۱ ساعت
۲۳ اُکتُبر ۲۰۲۶
خواهشات و احساسات جنسی از طرف خدا داده شده است، از خلقت. بیان جنسی خالص و معنی دار است، در محدودههای ازدواج – طوریکه خدا آنرا مقرر کرده است.
ترومای آزار و اذیت جنسی و حمله عمیق و خصوصی است، زیرا درد، شرم و سرزنش را به ارمغان میآورد. بدتر از همه، قربانی نمیتواند در مورد اش صحبت کند. سکوت اجباری حمله جنسی، سرزنش کردن قربانی منجر به آزار و اذیت نسلی و خشونت میگردد. زمانی التیام وجود دارد که قربانی بتواند یک شخص محرم را پیدا کند، بفهمد که آنها مقصر نیستند و حضور تسلی بخش خدا را تجربه کنند.
به برنامه این راز زندگی خوش آمدید. این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. سلام میکنم به همه شما عزیزان محبوبان خداوند. خوش آمدید که فرصت دیگر ما حیاش شده تا از این طریق مهمان شما باشیم و یا شما مهمان ما باشید و بتونیم محبست دیگری را با هم در رابطه با تراما و زخمای قلبی پشت ببریم.
امروز هم برادر آرلی با ما هستند. در اینجا حضور دارند و ما با هم این برنامه را پشت میبریم. برادر آلی جان سلام خیلی خوش آمدید. سلام دانیال جان خوش آمدید که با شما باشیم اینجا و برای تمام بینندگان هم سلام عرض میکنم. امیده شما خوب باشید هرکجایی که امروز هستین آرام باشید و خوش آمدید که بتونیم امروز یک صحبتی با هم داشته باشید.
بسیار عالی. ما یک مجموعی را با هم شروع کردیم در رابطه با محبست تراما. خب در طول برنامه بارها اشاره کردیم که ای برنامه کمک کننده است. اطلاع دهنده است. آگاهی رساننده است. و میتونه کمک بکنه ما موضوع تراما را دنبال کنیم. بشناسیم و بتونیم درک بکنیم که چی چیزی هست یا چی چیزی نیست. و چه قدمهای را میتونیم برداریم.
پس صرفاً ما و شما به عنوان یک کارشناسی که میتونه این محبست را پیش بوبره، صحبت بکنه و مطالب مختلفی که در کتاب مقدس هست و یا در دنیا امروز در بحث درمان این شرایط هست را جماعواری میکنیم. ما این کار را انجام میدیم. ولی در واقع متخصص یا روان پزش یا روان شناس نیستیم. و شما عزیزان اگر یک همچین مشکلی داشتید یا یک همچین شرایطی را تجربه کردید این میتونه شروع خوبی باشه که به یک درکی برسید جسدجو کنید و در مسیر شفا قدم بردارید.
برادارانو جان ما امروز میخواییم باس هم طبق روال معمول یک داستان از کتاب مقدس را شروع بکنیم در رابطه با همین محبست تراما ولی در ابتدا ما داستانهای کتاب مقدسی را دنبال میکنیم و میخواییم روی یک موضوع دیگری اول بپردازیم و بعد ادامه بدیم وارد بخش بعدی شویم.
موضوعی که در ابتدا هست در رابطه با از این هستش که میل جنسی احساس جنسی خوب هست یا برد و خدا او را چطور آفریده و این که چطور میتونه این احساس خوب تبدیل بشه به ایک آتشی که میتونه یک خانواده را از بین ببره و یا میتونه به جامعه آسیب بزنه. پس داستانی که انتخاب کردیم کتاب سموهیل هست در عهد عتیق و داستان داود و به چبه هست در کتاب دوم سموهیل باب ۱۱ داود پادشاه اسرائیل بود نبی هم بود دوستان مسلمان ما خیلی تحکید میکنن که انبیاء معصوم هستن ولی کتاب مقدس تلاش میکنه که اونها را از گناه دور نکنن یعنی نگه که آنها بدون گناه هستن و یا معصوم هستن آنچه که هستن نشان بود نشان بود
پس داستان ما در حوال داود و به چبه در دوم سموهیل باب ۱۱ جایی که داود که مردی موافق دل خدا خانده شده خداوند زعفای او را در کتاب مقدس پنهان نمیکنه و یک فصل بحاری که سپاهیان داود به جنگ میرن داود در خانه بوده و از میدان جنگ فاصله گرفته در ارشالیم منده و یک روز عصر پیشین روی بام خانه به خانه همسایه نگاه میکنه و یا به جایی که خانه افراد و کسانی که با او همکار هستن و یا سردارانش هستن نگاه میکنه و زن این را در حال استهمام میبینه و تلاش میکنه که او زن را دعوت بکنه به خانه خودش
برادران به نظر شما در اون نگاه اول داود گناه کرد؟ خب کمی برگردیم پیش چطور میره در بام قصر خود؟ شاید اونجا نباید میبود او باید چون ملت خدا جنگ هست او چرا در قصر خود هست؟ ما فکر میکنم شاید بیتر میبود او باید حواستش طرف دیگه باشه ولی یک نگاه خودش یعنی خود نگاه کردن یا دیدن خودش گناه نیست ولی گناه در کجا شروع میشه اینجا؟ وقتی که دعوت استاد میشه توجوه میکنه و امی دیدن پروارش میکنه، شاید چشمدوزی میکنه و خیل پرانی میکنه و بعد پرسس جوی میکنه که این زن کیه است، از کجا است و چطور است و اون را میتلبه یعنی اونجا چی را میبینیم؟
