۳۰ دقیقه
۱۹ اُکتُبر ۲۰۱۸
رونویسی توسط هوش مصنوعی
پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های التان پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پنجره دون پیش از این که به اصل موضوع بپردازیم یا اصل موضوع رو شروع کنیم کلمات ساده گفتیم استفاده کنیم از شما یک سوال میکنیم که آیا شما گاهی فکر کده این که در زندگی تان یک خواب و خیال داشته باشین؟ یعنی یک خواب و خیال یک هدف یک آرزوی نیک و خوب داشته باشین که نه تنها او رو داشته باشین اگر از هر کسی امروز پرسان کنی از هر افغانی که پرسان کنی میگه آرزوی من ای است که در کشور ما سال هبید درست است آرزوی من ای است که مثلا آرامی شوید امنیت شوید کار پیدا کنم آرزوی من ای است که زندگی خود رو بسازم آرزوی من ای است که مثلا یک خانه داشته باشم یا مثلا آرسی کنم ازدواج آرزو هی است که ما میگیم که کوطا مدد درست است، نی؟ واییک آرزو و خیال بسیار عمومی و کلان است اگر ما ای رو داشته باشیم ای توی یک آرزو بزرگی داشته باشیم که بر همیش باشه درست است آرزو خیال دائمی همیش یکی کالجان یکی خوا آرزو و خواب و خیال است که ما داریم بله یکی او می است که دی خواب و خیال رو که داریم چقدر ما برای ای دایی کوشش میکنیم چقدر تلاش میکنیم که ای خواب و خیال خدا ما بدست بینیم ما بتوانیم که سر از ای کار کنیم چقدر پشت کار داریم که من تلاش مایکنیم کی ای خواب و خیال ما بعگاه ده شود یا بدست ما بیارید بله دوست عزیز و نگفته نمونه که ما بیندون خواب و خیال بیدون آرزو و بیدون یک هدف هرگز نمیتونیم که زندگی خوب و زندگی جالب و موافق داشته باشیم نه تنها برای خود ما شخصا بلکه برای خانواده ما ما باید که برای اطفال خود یک خواب و خیال داشته باشیم من میفهم که بسیاریت البته به این موافق است که مثلا تفلایشون به مکتب برد تفلایشون تحصیل کنه درست است و تحصیلات عالی داشته باشن داکتر شوند انجینیر شوند ولی گب دیگه است که ما ازی کده هم بالاتر آرزو و خیالی داریم یعنی در این قسمت است که ما میخواییم که یک داستانی را از زندگی حضرت یوسف بر شما پیشکاش کنیم ببینیم که یوسف چی خواب و خیال داشت و چطور تانست که به کمک خدا به این آرزو و خیال خود برسه و ما میخواییم که این داستانه از کتاب مقدس بر شما تعریف کنیم خب یکی پیش از این که از کتاب مقدس شروع کنیم بخانیم یا این داستانه قصه کنیم ما میبینیم که مثلا ما از طفولیت در مورد یوسف زیاد شنیده بودم نزیده جان خود شنیده بودیم و این قصه یوسف همیشه سرزبان ها بوده که مردم ما میگن یوسف ظلی خواهد بایدا میخواهد باید قوالی یوسف ظلی خواهد درست است بسیار بایدا است و داستان مشهور است در افغانستان ولی اصل منشایش اصل داستان اصلی که اولین بار به زبان عبرانی نشته شده و در کتاب مقدس در جست بوده ای جست دوستهایی اگر میخوایین که اصل داستانه بشنوین و بفهمین و این که چی پلان داره یعنی که تنها ما ایمان داریم به خدا ایمان داریم به انبیاء ایمان داریم به حضرت یوسف یکی از پیغمبرهای ماست ولی تنها ایمان کفایت نمیکنه ما باید که به داستان زندگی ازو مراجعه کنیم و ببینیم که از او