ناپاکی محسوب میشد و تماس با این قسم زنان هم باعث ناپاکی میشد.
م: «یایروس» از عیسی مسیح تقاضا کد که به خانهٔ او بروه و امیدوار بود که دخترش ره از مرگ نجات بته، زن سالخورده هم ده بین بیروبار مردم با خود گفت: «حتی اگر دست خوده به لباسهای او هم بزنم، خوب خواهم شد.»
پ: عیسی مسیح ده جواب به زن گفت:«دخترم، ایمانت تو را شفا داده است، بسلامت برو و برای همیشه از این بلا خاص شو.» به ای قسم عیسی مسیح به «یایروس» هم گفت: «نترس، فقط ایمان داشته باش.» (۳۶) مرقس به ما نشان میته که تقاضای زن سالخورده و «یایروس» و هم معجزههای که در باره اونا صورت میگیره چقدر با هم مشابه و نزدیک هستن.
م: ناپاکی دوامدار زن که جنجالهای زیادی خانواده گی ره بری او بوجود آورده بود، اوره مجبور ساخته بود که این مشکل شرم آور خوده ده حضور تعداد زیاد مردم بیان کنه. وقتیکه جرئت کد ای کاره بکنه نتیجهٔ اوره هم بدست آورد.
پ: یک سوال که د ای جه بوجود میایه ای است، آیا عیسی مسیح چطور فامید که قدرتی از او صادر شده؟ ده حالیکه جمعیت زیاد مردم عیسی مسیح ره احاطه کده بودن. سوال کدن عیسی مسیح از شاگردان که گفت کی مرا لمس کد هم عجیب به نظر میرسه.
م: شفا دادن با لمس کدن او هم بدون اجازهٔ شفا دهنده یک واقعهٔ واقعاً عجیب است که ما نمی تانیم ده ای مورد دلیل بیاریم. اما مرقس کوشش کده که جواب و یا راه حل بری ای موضوع ره پیدا کنه.
پ: وقتیکه مرقس تماس و یا لمس کدن عیسی مسیح شفا دهنده ره توسط یک شخص که او بسیار احتیاج و محتاج است به تصویر کشیده، باقی ماندهٔ کاره به ما واگذار میکنه که ما خود ما به حیث خوانندهٔ ای موضوع او ره تعبیر و تفسیر کده زیاد تر انکشاف بتیم.
م: شنوندهٔ عزیز، ما و شما هر کدام ما زندگیهای سختی را هم تجربه کدیم میدانیم که ده چه حالت میباشیم. اما وقتیکه زندگی بری ما سخت میشه و از هر طرف سر ما فشار میایه و نا امید میشویم، ده بین ای حالت همیشه یک راه وجود داره که به خود جرئت داده ده پشت عیسی مسیح روان شویم و دامن اوره لمس کنیم.
پ: وقتیکه که ما ده ای قسم حالت قرار داشته باشیم و ای احساس بری ما بوجود بیایه که ما باید ده هر صورت عیسی مسیح ره لمس کنیم و عملاً هم ای کاره انجام بتیم حتماً ثمر اوره هم میچشیم. ای حالت مخلوطی از ترس و ایمان تا حدی زیاد خصوصیتی ره انعکاس میته که ما شاگردان اصلی عیسی مسیح داریم.
م: باز هم یک سوال دیگه هم ده ایجه مطرح است. آیا ای قدرت عیسی مسیح بود که زن مریض ره شفا داد و یا نتیجهٔ ایمان خود او زن بود؟
پ: به روشنی معلوم میشوه که قدرت عیسی مسیح بود که او زن ره شفا داد. اما عیسی مسیح چرا به زن فرمود: «ایمانت تو را شفا داده است.»؟
م: جواب دقیق تر میتواند ای باشه، ایمان به ذات خود تا وقتیکه قدرت عیسی مسیح ده او ندمه و ده او کار نکنه هیچ قدرتی ده او نمی باشه. ده ای باره به آیت ۵ و ۶ فصل ۶ دقت کنین که میفرمایه: «او نتوانست در آن جا هیچ معجزهٔ انجام دهد. فقط دست خود را بر چند بیمار گذاشت و آنها را شفا داد و از بی ایمانی آنها در حیرت بود.»
پ: باید متوجه باشیم ده وقت توضیح دادن ای قسم موضوعات نباید ده بارهٔ عیسی مسیح ایقدر مبالغه گویی کنیم که از او یک جادوگر درست کنیم. عیسی مسیح کدام جادوگر نبود که با چالاکیهای عجیب و غریب و به کمک بعضی قدرتها بدون دخیل بودن مریضانی که بری شفا به او مراجعه میکدن شفاهای حیرت آور انجام بته.
م: ده او وقت مردم هنوز ای موضوع ره درک نکده بودن که ایمان خود شان هم ده شفا یافتن شان نقش داره. به ای خاطر بود که به کارهای عیسی مسیح شک میکدن و میگفتن که او به کمک ارواح ناپاک ای کارها ره انجام میته.
پ: عیسی مسیح پسر یگانهٔ خدای قادر مطلق بود که پدر آسمانی توسط او اسرائیل جدید ره بوجود میآورد و به ای ترتیب یک دنیایی کاملاً جدید بوجود بیایه.
م: ایمان، ترس و تشویق مسیری ره که به دنیای جدید میرسه همراهی خواهد کد و اینها اولین علائم و یا نشانههای تجدید حیات، اعمار مجدد و زندگی جدید است.
پ: آیا شما شنوندگان عزیز چه فکر میکنین که شما ده کجای ای قصه قرار دارین؟
م: دوستای مهربان.................................................................... .
پایان.