میبینیم که این ميل، که بعدان بیشتر در این موردم گره میزنیم که ميل جنسی یا احساس جنسی یک هدیه خداست، در جایش خوب است از اینجا داود اجازه میده که این ميل به تمعه برسه و تمعه غالب میشه و پس در اینجا گناه شروع میشه و راست میگی که کتاب مقدس گناهان یا تا گناهان انبیاء هم نمیپوشانه ولی بعدان خواهد دیدیم که چی اتفاق میفته دقیقا وقتی که با این محفظ روبرو میشیم میبینیم که داود خود را در شرایطی قرار میده که دو تا حکم زیر پا میمونه یک حکمی که در ده فرمان هست، یک حکمی که زنا مکن هست که خیلی قاته میگه که زنا مکن و حکم دیگری هم هستش که میگه که به زن همسایه خود تمام اورست و داود هر دوی از اینها رو میشکنه
و بتشبه زن اوریا رو دوت میکنه و با او هم بستر میشه و نخشه میکشه بعد از اینکه بتشبه بردار میشه و داود با خبر میشه نخشه تاریک تری میکشه نخشه شمتری میکشه تا همسر بتشبه اوریا را به قطر برسانه و در واقع زن از او را تصاحب کنه و میبینیم که این داستان همطوری جلو میره و بدتر و تاریکتر میشه و همسر بتشبه اوریا یک مرد شریفی بود که در ميدان جنگ بود ولی داود به خودش اجازه میده که حتی به او سردار خودش خیانت بکنه و این میتونه خیلی سخت باشه درکش خیلی قابل بحث باشه بله چونو پاچاس زور داره و مردم هم چپ میمونن چیزی نمیگن و شاید همه چیز تمام شده باشه مردم ساکت استن و شوهر بچه به هم کشته شده است فیلن بچه به خانم داود میشه ولی خدا ساکت نماند و یک نبی دیگر است به نام ناتان و خدا ناتانه میخوانه که برو پیش داود و ناتان میعه و یک داستانه برایش حکایت میکنه داستانه بسیار ساده و این مثل یک آینه بود که این را پیش داود نشان میده و داود اینجا میبینه که ما خود ناتان اول میگه تو امو گناکار استی تو امو بستلا تصرف کننده استی و بعد ناتان یک گفت دیگر میزنه که بسیار تکانده هندست میگه که شمشیر هرگز از خانه تو دور نخواد مند یعنی امی لذت گذاری لذت بسیار کتا و ایسه زخمی طولانی و درازمودت تمام خانه و تمام قصر و حتی تمام ملت میشه
پس اینجا میبینیم که چون نیم اتفاق بسیار داوام داره دقیقا این میتونه خیلی به ما کمک بکنه میتونه پولی باشه برازی که ما بتونیم به منحصر بعدی بیشتر بپرداشتیم که چطور این آسیب وارد جامعه میشه چطور این آسیب وارد یک خانه میشه بتشبه به اون تجاوز میشه به نوعی و بتشبه نمیتونه جلو گیری کنه از پادشه هایی که قدرت داره و همسرش اوریا کشته میشه و فرزند خود طفل خود از دست میده و خدا هم ساکت نمیمانه ناتان رایه میکنه و ناتان داود را توبیخ میکنه با کلام خدا سخت توبیخه میکنه و برای از اون میگه که شمشیر از خانه تو دور نمیتونه
ولی خوبی اینجا البیتی الان وقت نداریم زیادتری مورد صحبت کنیم ولی داود ملزم میشه قبول کرده که ما گناه کرده و مزمور پنجاوی ایش شکل میگیره که دلی تاهر در من بیافرین واقعا یک مزمور زیباست چطور اتا داود میبینه گناه کار است و که ما پیش تو گناه کرده ما یا خدا دقیقا پس وقتی که میبینیم که این آسیب از یک شخص شروع میشه بله این آسیب انتقال پیدا میکنه واو در جامعه و حتی فرزندان داود از این قایده مستثنان نیستن خانواده داود از این قایده مستثنان نیستن و یا جامعه که داود در اونجا پادشاهی میکنه اونها هم درگیر میشن و این اتفاق یا این آتش یا این شهوت میل جنسی که کنترول نشده مدیریت نشده واو به صورت افسار گسیخته زندگی دیگران و جامعه تحت تحصیل قرار میده خیلی تحصیل گذارست اطرافیان هم
و شاید سوال باشه که این مایل یا این احساس جنسی که فطری است، اینا این بد است دانیال جان؟ من اجازه بکنم، من میخواهم که شما نامه بدید. این واقعا یک سوال مهمی است. چون این یک چیز جهانی است. ولی وقتی که کتاب مقدس را میخانیم، از اول میخانیم، خلکت را میخانیم، که خدا انسان را خلکت میکنه. و انسان را چیگونه خلکت میکنه؟ انسان را مرد و زن، نر و ماده خلکت میکنه. آفرینش. و بعد خدا چی میگه از این آفرینش؟ نیکوست.
پس با این ميل جنسی که با هم مرد داده میشه و با هم زن داده میشه، این از طرف خدا است. این مقدس است. و این معنی بکش است. و زیباست. مقدس است. ولی در کجا مقدس است؟ در چارچوب خانواده است. و ما میخانیم در پیدایش بسیار زیباست. به همین دلیل، وقتی که هم زن و هم مرد آفرینش میشه میگه که مرد پدر و مادر خود را ترک کرده و زن خود میپایوندد و هر دو چی میشن؟ یکتن میشن. و بعد میخانیم آدم و زنش بی بی هوا هر دو براه نبودن ولی احساس شرم و خجالت را نمیکردن.