چی یاد میگیریم درست است امروز میخواییم که در این مورد با شما صحبت کنیم که یوسف آدمی بود که خواب خیال عالی داشت و ما یک قسمت را شروع میکنیم بختر که امکار تخنیکی ما اشاره میکنند که یک دقه مانده پیش از این نخیرم در نحضر سرود گوش به من که شروع میکنم و بعد از آن ادامه میتونم بهغ servers و یوصف یکی از اولادای یعقوب بود خب ای که چطور مثلا یوصف یعقوب با بیشتر از تمام دیگر اولادای خود دوست داشت ای ده اینجا ما میبینیم که یک فرق برای زود داده بود برای یوصف یوصف از زیادتر دوست داشت و برای زود یک چپن یا چه میگن یک چپن دیگر چپن دراز و رنگه ساخته بود و ای باعث از ای شد دیگر بیادر های از ای در مقابل از ای حسادت کن و ای حسادت همیشه وجود داشت و یعقوب میخواست که بچه یوصف همیشه برکت داشته باشد و او رو روان میکد پیش اینا کلشان به صلاح چپن بودند و یعقوب بچه خود روان میکد پیش بیادر هایش که اول از اینا رو بیارد اول اشان رو بگیرد که در چی حالت هستند و بعدش خب بر از ای که ای سرود بشناییم ما در اینجا توقف میدیم به داستان و بعد از ای که سرود تماشا کردیم برگشت میکنیم و به صحبتهای خود اتمام میدیم بیا ای دوستا دشمن نباشه رفیقه رای عهری من نباشه بیا ای دوستا دشمن نباشه رفیقه رای عهری من نباشه بود شیرین شراب زندگانی اگر ما شفته مرده نباشه بیا ای دوستا دشمن نباشه رفیقه رای عهری من نباشه نوای بلبلان باید برارم مرده نالا و شیبا نباشم بیا ای دوستا دشمن نباشم رفیقه رای عهری من نباشم بیا ای دوستا دشمن نباشم رفیقه رای عهری من نباشم چرا آتش زنم براشی یا نه چرا ما بانی گلشا نباشیم بیا ای دوستا دشمن نباشم رفیقه رای عهری من نباشم بیا ای دوستا دشمن نباشم رفیقه رای عهری من نباشم بطن های بی میره دین تنه ما اگر یک روحان در تنه باشه بیا ای دوستا دشمن نباشم رفیقه رای عهری من نباشم بیا ای دوستا دشمن نباشم رفیقه رای عهری من نباشم در علم ملت باکی نمونه چودر اندشای میهن نباشیم بیا ای دوستا دشمن نباشم رفیقه رای عهری من نباشم بود شیرین چرا به زندگانی اگر ما عاشق مردن نباشیم بیا ای دوستا دشمن نباشم رفیقه رای عهری من نباشم بیا ای دوستا دشمن نباشم رفیقه رای عهری من نباشم بیا ای دوستا دشمن نباشم رفیقه رای عهری من نباشم چقدر حالی خواد بوده که سلف و سلامتی بیاید افغانستان اگر دشمن عهری من نباشد کل دوست برادر باهم باشد سلامتی زودتر میاد افغانستان این هم یکی از آرزو هاییم است یکی از خواب و خیال ماست دوستای عزیز وقت که در مورد خواب و خیال در مورد آرزو گپ می زنیم از هم اولتر باید که از خود شروع کنیم یکی خواب و خیال مجموعی است که مثلا در کشور ما امنیت باشه و دشمنی نباشه و این و آر مثل که ای سروت گفت یکی که ما از خود شروع می کنیم درست است خود ما شخصا یعنی مسئولیت ما چی است ما چی کدا می تنیم یعنی شاید بسیار کارای کلان کدا نتنیم ولی امو که کمک که مسئولیت خود پیش ببریم هر کس کم مسئولیت خود پیش ببره آنها به هدف خود می رسیم به هدف سلح و امنیت خب یکی سلح امنیت حتی سلح امنیت هم وقتی می گیم سلامتی یکی سلامتی معقدی است که در این دنیا استیم ولی