۲۹ دقیقه
۳ مه ۲۰۲۴
لوقا که خود تاریخ نگار بود انجیل لوقا را به رشتهای تحریر درآورد؛ وی یکی از همکاران بسیار نزدیک پولس رسول بود. لوقا عیسای را به ما معرفی میکند که همه را بدون در نظر داشت نژاد، جنس، قوم و موقف اجتماعی، طرف محبت قرار میدهد. همانطور که تولدش معجزه آمیز بود، در دوران خدمت زمینی خود معجزات عظیمی را نیز انجام داد.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
راژیو صدای زندگی شنودگان عزیز سلام شما آواز ما را از راژیو صدای زندگی میشنوید که هر صبح روی موجه کوتای 31 متر بند پخش میگردد به شنیدن داستان ایسا خوش آمدید در این داستان در مورد مرد صحبت میشود که زندگی و تعالیمش در جریان تاریخ تأثیر به سزای وارد نموده است داستان ایسا در چهار کتاب که بنام انجیل یاد میگردند سپ نواشد داکتر بنام لوقا که در زمان ایسا زندگی میکرد یکی از این کتابها را نوشد لوقا با دقیقه کامل مطابق روایات شاهدان اینی به سبت وقای پرداخت در اینجا جهت آگاهی بیشتر شما از گفتار و کردار ایسا گزارش لوقا تقریم میگردند تا ای دو هزار سال گذشته زندگی و تعالیم او در سر تاسر جهان مسیر زندگی مردم را تغییر داده و میلیونها انسان خود را وقف پیروی از او کردند در این داستان در مورد تولد موجز آمیز او که توسط ملائک ایلام و بواسطه پیامبران قدیم پیشگوی شده بود خواهید شنید خواهید شنید که چگونه ایسا در مورد ملکوت خدا تعالیم میداد که سبب اصلاح یک اده و خشم اده دیگر میگردید ولی در زندگی همه آنها اثر میگذاشد بر علاوه میشنوید که چگونه ایسا با موجزها تسلط و قدرت خود را بالای ارواح ناپاک و طبیعت نشانداد دلسوزی او را بالای مردم هنگام شفای مریضان و ارمغان آرامش به زندگیشان مشاهده کرده میتوانید در اخیر داستان شما درامه دستگیری و مرگ او را خواهید شنید بس گوش دهید به داستان زندگی ایسا در ایام که قیصر اوگستس امپراتوری روم و حیرودی کبیر پاتشاه یهودیه بود خداوند جبریل فرشته را نزد یک دختر باکرهی به نام مریم از ده ناصره فرستاد فرشته با او حرب صده گفت نترس مریم خداوند به تو لطف فرموده است تو آمله خواهی شد و پسره به دنیا می آورید که نام او را ایسا خواهی گذاشت چطور ممکنه است؟ من دختر هستم راه القدس بر تو خواهد آمد به این سبب طفل مقدس به نام پسر خداوند متعال یاد خواهد شد که پاتشاهیش را پایان نخواهد بود مریم حامله شد خبر رسید که دختر کاکایش یعنی علیزابد و شوهرش زکریا بعد از گذشت سالیان درازنی صاحب طفل می شوند مریم با اجلا با تینمودن راه دشوار خود را نزدی این جفت سال خورده رساند از خوشی شور خورد مریم با شور و هیجان پاسخ داد جانم خدا را می ستاید روحم از ناجیه من خدا خوشی میکند از این پس همه مردم من را خوشبخت خواهند خوند مریم به خانه بازگشت وقت زایمانه و فرا رسید در این وقت یک اعلان دولت روم که اسرائیل را اشخال نموده بود برنامه آنها را تغییر داد مردم ناصره بدانید که به امره قیصر اغسطس در منطقه جلیل و یهودیه مردم ناصره در منطقه جلیل و یهودیه در منطقه جلیل و یهودیه در منطقه جلیل و یهودیه نفوس شماری انجام می شود تمام زکور در محل تولد آباییشان باید سبت نام کنند اعلان سبب شد تا مریم و شوهرش یوسف مدت یک افته سوار بر مرکب جهت سبت نام به بیت الله همسفر نمایند اما وقت بدان جا رسیدند در کاروانسرا اتاق خالی نیافدند چون درد مریم رو به افزایش بود بلاخره مجبورند در طویلت جای گرفته و منتظر تولد کودک شدند در بیرون دی یک تیداد از چوپانان نزدیک گوسفندان جمع شده مسروف چراندر رمه بودند دفتن فرشته خدا برانها ظاهر شد ای چی هست؟ چی گبه هست؟ ای روشنی چی هست؟ خاسمان فر کده فرشته با چوپانان وحشت دده صحبت کرد بریم بیت الله هم شهر داود بیاین بریم ببینیم چی گبه هست چوپانان دوچار شگفتی و خوشی زیاد شدند مطابق روایات یهود آنها می دانستند که روز مسیح نجات هنده متولد خواهد شد و خود را به خاطر گناهان بشر فدیه خواهد کرد آنها با آجلا خود را به محل تولد کودک رسانیدند چوپان ها به زودی یوسف مریم و ایسا را یافتند کودک در قنداقه سخت پیچیده و در آخر خوابیده بود چوپان ها در باره حوادث آن شب قصه کردند و خداون را به خاطر نجات هندهی که فرستاده بود حمد گفتند تمام چیزهای را که دیدند و شریدند با بیان فرشته یکسان بود طبق رسم مذهبی یهود کودک پسر باید در هشت روزگی ختم نمی شد بناران یک افت بعد مریم و یوسف کودک را به مرکز شهر مزدهم اورشلم که در یهودیه موقعیت داشت بردند خانواده جوان از طریق جاده های باریک و مزدهم خود را به مبده که مرکز فعالتهای مذهبی بود رساند وقت داخل شدند یک مرد راستکار و خداجو به نام شمون با انها نزدیک شد روح القدس خدا با شمون وعده کرده بود تا مسیح موعود را که یهودیان بخاطر بخشیدن گناهانشان منتظر او بودند نبیند نخواهد مرد شمون کودک را شناخت که برگوزیده خداست پس او را در آغوش گرفته دعا کرد چند ماه بعد خانواده جدید به خانه خیش به دی ناصره در شمال برگشت مریم در باره حوادث غیری عادی هنگام ولادت پسرش فکر می کرد او همه این چیزها را بخاطر می سپرد وقت ایسا 12 ساله بود خانواده او جهت اشتراک در مراسم اید فسا به ورشلم رفت این اید بخاطر بزرگ داشت حوادث مهم تاریخ اسرائیل تجلیل می شد در پایان اید والدین ایسا طرف خانه حرکت کردند در راه متوجه شدند که ایسا با انها نیست سه روز پر از استراب مریم و یوسف شهر ورشلم را جستجو کردند بالاخره ایسا را در خانه خدا میان معلمین مذهبی یافتند که به انها گوش داده و از ایشان سوال می کرد شنوندگان از معلومات و پاسخهای او در حیرت بودند اوه این بچه کیست که ایتو سوال می کرد؟ والدینش از دیدن او تحجب کردند مادرش به او گفت بچهم چرا اتو کردی؟ ما و پدرت دیافتند تو بسیار سرگردان شدیم شما چرا پیشتون می گشتین؟ نفهمیدین که باید نپیشت کار پدرم بگردم؟ به این ترتیب ایسا با والدینش بناسره برگشت که در آنجا در حکمت و قامت رشت کرد و بپسند خدا و مردم بود در پانزه هومین سال حکم روایی تیبریویوس امپراتوری روم وقت ایسا حدود سی سال داشت کلام خدا به یحیا پسر علیزابد نازل شد یحیا به مردم می گفت از گناه توبه کرده در آب تحمید بگیرند تا از آن خدا باشند پس او را یحیا تحمید دهنده نامیدند از گناه برگردید تحمید شوید تا خدا گناه تان را ببخشد یحیا کنار دریای اردن در فضای آزاد با مردم صحبت می کرد و به تمام کسانی که پیامش را قبول می کردن تحمید می داد همان طوری که در کتاب اشعیای پیغمبر آمده شخص در دشت فریاد می زند راه را به خدا آماده کنید راه خدا را هموار سازید دره ها باید پر شوند کوه ها و تپه ها صاحب گردند کجی ها راست و راه ها اینا هموار هموار گردند تمام در کتاب اشعیای پیغمبر آمده شخص در دشت فریاد می زند تمام بشهر نجات خدا را خواهنده ما باید چی کنیم؟ بگوین ما چی کنیم؟ چی می خواهید که ما بکنیم؟ هرکی دو پیران دارد یکی را به کسی که او هیچ ما دارد بده هرکی نام دارد باید تقسیم کند استاد ما ممورین مالی هستیم ما چی کنیم؟ اضافه است حد قانونی از کسی نگیرین در میان مردم اساکر رومی نیست بودند که سوال می کردند با ما چی میگین؟ ما چی کنیم؟ از هیچ کسی به زور پول نگیرین هرگز به کسی تو متناق نکنین همیشه به ماش خود قانه باشین بگو آیا شما چی هستین؟ ما شما را به آب تعمید می دهیم ولی شخصی می آیا که از ما بزرگتر است ما لایقش نیستم که بندی بودش آواز کنم او با رحول قدوس به آتش شما را تعمید می ده او با شاخی گندوم را از کا جدا کرده آن را در گودام جمع می کند وقتی مردم تعمید یافتند ایسا نیز از ناصره به جلیل آمد تا در دریای اردن توسط یهیه تعمید گردد پس یهیه او را تعمید دارد ایسا وقتی از آب خارج شد به دعا آغاز کرد در این اصنا روح قدوس خدا به شکل کبوتر برو نازل شد و از آسمان ندا آمد این است پسر عزیزم که از او خشنودم پس از آن ایسا به رهنمایی روح خدا به سهرا رفت که در آنجا مدت چهل روز توسط شیطان وسوسه گردید در تمام این مدت او هیچ چیزی نخورد و گرس نبود در این وقت شیطان برایش گفت اگر به سر خدا هستی بگو ایسان نان شود ایسا از کلام خدا به او جواب داد نمشته شده انسان صرف به نان نیست بلکه به کلام خدا خودانی زنده است سپس در لحظه کوتا شیطان تمام ممالک دنیا رو به ایسا نشان داده گفت همه قدرت و سروت را به تو خواهم داد اختیار دارم به هر که بخواهم ببخشم اگر مرا سجده کنی همش از تو خواهیم نمشته شده خداوند را سجده کن دنها او را خدمت کن بلاخره شیطان ایسا را به یورشلم برد او را به نقطه بلند بام خانه خدا که از سنگ بنایفته بود قرار داده برایش گفت اگر به سر خدا هستی خود را پایین بینداز نمشته شده خدا با ملاحق فرمان خواهد داد تا تو را در دستهای خود نگه دارد و پایین به سنگ نخورد نمشته شده نباید خداوند را بی آزمایید ایسا مدت بعد از این آزمایش های روحانی بناسره در شمال که دورای طفولیت خود را در آنجا سپری نموده بود رفت در روز مقدس هفته که بنام سبت یاد پی شد ایسا به عبادتگاه یا کنیسه محلی رفت و به خواهش رحبر کنیسه بخشی از کلام خدا را قراعت کرد روح خداوند بر من است مرا برگذیده تا بغریبان مجدد هم مرا فرستاده تا آزادی از ایران بینایی نابینایان رحایی مظلومان را اعلام کرده و بگویم خداوند مردم خود را نجات میدهد امروز در حال که به من گوش دادید این پیام به حقیقت پیواست به حقیقت پیواست؟ تنها مسیحی را عملی کردن بیتانه چطور بفهمید؟ شما حتما این ضربالمثل را خواهد گفتین طبیب خود را توا کن شاید هم بگوید کارهای را که در کپرناهوم کرده ای در شهر خودم انجام بده باید گفت هیچ پیامبر در شهر خود قبول نمی شود با این کلمات ایسا خود را به انوان مسیحی که خدا او را جهت نجات مردم تطهین نموده مشخص نموده پیخونبر؟ او خود را چی فکر میکنه؟ بگو کشینش بگو کشینش مردم خواستن ایسا را از تپه خارج دی پرتاب کنند اما او از میان جمعیت گذشت براخت با پیشرفت کار روحانی ایسا به جمعوری شاگردان پرداخت تا در انتشار مجده رسیدن ملکوت خدا به او یاری رسانند در کنار دریای جلیل بعضی ماهیگیران یعنی شمون پترس، یعقوب و یوهنا را دید که مصروف شستن جالهایشان گوشند در نزدیکی آنها دو قایق ماهیگیری نیز قرار داشت ایسا به قایق شمون بالا شد و از او خواست تا کشتی را کمه به طرف داخل دریا براند ایسا در بین قایق نشسته مردم را تعلیم داد در پایان سخنان خود به شمون گفت کشتی را به او طرف او ببریم و جالهایتان را به ماهیگیری در او بندازیم ای استاد تمامش او هرچی تلاش کردیم ایچیز نشد حال که شما بگیدین اینه جالا مندازیم یعقوب، یوهنا آنها از رهنمایی های ایسا اطاعت کردند و انقدر ماهی گرفتند که نزدیک بود جالها پارشوند و با توازو در مقابل ایسا زانوزه در بسانهای او پرداخت از من دور شده خداوندا من گناهکاریم شما در بین قایق نشسته مردم را بردارد من در بین قایق نشسته مردم را در بین ماندازیم ای چیز را بردارد؟ ای نمیتونم شما در بین قایق نشسته مردم را در بین ماهیگیری در او پردارد من گناهکار هستم تونه ترس حالا مردم را شکار خواهی کرد ایسا همیشه مردم را با تعالیم خود حیران ساخته و با اعمالش آنها را تکان میداد روز وقت ایسا در نزدیکی مرکز مزدهم تجارتی کپرناهوم قدم میزد متای باجگیر را دید که در کنار نشسته و از مردم ره گذر باج میگرفت چون باجگیران مردم خیش را غارت می کردن یهودی ها از ایشان نفرت داشتند و نمیخواستن با انها معاشرت نمائند ولی ایسا شخصا با متا حرف زد با من بیا به چشم خداونده ایسا بعد از شبه که در تنهایی مسروف دعا به خدا بود او دوازده نفر را انتخاب کرد که پیروان نزدیک یعنی حواریونی او باشند تا مجده او را به مردم برساند او از میان ماهیگیران پترس اندریاس یعقوب و یوهنا را انتخاب کرد همچنان فلیپ و بارتلما و متای باجگیر توماس و یعقوب پسر حلفی شمون معروف به فدایی یهودا پسر یعقوب و یهودای اسخریفتی را که بعدن خاین برامت نیز انتخاب کرد مردم سراسر یهودیه اورشلم و مناطق اطراف ایسا را میطلبیدند میخواستن به تعالیم او گوش بدهند امراضشان شفای آفته و از سر ارواه ناپاک ریهایی آبند ایسا با قدرت خدایی خود بسیاری آنها را شفا بخشید به تو محتاج هستیم استاد ادهی علاقه من بودن به صحبت او در باره ملکوت خدا گوشدهند سخنان ایسا مستقیمن در دل آنها نفوز میکرد ادهی را اصلاح و ادهی را خشمگین میصاخد اما در زندگی همه آنها اثر میگذاشد خوشا به حال مسکینان دولت خدا از شماست خوشا به حال گرسنگان زیرا سیر خواهید شد خوشا به حال غمگینان خندان خواهید شد خوشا به حال شما که مردم به خاطر من شما را نفرت و تحقیر میکنند در آن وقت خوش باشید و شادی کنید زیرا عجب بزارگ نزد خدا خواهید یافت پدرانشان نیز با پیغمبران چنین کردند شوزده، هبده، هیجده، نوزده، بیست خلا شد دیگه مقصود چیز که میگی خلا شد واهای به حال شما سرعتمندان آرامیتان گذشته همینکه گذشته نمیخواهی پول دار باشند دیوانه هست واهای به حال تون که میخندید غمگین خواهید شد واهای به حال تون که توسیف میشوید اجداد شما نیز پیغمبران دروگین را وز کردند بشنوید دشمنان تون را دوست بدارید چی؟ دشمنای خود را دوست داشته باشیم؟ بابت خواهان خوبی کنید بدگویان را عف بدگومانان را دعا کنید وقت کسی به روی تو میزند طرف دیگر را نیز پیش کن اگر کسی چپندت را میگیرد پیرهندت را هم بده اگر کسی چیز بخواهد ببخش کسی که از شما چیز بگیرد آن را پس بخواهید توره رفتار کنید که از دیگران توقع دارید حتما منظورش رومی ها نیست بدتر از او ای سامری های پسته که خدا هم آنها را دوست ندارند بد نکنید تا بد نبینید ملامت نکنید تا ملامت نشوید ببخشید تا بخشیده شوید بدهید تا به شما داده شود به اندازه بخشتان پادهاش خواهید یافت خداوندام ما را ادایت کن اگر کسی را دوست دارید که شما را دوست دارد افتخاران چیست؟ گناهکاران هم چونین میکنند اگر به کسی نکی کنید که به شما نکی کرده چی عجیر دارید؟ همه چونین میکنند نه دشمنت را دوست بدار و به اونی نکی کن قرض بده و پس نتراب بعدن عجر بزار خواهی یافت و فرزند خدای بزار خواهی بود او به ناسپاسان و بدکاران مهربان است رحیم باش توریک خدایتان رحیم است در این برنامه داستان عیسا در مورد تولد موجز آمیز او شنیدیم فرشته با چوبانها گافت که نجات دهنده ایشان تولد یافت است وقتی عیسا تحمید گرفت ندای آسمانی او را پسر خدا خاند عیسا با کلام، عمل و موجزات خود ثابت کرد که حقیقتاً پسر خدا و نجات دهنده ای جهان است عیسا گافت هرگاه او را به حیث نجات دهنده ای خود قبول کنیم گناهان ما را میبخشد کسانه که به او ایمان میاورند، بخشیده میشوند اگر میخواهید بخشایش عیسا را به دستارید همین حالا به او بگویید با اصحار ایمان به او در دعاهایتان عیسای مسیح در زندگی شما داخل خواهد شد میتوانید با من یک جا خاموشانه یا به آواز بلند چونین دعا کنید ما خاندن دعای را به شما پیشنهاد میکنیم من این دعا را به استگیه میخانم شما میتوانید با من آن را به آواز بلند و یا خاموشانه بخانید عیسای خداوند، من به تو محتاجم تقاظا میکنم گناهان مرا ببخش من به تو ایمان دارم و تو را به حیث نجات دهنده و خداوندم میپذیرم اراده زندگیم را به دست خود بگیر از من شخص بساز که مورد پسند تو باشد آمین هرگاه عیسای مسی را به حیث نجات دهنده ایتان بپذیرید یقین داشته باشید که او همین حالا با شماست و بدانید که گناهانتان بخشیده و بعد از مرک با خدا زندگی عبدی خواهید داشت میتوانید با دعاهای روزانه ایتان را به طیخ اشراب عیسای مسی گسترش و تحکیم بخشید کلام او را بخانید احکام او را اطاعت کنید با پیروان او ملاقات کنید به این وسیله میتوانید ایمان و دانشتان را در باره عیسا افضایش دهید لطفاً به برنامه بعدی داستان عیسا گوش دهید خواهم شونید که پیام عیسا سبب شد تا عده زیاد سوال نمایند چی فکر میکنید؟ او مسی نیست؟ لطفاً به برنامه بعدی داستان عیسا در پنج بخش گوش دهید شنونده عزیز آن توجه شما را به شنیدن یک سرود روحانی جلب میکنید در درون جان ما غوغان سد هزاران مجد بر دل خواست عیسا آمده در درون جان ما غوغان سد هزاران مجد بر دل خواست عیسا آمده سد هزاران مجد بر دل خواست از نسیم این پیام آسمانی روز شب عشق شادی در دلم دریافت عیسا آمده در درون جان ما غوغان سد هزاران مجد بر دل خواست عیسا آمده در درون جان ما غوغان این حدیث سوسان است و این حدیث آسمان این حدیث لالای سهر است عیسا آمده در درون جان ما غوغان سد هزاران مجد بر دل خواست عیسا آمده در درون جان ما غوغان سد هزاران مجد بر دل خواست عیسا آمده دستانه عزیز امیدوارم که از شنیدن این قسمت داستان زندگی عیسای مسیح لذت برده باشد شما می توانید فردا صبح قسمت دیگر داستان زندگی عیسای مسیح را روی همین موج ساعت هفت صبح بشنوید