پس اینجا میبینیم که یک پاکی و زیبایی در چارچوب ازدواج در اینجا است که از طرف خدا است. و حتی در یک جای دیگه در ایبرانیان در عهد جدید هم میخانیم که بستر ازدواج چی است؟ مخترم است. پاک است. ولی مشکل در کجا است؟ مشکل در خود مایل و احساس جنسی نیست. چون طبیعی است. ولی مشکل در زیاده روی است. در لذت جویی است. و در تمه است. این از چارچوب میایی بیرون. مثل رزا جان ما اینجا گوگرد داریم. و میتونیم اول گوگرد فقط در قطی نگاه کنیم. خب این یک چیزی پس گوگرد به درد نمیخوره. و ما میتونیم گوگرد هم به بچه بتیم. هر دلتانه است.
ولی در خود گوگرد یک زور است. و این زور میتونه چی باشه؟ مخرب باشه و یا میتونه بسیار آلی باشه. کمک کننده باشه. پس این رو که در میتیم. با این چی کار میکنیم؟ این رو باید درست در ساختار منظم باید این رو استفاده کنیم. پس فکر میکنه این ميل و این احساس که خودشم یک زور است. یک تحرک است.
این رو چی گونه استفاده میشه؟ در چارچوب ساختار ازدواج و در اونجا زیبای خود هست. و وقتی که از اون میای بیرون. از افسار میای بیرون. چیز پاره میشه. مخرب میشه. دقیقا همینطور است که شما اشاره کردید. خیلی مثال خوبی زدید برادر آلی. گوگرد میتونه در جای بسیار مفید بشه. ولی در جاهای میتونه یک خانه را آتش میزنه. و یا میتونه یک جامعه را از بین ببره. و اگر یک جامعه نتونه پاکی جنسی خود را حفظ بکنه. یا منبعی نداشته باشه بر ازی که ایره درد بکنه که میل جنسی در چارچوب خانواده یک هدیه مقدس است. و میتونه به زندگی زناشویی یک معنای عمیق ببخشه.
بسیار عمیق است. و میتونه به اشق و محبت یک معنای عمیق ببخشه. و نه تنها معنای عمیق ببخشه. بلکه نسلی را ببخشه به جامعه که در پاکی زندگی میکنن. و همه مایی را میخواییم. همه مایی را دوست داریم. کاملا. ولی اگر یک مردی و یا خدای نخواسته یک زنی این میل جنسی را نتانه مدیریت کنه. نتانه کنترول کنه. و در چارچوب مقدسی که خدا در نظر گرفته او را رایت نکنه جامعهی را ما داریم که در او جامعه بیعتمادی هست. برزگی هست. شهبترانی هست. و همه و هم خیانت میکنن. و این جامعه نمیتانه در یک جامعهی باشه که مد نظر خداوند هست.
آیت دیگری هست در کتاب یعقوب با به یک آیه چارده تا پانزه که من او آیت را نمیخوانم. ولی مضمون از این آیه همیه هست که میگه که وقتی که او میل اون نفس وقتی که در درون انسان پرورش داده میشه و میل جنسی شهبت هر چیز دیگری در درون انسان پرورش داده میشه و تبدیل به یک نفس لذتجو میشه یک زندگی نفسانی و جسمانی میشه و آبستن به گناه میشه و این گناه با خودش مرگ به بار میاره و این مرگ نتنها خود فرقی بلکه وارد جامعه میشه بله در اونجا وقتی که وارد جامعه میشه وارد دیگر میشه اونجا چیه زخمی هست دقیقا یک زخم وجود میاره پس گناه میتونه وارد زندگی شوه و این زندگی شخص رو از بینگو بره و از اون طرف میتونه یک جامعه را تحت تحصیل قرار بده
حالی اگر بخواییم در فرصت کمی که داریم به قسمت بعدی یا داستان بعدی بریم در برابر داود پادشا که اشتباه کرد شخص دیگری هست در کتاب مقدس که تانست این میل جنسی این احساس درستی که خداون در درونش قرار داده را مدیریت بکنه و اون بتونه به جایی برسه که خیلی آره نجات بده داستان یوسف یوسف خیلی آره داستان شدیدن بهترین داستان یه احتیاطی که است و بارها و بارهای داستان تکرار میشه و هر دفعه یک بحثی داره که کمک کننده است یوسف رو برادرانش ساده میکنند و یوسف مهاجر یا پناهنده به مصر میشه و در اونجا در خانه فوتیفار و زلیخا زندگی میکنند
در داستان یوسف ما ببینیم که یوسف طرز برخورد دیگری داره و طور دیگری رفتار میکنند بله او در خانه فوتیفار که یکی از عربابهای بزرگ مصر است در خانه از او نوکر است یا غلام است و او وافدارانه در اونجا خدمت میکنه و عرباب یعنی فوتیفار تمام اختیارات در خانه به دست یوسف میسپوره و اونجا کار میکنه وافدارانه کار میکنه ولی خانمش زلیخا رو که گفتین که ای در فرهنگ فارس شهرت داره این خانم یوسف رو میبینه و خانم او را دوت میکنه و میگه بیاین در اتاق خود و نفکرد یک روز اونجا میخوانید که هر روز به او سخان میگوید و میخوای او را به همبست شدن دوت کنه