کلام خدا در مورد سلح و سلامتی جاویدانی صحبت میکنه خب برگشت میکنیم به داستان یوسف گفتیم که یعقوب دوازده پسر داشت و یکی از پسرهایی یوسف بود و یوسفها بسیار دوست داشت بر از او چپن رنگ آرنگ ساخته بود و دیگر بیادرهای اصادت میکدن و آره میخواییم که دو خواب یوسفها بر شما از کتاب مقدس بخانیم و بعدش در موردش صحبت کنیم خواب اولش شی بود که میگه یک شب یوسف خوابی دید وقتی خواب خود را برای برادران خود تعریف کرد آنها زیادتر بد بین او شدند یوسف گفت گوش کنید چه خوابی دیدم؟ ما همه در مزرعه مشغول بستن خوشه های گندم بودیم خوشه های گندم من بلند شد و راست استاد خوشه های گندم شما دور خوشه های گندم من استادند و در مقابل آن تعظیم کردند این یک خوابی دیده بود برادرانش گفتند آیا فکر میکنی که توپات شا و فرمان روای ما میشویی؟ پس بخاطر خوابی که یوسف دیده بود و برای آنها تعریف کرده بود بد بینی آنها زیادتر شد زیادتر در مقابل یوسف حسادت میکدند یک خواب دیگه هم یوسف دید یوسف خواب دیگه رو دید و به برادران خود گفت من خواب دیگه رو دیدم خواب دیدم که آفتاب و محتاب و یازده ستاره بمن تعظیم کردند و یازده ستاره بمن تعظیم کردند او این خواب را برای پدر خود هم تعریف کرد پدرش او را سرزنش کرد و گفت این چی خوابه است که دیده ای؟ آیا فکر میکنی که من و مادرت و برادرانت آمده در مقابل تو تعظیم میکنیم برادران یوسف بالای اوقع شدند اما پدرش این موضوع را بخاطر سپرد یعنی وقتی که خود یازده خاندی بخاطر که دوازده هم خودش بود دوازده هم خودش بود در اینجا باید دیدیم که یازده نشته است یا دوازده باید دقیق بنیم یک ذره پرسان کنیم خب برشت دوست های چیست وقتی که این خواب ها را برادرهای خود و پدر مادر خود قصه میکنه یوسف کسی بود یک شخصیت بود که واقعا خدا را دوست داشت وگرچه که یوسف وقتی که این خواب ها را تعریف میکنه همونطور که گفتیم این خواب خیال است که همیشه در فکرش است و میخواهی که به این آرزوی خود برسه و این خواب بود که خداوند برش داده بود گرسه که بر از اونا رشخندی مالم شد بیادراش تمسخور کدند تو چی میخوایی که سرما پادشا شویی یا پدر مادرش سرزو اتکا و پتکا کدند که چی خواب دیدی تو میخوایی که ما و مادرت و کل بیادرات بیم درمقابل تو تعظیم کنیم سجده کنیم این خواب احمقانه است ولی یعقوب که خداوند برزو وعده کده بود که نسل از او را برکت میده اما با او باصد از نزیره جان خواند این موضوع را پدرش یعقوب در دل خود نگاه می کند به خاطر خود می داشته باشه بخاطر ازی که خواب خیال که اگر ما داشته باشیم و خداوند در او و او خواب و خیال خداوند در فکر ما در ذهن ما در زندگی ما داده باشه و ما به خداوند اتکا کنیم به کمک خدا می تانیم که پیش بریم و به او خواب و خیال خود برسیم و سر هر نوع شعراتی که سر ما بیاید، سختی ها بیاید بعد ما می دهیم که یوسف چقدر بخاطر این خواب ها و بخاطر این حسادت که برادراش داشتند، چقدر سر از او ظلم کردند و او را فروختند به قسم برده ولی باسم چون که خداوند با یوسف بود و او محفق شد و این خواب که یوسف دیده بود، این کمکش کرد یعنی خداوند یک شکل بر از او