پس یوسف چی کار میکنه؟ جواب یوسف چی؟ خوب سوال است و یوسف چون میخوانید یعنی یک پسر تقریبا ۱۷-۱۸ سالا باشه ولی نوجوان است ولی دو لنگر قوی داشت محکمی داشت زندگی یکی امانت داری و میگه که چیگونه بتانیم در مقابل عرباب خود صاحب کار خود چیگونه بتانیم او را در مقابل از او خیانت بکنیم این یک لنگر است و لنگر دوام خدا ترسی و خدا را حاضر میدان است خدا ما را میبینه و میخوانیم که چیگونه مرتکب چونین شرارت زندگی شوم و به خدا گناه ورزم
یوسف نگفت خب میتوانیم که شاید کسی دیگه ما را بیبینه او را که نگفت ولی گفت خدا ما را میبینه و من نمیتوانیم در مقابل خدا گناه کنم پس چی کار میکنه؟ او فرار میکنه و استاد نمیشه بحث نمیکنه در شراعت گناه انگار لازم هستش که بعضی وقتا فرار کرد استاد نشد فلسفه بافی کرد دانگیری کرد دلیل آورد که مثلا ای از من درخواست کرد و من آچار بودم و یک راهی را پیدا کرد برای از این که هم در امانتداری امین و وفادار باشه و هم در ترس خدا بتونه راه خدا پیدا بکنه
پس وقتی که ما وارد دوتا داستان بشیم و دوتا شخصیت میبینیم که دوتا شخصیت دوتا طرز برخورد متفاوتی دارن یک نفر میتونه احساس خدادادی خود را کنترول کنه مدیریت کنه و تبدیل شده به شخصی که میتونه بسیاری را نجات بتن یوسف شخصی که بسیاری از دستانهای دوروبر خود را نجات داد و یک شخصی هم مثل داود باشه که او هم یک پادشایی هستش که نبی هست و کتاب داره و خطاب کنه و گروه کنه و به نوع یک سغوت اخلاقی داشته باشه
پس دوتا طرز برخورد متفاوت دوتا برداشت متفاوت را به وجود میارن و این میتونه سؤال ما باشه که طرز برخورد ما با این احساس و میل خدادادی چی هست ما چطور برخورد میکنیم هایا ما میتونیم او را مهار کنیم و او را تبدیل بکنیم به یک احساس معنا بخش در چارچوب ازدواج و خانه بادر و پاکی و یا نه ما دوست داریم این تبدیل شوه به ایک احساسی که غیر قابل کنترول است و تلاش بکنیم از او سو استفاده کنیم و به هر طرف بریم و به دیگران حتی آسیب بزنیم
فرصت کمی در بخش اول نمونده چیزی هست در این طرف خب ولی الان میره به باقی دیگر که یعنی اینجا دو بودست یکی که صحبت کنترول این یک بس است ولی بس دیگر زخمهای قلبی هست که این واقعا یک بس بسیار مهمی است و بیبینیم که یک گنا با ایسای زخمهای بسیار زیاد میشود.
بله، بسیار عالی، پس با ما بمونید یک وقفه کتا داریم، بر میگردیم و این محفظ رو ادامه میدیم.
محفظ رو ادامه میکنید که یک وقفه کتا داریم و این محفظ رو ادامه میکنید که یک وقفه کتا داریم. ستو کدو ستو نیکو خلای بولان، تو راهیم تو راهیم خدای اردیم. ستو کدو ستو نیکو خلای بولان، تو راهیم تو راهیم خدای اردیم. شبانی نیکو آیسایی تو دابه هدید خادر مطلع. شبانی نیکو آیسایی تو دابه هدید خادر مطلع. پرزههای زورستی تو کنه رحمه درخال خواهی موی سکن سرتانه. آبههای اوهی تلخانه جوهی سروری موی ایسایی مصیب. آبههای اوهی تلخانه جوهی سروری موی ایسایی مصیب.
بینندگان گرامی، آیا میخواید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تلخان ۰۰۱-۲۲۶-۴۷۶-۴۴۶۲ زنگ بزنید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی داتکام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک داتکام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید. ما منتظر تماس شما هستیم.
و تبدیل شما به شهوت و شهوترانی و گناه به بار بیاره و نتیجه گناه بتانه هم به شخص آسیب بزنه و هم به جامعه. در این بخش میخواییم ببینیم که این محبتش رو چطور میخواییم از نظر آسیب شناسی و یا زخمای قلبی و یا موضوع اطراما بشناسیم.
برادارالی جان، ما این محبتش رو چند ماه هست که باید دنبال میکنیم. شاید بسیار از عزیزانی که نو وارد شدن و برنامه ما رو نگاه میکنید. هیچ آشنایی با کلمه تراما یا معنای کلمه تراما ندارن. اگر دوباره بخواییم اشاره کنیم که تراما یعنی چی برادارالجان؟ خب تراما خب کلمه انگلیسی هست یعنی به معنی زخمه ولی زخم جسمی شاید نباشه. زخم عمیق در روح و روان یک انسانی که بعد از یک اتفاق تلخ و سنگین باقی میموند. که شاید روی بدن اصلاً دیده نمیشه ولی در روح و روان در قلب هست. در زندگی هست در خوابهایی هست در رابطه هایی هست. همیشه ای را در خاطره چیز میموند و مخصوصاً حالا ما شما صحبت از روابط جنسی داشتیم و وقت که این آسیب جنسی باشه این بسیار عمیق هست یعنی به عمیقترین خوصوصیترین بقش وجود انسان اونجا دسترازی میشه.
و نقطه مهم اینجا این هست که چونین تجاوز جنسی یا چونین آسیب جنسی این به این معنی نیست که خود امو شخص خود قربانی او گناکار باشه او ضعیف باشه یا او مقصر باشه یا شاید تنبیه خدا باشه وقتی که این تصویر را میبینید شما میتونید تصویر بکنید که این چی درد را کشیده باشه چی رنج را میکشه پس این با چیک احتیاج داره چونین شخص به درمان احتیاج داره نبه سرزنش و پس اصل موضوع این است که چطور چونین شخص که در روح و روان آسیب دیده بسیاری آسیب امیک چیگونه بتونه شفا پیدا کنه دقیقا ما وقتی این این اینکس میبینیم به این تصویر که یک شخص میتونه خودش به نوعی شکننده ببینه و یا تصویر واضعی از خودش نداشته باشه و یا رقم اون تصویر تکه تکه شده باشه و این میتونه خیلی امیق باشه
ولی همونطور که شما گفتید این خیلی مهم هست اون بخشی که ما تلاش میکنیم شخصی که مورد آسیب قرار گرفته را سرزنش کنیم درواقع اون هیچ تخصیری نداشته اون نیاز به درمان داره خیلی فرهنگ ما رفتار ما روابط ما طوری رقم خورده که ما تصمیم میگیریم به سرزنش کردن از او و یا تمام تلاش درمان خود را از این طریق انجام میده ولی اگر بخواییم باز دنبال کنیم این موضوع را این زخم قلبی این تراما چطور در زندگی یک شخص خودش آشکار میکنه خوب اینجا فکر میکنم دو زخم هست زخم اول اون زخم خود تجاوزیت و تجاوز جنسی این خودش یک زخم امیکی در روح روانش هست ولی زخم دوم این هست که امو شرم هست که او باید یه را پت نگاه کنه باید یه را پنهان کنه و خودش فکر میکنه که ما خراب هستم ما شاید نجست شده باشم و یعنی او خودش احساس میکنه که ما گناهکار هستم و خیلی از خوربانیها اینطور فکر میکنند که دیگه ما زندگی خود را باختیم تکثیر من بوده ما گناه کردیم
پس همونطور که گفتیم یعنی دو تا زخمهای مختلف هست خود تجاوز یک زخم هست و بعد این شرم و این پنهانی زخم دوم هسته و او باید ایرا همیشه به خود انتقال بکنه بله در واقع شما اشاره به دو تا زخمی کنید که یکی جسم او زخمها تجربه میکنه بدن او زخمها تجربه میکنه چرا؟ چون که به او جسم تعرض شده به او جسم یاسب را به صورت فیزیکی درک میکنه و قسمت بعدی او قسمت درونی هست که شخص دائم با او درگیر هست صداهایی که در ذهنش هست قضاوتهایی که خودش از خود داره و یا صداهایی که دیگران به وجود میارن او شرم و حس تخصیر و سرزنشی که دیگران روی از او قرار میدن و نشانهای دیگری هم خب شاید در جامعه باشه که قابل دیدن هست که نشان از این زخم و آسیب قلبی داره که میشه او رو مشاهده کرد میتونی در رابطه بازی موضوعاتی؟ یعنی او نه فقط در خودش این احساس داره و یعنی ارتباط خود به دیگران هم خیلی خراب میشه او میترس از دیگران شاید یک نظری دیدی بسیار منفی از مردها داشته باشه چون این تجاوزی بوده دیگر اعتماد نداره خوابهای بدی میبینن خاطرات بد موزر دارد، شاید افسردگی داشته باشد، شاید خود را کنار میکشد، شاید از جامعه نمی توند به مردم رفتومت و معاشرت داشته باشد و احساس میکنم من دیگه یک آدم سالم نیستم، آنچه که میخواستم باشم دیگه نیستم و اگه چنین زخم درمان نیابد، این هم انتقال نیابد به ارتباط زن و شوهی در ازدواج و ارتباط دیگه و اون نمی توند سالم در جامعه زندگی بکنه
دقیقا، چیزی که شما دارید اشاره به اون میکنید، چخصی که خودش دوچار زخم قلبی شده و در آسیب هست و این وارد تجربه زندگی مشترک میشه و این میتوند در دیعتمادی زندگی بکنه و امو تلخی وجودش رو و یا امو احساس شرمش رو و یا هر احساس درمان نیافته شده در وجودش رو انتقال بده حتی به فرزندانش و این انتقال در جامعه سورت بگیره
پس ما خیلی کتا تلاش میکنیم در راوی تا با از این صحبت بکنیم وقتی وارد از این ما پس میشیم ببینیم که موضوعات خیلی زیاد دیگری هم هست نه تنها زنها مورد تجاوز قرار میگیرن حتی بچهها و مردها و بسیار از مرد هایی هستن که امروز شاید تجربیات خیلی تلخی از این زخمهای قلبی در کدکی خودشان داشته باشن
خب بردار عالی جان اگر بخواییم که ما این عچه گریری کردیم که یک آسیب تنها یک آسیب فردی نیست جامعه هم دوشار از این آسیب میشن و جامعه هم این آسیب رو تجربه میکنه این به چه صورت هست جامعه چطور این را تجربه میکنه واو فکر میکنم یک موضوعی که بسیار مهم است در موضوع سکوت یا چپ ماندن این موضوع جهانی هست ولی خیلی کشورها که موضوع عزت آبرو بسیار مهم است گردچه این اتفاق شاید هر کجا باشد اتا در خود خانم باشد ولی بخاطر نگه داشتن عزت آبرو این موضوع کاملا پنهان است سکوت است و اگر در این مورد صحبت نمیشه این زخمها میتونه امیگتر امیگتر شوه و وقتی که صحبت نمیشه جامعه اجازه میتونه رای را باز میکنه که تقرار شوه و ادامه داشته باشه
پس این یک موضوع بود است که باید در این مورد بیشتر صحبت شوه دوام ملامت یا سرزنش خود قربانی که در بعضی جایها به جای این که جلاو گرفته میشه خود قربانی او سرزنش میشه او ملامت میشه پس او باید دو چند سه چند زخم متقبل میشه و بعد آخر چی میگم این تجاوز و پنهان کردن از او و ملامت کردن قربانی چی میشه ما میبینیم که در خود جامعه ای ادامه داره و یک چرخش خوشونت را میبینیم که این نسل اندر نسل ادامه داره در بعضی جایها
و این سه چیز یعنی ساکت ماندن یا پنهان کردن و ملامت کردن قربانی و چرخش خوشونت و پس جامعه نمیتونه درست رشت بکنه اگر خیلی از اشخاص در این جامعه قربانی از خودشانستن ما اگر فقط در گوگل میاریم میتونیم میبینیم که معامار تجاوز جنسی یا عذیت جنسی دانیال جان در بعضی کشورها بسیار بالاست یعنی در بعضی جایها بیشتر از خانما چیز شدن مورد عذیت یا تجاوز جنسی قرار کردن و این کاملا برخلاف تعلیم کتاب مقدس است که میگن که بستر ازدواج مقدس پاک است و زیبا است ولی انسان است که این را خراب میکنه و بسیار زخمهای را در میان جامعه چیز تیت میشه
شما خیلی اشاره خوبی داشتید به شخصی که قربانی هست و به او تجاوز شده یک مرتبه شخص متجاوزگر به او زربه میزنه و یک مرتبه مردمی که آگاهی دقیقی ندارند یا نگاه روشنی به این موضوع ندارند و شاید بارها و بارها این شخصی که قربانی شده ات چنین تجربهی داشته باشه. و وقتی شما داشتید در حوالتا با جامعه صحبت میکردید من یاده بخش اول افتادم جایی که خدا از طریق ناتان داود رو ملاقات میکنه و براز اون میکنه که این شمشیر از خانه تو جدا نخواهن شده.