فهمان که تو دهنده اینتو یک کسی می شی و یوسف اطمان ایمانش زیادتر شده به خداوند در این قسمت که خداوند برش کمکش کرد، رهنمائیش کرد که اینتو یک چیزه هست و یوسف کوشش کرد بعد از او که به اون خواب و خیال خود برسانه یعنی اون چیز دیگه کرده نمی تانه غیر از این که حوصله مندیش زیاد شده باشد، کوشش میکدد که حوصله کند در هر چیز مشکلات رو که دمروش آمد، او احساس میکدد که خداوند امرایش هست و به صلاح کمک شده بود، خداوند امرایش بود و در هر قسمت، در هر مشکلات خداوند او را کمک میکدد و امی بود که در هر جای محفق می شده چون که خدا با یوسف بود و در هر کار خود محفق می شد بیاین که آن با یک مذمور از کتاب زبور شریف گوش بدیم زمین و همه چیزی که در آن است، به خداوند تعلق دارد او مالک جهان و همه موجودات آن است زیرا که او اساس زمین را بر بهرها نهاد و آن را بر دریاها استوار کرد کیست که به کوی خداوند بالا رود و کیست که به جایگاه مقدس و داخل شود آن کسی که دستش به گناه آلودن نشده و دل پاک داشته باشد آن کسی که بدپرستی نمی کند و قسم دروغ نمی خورد آن شخص برکت را از خداوند دریافت می کند و عدالت را از خدای نجات خود این است کسی که جویای خداوند می باشد جویای روی تو ای خدای یقوب ای دروازه ها باز شوید ای درهای عبدی گوشوده شوید تا پادشاه جلال داخل شود این پادشاه جلال کیست؟ او خداوند قادر متعال است که در جنگ ها شکست نمی خورد ای دروازه ها باز شوید ای درهای عبدی گوشوده شوید تا پادشاه جلال داخل شود این پادشاه جلال کیست؟ او خداوند قادر مطلق و همان پادشاه جلال است خداوند خدای ما خالق زمین و آسمان است و او ما را در این دنیا پیدا کده بخاطر از این که بر هر کدام ما خواب و خیالی داره خدای ما خدای از که پلان ها داره خواب و خیالی داره بر خاطر هر کدام ما شما پس دعای مایی است و آرزای مایی است که شما بتانین که خواب و خیال خدا را اراده خدا را، خواست خدا را، حدف خدا را در زندگی تان درک کنین که بسیار عالی است و او را نادیده نگیریم بخاطر از این که یکان دفعه آدم خواب و خیال می داشته باشه که از جانب خداوند می باشه ولی او را نادیده می گیره، سرش فکر نمیکنه یا اصلا در اول خب نمی فهمند درسته که خواب و خیال خدا چی است یا اراده خدا چی است در زندگی ما ولی اگر ما ارقدر به خداوند نزدیک باشیم و به خداوند ایمان داشته باشیم خداوند واضعه تر و ساده تر امراه ما صحبت میکنه و ما متوجه می شیم که آیا این خیال خواب و خیال از جانب خداوند است یا نیست بله، بله وقتی زمان فهمیدم که از جانب خداوند است باس در اون مورد دعا میکنیم از خداوند میخواییم زیادتر میخواییم که ما را کمک کند تا به اون خواب و خیال که خداوند برما در قلب ما گذاشته ما به طرف از اون پیش بریم و محفق شیم در زمان بله، پس دوسته ازیز اگر شما خواب و خیال دارید در مورد شخص خودتان در مورد اطفالتان در مورد خانوادهتان در مورد کشورتان شما اون را پیش خداوند بگذارید شما بینید که خداوند چقدر بر شما کمک میده امتحان که کمک میکن امتحان که یوسف در هر قدم زندگیش محفق ساخته کلام خدا میگه که هر جایی که یوسف میرفت هر