یعنی در واقع داره اشاره میکنه که این زخم این آسیبی که تو زدی به خودت به دیگری و اطراف فیانت این وارد خانه تو میشه یعنی وارد جامعه میشه که تو در آن زندگی میکنیم. ولی خب اگر باز از فرصت خود استفاده کنیم وارد بخش دیگری شویم. چه حواملی باعث میشه که یک همچین شرایطی در جامعه به وجود بیاید شکل بگیره.
چه حواملی دست به دست هم میده که جامعه دوچار چینین آسیبی شده. یا دختر، بچه، زن و مرد چینین تجربه ای را داشته باشن. پس سوی استفاده از قدرت، از مقام یا موقف شاید کلانترین دلیلی باشه که زیاد اتفاق میفته. و خوبدری در جاهای مختلفی میبینیم. صحب خانهها و در هرکجای که در شرکتها، در مرکاتب و در جاهای مختلف ای را میبینیم. که اشخاص قدرت خود را که دارن یا مسئولیت که دارن او را درست مدیریت نمی کنن ولی سوی استفاده میکنن.
ولی موضوع دیگه است که ما اشاره کردیم دانیل جان، اما فرهنگ سکوت، فرهنگ شرم ای هم باعث میشه که بیشتر و زیادتر اتفاق بفته. وقتی که در یک خانواده یا جامعه رجعه به این موضوع صحبت نمیشه. یا رجعه به خود موضوع بدن یا اعضای بدن که بدن چی هست و اونجاه ایچ تعلیمی نیست، ایچ رخنمایی نیست.
پس مایل که گفتیم که مایل طبیعی است، اما وقتی که به بچهها و به دخترها رجعه به این مایل در صورت درست، در صورت منصب تعلیم دادن نمیشه، اینها کلان میشن و مرزهای سالمه نمیدانند. چطور هست؟ چطور این مرزهای درست، این افسار که داریم یا این گوگرد کدرتی که داریم چه گونه باز او برخورد کنیم؟ یاد ندارن و پس سوی استفاده میشه، غلط استفاده میشه و بعد به ایسی زخمهای زیاد میشه.
در اون قسمت اول وقتی شما اشاره کردید که اشخاص از اون قدرت و مقام خودشان استفاده میکنند و وقتی میریم در ایک جامعه که مرد صالار هست، ما نمیخواییم مثلا آلی بخواییم جامعه خداهی ضربه بزنیم، مردم جامعه خداهی ضربه بزنیم،
ولی وقتی وارد یک جامعه مرد صالار میشیم، میبینیم مردها از یک موقعیت قدرت برخوردار هستند، زور دارند و میتونند زنها رو محدود کنند، میتونند از قدرت خود استفاده کنند، میبینیم که در یک همچین جامعه چینین آسیب هایی بیشتر حتی هست، و یا در بخشای دیگر میبینیم اشخاصی هستند که در جامعه نخشای اجتماعی دارند، معلم هستند، مولا هستند، قاری هستند، هر چیزی که هستند، موقعیتی دارند که میتونند از اون موقعیت سو استفاده بکنند، یعنی در واقع انسانهای نیستند که ظاهرشان مشخص باشند، اینها آدمهای متجاوزی هستند، بلکه اونها مقام و موقعیت و رتفع اجتماعی دارند، و یا حتی جزمی از اخوام هستند، فامیل نزدیک هستند، و اونها در شرایطی میبینیم که این میل جنسی که کنترول نشده، مدیریت نشده را تبدیل به ابزاری میکنند برای سو استفاده جنسی.
و پس امو شخص مقابل چون امو قدرت میبینه، امو مقامش میبینه راه دفاع نداره، مجبور است در پیش از او تسلیم شوه. و یعنی بعضی میکنه باید فرار میکنه و باید قبول نمیکنه، نه ولی چطور در مقابل چونین قدرت مقابل کنه؟ چونین شرایطی، حتی مثلا شما شرایط کردید رئیس، عرباب، کسی که صاحب خانه است، کسی که یا پول در اختیار داره، قدرت در اختیار داره، او شرایط را طوری فراهم میکنه یا طوری شکل میده که او شخص هستند نتونه فرار بکنه.
و یا اگر خود بذاریم جای او کدک. چه دختر، چه پسر در شرایطی قرار بگیره که ندانه چی کار بکنه و بر از او هیچ آگاهی داده نشده، هیچ تعلیمی نگرفته ازی که مثلا جاهای خصوصی بدن تو کجاست؟ و هیچ کس اجازه نداره با او دست بزنه و او میدانه ایره؟ و یا شاید فکر میکنه او خب شاید زندگی نرمال ماست، شاید اتا یک تصور غلط داشته باشه کی ما خرد هستم و کسای دیگر چیز ما را استفاده میکنن و پس به او به درد و به شرم و به پنانی کلان میشه و نمیتونه یک شخص نرمال در زندگی در جامعه باشه
این خیلی واقعا دردوار است و این توجه خیلی جدی خانوادهها، بدرمادرها و جامعه ما را میتلبه که هم آموزش باشه برای کودکان و هم این که پذیرش باشه اگر کودکی آمد و یا اگر دختری آمد، اگر پسری آمد، اگر زنی آمد و مشکل خود را به سلامت رح کرد او سرزنش نشه، او حمایت شوه، او شینیده شوه و به او کمک شوه نهی که او را سرزنش کنید و گفته شما فرهنگ سکوت که اشاره کردید بگید چپته بگیر، گب نزند، نام ما بد میشه، آبروی ما میره، لازم نیست کسی بگویی، ایرا پنهان کن و بعد خود از او هم سرزنش شوه، نبایدی کارو میکردی، تو دختر یا بچه خوبی نیستی تو گفت من را گوش نکردی و چیزهای دیگر که کمک کننده نیست
و این میتونن خیلی دردوار باشه در جامعه ما وقتی میشنویم اونها خیلی تلاش میکنند از نظر ظاهری گناه را از جامعه دور کنند ولی در باطن از جامعه میبینیم که نه، حتی دخترانی که پوشیده هستند مورد آسیب خبرن
پس اینجا شخصی ثیام است، اول صحبتی داشتیم رجب متعریض درسته است و بعد قربانی و اون چی زخمهای مختلف در رجود خود داره اینجا شخصی ثیام است، او که میشنه و یک خبر داره او چی کار میکنه آیا او فرصت بتای که قربانی بتانه درد دل کنه بتانه امو دردهای شرمایی برایش شریک کنه و این شخصی ثیام او را ملومت میکنه یا میگه چب باشه ایچ کسی یا ازش حمایت میکنه و کوشش میکنه که همدمش باشه یک همدم عمد باشه و اینجا یک رولی است که ما شما همیما بینندگان بتانیم یک رول نجاتبکش در جامعه داشته باشیم
دقیقاً باز وقتا او شخص ثیام میتونه مادر یا پدر باشه و اگر مادر و پدری که مطمئنن زندگی فرزندانشان برای از اونا مهم هست به این فکر کنن که این بچه باید از همین حالا برای از او آگاهی داده شده و که او بدانه چطور با این شرایط کنار بیاید بدانه که ازای خصوصی بدنش کجا هست و اگر در چنین شرایطی قرار گرفت چی کار بکنه و بدانه که نباید بترسه و به شما بگوید سکوت نکنه و اینها همه میتونه به ما کمک بکنه که ما از این شرایط جلو گیری کنیم
خب محفظ ما خیلی امیگ و میتونه طولانی شده و میخوایم که بریم یک بخش دیگری رو ببینیم و برگردیم و در پایان یک جمبندی داشته باشیم
بتانن این را شریک بکنن، به کسی دیگر بگوید و کسی گوشی شنواد داشته باشد و باش بگوید یا این خود شخص، خود قربانی بفهمد که من مقصر نبودم، مقصر نیستم. بتانا از این احساس گناه نجات یابد، یک نوع شفای یابد که اون چیز مقصر نیست.
دقیقا، نکته خیلی خوب اشاره کردین، انگار راهکار شروع درمان نمیتونه خیلی سخت باشد. چرا؟ سخت هست. موانع خیلی سختی وجود دارد. شرم هست، فرهنگ هست و پیش داوریهای شخصی هست و یا داوری هایی که در ذهن شخص متصور میشه که این چی بگوید، من را چطور قضاوت کنند، من را چطور داوری کند یا من را سرکوفت بزنند و یا نام من را بد بکنند، همه اینها به نوعی یک مانعه میشه.
ولی شکستن سکوت اولین قدم هست که اگر کسی بتونه یه جرعت رو داشته باشه و شخص امنی را پیدا بکنه و موضوع خود را برای از اون مطرح کنه، شکستن سکوت میتونه اولین قدم هست که شفا بیایم.
و خب میشه در رابطه با موضوع میل جنسی افسارگو سیخته و شهوتی که در جامعه امروز هست، خیلی زیاد صحبت کرد. میشه در رابطه با جامعه قرب صحبت کرد که در چه مساحلی اونها افراد میکنند و میشه در رابطه با جامعه شرق و جامعه خود ما صحبت کرد که در چه مساحلی اونها تفرید میکنند.
یعنی که اصلا هیچ اطلاع رسانی نمیکنند، هیچ گب نمیزنند در رابطه با موضوع مثلا جنسی و یا مراقبتهای جنسی و یا هر چیزی که مربوط به این بحث میشه. پس اینها همگیر هستند، ولی موضوعات دیگری هم هست، شخص خود درگیر یک سری عادتهای زشت میکنند و از فضای مجازی، انترنت، موبایل و اینها استفادههای درستی نمیکنند.