کار را که انجام میداد او محفق بود بخاطر ازی که خدا با او بود خدا با یوسف بود گرچه که او یک غلام بود یک غلام که خریده شده بود در اول در اول و رفت و چقدر محبوبیت پیدا کد چقدر با مهربانی و شفقه از امرای مردم رفتار میکد چقدر صداقت داشت که این صداقتش و این مهربانیش و این ایمانش بخداوند باعث شد که حتی کسایی که حتی فرهان کسایی که به خدا اصلا ایمان نداشتند اون کسا سرش بابر کنند و بسیار یک کار خوب یعنی فرماند یا صدر ازم صدر ازم مصر مقرر شد بالاخره یوسف و او باعث شد که قوم اسرائیل یعنی یعقوب و تمام خاندانش که در کنان در سختی و در قهتی قرار داشتند و زندگیشان در خطر بود اونها را نجات بده یعنی خواب خیال که یوسف داشت و وفاداری که به خدا داشت او را خداوند استفاده که تا که یک قوم بزرگ از مرگ نجات بده یعنی باعث شد که مردم دیگه برکت ببینند اینقدر برکت زیاد خداوند برازی داده بود که باعث برکت دیگه را شد باعث برکت فامیل خواد و حتی از قوم های دیگه شد بله بله واقعا و امروز ما میریم که برکات قوم اسرائیل بر ما رسیده دوست های سیز شما به هر ایمان که استین مثلا اگر مسلمان استین یا پیروی سایی مسیح استین در هر دین و مذهب که استین این را باید داشته باشین که تمام برکات که خدا این دنیا را خرق کده و برما آماده کده این برکات از طریق یعقوب از طریق ابراهیم یعقوب یوسف و بالاخره از طریق ایسای مسیح برما رسیده زندگی یوسف نمونه از زندگی ایسای مسیح است یوسف پدرش دوست داشت یوسف پیش برادراش روان میکد و خوش از اون ها را بیره یوسف را گرفتن و چاه انداختن بالاخره او را به قسم غلام فروختن با چند سکه نقره و بالاخره او رفت و غلام شد ولی بالاخره خداوند چون با او بود او را به مقام سر را از این مصر مقرر کد و رساند و او قوم خود را نجاد داد با این شکل ایسای مسیح که از جانب پدر یعنی خدا خدای پدر در این دنیا آماد به خاطر ما جان داد زجر کشید جان داد ولی او دوباره قیام کد و اون روز نجاد هنده ای ما است و اگر شما کلام خدا را بخانید دوست های عزیز پیدا کنین بخانید و بشنوین من باور دارم که از پلان های خدا آگاه میشین چی وقت ما میتونیم از پلان های خدا آگاه شیم وقتی کلام خدا را بخانیم وقتی کتاب مقدس را پیدا کنیم بخانیم در اون وقت ما میفنیم که خدا از ما چی میخوای چرا که این مکاشفه تمامی پلان های خدا است از الف تا بیا ایسای مسیح میگه میگه من الف و یا هستم من اول و آخر هستم هیچ کسی پیش از من نبوده و هیچ کسی بعد از من نخواد بود او از که میتونه ما را نجاد بده یوسف قوم خود را نجاد داد اسرائیل را نجاد داد ایسای مسیح همه دنیا را هر کسی که با اوی ایمان بیا او را نجاد میده میگه که خدا جهان را انقدر محبت نمود که یگانه پسر خود را داد تا هر که با او ایمان آورد حلاک نگردد بلکه صاحب زندگی عبدی شود خدا منتظر شما است که به طرف از او برگشت کنید به همین آرزوی که شما اگر داشته باشید و امیدوار هستیم که داشته باشید برنامه امروزی رو به تمام است خاتمه میدیم به برنامه خود و تا برنامه آینده شما را به خداوند بسیاریم خداحافظ دستای عزیز خداحافظ ناصرم موسیقی موسیقی