درست خوب شکری را اشاره کردیم که یکی از آملای دیگه که باعث این تراما هست امی موبایل هست که فیلن محتوی بسیار تحریک کننده در دسترس همه کساس و این محتوی شخصی را تحریک میکند و ما در اونجا هم باید افسارا کنترول کنیم و امی گوگر در قوتی خود نگاه کنیم، در جای درست نگاه کنیم پس نظم و انضباط در زندگی خود در استفاده کردن از موبایل هم یک شرط مهمی هست برای همه ما، هرکجایی که داریم.
ولی دانیال جان وقت کم هست ولی ما چند وقت پیش یک داستان در کتاب مقدس را مطرق کرده ایم، امو خانم حاجر، یادتا نیست؟ و او هم زخمی شد، البته او زخمی دیگه بود ولی او رانده میشه، آجز هست، قربانی هست ولی او در دشت یک فرشته بایش حاضر میشه و این فرشته بایش چی میگه؟ خدا نزدیک دل شکستگان هست؟
این سؤال خیلی خوبی هست وقتی که از خود از او شخص پرسان بکنیم، چون در بسیار از موارد شخص درگیر چراهای زیادی میشه. مثلا میگن که چرا خدا من را در این شرایط قرار داد؟ چرا خدا اجازه داد؟ و یا پدر و مادر خود قضاوت میکنن؟ چرا پدر ایم؟ چرا مادر ایم؟ چرا جامعه من؟ چرا من خود را در این شرایط قرار دادیم؟ و چراهای زیادی هست برازی که یک شخص به این نتیجه برسه که این آسیب را داره و باید با این آسیب ادامه بته و نمیتونه شفا پیدا کنه، نمیتونه ترمیم یا آزاد شده.
ولی وقتی سوال خود را عوض کنه از چرا خارج شده و به این فکر کنه که چگونه؟ چطور؟ چطور من میتونم خود از این شرایط بیرون بکشم؟ چگونه باید خود از این شرایط بیرون بکشم؟ من حقه از این را دارم که یک زندگی خوب داشته باشم.
درسته از که یک شخصی در یک دورهی به من آسیب زده و آسیبش هم خیلی جدی و امیق هست ولی من باید ادامه بتوم. اشخاص زیادی هستن که اگر حوثلهش باشه، عزیزان اون را سرش بکنن در همینترنت و استفاده درستی از انترنت بکنن میبینن اشخاص زیادی هستن که آسیب دیدن، آسیبهای خیلی جدی و عمیق ولی تسلیم نشدن، بلند شدن و ادامه دادن و خدا بله، امید هست بسیار از انسانها تجربه نجات و شفهار داشتن و تغییر کردن و دوستان شاید شما برنامههای این خانم امریکایی هست که به نام جویس مایر معروف هست خیلی برنامههای از او به زبان فارسی دبله شده یا ترجمه شده و بین ایرانیها خیلی شهرت دارد
و این خانم جویس مایر در کودکی خود بسیار بسیار زیاد این زخمه هایی را تجربه کرد و او تانست از این زخمهها و این افسردگی بیای بیرون و نفکرت بیای بیرون و تانست آزاد شد و تانست شفایی آبد و نفکرت شفایی آبد و باعث شفای دگارهها حالایی شده سربلند شد مثل یوسف که اون بسیار چیز در چاف دارد و او هم سربلند میشه و یک نجاتهنده قوم خود میشه و مصر میشه
این خانم و کسای دیگه هست نمیفم جاش مکدول یک معلم قوی در مسیحت بوده و او هم در بچگی از طرف پدر بسیار بسیار زیاد ازید شد و خدا او را سربلند او اول بسیار نفرت داشت سخت متنفر پدر خود بود و نجات یاد و ما در کتاب مقدس میخانیم در اشیای نبی که امو شخصی که میاید از زخمهای او ما بتانیم شفای آبید
این چی پیامه هست؟ بس این کسا میتونه از زخمهای خود ایسای مسیح بتانیم زخمهای را بگذاریم بر دوش خود مسیح و این زخم از خود ما نیست، این شرم مال ما نیست، این را میگذاریم به خود ایسای مسیح ایسای مسیح به اون خانم، به اون چی گفت؟ من تو را محکوم نمی کنم، برو گناه نکنید سرزنش نکنه؟ بله بله اون خب اون گپ یک داستان دیگه هست ولی میگه من تو را محکوم نمی کنم در رابطه با زن سامری هم ایسای مسیح اون را برکت داد و اون را متوجه وضعیت خودش کرد
ولی خب در داستان زن زناکار و زن سامری خود اونها هم نخشی داشتن ولی مسیح آمد برای ترمیم برای درمان و این میتونه یکانه راهی باشه که به ما کمک بکنه و فقط یک موضوعی که ما اشاره کردیم قبلا که ما شما واقعا در هر خانه هایی که شما فیلن هستیم ما شما بتانیم اشخاص امن باشیم
این فکر میکنم یک رولی هست که ما شما بتانیم داشته باشیم دوستان به پایان برنامه امروز میرسیم وقت خیلی کمی داریم اشخاصی هستن که زخم خوردن و اشخاصی هستن که زخم میزنن و دلیل زخم زدنشان شهوت هست داود رو خداوند بخشید مزمور پنجا و یک دلیل تاهر در من بی آفرین و مسیر یوسف هم باز هست و ما میتانیم مثل یوسف رفتار کنیم اگر در چونین شرایطی هستید به داود فکر کنید که توبه کرد و به یوسف فکر کنید که مسیری خوب رو انتخاب کرد در دستان امن خداوند باشید